Tag Archives: برخورد

نحوه برخورد با همسر دروغگو


هفته نامه سلامت – محبوبه ریاستی: یکی از عواملی که باعث از بین رفتن اعتماد در افراد می شود، دروغگویی است. افرادی که به این کار عادت کرده اند به مرور زمان اعتبار خود را نزد دیگران از دست خواهند داد. در زندگی زناشویی دروغگویی باعث اختلافات شديد بین همسران خواهد شد. در این گفتگو دکتر محمدرضا خدایی عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی توضیح می دهد که با همسر دروغگو باید چگونه رفتار کنیم؟

بهترین برخورد با همسر دروغگو چیست؟

تحلیل روانی دروغ گفتن چیست؟

– دروغگویی از مسائلی است که در همه ادیان نسبت به آن واکنش منفی نشان داده شده و به همین دلیل می گویند دروغگو دشمن خداست، اما متاسفانه افرادی به مرور زمان به این کار عادت می کنند و کم کم این مساله در روابط اجتماعی، فردی، خانوادگی و شغلی شان اثر منفی خواهد گذاشت. دروغگویی نه تنها کار ناپسندی است، بلکه به مرور زمان اعتبار فرد را نزد دیگران از بین می برد. وقتی فردی که به این کار عادت کرده، وارد زندگی زناشویی می شود مشکلاتش دو چندان خواهد شد.

دروغ گفتن همیشه به این معنا نیست که فرد عمدا می خواهد به دیگری آسیب برساند اما ممکن است نتیجه نامطلوب حاصل دروغگویی او باشد. بعضی افراد دروغ می گویند چون می خواهند خودشان را ثابت کنند. در واقع دروغ گفتن برای آنها نوعی رفتار دفاعی است، برای مثال کودک طی مراحل رشد متوجه می شود دروغ می تواند او را از بسیاری از عصبانیت ها و تنبیه های پدر و مادر یا اطرافیان حفظ کند. به عبارتی دروغ راهی است که فرد می تواند نظر مثبت اطرافیان را به دست بیاورد و عمل ناشایست و بد خود را پنهان کند.

چه افرادی بیشتر دروغ می گویند؟

– افرادی که ضداجتماعی هستند چون دوست ندارند قانونی در زندگی شان باشد و کسانی که احساس حقارت می کنند چون نمی خواهند دیگران از ضعف های آنها آگاه شوند.

چرا برخی افراد بر این باور هستند که دروغشان مصلحتی است و مشکلی ندارد؟

– افراد پشت این حرف پنهان می شوند چون می خواهند احساس بد کمتری را بعد دروغ گفتن تجربه کنند. متاسفانه دروغ های مصلحتی همیشه بدترین نوع دروغ ها هستند و خیلی از افرادی که به دروغ عادت می کنند، اسم این کارشان را مصلحت می گذارند.

اصلا مگر دروغ مصلحتی هم می شود؟

– نه، نمی شود و افرادی که به بلوغ کامل فکری و شخصیتی نرسیده اند از این بهانه بیشتر استفاده می کنند، در صورتی که متوجه نیستند اگر این کار را انجام دهند به مرور زمان دیگران حتی حرفه ای راست آنها را هم نمی پذیرند.

همسر دروغگو چه تاثیری بر رابطه زناشویی می گذارد؟

– متاسفانه هیچ چیز بدتر از این نیست که نتوانیم به همسرمان که نزدیکترین فرد در زندگی مان است، اطمینان کنیم. مسلما زندگی کردن با همسر دروغگو اصلا خوشایند نیست. ممکن است بار اول و دوم که او دروغ می گوید و شما متوجه می شوید، چندان عکس العمل خاصی نشان ندهید اما بعد از مدتی، کم کم نسبت به او بی اعتماد می شوید یا گاهی با او به تندی و با عصبانیت برخورد می کنید. بسیاری از خانم ها نمی توانند متوجه شوند چرا همسرشان به آنها دروغ می گوید، در حالی که آنها با صداقت و درستی تمام رفتار می کنند و تمام زندگی شان را وقف خانواده کرده اند یا برعکس.

درست است که گاهی خود همسر با رفتارهایش باعث دروغگویی طرف مقابلش می شود؟

– بله، این مورد یکی از موارد مهمی است که باعث ترغیب دروغگویی بیشتر در فرد می شود، برای مثال وقتی مردی با دوستش به تفریح می رود و هنگام بازگشت به خانه و تعریف ماجرا برای همسرش مورد مواخذه قرار می گیرد، طبیعی است که دفعه بعد، قرار با دوستانش را به همسرش نخواهد گفت و کم کم همین نگفتن ها باعث ایجاد سوء تفاهم و عدم صداقت در زندگی می شود.

بنابراین نمی توان گفت یک شوهر دروغگو نسبت به احساسات همسرش بی اعتناست. درحقیقت ممکن است او به دلیل بعضی رفتارهای همسرش به یک فرد دروغگو تبدیل شده باشد.

به این ترتیب دروغ گفتن برای همسران راهی می شود برای حفظ شخصیت، ایجاد آرامش و دوستی در خانواده. برای مثال فرد می تواند این گونه با خود فکر کند که من ترجیح می دهم درباره کارهایم دروغ بگویم تا اینکه بخواهم کاری را که دوست دارم، کنار بگذارم.

