Tag Archives: آب

خبرگزاری آريا – آب آلوده ۱۳ نفر را مسموم کرد


آب آلوده 13 نفر را مسموم کرد

خبرگزاري آريا-سخنگوي اورژانس کشور گفت: بر اثر مصرف چاي با آب آلوده در يک کارگاه صنعتي در باقرشهر ۱۳ نفر مسموم شدند.
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از صدا و سيما، مجتبي خالدي گفت: صبح امروز گزارشي مبني بر مسموميت تعدادي از شهروندان در يک کارگاه صنعتي به مرکز ۱۱۵ اورژانس تهران ارسال شد که بلافاصله تکنسين‌هاي اورژانس براي اقدامات لازم به محل حادثه اعزام شدند و پس از بررسي‌هاي اوليه مشخص شد ۸ مرد و ۵ زن ۱۷ تا ۳۶ ساله بر اثر مصرف چاي تهيه شده از آب آلوده دچار مسموميت شدند که ۱۱ نفر آن‌ها به بيمارستان لقمان و ۲ نفر به بيمارستان بهارلو انتقال پيدا کردند.
وي گفت: مسمومان بعد از تعويض دستگاه تصفيه آب و استفاده نکردن از آن دچار اين حادثه شدند.


در دوران بارداری آب ولرم بنوشید


برترین ها – ترجمه از هدی بانکی: زنان در دوران بارداری توجه ویژه‌ای به سلامت خود دارند و بینهایت در کارهایی که انجام می‌دهند و انتخاب‌هایی که می‌کنند دقت به خرج می‌دهند. نه فقط مادر باردار، بلکه دوستان و خانواده نیز در این مورد مراقب و هوشیارند. به همین دلیل است که درست از زمانی که خبر خوش بارداری‌تان را به آنها می‌دهید، باران توصیه‌ها و پیشنهادها بر سرتان می‌بارد. اما یک چیزی که ممکن است زیاد در مورد آن نشنیده باشید، نیاز به نوشیدن مقدار مناسبی از آب به طور روزانه است. آب که عنصر حیات است، بیش از ۵۰ درصد از وزن بدن را تشکیل می‌دهد.

دریافت آب کافی به شما کمک می‌کند هیدراته بمانید، سم زدایی کنید و انرژی داشته باشید. نوشیدن مایعات بیشتر کمک‌تان می‌کند از نگهداشت آب اضافی در بدن‌تان پیشگیری شود. و بدون تردید آب منجر به رشد مناسب جنین می‌شود. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۰۲ انجام شد گزارش کرده است که نیاز به مایعات در دوران بارداری به طور کلی بیشتر می‌شود تا حامی تحرک جنین، مایع آمنیون و حجم بیشتری از خون باشد.

از این رو آب، تغذیه‌ی مهمی برای مادران باردار و جنین در حال رشدشان است. نوشیدن آب معمولی بسیار مفید است و آب گرم از آن هم مفیدتر. کارشناسان عقیده دارند نوشیدن آب ولرم طی دوران بارداری هم برای سلامت مادر و هم برای سلامت جنین خوب است.

چرا باید در دوران بارداری آب ولرم بنوشید؟

۱٫ پاکسازی سیستم گوارش

شروع روز با یک لیوان آب ولرم کمک می‌کند تا سیستم گوارش فعال شده و به خوبی کار کرد و سمومی را که در طول شب جمع کرده دفع کند. تجمع سموم زیاد در بدن اغلب موجب مشکلات گوارشی می‌شود.

همچنین آب گرم می‌تواند بافت‌های چربی بدن را که ممکن است باعث مشکلات گوارشی شوند ذوب کند. از سویی دیگر، نوشیدن آب سرد حین دوران بارداری و یا بعد از غذا منجر به تشکیل چربی در روده‌ها می‌شود.

۲٫ پیشگیری از یبوست

یبوست، یکی از مشکلات رایج دوران بارداری است که می‌توانید با نوشیدن آب ولرم از آن پیشگیری کنید. یبوست یعنی اینکه نتوانید به راحتی دفع کنید و برای فرایند دفع نیاز به فشار زیادی داشته باشید. یبوست اساسا به دلیل کمبود آب در بدن روی می‌دهد. نوشیدن یک یا دو لیوان آب گرم در صبح با معده خالی کمک می‌کند اجابت مزاج بهتری داشته باشید. آب گرم برای تجزیه‌ی غذا مفید بوده و باعث می‌شود به راحتی از روده‌ها عبور کنند.

۳٫ بهبود گردش خون

نوشیدن آب گرم به بهبود جریان خون در بدن کمک می‌کند. آب گرم مانند رگ گشا عمل می‌کند، یعنی رگهای خونی را گشاد می‌کند و در نتیجه گردش خون را در سراسر بدن بهبود می‌دهد. گردش خون بهتر در بدن یعنی جریان اکسیژن و مواد مغذی بهتر به سمت عضلات و البته جنین‌تان. ضمنا بهبود جریان خون برای سیستم ایمنی‌تان بهتر بوده و در برابر بیماریها دفاع قوی‌تری از شما می‌کند.

۴٫ تقویت بنیه و انرژی

خستگی و ناتوانی در دوران بارداری به علت تغییرات هورمونی و تغییرات بدنی که طی پروسه‌ی بارداری روی می‌دهد طبیعی است. اما با نوشیدن آب گرم می‌توانید بنیه و انرژی‌تان را تقویت کنید. آب گرم، سمومی را که در بدن‌تان می‌چرخند دفع کرده و گردش خون را بهتر می‌کند و این برای عملکرد عضلات و فعالیت عصب‌ها مهم است.