بهترین برخورد با همسر دروغگو چیست؟

راه حلتان برای این مشکل چیست؟

– بهترین راه حل برای اینکه همسرتان دیگر دروغ نگوید این است که شرایطی را در خانه فراهم کنید که او دیگر مجبور به دروغ گفتن نشود. اگر زن و شوهر بتوانند کمی یکدیگر را آزاد بگذارند و هر کدام به دیگری اجازه دهند آن طور زندگی کند که دوست دارد، به مرور تبدیل به دو دوست می شوند و دیگر لزومی ندارد به همدیگر دروغ بگویند. به طور کلی باید گفت هر فرد به فضایی برای نفس کشیدن نیاز دارد و وقتی این فضا فراهم شود، دروغ گفتن متوقف خواهد شد.

وقتی زنی به شوهرش اعتماد کامل دارد و مطمئن است که شوهر به او دروغ نمی گوید، مسلما رفتار دیگری خواهد داشت و در مقابل مردی هم که احساس کند همسرش به او اطمینان و اعتماد دارد، از هر کاری که آرامش زندگی را به هم بزند، می پرهیزد. تغییر رفتار، زمان بر و سخت است و مشاهده آثار این تغییر رفتارها نیز مدتی طول می کشد. شما نمی توانید یک شبه همسر دروغگویتان را تغییر دهید.

برخی بر این باور هستند که وقتی کسی دروغ می گوید نباید به روی او آورد، به خصوص در زندگی زناشویی. شما با این موضوع موافق هستید؟

– نه، موافق نیستم. به نظرم اگر هرگز به روی فرد نیاوریم در واقع به او اجازه داده ایم به رفتارش ادامه دهد و ما را با دروغ گفتن هایش بیشتر بیازارد. من می گویم به روی او بیاورید اما بجا و با رفتاری منطقی و خارج از هر گونه دعوا و خشونت، مثلا در یک فضای مناسب که حال هر دوی تان خوب است به طور غیر مستقیم به او بگویید متوجه دروغش شده اید و سعی کنید ماجرا را هم خیلی طولانی و کشدار نکنید چون اصلا به صلاح نیست.

این اختلاف ها بیشتر اوایل زندگی به وجود می آید. این طور نیست؟

– ابتدای زندگی قرار است دو نفر که در دو خانواده و در فضای مختلف بزرگ شده اند زیر یک سقف با یکدیگر زندگی کنند و خیلی طبیعی است مشکلاتی به وجود بیاید، مثلا مرد نزد مادرش می رود و به همسرش نمی گوید، اما یادمان باشد بهتر است از همان ابتدا سنگ های زندگی مان را درست و با صداقت بچینیم تا آخر راه آنچه که با هم ساخته ایم روی سرمان خراب نشود و در این راه هیچ چیز بهتر از صداقت نیست.

اگر اعتماد مان را نسبت به همسرمان از دست دادیم، چه کنیم؟

– اگر اعتمادتان را از دست داده اید و احساس می کنید دیگر نمی توانید با دروغگویی همسرتان کنار بیایید، بهتر است دنبال راه حل برای مواجهه با دروغگویی همسرتان باشید. قطعا با انتخاب راه حلی مناسب، نه تنها می توانید رفتار درستی داشته باشید، بلکه خواهید دانست چگونه احساستان را مدیریت و آنها را ابراز کنید. گفت و گو کردن یکی از راه حل هاست. البته لازم است خودتان را آماده شنیدن هر حقیقتی بکنید.

ممکن است همسرتان مسائلی به شما بگوید که غافلگیر شوید یا دوست نداشته باشید آنها را بشنوید. البته ممکن است بعضی از دلایلی که همسرتان بیان می کند، شما را قانع کند. به طور کاملا روشن و صریح به او بگویید که حرف هایش را قبول دارید، اما دوست ندارید حتی به خاطر آن دلایل هم دروغ بشنوید ولو اینکه به قیمت ناراحتی بسیار شما تمام شود. بهتر است در انتهای صحبت تان، خط قرمزها وحدها را برای همدیگر مشخص کنید و به همسرتان بگویید جایز به دروغ گفتن نیست و شما پس از این او را بابت دروغ هایش نخواهید بخشید.

داشتن والدين دروغگو چقدر در تربیت یک کودک دروغگو موثر خواهد بود؟

– بسیار زیاد، کودکی که شاهد دروغگویی والدینش نسبت به یکدیگر است، نه تنها در آینده این رفتار را با همسر خود خواهد داشت. بلکه به سختی نیز به دیگران اعتماد خواهد کرد بنابراین والدین نقش مهمی در پرورش یک فرد دروغگو در جامعه دارند.


راه های جذاب شدن در اولین برخورد


روزنامه هفت صبح: اثری که همان اول بر طرف می گذارید تا آخر عمر یادش می ماند. در حالت اغراق آمیزش این است که این برخورد اول تعیین کننده نوع و ادامه یا عدم ادامه و شکل گیری رابطه خواهد بود. به هر حال این واقعیتی است که ذهن در طول برخورد اول، مدام مشغول ارزیابی و بررسی طرف برای تصمیم گیری درباره ادامه ارتباط است.

پس مراقب همه چیز باشید. حواستان به زبان بدنتان باشد. در اولین برخورد قبل از هر چیز افراد به سیگنال هایی که طرفشان با زبان بدنش می فرستد توجه می کنند. کافی است فکرتان وقتی او دارد حرف می زند پرت شود که یکهو از نگاهتان این حواس پرتی را بخواند و توی ذوقش بخورد که شما اهمیتی برای حرف او قائل نیستید و احترام دیگران را نگه نمی دارید. پس خودتان را نخارانید، خمیازه نکشید، زل نزنید و غیره. از ما گفتن.

نگران دماغتان نباشید

قیافه آدم های مظلوم را به خودتان نگیرید. حتی اگر واقعا آدم مظلومی هستید. کسی این آدم ها را در وهله اول جدی نمی گیرد. بنابراین اگر می خواهید برایتان تره خرد کنند همینطورکه خودتان را آماده ورود به دنیای جدید کرده اید، سعی کنید ادای آدم های غیرخجالتی را دربیاورید.

بی خود نگویید آدم افتاده ای هستید و سرتان را نیندازید پایین. بگیریدش بالا. سر پایین آن هم در روزهای اول نشانه نداشتن اعتماد به نفس است.اعتماد به نفس احترام می آورد. آدم ها به کسی که به خودش مطمئن است اعتماد می کنند و رویش حساب می کنند.

 

راه های جذاب شدن در اولین برخورد

بنابراین حتی اگر اعتماد به نفس ندارید، تظاهر به داشتنش بکنید. یک آدامس بیندازید بالا و هر از گاهی که استرستان بالا گرفت بجویدش،تند تند و پی در پی نه که دستتان رو می شود یا آدم مسخره ای به نظر می رسید. آرام و با طمانینه.

روش حمله پیش دستانه را پیش بگیرید و خودتان سراغ دیگران بروید. بعد حتی اگر تمام مدت حرف زدن او سکوت کنید، طرف فوقش مشکوک می شود به اینکه چرا حرف نمی زنید اما عمرا خبردار شود که ماجرا چیست. اگر کسی سراغتان آمد، بلند و واضح با او حرف بزنید و در چشمانش نگاه کنید. حتی اگر در دلتان غوغایی بود و حس کردید دارید پس می افتید، به چیزهای خوب فکر کنید.

لبخند بزنید

قیافه های جدی و خشک ترسناکند. لبخند بزنید. این لبخند برایتان تبلیغ خواهد بود. البته برای احتیاط باید یادآوری کنیم لبخندی که دائمی باشد قیافه را شبیه دلقک های خوشحالی که از همه چیز زندگی راضی هستند می کند. پس فقط گهگاه و به موقع لبخند بزنید. مثلا درست لحظه مواجهه با آدم ها یا گاهی که به جمله ای می رسد که قابل تایید است و قبول دارید.

همینطورکه سر تکان می دهید لبخند بزنید تا تاکیدتان را بیشتر کند و دوست داشتنی تر شوید یا وقتی طرف دارد از خودش حرف می زند این کار را بکنید. لبخند خداحافظی را هم هیچ وقت یادتان نرود. اگر یادتان رفت یعنی فاتحه همه لبخندها و همه زحمات را خوانده اید. لب هاتان را کمی بکشید، جوری که روی صورتتان دیده شود نه فقط توی دلتان و جوری که خودتان بدانید. فقط اگر عروسی در دلتان راه افتاده کمی لب ها را جمع تر کنید.

پسرخاله نشوید

چند سالتان است؟ ۱۸ لااقل. پس تا به این سن فهمیده اید که نباید با مردم سریع پسرخاله شد. راحت بودن با پسرخاله شدن فرق می کند. این دو را قاطی نکنید. هیچ کس خوشش نمی آید یکی از توی خیابان بیاید و دست بگذارد روی شانه اش یا یک لقمه از ساندویچش را بخواهد. هستند کسانی که این کار را می کنند اما معمولا آدم های بیمار یا خطرناک هستند که شما جزوشان نیستید.

اغلب موجودات طبیعی خداوند از اینگونه صمیمیت ناگهانی می هراسند یا چندششان می شود. پس محترمانه حرف بزنید وبرای باز کردن سر حرف، از حرف ها و سوالات کلی تر استفاده کنید. اینکه از خانواده چند نفره آمده و پدر و مادرش چه کاره اند و ماهی چقدر توجیبی می گیرد به شما ارتباطی ندارد. رفتن سراغ سوال های شخصی که احتمالا در حریم شخصی طرف قرار می گیرند جز اینکه باعث شود طرف نگاه عاقل اندر سفیه بهتان بکند و سری به تاسف برایتان تکان دهد نخواهد داشت.

ظاهربین هم باشید!

از وجناتتان پیداست که آدم ظاهربینی نیستید اما چاره ای نیست، در این روزهای نخستین باید ظاهربین باشید. ظاهربین بودن بهتر از هیچی نبودن است! راه دیگری وجود ندارد. باید انتخاب کنید و از میان این همه آدم غریبه، جز اینکه از روی ظاهر دست به انتخاب بزنید راهی ندارید.

 

راه های جذاب شدن در اولین برخورد

این انتخاب ظاهری بهتر از این است که برای هر کس دم دستتان بود نقشه رفاقت بکشید. پس نگاهتان را مودبانه و با شرم و حیا و جوری که هیچ کس شک نکند، بچرخانید و به دنبال چیزهای بی ارزش ظاهری که دوست دارید در افراد باشید؛ مثلا قد بلند، ظاهر متشخص، موهای فرفری یا کسی که عین ندید بدیدها روز اول دانشگاه کت و شلوار تنش کرده باشد، پر انرژی باشد یا نباشد و …؛ اگر یکی این ویژگی های ظاهری را داشت، لااقل می دانید که یک چیز دارد که دوست دارید یا تایید می کنید.