همچنین مصرف آب ولرم از دهیدراته شدن بدن و خستگی آدرنال جلوگیری می‌کند. روزانه یک لیوان آب گرم مخصوصا همراه با کمی آبلیمو، انرژی خوبی به شما می‌دهد تا بتوانید بر خستگی بارداری غلبه کنید.

۵٫ تقویت سلامت ریه‌ها

مریض شدن در دوران بارداری برای شما و جنین‌تان خوب نیست. نوشیدن آب گرم باعث تقویت سلامت برونش‌ها شده و احتمال عفونت‌های گلو، سرماخوردگی، سرفه و آنفلوآنزا را کاهش می‌دهد.

گرمای آب گرم، بخار تولید می‌کند. بنابراین وقتی یک فنجان آب گرم در دست‌تان می‌گیرید، سینوس‌های مسدود شده باز شده و حتی گلو درد ناشی از ترشحات تسکین می‌یابد. بخار آب گرم، گرفتگی بینی را نیز برطرف می‌کند. در دوران بارداری خیلی مهم است که از بروز هر نوع عفونتی که نیاز به دارو دارد پیشگیری کنید چون داروها برای جنین‌تان عوارض جانبی ناخوشایندی دارند.

نکات مهم در مورد نوشیدن آب برای زنان باردار

. شما باید روزانه ۸ تا ۱۰ لیوان آب بنوشید تا بدن‌تان به خوبی آبرسانی شده و عملکرد سالمی داشته باشد.

. لازم نیست بیش از حد توان‌تان آب گرم بنوشید، تنها ۲ تا ۳ فنجان آب گرم در روز کافیست تا از فواید آن بهره مند شوید. آبی که می‌نوشید باید نیم گرم یا ولرم باشد، نه داغ.

. بهتر است آب شیر را ننوشید چون حاوی املاح زیادی است که آسیب جدی به شما و جنین‌تان می‌زند. همیشه آب جوشیده یا فیلتر شده بنوشید.. نیاز شما به آب ممکن است بسته به شرایط آب و هوایی و فعالیت روزانه‌تان افزایش پیدا کند.

. بعد از پیاده روی یا سایر ورزش‌های سبک، مقداری آب بنوشید تا مایعات از دست رفته از بدن را جبران کنید.

. به غیر از آب، می‌توانید از میوه‌ها و سبزی‌هایی که محتوای آب زیادی دارند نیز در رژیم غذایی خود استفاده کنید.

. آبمیوه‌ی تازه، آب سبزیجات، عصاره‌ی قلم و سوپ هم می‌توانند کمک زیادی به هیدراته ماندن بدن بکنند.

. وقتی بیرون می‌روید، حتما یک بطری آب با خود داشته باشید.


چرا باید در محل کار بیشتر آب بخوریم؟


وب سایت بدونیم: می دانیم که بیشتر وقتمان را در محیط کار می گذرانیم. به طور میانگین یک انسان عادی ۹۰ هزار ساعت از عمرش را در محل کار می گذراند. معمولا کم اهمیت ترین موضوع در محل کار، سلامت است. تنها چیزهایی که ذهنمان را مشغول خود می کند نشستن پشت میز کار، رفتن از جلسه ای به جلسه دیگر، و انجام دادن وظایف کاری است.

در ژاپن که مردم بیشترین ساعات کاری را دارند (۶۰ الی ۷۰ ساعت در هفته) سالیانه حدود ۱۰ هزار نفر پشت میز کار می میرند که به پدیده کاروشی یعنی مرگ ناشی از کار زیاد معروف است. این مسئله به ما اهمیت مراقبت از سلامت در محل کار را یادآوری می کند و مهم ترین مسئله مربوط به سلامت در محیط کار مسئله آبرسانی است.

معمولا در محل کار آب خوردن را فراموش می کنیم و برای سرحال شدن بیشتر چای یا قهوه می خوریم که به دلیل ادرارآور بودنشان آب بیشتری از بدن خارج می کنند و منجر به دهیدراته شدن بدن می شوند.

چرا باید در محل کار بیشتر آب بخوریم؟

 

کم آبی: قاتل خاموش

همه می دانیم که برای سالم ماندن باید آب بیشتری بخوریم. در واقع ۶۰ درصد بدن را آب تشکیل می دهد. مشکل اینجاست که شاید مشکل کم آبی را مثل مشکلات سلامتی دیگر (کمر درد به دلیل نشستن زیاد پشت میز، یا خستگی چشم به دلیل چشم دوختن به کامپیوتر) احساس نکنید.

آبرسانی مرتب مفاصل و چشم ها را روان می کند، پوست را سالم نگه می دارد، گوارش را در حالت مطلوب نگه می دارد، سموم بدن را از بین می برد و انرژی تولید شده از طریق سلول ها را بیشتر می کند. اما عدم آبرسانی تعادل قند و نمک را در بدن به هم می ریزد و مشکلات سلامتی بیشتری را بوجود می آورد.

پس اگر در محل کار احساس سردرد یا ضعف کردید دنبال خوراکی یا میان وعده نروید فقط کافی است یک لیوان آب بنوشید.

کم آبی چگونه روی سازندگی تاثیر می گذارد

شاید از فواید نوشیدن آب کافی و تاثیر آن روی سلامت و موقعیت کاری اطلاعات چندانی نداشته باشید و به همین دلیل با وجود این که می دانید آب به اندازه کافی نمی خورید نوشیدن آن در محل کار را هم نادیده می گیرید.

وقتی دچار مشکلات سلامتی مثل خستگی، سر درد، افزایش وزن، فشار خون بالا، و مشکلات کلیه می شویم به این فکر نمی کنیم که شاید آب کافی نمی خوریم. وقتی دچار این مشکلات می شویم، با سردرد به خانه می رویم و نمی توانیم به خوبی تمرکز کنیم به کار و همکارانمان نیز به طور غیر مستقیم آسیب می رسانیم. در نتیجه سازندگی کمتری در مجیط کارمان خواهیم داشت.