البته از آنجایی که ظاهربینی عاقبت خوشی ندارد، ممکن است بعدتر از اینکه سراغش رفته اید پشیمان شوید اما همیشه راه برگشت هست. اگر هم این چیزها مطلقا برایتان ارزشی ندارد همینطور الابختکی بروید جلو و به هر کسی رسید دم دستتان، بگویید: سلام حالت چطوره؟ البته نه جوری که نگاه و دندانتان برق بزند.

کمی اتوکشیده باشید

همانقدر که شما در این روزهای اولی شروع ترم ظاهربین هستید، دیگران هم هستند. پس قبل رفتن به دانشگاه یک نگاه در آینه به خودتان بیندازید. اگرچه شما با پوشیدن دمپایی قرمز پلاستیکی احساس رهایی از دغدغه های پوچ مادی می کنید اما لااقل تا زمانی که دیگران فرصت شناختن شما را نداشته اند، دمپایی ها را زیر تختتان بگذارید تا وقتش برسد.

مطمئن باشید هیچ کس سراغشان نخواهد رفت! به قیافه تان برسید ولی دانشگاه را با سالن عروسی اشتباه نگیرید. یادتان باشد کسی سراغ آدم ژولیده پولیده نمی رود و از داشتن رفیقی اینچنینی به خود نمی بالد.

بعدترها که کارتان بالا گرفت و اعتباری کسب کردید، اگر خواستید ژولیدگی را به یکی از ویژگی های برجسته تان تبدیل کنید و دمپایی بپوشید تا قبل از یکی، دو ترم هنوز اغلب دانشجوها طبیعی اند و کفش می پوشند، طبیعی باشید.

قلمروها را قاطی نکنید

حریم صمیمی، شخصی، اجتماعی و عمومی از اقسام قلمروها هستند. حریم صمیمی یا خصوصی فاصله ای کمتر از ۴۵ سانتی متر بین دو نفر است. قبل از اینکه با طرف صمیمی شوید، در حریم صمیمی قرار نگیرید که حتما شما را پس خواهد زد. حالا با دست نه، با رفتارش. ممکن است ناخودآگاه به عقب برود یا ناگهان مضطرب شود. حریم شخصی حداقل ۴۵ سانتی متری است.

همیشه نباشید

نظر شما خیر است، درست اما گدای رابطه که نیستید، هستید؟ اگر نیستید باید بدانید تندرویدر تایید و زیاده موافقت کردن و از خود اراده و نظری نداشتن باعث می شود طرف فکر کند گدای محبت و دوستی هستید یا از آنهایی هستید که با هر که بنشینید شکلش می شوید. بنابراین حسابی رویتان نمی کند.

یادتان باشد کسی حوصله گداها را ندارد. فوق فوقش برای آرامش وجدان هر از گاهی که جلوی چشمشان بودید لقمه نان محبتی بهتان بدهند اما دائمی نخواهد بود. جوری جدیت و قاطعیت و مصمم بودن نشان بدهید که آدم ها گمان کنند شخصیت تان محکم و شکل گرفته و مستقل است؛ مثلا هر جا که گفتند، راهتان را نکشید دنبالشان. گاهی بگویید کار دارید و نمی توانید. یا بگویید قرار دیگری دارید که یعنی برای شما دوست و رفیق ریخته!

 

راه های جذاب شدن در اولین برخورد

گاهی تحمل کنید

از کرده تان پشیمانید؟ از این آدم برایتان آبی گرم نمی شود؟ اما مرد باشید و کاری را که شروع کرده اید درست تمام کنید.دیگر بدتر از این نیست که دهانش بوی کپک پنیر بدهد! اما ادب به خرج بدهید و تا ته حرفش را گوش کنید.

آدامس باد نکنید یا اینطرف و آنطرف را بررسی ننمایید! طرف دارد برای شما حرف می زند چون خودتان او را تشویق یا مجبور به این کار کرده اید. صبوری کنید. بالاخره حرفش تمام می شود. یا می توانید جور مودبانه ای حرف را به سمت تمام شدن ببرید.

اگر برعکس از طرف خوشتان آمده و می خواهید گفت و گو ادامه پیدا کند، با گوشدادن دقیق او را به وجد بیاورید. گاهی سر تکان بدهید یعنی که می فهمید. گاهی کلمات تاییدی، تاکیدی و سوالی بپرسید. اینها نشانه ای هستند برای اینکه حرف های او برایتان جالب است.

بزن کانال بعدی

آدم ها به سه دسته سمعی، بصری و لمسی تقسیم می شوند و خیلی از روانشناس ها معتقدند همه بدبختی آدم ها در روابطشان (یا لااقل بخش اعظمی از آن) سرهمین بلد نبودن ویژگی های شخصیتی طرف رابطه است. طرفتان را برانداز کنید و ببینید چطور موجودی است و در کدام دسته از این سه دسته قرار می گیرد؛ مثلا برای برخورد با یک آدم لمسی باید به شکل متفاوتی از یک آدم بصری رفتار کرد.

حالا هی بروید جلوی یک آدم لمسی سخن پراکنی کنید یا تریپ بیایید. آب در هاون کوبیده اید. نتیجه این می شود که هم شمایی که می خواهید رابطه ای را شروع کنید سرخورده می شوید چون طرف برخورد امیدوارکننده ای نخواهد کرد، هم اینکه او که باید روحش متوجه سیگنال های شما شود، نمی شود. پس قبل از هر کاری سریع طرف را اسکن کنید و ببینید از چه قماشی است. این بررسی را در طول مکالمه و برخورد هم ادامه دهید و کامل کنید.

– بصری ها عاشق هیجانند. می توانید آنها را از حالت نگاه کردنشان و رفتارشان بشناسید. پر انرژی و تند حرف می زنند و زیاد از دست و بدنشان موقع حرف زدن استفاده می کنند. در دایره لغاتشان کلمات تصویری زیادند. مثلا شفاف، درخشان، چشم انداز. برای ارتباط گرفتن با اینها نباید شل و ول باشید. پرانرژی باشید و تند حرف بزنید و توانایی هایتان را نشان دهید.

– سمعی ها سخنورترند. خوب حرف می زنند و حواسشان به اینطرف و آنطرف هست. در واقع گوش هاشان تیز است. در دایره لغاتشان کلماتی که صدا دارند بیشتر شنیده می شود. مثلا صدا، آهنگ، همهمه، ضربه، قصد داشتن، شرح دادن، مذاکره کردن، ناهنجار … با اینها باید خوب و شمرده حرف زد تا کلمات تاثیرشان را بر شنوایی آنها بگذارند.

– لمسی ها احساسشان عمیق تر است و ملایمترند. خودشان را موقع حرف زدن لمس می کنند و موقع حرف زدن از چنین کلماتی استفاده می کنند: احساس، لمس کردن، اتصال، لغزیدن، تعادل، اصابت، احساساتی. به نظر شل و ول می رسند ولی عملا از بقیه حساس تر و عمیق ترند. با این افراد خوب دست بدهید، گاهی به پشتشان بزنید یا دست روی شانه شان بگذارید. (البته نه همان جلسه اول. اصل پسرخالگی که یادتان نرفته)


با بیماران چگونه برخورد کنیم؟


ماهنامه کرگدن – حسن لطفی: اگر مرگ را شتری بدانیم که فقط یک بار جلوی در خانه عمر آدمی می خوابد، بیماری شتری است که خوابیدن و بلند شدنش دلایل مختلفی دارد. به همین خاطر از آمدن و رفتنش ملالی به دل راه ندهید، فقط اگر روزی روزگاری در کسوت پرستاری قرار گرفتید، یادتان باشد همه بیماران دنیا مثل هم نیستند. فقط راه های رسیدن به خدا متنوع نیست، برخورد آدم ها با بیماری شان هم هزاران رنگ و شکل دارد و به گمانم در نظر گرفتن فرامین زیر برخورد با آن ها را آسان تر می کند.

وقتی کسی می گوید زنده باد بیماری لاعلاج

انتخاب محل درمان را به خودشان واگذار کنید

ممکن است بیماری عقل آدم را زائل کند اما باز هم نباید خودتان را عقل کل بدانید و خیال کنید با انتخاب درست عمر عزیزتان را بیشتر و رضایتشان را افزون می کنید. شاید آن بنده خدا برای خودش دلایلی دارد که شما ندارید. دلایلی که با ترس از آمپول و زشتی و زیبایی پزشک شروع می شود و تا مسائل مهم اعتقادی و اندیشه ای پیش می رود. برای آن که منظورم را بهتر درک کنید، دو مثلا می زنم: کسی را می شناختم که هر نوع مرضی می گرفت، سراغ دکتر «آ.ی» می رفت. دکتری که اعتقادی به آمپول نداشت و گمان می کرد درد سوزن فقط دردی بر دردهای بیمار اضافه می کند. شاید به خاطر همین نگاهش است که هنوز هم مطب شلوغی دارد. البته آن بنده خدایی که گفتم حالا دیگر نیازی به پزشک معالج ندارد؛

نه این که خودش خواسته باشد، بلکه چون مردگان اساس به ناز هیچ طبیبی نیاز ندارند. نفر دوم کسی است که گمان می کنم او را می شناسید و اگر نگرش سیاسی از انصاف دورتان نکرده باشد، همیشه نامش را به نیکی یاد می کنید. منظورم زنده یاد میرزا محمدخان مصدق السلطنه معروف به دکتر محمد مصدق است؛ نخست وزیر خوشنامی که افتخار ملی شدن صنعت نفت نیز به نیکنامی اش سنجاق شده است. آن طور که از فرزندش، دکتر غلامحسین مصدق، نقل شده به نخست وزیر معزول و در تبعید پیشنهاد می شود برای درمان بیماری اش به لوزان سوئیس برود. این پیشنهاد نه تنها خوشحالش نمی کند، بلکه باعث می شود با پرخاش بگوید: «چرا باید به خارج بروم؟ پس شما که ادعای طبابت می کنید و در خارج هم تحصیل کرده اید، چه کاره اید،

لعنت خدا بر من و هر کس که در این زمانه بخواهد مخارج زندگی چندین خانواده فقیر این مملکت را صرف آوردن دکتر برای معالجه من از خارج بکند. «البته آنچه شخصیت این سیاستمدار بیمار را جالب تر می کند، برخوردش با دکتر معالجش، اسماعیل یزدی، است. این پزشک حاذق روایت کرده است وقتی برای معالجه نخست وزیر بوده و دکتر یزدی به عنوان نماینده دانشجویان حضور داشته است. دکتر یزدی ماجرای آن دیدار را به یاد دکتر مصدق می آورد. نخست وزیر معزول و در حصر با یادآوری این دیدار می پرسد: «آقای دکتر آیا آن بار که مرا دیدید، راضی از پیش من رفتید؟» دکتر یزدی به گفته خودش پاسخ مثبت می دهد. دکتر مصدق با شنیدن این جواب، لبخند همیشگی اش را بیشتر می کند و می گوید: «حالا می توانم با خیال راحت دهانم را برای معاینه باز کنم.»