علائم کم آبی چیست؟

هیچوقت متوجه نمی شویم که بدنمان در طول روز چقدر آب از دست می دهد و آبرسانی مجدد چقدر اهمیت دارد. عرق کردن، توالت رفتن و حتی تنفس هم آب زیادی از بدن مصرف می کند.

علائم کم آبی شامل: خشکی دهان، خستگی، سردرد، کم ادراری و عدم تمرکز می باشد.

علائم کم آبی شدید شامل:
کج خلقی، گیجی، تشنگی شدید، تپش قلب بالا، سرعت تنفس بالا  و ادرار نکردن یا ادرار تیره می باشد.

چگونه می توان از کم آبی بدن در محل کار جلوگیری کرد؟

باید بدانیم که کم آبی بدن علاوه بر زندگی روزانه در موقعیت کاری مان هم تاثیر مخرب دارد. به روش های مختلفی می توانیم خودمان و همکارانمان را تشویق به آب خوردن کنیم.

یک برنامه آبرسانی در محیط کار تنظیم کنید

برای آبرسانی به بدن باید همکاران و کارمندان را به این کار تشویق کرد که این کار را می توان با برنامه ریزی های ساده و کارآمد به انجام رساند. از جمله موارد زیر:

دسترسی به آب را برای کارمندان آسان کنید: به عنوان مثل بطری آب به کارمندان بدهید یا چند ایستگاه آب تعبیه کنید. با این کار آن ها را تشویق به آب خوردن می کنید.

آموزش دهید: درست است که همه ما می دانیم نوشیدن آب برای بدن ضروری است اما این کار را نمیکنیم. پس باید به آن ها آموزش بدهیم. به عنوان مثال پوسترهای آموزشی که اهمیت آبرسانی و عوارض کم آبی بدن را نشان می دهد استفاده کنید.

به آب ساده تنوع بدهید: یکی از دلایلی که باعث می شود زیاد تمایلی به آب خوردن نشان ندهیم طعم نداشتن و کسل کننده بودن آن است. به همین دلیل است که بیشتر سراغ نوشیدنی های گازدار و انرژی زا می رویم. پس بیایید به آب تنوع بدهیم مثلا با آبمیوه یخ درست کنیم و آن را به آب اضافه کنیم. داخل بطری آب میوه هایی مثل خیار، پرتقال، لیمو بریزیم.

نوشیدنی های گازدار و ورزشی نخورید: نوشیدنی های انرژی زا و گازدار را از محیط کار حذف کنید تا کارمندها مجبور باشند از مایعات سالم تری برای رفع تشنگی استفاده کنند.

چگونه متوجه شویم که به بدن به اندازه کافی آبرسانی شده است؟

نوشیدن آب باید کم کم تبدیل به عادت شود. به روش های مختلفی می توانید این کار را به عادت روزانه تبدیل کنید.

همیشه یک بطری آب همراه خود داشته باشید: با به همراه داشتن بطری آب همیشه یادتان می ماند که باید آب بخورید بنابراین حتی زمانی که سرتان شلوغ هم باشد دیگر بهانه ای برای آب نخوردن نخواهید داشت.

غذاهای آبکی بخورید: میوه هایی مثل طالبی، سیب، پرتقال به بدن آبرسانی می کند. بنابراین آن ها را به عنوان میان وعده بخورید.

خودتان را به چالش بیندازید: یک پارچ آب پر کنید و روی میز قرار دهید و به خودتان قول بدهید که تا زمان رفتن به خانه آن را تمام کنید.

مصرف چای و قهوه را کم کنید: برای سرحال ماندن بیشتر به سمت چای و قهوه می رویم اما واقعیت این است که آب بیشتر از قهوه کمکمان می کند. پس مصرف چای و قهوه را کم کنید و آب را جایگزینش کنید.

هرگز فواید نوشیدن آب در موقعیت کاری را فراموش نکنید. مثلا افزایش انرژی، تمرکز، از بین بردن خستگی و بالا نرفتن وزن، بهتر شدن پوست، از بین رفتن سموم بدن، تقویت دستگاه گوارش و سیستم ایمنی بدن، کاهش سر درد و از همه مهم تر وقتی عملکرد بدن خوب و سالم باشد احساس بهتری خواهید داشت و بهتر هم کار خواهید کرد.


چند ترکیب خانگی برای آب کردن شکم و پهلو



لیمو و عسل ترکیب شگفت انگیز

یکی از راههای خانگی برای خلاص شدن از چربیهای دور شکم استفاده از لیمو و عسله. آب چند عدد لیمو ی تازه را گرفته و به همراه یک قاشق عسل و مقداری آب با هم مخلوط کنید. آنقدر هم بزنید تا عسل به خورد آب بره. این معجون را صبح زود با معده خالی نوش جان کنید. این نوشیدنی حرکات روده را تنظیم و همچنین پوستتون را روشن و شفاف میکنه.

چای سبز چربی سوز مؤثر

برای اینکه چربی های دور شکم را از بین ببرید چای سبز را نادیده نگیرین. این گیاه دارای خواص زیادیه و غنی از آنتی اکسیدانهاست که میتونه بدنتون را بدون خوردن غذا تا چندین ساعت نگه داره و احساس سیری بهتون دست بده. اگه میخواین به نتیجه بهتر و سریعتری برسین باید چای سبز را بدون شکر استفاده کنید.

 کدو سبز

کدو یکی از سبزیجات بسیار و سالم و مغذی و غنی از فیبر است. کدو همچنین اثر خنک کننده بر روی معدتون داره. وجود فیبر میتونه ساعتها انرژی بدنتون را تامین کنه بدون اینکه احساس ضعف کنین. با گنجوندن کدو و آب این سبزی در رژیم غذایی دیگر نگران چربی دور شکم و پهلوی خود نباشین.

سرکه سیب

سرکه سیب هم یکی دیگه از موادیه که میتونه چربی دور شکم و پهلو را از بین ببره. این سرکه را با مقداری آب مخلوط کنین و بنوشید. این ماده هضم را بهبود بخشیده و همچنین کمک میکنه تا از کلسترول بد در امان باشین. سرکه سیب سوخت و ساز بدن را افزایش و اشتها را کاهش میده. بنابراین آن را از قلم نیندازین.

آب جعفری

جعفری هم از دسته سبزیجاتیه که بسیاری از ماها اونو نادیده میگیریم و استفاده چندانی ازش نمیکنیم، غافل از اینکه یکی از پرفایده ترین سبزیجاته. جعفری برای کلیه ها عالی و تقریبا بدون چربیه. آب جعفری میتونه به از دست دادن چربی و سم زدایی بدن کمک فراوونی بکنه.

عصاره ی طبیعی زغال اخته

ذغال اخته بخاطر طعم خاصی که داره خیلی از افراد ازش استفاده نمیکنن. این میوه دارای آنتی اکسیدانهای فراوان و ویتامین C بوده که به از دست دادن چربی کمک میکنه. آب زغال اخته یک چربی سوز مؤثر هست.

سیب پخته

این میوه یکی از بهترین راهها برای از بین بردن چربی دور شکمه. سیب پخته فواید زیادی برای بدن داره. با خوردن سیب در یک وعده غذایی مقدار قابل توجهی فیبر و آهن و مواد مغذی دیگه به بدنتون ترزیق میکنین. سیب پخته هضم غذا را آسان میکنه پس علاوه بر چربی سوزی برای افرادی که در هضم دجار مشکلن هم مفیده.

چای قاصدک

یکی دیگه از داروهای خانگی موثر برای از بین چربی چای قاصدکه. این گیاه زیبا دارای ویتامینهای زیاد و پتاسیم فراوانیه که به بدن کمک میکنه تا آب اضافی را کاهش بده. علاوه بر این در دفع سموم بدن به ویژه نفخ شکم کمک میکنه.

فلفل و زنجبیل

این دو ادویه به طور طبیعی قاتل چربی های شکمی هستن. فلفل تازه و زنجبیل را با هم در ظرفی مخلوط کرده و یک ترکیب گیاهی برای خود تهیه کنید. این ترکیب سوخت و ساز را افزایش و چربی بیش از حد دور شکم و پهلو را میسوزونه.


مضرات نخوردن آب به اندازه کافی


برترین ها – احسان درخشنده: «آب مایه‌ی حیات است». این جمله را به کَرّات همه‌ی ما شنیده‌ایم. ارزش و اهمیت آب بر هیچ کدام از ما پوشیده نیست. برای بسیاری از امور روزانه‌ی خود به آب نیازمندیم اما در بین تمام این مصارف، نوشیدنِ آب والاترین جایگاه را دارد.

هر انسان، باید در طول روز مقدار معینی آب بنوشد تا نیازهای بدن به مایه‌ی حیات را مرتفع سازد. با این وصف، شاید یک سؤال مهم ذهن بسیاری از افراد را به خود مشغول سازد: «اگر به میزان کافی آب ننوشیم، چه عواقبی می‌تواند گریبانگیر ما شود؟»

 

چنانچه علاقه‌مندید پاسخِ این پرسش را بدانید، ویدئویی که در این بخش ارائه گشته را تماشا کنید.

 

 در صورت پخش نشدن ویدئو بر روی تصویر زیر کلیک کنید.  

عدم نوشیدن آب به اندازه‌ی کافی، چه عواقبی در پی دارد؟ 


زندگی، خلاف جریان آب


روزنامه شهروند – محمد باقرزاده: تجربه یک شب استراحت در یک روستای آرام، به ایده‌ای برای تغییر محل زندگی‌شان تبدیل شد و ساعتی بعد با گفت‌و‌گوی جمعی به یک تصمیم قطعی برای سال‌های آینده زندگی خود رسیدند؛ مهاجرت از تهران و سکونت در روستای آهکلان استان گیلان. «محمدعلی اسماعیل‌زاده» در آستانه ۴۰ سالگی به همراه همسر و ٦ فرزندشان از خانه‌ای کوچک در پایتخت ایران به خانه‌ای با حیاط۱۰‌هزار متری کوچ کردند تا حالا هر روز صبح با صدای خروس‌ها و آواز پرندگان بیدار شوند، تخم‌مرغ‌های تازه را از لانه‌های چوبی بردارند و رو به‌ جنگل‌های گیلان در ایوان پر از گلدان سفره صبحانه بچینند.

 

مهاجرت از تهران به روستایی در اطراف ماسال، به بوی گل و صدای بلبل و منظره‌های چشم‌نواز خلاصه نمی‌شود؛ «علی» کلاس یازده ریاضی است و باید ‌سال آینده در کنکور سراسری با دانش‌آموزانی از کلانشهرها رقابت کند و می‌داند که رقبایش با کلاس کنکور و مدارس خصوصی مشغولند؛

 

«مهدی» کلاس هفتم است و هر روز باید تا روستای کناری برای مدرسه برود؛ «فاطمه» و «مریم» همکلاسی‌ و دوستان سابق خود را ندارند و ساکن مدرسه‌ای در چند قدمی خانه خود شده‌اند؛ برای «ریحانه» و «زینب» هم دیگر خبری از شهربازی‌های تهران یا ‌هزار سرگرمی دیگر نیست؛ پدر خانواده که لیسانس مهندسی صنایع از دانشگاه علم‌وصنعت دارد، کارشناسی‌ارشد را در دانشگاه صنعتی شریف و در رشته مدیریت MBA تحصیل کرده و الان دانشجوی دکترای‌ مدیریت در دانشگاه شهید بهشتی است، شاید بخشی از منبع درآمد سابق را ندارد و  برای همسرش هم دیگر بازارهای تهران وجود ندارند.