هیچ وقتی سعی نکنید از مسائل خصوصی بیمارتان سر دربیاورید

یادتان باشد بیمارجماعت به خاطر ضعف جسمانی دهن لق تر می شود. ممکن است در نقش یک مسیحی کاتولیک فرو رود و شمار ا کشیشی ببیند که با شنیدن اعترافاتش زمینه آمرزشش را فراهم می سازید اما بعدها از این اعتراف پشیمان و رابطه تان تیره و تار شود. البته اگر پرستار آدم های مهم خصوصا سیاستمداران و تصمیم گیرندگان برای مردم شدید، روش فرق می کند؛ نه تنها از آن ها حرف بکشید، بلکه یادداشت برداری هم بکنید تا فراموش نشوند. درست مثل آقای لی جی سویی، پزشک مخصوص مائو تسه تونگ، که نشان داده است دیکتاتورها کاین جلوه در پشت تریبون می کنند چون به خلوت می روند آن دیگر کار می کنند؛ البته با عذرخواهی از جناب آقای حافظ.

وقتی کسی می گوید زنده باد بیماری لاعلاج

رنگ رخسار بیماران را به روی مبارکشان نیاورید

اگر رنگ پریدگی و زردی چهره بیماران را به آن ها یادآوری کنید، حالشان را که خوب می کنید هیچ، اعتماد به نفسان را هم می گیرید. این هم خودتان بهتر می دانید که مساوی با تشدید بیماری است. حتی بعضی ها از این روش برای بیمار کردن آدم های سالم استفاده می کردند. نمونه اش را حتما شنیده اید. منظورم آن ملای مکتبخانه است که شاگردانش یکی یکی به او مراجعه کردند و از رنگ زرد چهره اش گفتند؛ رنگی که فقط توی ذهن شاگردان بود. البته این روش این روزها جواب نمی دهد و دلایلش هم فراوان است. معلمین و اساتید همان شاگردان دیروز مکتبخانه اند.

گذشته از این ها آن قدر مطلب در تلگرام و اینستاگرام خوانده اند که دیگر به آینه هم اعتماد نمی کنند، البته مسئله بیمار واقعی فرق می کند. او که درد و سستی را لمس کرده است. پس حواستان را جمع کنید، تا به او رسیدید لبخند بزنید؛ نه، ممکن است از لبخندتان نتیجه بدی بگیرد، خصوصا اگر از جمله آدم هایی باشد که دنیا را از پشت عینک تیره ای نگاه می کنند. اصلا بهتر است به شخصیت بیمارتان توجه کنید و رفتارتان متناسب را ویژگی های او باشد.

به کسانی که خودشان را به بیماری می زنند، بیشتر توجه کنید

شاید در نگاه اول به نظر برسد کسی که خودش را به بیماری زده است، نیازی به تیمار ندارد. اگر این طور فکر می کنید باید در عقایدتان تجدیدنظر کنید. اصولا اغلب کسانی که در عین سلامتی خودشان را به بیماری می زنند، نیاز شدیدی به توجه دارند؛ البته شاید هم من این طور فکر می کنم. دلیلش هم خانم «م.د» است که هر وقت توجه شوهرش به او کم می شود، دست به دامان رختخواب و بیماری می شود. نمونه دیگرش پدران و مادران کهنسال و تنهایی هستند که شاید دور و بر شما هم باشند.

این بندگان خدا از آن جا که فهمیده اند بیماری بیشتر از سلامتی آن ها را به یاد عزیزانشان می آورد، هر چند وقت یک بار تن رنجورشان را رنجورتر نشان می دهند. در این مواقع بهتر است خودتان را به نفهمیدن بزنید. این طور نه تنها حال آن ها را بهتر می کنید، بلکه به خودتان هم فرصت خوب تر شدن می دهید. البته اگر بیمارتان مثل خانم «م.د» است، نوازش و حرف های عاشقانه و شاخه های گل فراموش نشود.

وقتی کسی می گوید زنده باد بیماری لاعلاج

جلوی بیمار اشک نریزید و بی تابی نکنید

گاهی وقت ها بیمار یکی از نزدیکان ماست. بیماری لاعلاجی هم دارد؛ این که خودش خبر دارد یا ندارد چندان مهم نیست اما این مهم است که جلوی او صبوری کنیم. با چشم های خون افتاده و اشک روان تبدیل به آینه دق برای او نشویم. فکر نکنیم اگر زار نزنیم، خیال می کند دوستش نداریم. این نگرانی را طور دیگری برطرف کنیم. البته منظورم شستن پاهایش در شیر و آب و گلاب نیست، این طور بیشتر شک می کند. بهتر است روش های طبیعی تر را اجرا کنیم. آن هم با توجه به رفتار همیشگی که با او داشته ایم. هر چند مهربانی زیادش هم کم است اما این جور مواقع خیلی مهربان تر نشویم. ممکن است این مهربانی بیمار را کلافه کند. حواستان پی عواقب کار باشد.

مراقب سلامتی خودتان باشید

اصولا پرستار مریض به درد هیچ بیماری نمی خورد. عصای دستش که نمی شود به کنار، باری بر ذهن و دوشش خواهدشد. خیال نکنید اگر یکی از عزیزانتان بیمار شد، شما هم باید برای نزدیک تر شدن به او مریض شوید. حتی تظاهر به بیماری هم نکنید. منظورم رفتاری مشابه رفتاری است که دختر خردسالی برای ایجاد رضایت در برادر سرطانی اش می ند (مویش را از ته می زند و…)ممکن است با این کار به جای همدلی در او احساس نگرانی ایجاد کنید.

حرف های ناراحت کننده بیمارتان را به دل نگیرید

بیمارجماعت فقط جسمش رنجور نمی شود، جانش دچار نقصان می گردد. حساس تر می شود. انتظاراتش از کسانی که دوستشان دارد، بالاتر می رود و ممکن است حرف هایی بزند که به مذاق شنونده خوش نیاید. این وقت ها باید کر شد و نشنید یا صافی شد و بی مهری کلام را به مهر مبدل کرد؛ البته این که می گویم باید کر شد، نباید همیشگی باشد. بعضی وقت ها باید یخ باشی و حافظه نسل بعد و دیگران بشوی. مثالی بزنم از مردی که در فرمان اول هم از او یاد کردیم. از دکتر مصدق نقل شده است وقتی پزشک معالجش با نمونه هایی که از او گفته بود، قصد خروج از محل حصر را داشت، رو به مصدق می گوید:

«امیدوارم با خبر خوب برگردم.» منظورش خبر سلامتی آقای نخست وزیر معزول بود. جواب دکتر مصدق درد و سوز و آه دارد؛ چرا که گفته است: «امیدوارم خبر خوبی برای من بیاورید. امیدوارم بیماری ام سرطان باشد. من از این وضع تنهایی و زندگی خسته شده ام.» این حرف دکتر مصدق نشان می دهد چیزهایی آزاردهنده تر از بیماری هم وجود دارد؛ چیزهایی که باعث می شود بعضی ها فریاد بزنند «زنده باد بیماری لاعلاج!»


برخورد با کشف حجاب؛ رأفت اسلامی، روح قانون است!


روزنامه قانون: ویديوی برخورد یک‌ضابط قضایی با دختری جوان باعث شد تا در چندروز اخیر قدری چهره نیروی‌انتظامی مخدوش شود. لگدزدن، به‌خودی‌خود امری ناپسند و حتی مجرمانه تلقی می‌شود؛ حال وقتی چنین برخوردی از سوی یک‌ضابط قضایی صورت می‌گیرد، نمی‌توان به‌راحتی از کنار آن گذشت.

اگر عمل کاشفان حجاب غیرقانونی است -که بر اساس ماده۶۳۸ قانون مجازات اسلامی این‌گونه است- باید با متهم به روش معقول، قانونی و اسلامی رفتار کرد؛ نه‌آنکه شخصی که وظیفه برقراری امنیت اجتماعی را برعهده دارد با یکی از نوامیس این خاک این‌گونه برخورد کند.

در حقیقت خیل عظیم شهدا، خون خود را ضامن امنیت مردم این مرزوبوم کردند تا لگدی به‌ناموس این خاک وارد نشود؛ حال عجیب است که یک‌مامور انتظامی با هموطن خود چنین می‌کند. دیگر آنکه بر اساس قانون، نمی‌توان مدافع کشف حجاب بود یا دست‌کم تا زمانی که قانون، از طریق مجلس تغییر نکرده است، نباید از عملی دفاع کرد اما می‌توان از خشونت گسترده اجتماعی انتقاد کرد. از سوی دیگر در روند رسیدگی به پرونده‌های این دختران جوان باید دانست که از حیث قانونی به‌هیچ‌وجه نمی‌توان عنوان مجرمانه متهمان کشف حجاب را به عنوان مجرمانه‌ای چون تشویق به فساد و فحشا تعمیم داد.

رأفت اسلامی ،روح قانون است

عدم تطابق فساد و فحشا با اعتراض به‌حجاب

«هوشنگ پوربابایی»، حقوق‌دان کیفری و وکیل دادگستری باور دارد که اگر قایل به ارتکاب جرمی در اعتراض‌های دختران معترض به حجاب باشیم، نباید آن را با سیاسی‌کاری تحلیل کنیم زیرا اگر روند قضایی به جای توجه به مفاد قانونی به‌سمت سیاست‌ورزی حرکت کند، حقوق ملت زایل می‌شود. این حقوق‌دان در گفت‌وگو با «قانون» گفت: «چندی است که دختران جوانی به‌نحوه پوشش در ایران اعتراض‌هایی کرده‌اند و به‌عنوان حرکتی اعتراضی در معابر عمومی با درآوردن روسری‌های خود، نقد خود را به منصه‌ظهور رسانده‌اند؛ و ضابطان دادگستری با ایشان برخورد کرده‌اند. به‌طور کلی بر سر این موضوع که بر اساس فقه اسلامی حدود و ثغور حجاب به چه‌میزان است، اختلاف‌نظرهای فراوانی وجود دارد.