 

 زندگی، خلاف جریان آب

ماجرای یک تصمیم ناگهانی و جمعی

در یک صبح سرد زمستانی، مه صبحگاهی، درختان بدون برگ آهکلان را فرا گرفته و چراغ‌های خانه‌ای که از پشت به کوهی کم‌ارتفاع وصل شده، روشن است. زندگی در روستا آغاز شده و مردان و زنان در حیاط خانه‌های بي‌حصار با چکمه و لباس‌های گرم مشغول کارهای روزانه‌اند. محمدعلی خودرو‌اش را برای خرید روزانه و نان گرم روشن می‌کند و در مسیر ٧ کیلومتری تا ماسال از زندگی در آهکلان می‌گوید: «روستا هم نانوایی دارد ولی چندان باکیفیت نیست. از وقتی این‌جا ساکن شدیم برای خرید‌های خانه برنامه‌ریزی درستی داریم و سعی می‌کنیم هر دو‌ یا سه روز یک ‌بار به شهر برویم.» همسرش تماس می‌گیرد و محمدعلی از او می‌خواهد که فهرست‌ خرید را پیامک کند. جاده کوهستانی آهکلان تا ماسال زیر سلطه حیوانات است. حیوانات با خیال راحت در خیابان لم داده‌اند به‌گونه‌ای که محمدعلی مدام سرعت خود را کم و زیاد می‌کند: «سلطان جاده‌های این منطقه، گاوها هستند.

 

وسط جاده می‌نشینند و سرنشین‌ها باید سرعت خود را با آنها هماهنگ کنند. بعضی وقت‌ها هم نگاه‌های عاقل ‌اندر سفیهی می‌اندازند و کمی خود را تکان می‌دهند.» محمدعلی سال‌های قبل از دانشگاه را در قائم‌شهر استان مازندران زندگی کرده و از زمان تحصیل در دانشگاه ساکن تهران می‌شود و حالا بعد از ٢١‌سال زندگی در تهران، مسیر دیگری را برای زندگی انتخاب کرده. او همچنان که مسیرهای اطراف را با اشتیاق نگاه می‌کند، شمرده و با جملاتی کوتاه همزمان با رانندگی از جرقه سکونت در گیلان می‌گوید: «تابستان امسال با خانواده به یک میهمانی در یکی از روستاهای گیلان آمدیم و بعد از یک شب استراحت و تجربه آرامش روستا، من و همسرم به هم نگاه کردیم و گفتیم این‌جا چقدر برای زندگی مناسب است.

 

همسرم پیشنهاد داد بعد از بازنشستگی برای زندگی به این‌جا بیاییم. داشتم فکر می‌کردم که بازنشستگی یعنی چه و من کی بازنشسته می‌شوم. به یاد کلاس‌های درسم افتادم. در کلاس‌های «طراحی مسیر زندگی» به دانشجویان می‌گویم شاید کارهایی که برای بعد از بازنشستگی گذاشته‌اید را همین حالا هم بتوانید انجام دهید. همان لحظه بحث به این سمت پیش رفت که چه موانعی برای اجرایی‌کردن ایده مهاجرت به روستا داریم که لازم است آنها را برطرف کنیم و چرا الان مهاجرت نکنیم.» وضع ادامه کار، فعالیت‌های اجتماعی، کسب درآمد، مدرسه بچه‌ها و خیلی چیزهای دیگر را بررسی کردیم و دو طرف ترازوی نامتعادل زندگی در تهران با یک روستا در شمال ایران را مقایسه کردیم.

نامعادله از دست‌داده‌ها و دستاوردها

ساعت حدود ۸ونیم صبح جمعه است و مسیر برگشت، نه به سمت آهکلان که به سمت روستاهای دیگری در اطراف ماسال است. چند ویلا با درهای قفل‌زده بیرون و نرده‌هایی فلزی، فضای دوست‌داشتنی خانه‌های روستایی را از بین برده‌اند؛ ساختمان‌ها چنان متفاوت از روستا است که در نگاه اول به نظر می‌آید از جایی کنده شده و در این جنگل کاشته شده‌اند. محمدعلی سری به تاسف تکان می‌دهد و پیشنهاد منظره برای عکاسی می‌دهد: «چیزی که این بهشت را تهدید به خرابی می‌کند همین ساختمان‌ها با چنین معماری و مصالحی است. اینجاها را ببینید که فکر نکنید روستای ما متفاوت از بقیه است؛ این‌جا همه روستاها همین‌اندازه زيبا و بکر هستند. من معمولا ميهمان‌ها را به روستاهای دیگر هم می‌برم که دید درستی نسبت به این منطقه پیدا کنند.» اما چه شد که تصمیمی ناگهانی عملی شد و خانواده هشت‌نفره اسماعیل‌زاده ساکن گیلان شدند: «از روز میهمانی در گیلان تا روز سکونت در روستا حدود ۲۸ روز طول کشید. همان روز اطراف را گشتیم و پرس‌و‌جو کردیم و١٠ روز بعد دوباره با خانواده این‌جا آمدیم که بیشتر شرایط را بررسی کنیم. مدرسه بچه‌ها، نحوه زندگی در روستا و مشکلات و خوبی‌های این سبک زندگی را.

 

بعد از آن بچه‌ها مدام بررسی می‌کردند که این مهاجرت چه خوبی یا سختی‌هایی برای آنها دارد.» کفه ترازو به سمت روستا سنگین‌تر و تصمیم مهاجرت قطعی شد. حالا آنها باید خانه‌ای برای اجاره پیدا می‌کردند که کار چندان راحتی هم نبود؛ شمالی‌ها ترجیح می‌دهند خانه‌های خود را چندروزه به مسافران اجاره دهند که معمولا درآمد بیشتری برای آنها دارد: «تمام دفاتر املاک ماسال را دنبال خانه گشتیم اما مورد مناسبی پیدا نشد. هیچ خانه‌ای در روستاها برای اجاره پیدا نمی‌شد.» کنار جاده، رو به جنگل به خانه‌های اطراف اشاره می‌کند، زنی حدودا پنجاه‌ساله اردک‌هایش را با گویش محلی به سمت حوضچه آب کنار خانه روانه می‌کند، در حیاط خانه مردی پلاستیک به‌دست لیموشیرین می‌چیند. سلام می‌کند و دستش را با سه لیمو دراز می‌کند و «بفرمايید» می‌گوید.

 

محمدعلی سخنانش را درباره اجاره خانه ادامه می‌دهد: «ما پنج روز صبح تا شب درِ تمام این خانه‌ها را تک‌تک زدیم و از ساکنین روستاها سراغ خانه‌ای‌ برای اجاره گرفتیم ولی خانه‌ای پیدا نشد. کم‌کم داشتیم ناامید می‌شدیم و احساس می‌کردیم که بالاخره قسمت نبود تا این‌که در عصر روز پنجم یکی از املاکی‌ها گفت خانه‌ای با ۱۰هزار متر حیاط را برای اجاره به بنگاه سپرده‌اند. من و همسرم همدیگر را نگاه کردیم، می‌دانستیم که امکان اجاره چنین خانه‌ای برای ما وجود ندارد ولی مشتاق بودیم که خانه‌ای با این مشخصات را ببینیم.» خانواده اسماعیل‌زاده حالا ساکن همان خانه رویایی‌اند و هر روز هم این خانه برای آنها جذابیت تازه‌ای درست می‌کند. هزینه رهن خانه روستاهای شمال بین ۱۵ تا ٥٠‌میلیون است. صاحبخانه که مستاجرهای خوبی پیدا کرده بود، با آنها کنار آمد و آنها با قیمت مناسبی مستاجر خانه رویاهایشان شدند؛ آن‌طور که این خانواده می‌گویند، آنها زندگی را ساده گرفتند و روزگار و مردم هم با آنها راه می‌آیند.

 

صبحِ بیدار جمعه

خرید روزانه تمام شده و حالا سایه ابرها بخشی از خانه‌های کوهپایه‌ای روستا را پوشانده است. از مه غلیظ صبح رمقی نمانده و تا چشم کار می‌کند جنگل با پوشش زمستانی است. هنوز خودرو خاموش نشده، مهدی پسر دوم و فاطمه دختر ارشد خانواده کنار پدرشان ایستاده‌اند. مهدی پلاستیک‌های گندم و دانه‌مرغ را در دو دستش می‌گیرد و فاطمه هم نان‌‌ها را روی دستان‌اش می‌گذارد و فاصله در ورودی تا خانه را طی می‌کنند. مریم و ریحانه کنار مرغ‌ها ایستاده و با هم حرف می‌زنند. چند متر آن‌طرف‌تر هم سگ سفیدی نشسته است که بیشتر اوقات به این خانه سر می‌زند و مراقب است که شغال‌ها به مرغ و خروس‌ها آسیب نزنند.

ریحانه سه‌سال دارد و سراغ یکی از خروس‌ها را می‌گیرد و مریم توضیح می‌دهد که مریض و تحت درمان است و امروز از لانه‌اش خارج نشده است. هرکسی در سمتی از خانه مشغول است که زمان صبحانه می‌رسد. پنج تا از فرزندان خانواده در کنار مادرشان سفره را در ایوان خانه می‌چینند و کوچکترین فرزند خانواده یعنی زینب در بغل پدرش است. سفره با پنیر، کره، مربا و عسل محلی رنگ دیگری گرفته و همه در کنار هم نشسته‌اند. حالا زمان آن رسیده که علی از زندگی چهارماهه خود در آهکلان سخن بگوید: «معلم حسابان خوب نیست ولی فیزیک و شیمی بد نیستند.

 

در کل نمیشه بگیم تهران بهتره یا اینجا؛ این‌جا خوبی‌های خودشو داره و تهران هم خوبی‌های دیگه‌ای داشت. هرکدوم از جهتی خوب هستند.» مهدی هم حرفش را تأیید می‌کند. فاطمه اما از مدرسه‌اش راضی‌ است: «مدرسه‌مان همین نزدیکی است، کلا از تهران بهتر است، خانم‌معلم‌ هم خوبه. پنجم و ششم یک کلاس هستیم؛ ۱۱ نفر، ۳ نفر کلاس ششمی و ۸ نفر هم پنجم. با هم دوستیم و بعضی‌وقت‌ها با هم درس می‌خوانیم. دوستانم به خانه ما می‌آیند، یا من می‌روم خانه آنها.» صبحانه که تمام می‌شود، بی‌هیچ توضیحی، هرکسی شکر و تشکری می‌کند و بخشی از وسایل روی سفره را به داخل خانه می‌برد.

گفت‌و‌گوی کوهنوردان مستقل

ریحانه و مریم روی دو تاب میان درختان فشرده حیاط نشسته‌اند و با هم حرف می‌زنند. فاطمه جلوتر از بقیه به سمت جنگل پشت خانه حرکت می‌کند و پشت سر او تیمی از اعضای خانواده اسماعیل‌زاده در حرکت است؛ آنها در ماه‌های گذشته بارها این مسیر را طی کرده‌اند. علی با دوربین شکاری‌اش آخر صف در حرکت است و حالا فاصله‌ها بیشتر شده و بین هر دو، سه نفر بحث‌های متفاوتی در جریان است. غیر از مادر خانواده، زهرا خانم، بقیه در حال کوهنوردی هستند و زینب هم در بغل پدرش کم‌کم‌ به خواب می‌رود.

 

ریحانه با کفش‌های نو و براق‌اش، با عکاس روزنامه مشغول صحبت است و حالا محمدعلی با تامل همیشگی‌اش در حرف‌زدن و پاسخ‌گفتن، از مداخله در امور روستا و تلاش برای توسعه پایدار این منطقه سخن می‌گوید: «در تلاشیم که روستا تبدیل به روستای دوستدار محیط ‌زیست شود و صحبت‌هایی را هم با سازمان ملل انجام داده‌ایم. روستاهایی در نقاط مختلف دنیا برای این طرح در نظر گرفته ‌شده‌اند و ما هم در تلاشیم که این روستا را برای این طرح معرفی کنیم. داریم تلاش می‌کنیم که مدارس این منطقه را به مدارسی نمونه و الگو در کشور تبدیل کنیم. درحال بازسازی مدرسه روستا هم هستیم که در روند این بازسازی دانش‌آموزان حضور فعال دارند و خود دانش‌آموزان مشغول بازطراحی مدرسه‌شان هستند.

 

برای این‌که بتوانند طراحی را انجام دهند نیاز به یادگیری نقشه‌کشی و ماکت‌سازی دارند. در همین چندماه دانش‌آموزان آموزش‌ها را دیده‌ و شروع به ماکت‌سازی کرده‌اند. در همین فرآیند اتفاقاتی جالب و دوست‌داشتنی درحال رخ دادن است.» مدیریت فرآیند طراحی و معماری ساختمان مدرسه روستا و آموزش معماری به دانش‌آموزان را خانم فربد که مهندس معمار است به عهده گرفته است. خانم فربد هم چهارسال پیش به‌همراه همسرشان آقای دکتر جهان‌زاد و دو فرزندشان از تهران به رشت مهاجرت کرده‌اند و حالا دوستان خوبی برای خانواده اسماعیل‌زاده هستند.

 

آن‌طور که اسماعیل‌زاده می‌گوید، کانال تلگرامی که برای معرفی فعالیت‌هایشان در روستا راه انداخته‌اند، زمینه‌ساز آشنایی این دو خانواده شده است. در همسایگی این خانه، ساختمانی سه‌طبقه آخرین مراحل ساخت را پشت‌ سر می‌گذارد که شاید در آینده محلی برای برگزاری کلاس‌های «تفکر سیستمی» این عضو شورای راهبری گروه آسمان شود. گروه آسمان یک گروه آموزشی و پژوهشی در دانشگاه صنعتی شریف است و محمدعلی که در سال‌های گذشته میهمان مدارس، شرکت‌ها و سیاست‌گذاران مختلفی بوده تا تفکر سیستمی را آموزش دهد،

 

از برنامه‌های خود برای برگزاری دوره‌های تفکر سیستمی در روستا می‌گوید: «ساختمان کناری را می‌خواهیم تبدیل به یک مرکز آموزشی کنیم که هم محل سکونت و هم کلاس برای آموزش داشته باشد. برای دانش‌آموزان ایده این است که با خانواده‌ها به این روستا بیایند و دوره‌های مشترکی برای آنها و خانواده‌هایشان برگزار شود.» محمدعلی یک‌بار دیگر از دستاوردهای این چند ماه می‌گوید: «در این مدت بچه‌ها خیلی بزرگ و پخته شده‌اند؛ بچه‌ها قبل از این خیلی ارتباط با طبیعت به این معنی نداشتند که مثلا مرغ و گاو و حیوانات دیگر را به این‌صورت از نزدیک ببینند. قبلا شیر و تخم‌مرغ خورده بودند، اما جوجه‌ای را بزرگ نکرده بودند که حالا برایشان تخم بگذارد و دوشیده شدن شیر گاو را ندیده بودند. اولین‌بار که یکی از مرغ‌ها تخم گذاشت و تخم‌مرغ را از لانه بیرون آوردند، دل‌شان نمی‌آمد آن را بخورند و جایی گذاشته بودند و نگاه می‌کردند. ما اواخر تابستان این‌جا آمدیم.

 

میوه درختان گردو و فندق رسیده بود و هر شب سنجاب‌ها برای خوردن گردو و فندق به حیاط ما می‌آمدند. ما در ایوان خانه می‌نشستیم تا آمدن سنجاب‌ها را نگاه کنیم. بعد فصل انار رسید و چیدن و آب گرفتن انارها و بعد فصل چیدن پرتقال و آب گرفتن نارنج و خلاصه تمام این مدت سرگرم تجربه کارهای جدید بوده‌ایم.» حالا روز به نیمه رسیده است. زینب در بغل پدرش به خواب رفته، فاطمه مسیر کوه‌پیمایی را متفاوت از همیشه طی کرده و بقیه را پشت سر خود کشانده که با اعتراض مهدی هم روبه‌رو می‌شود. علی، ریحانه و مریم هم همین مسیر را ادامه می‌دهند.

چندتا بچه کافیه؟

تصمیمات متفاوت خانواده اسماعیل‌زاده، به مهاجرت یا نحوه برخورد با فرزندان و …خلاصه نمی‌شود؛ داشتن ٦ فرزند در آستانه چهل‌سالگی آن‌ هم در دورانی که همه به زندگی بهتر در کنار فرزندان کمتر فکر می‌کنند، پرسش دیگری است که محمدعلی ریشه آن را گفت‌وگوهای جلسات شبانه خوابگاه دوران کارشناسی در دانشگاه علم و صنعت می‌داند: «مسائل زیادی دست‌به‌دست هم می‌دهد که یک خانواده تصمیم بگیرد فرزندان کمتر یا بیشتر داشته باشد یا اصلا داشته باشد یا نه.

 

یک مسأله این‌که شاید برخی افراد جامعه ریشه فکری برای کارهای خود نداشته باشند. آدم‌ها بیشتر بر مبنای فکرهای سطحی عمل می‌کنند؛ بیشتر نگاه می‌کنند ببینند دور و اطراف آنها چه می‌گذرد یا دیگران چه فکری نسبت به دیگر موارد دارند. در دانشگاه علم ‌و صنعت که بودیم در اتاقمان جلسات شب‌نشینی درباره خود زندگی، هدف زندگی، چرایی ازدواج و بچه‌دارشدن و کار و چیزهای دیگر داشتیم. دانشجویان دیگری هم برای شرکت در این جلسات به اتاقمان می‌آمدند. نزدیک به یک‌سال و نیم این گفت‌وگوها طول کشید و همین جلسات یک عقبه فکری برای من شد. من به این جمع‌بندی رسیدم که برخی موارد که بسیاری از افراد جامعه آنها را درست می‌دانند، ممکن است چندان هم درست نباشند و حتی برای جامعه هم عامل آسیب شوند.

 

به همین دلیل در دوره کارشناسی با وجود این‌که دانشجوی مهندسی صنایع بودم، پایان‌نامه‌ام را با موضوع جمعیت انتخاب کردم، چون احساس کردم کار دقیق و عمیقی در این زمینه انجام نشده است. ‌سال ۷۸ تا ۸۰ یک تحلیل ارایه دادم که با وضع رشد جمعیت کنونی، ۲۵‌سال دیگر با مشکل نیروی کار روبه‌رو خواهیم بود. کاملا روند‌ها نشان می‌داد که با این پیش‌رانه‌های تکنولوژی، ورود زنان به بازار کار، افزایش سن ازدواج و تغییرات دیگری که در جامعه و سبک زندگی وجود دارد، نرخ رشد جمعیت به سمت منفی‌شدن پیش خواهد رفت. این مطالعات منجر به این شد که من که با توجه به روند معمول جامعه تصمیم داشتم در ۲۸سالگی و بعد از گرفتن مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد و سربازی رفتن و داشتن کاری پایدار ازدواج کنم، همان‌ سال ٧٨ در ٢١سالگی تصمیم به ازدواج گرفتم.

 

درباره تعداد فرزندان مناسب در خانواده، خیلی تحقیق و مطالعه کردم و بررسی‌هایم در حوزه‌های مختلف به این نتیجه رسید که تعداد فرزندان برای یک خانواده حداقل باید سه فرزند باشد.» اما آقای اسماعیل‌زاده حالا در آستانه چهل‌سالگی پدر ٦ فرزند است: «ما با همان ایده که حداقل سه فرزند داشته باشیم مسیر زندگی را شروع کردیم. روش مدیریت فرزندانمان هم این بود که بچه‌ها از اول مستقل بار بیایند و ما مدام نگوییم چپ بروید و راست بیایید.

 

بچه‌ها چون از بچگی مسئولیت داشتند، الان به بچه‌های کوچکتر هم پشتیبانی می‌دهند. وقتی سه فرزند داشتیم شرایط جوری بود که احساس کردیم فضای خانوادگی‌مان برای حضور فرزند چهارم مناسب است و یک فرزند دیگر می‌تواند همراه لحظه‌های خوب زندگی و محیط صمیمی یادگیری و بالندگی‌مان باشد. این‌گونه شد که مریم به جمعمان اضافه شد و همین مسیر تا این‌جا همراهی ریحانه و زینب با خانواده را در پی داشته و برای همراهی این فرزندان دوست‌داشتنی شکرگزار خداوند هستیم.»

در انتظار میهمانان دیگر

روز به نیمه رسیده، لبخندهای دسته‌جمعی با دوربین عکاسی ثبت شده و قرار است میهمانان تازه‌ای از راه برسند؛ روندی که در این چهار ماه بارها تکرار شده است. محمدعلی و همسرش نوع رابطه‌های آهکلان و دیدار فامیل را متفاوت از زندگی در شهرهای بزرگی مثل تهران می‌دانند و معتقدند که صله‌رحم برای آنها درحال معناشدن است. اما در تمام تصمیمات متفاوت این خانواده، خانم خانه چه نقشی داشته و تا چه اندازه تاثیرگذار بوده است. این سوالی است که پیش از این محمدعلی درباره آن گفته بود که «من سال‌هاست که گفت‌وگو درس می‌دهم و سعی کرده‌ایم که گفت‌وگو و تصمیم‌گیری جمعی در خانه خودمان هم جریان داشته باشد. در تمام تصمیم‌های مهم خانواده گفت‌‌و‌گو و رسیدن به اجماع نقش کلیدی دارد.

 

همسرم همیشه در تمام تصمیم‌ها نقش کلیدی داشته و بچه‌ها هم متناسب با سن‌وسال، در این تصمیم‌گیری‌ها حضور داشته‌اند.» حالا و در آخرین لحظات همسرش می‌گوید که از زندگی در این روستا راضی است: «اول ترس و استرس داشتیم و با فضا آشنا نبودیم. الان این‌جا احساس امنیت می‌کنیم و از هوا و طبیعت خوب این‌جا استفاده می‌کنیم و علاقه‌مند هستیم که این‌جا بمانیم.» خورشید به نیمه ‌آسمان رسیده و ظهر آهکلان همچنان سرد است، اما سرمای آن کمتر از حد انتظار است. حالا هر کسی در گوشه‌ای از حیاط یا داخل اتاق‌های خود به زندگی مشغول است.