برخی فقها حجاب را یک‌حکم تاسیسی، بعضی دیگر حکم امضایی و برخی ناشی از سنت رسول اکرم(ص) و در آخر بعضی برگرفته از نص صریح قرآن کریم می‌دانند. در واقع میان فقهای شیعه و سنی اختلاف نظرهای گسترده‌ای وجود دارد که ما وارد بحث در خصوص آن اختلاف نظرها نمی‌شویم زیرا در تخصص ما نیست و باید فقها پاسخگوی چنین اختلاف نظرهایی باشند. آنچه ما به‌عنوان حقوق‌دان باید بررسی کنیم، بحث قانونی چنین اعتراض‌هايی است.

قانونگذار در تبصره ماده۶۳۸ قانون مجازات اسلامی ایران مقرر داشته است: «هرکس در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به‌ عمل حرامی كند، علاوه‌بر کیفر عمل به حبس از ۱۰روز تا دوماه یا به ۷۴ضربه شلاق محکوم می‌شود و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نيست اما عفت عمومی را جریحه‌دار‌كند فقط به حبس از ۱۰‌روز تا دوماه یا به ۷۴ضربه ‌شلاق محکوم خواهد شد. تبصره: زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ‌ظاهر شوند به حبس از ۱۰‌روز تا دوماه یا از ۵۰‌هزار تا ۵۰۰هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد».

در این ماده، مجازات کسانی که حجاب نداشته باشند، به صراحت مشخص شده است. عبارات و کلمات مصرح در ماده مذکور در مطابقت با عمل صورت گرفته است و جای هیچ‌تردید و ابهامی وجود ندارد. اگر افرادی بخواهند عمل اعتراضی دختران جوان را بر ماده دیگری منطبق کنند، به هیچ‌وجه قابل قبول نیست؛ یعنی در صورتی که برخی افراد ادعا کنند که عمل ایشان مطابق ماده۶۳۹ است، مسیری غلط و مغرضانه را در پیش گرفته‌اند و ماده۶۳۹ به هیچ‌وجه مطابق با عمل ارتکابی نیست».

وی در توضیح ماده ۶۳۹افزود:« این ماده مقرر می‌دارد: «افراد زیر به‌حبس از یک تا ۱۰‌سال محکوم می‌شوند و در مورد بند الف علاوه بر مجازات مقرر، محل مربوطه به‌طور موقت با نظر دادگاه بسته خواهد شد: الف- کسی که مرکز فساد یا فحشا دایر یا اداره کند. ب- کسی که مردم را به فساد یا فحشا تشویق كرده یا موجبات آن‌را فراهم كند. تبصره: هرگاه بر عمل فوق عنوان قوادی صدق كند، علاوه‌ بر مجازات مذکور به حد قوادی نیز محکوم می‌شود».

همان‌طور که ملاحظه می‌شود، این ماده ناظر به دو موضوع است؛ نخست توقیف مراکز فساد و فحشا و دوم برخورد با کسانی که مردم را به فساد و فحشا تشویق می‌کنند. می‌دانیم که در جهان کنونی چنین مراکزی به یکی از صنایع پردرآمد تبدیل شده اند و قانونگذار ایران نیز بر اساس اصول اسلامی و عدم وجود فساد و فحشا در جامعه، ماده‌ای صریح با مجازات سنگیني را برای مقابله با آن در نظر گرفته است. اما میان فساد و فحشا تفاوت وجود دارد.

فحشای مقرر در این ماده ناظر به ارتزاق جنسی خلاف شرع است؛ به نحوی که دایرکننده قصد ارتکاب اعمال جنسی داشته باشد. به‌طور مثال مکانی را برای زنای افراد یا قوادی تاسیس کند. در گذشته نیز فاحشه‌خانه‌ها ناظر به همین موضوع بود. اما فساد دلالت بر مواردی مانند شرب خمر، قمار، توزیع فیلم‌های مستهجن و… دارد. سابقه این جرم به ماده۲۱۱ قانون کیفر همگانی بازمی‌گردد که کلماتی مشابه با ماده۶۳۹ قانون مجازات فعلی به‌کار رفته است.

دیوان عالی کشور نیز در سال‌های ۱۳۲۸ و ۱۳۳۶ تاکید کرده است که مراکز فحشا به مکان‌هایی گفته می‌شود که فاحشه‌خانه تلقی شوند. دیگر آنکه جرم مقرر در ماده۶۳۹ جرم به عادت است و باید در تحقق آن تکرار وجود داشته باشد. بی‌تردید از هر سو به قضیه نگریسته شود، نمی‌توان اعتراض مدنی به حجاب را –خواه درست یا غلط- داخل در اشاعه فساد و فحشا دانست. اگر در روند دختران دستگیرشده، دادستان یا بازپرس تلاش کنند که با سختگیری تمام ماده۶۳۹ را به دستگیرشدگان منتسب کنند، خلاف اصل تفسیر مضیق و به نفع متهم در قوانین کیفری عمل کرده‌اند.علاوه بر آن جرم معترضان با نص ماده۶۳۹ منطبق نیست. من تاکید می‌کنم که کار دادگاه تشخیص آگاهانه است.

این امر بدون برتری‌دادنِ مصالح و نیروی قوای دولتی به‌دست می‌آید. کار دادگاه اتخاذ شیوه مصلحت‌انگارانه، سیاسی و تضمین منافع حکومت نیست. هیچ‌کس حق ندارد به‌دلیل برتری‌دادن مصالح سیاسی، روش‌هایی خلاف قانون را در نظر بگیرد. باید حقوق ملت در تمام ارکان قضایی رعایت شود. وظیفه دادگاه رعایت تطبیق عمل ارتکابی با شیوه‌های مقرر در قانون آیین دادرسی کیفری و جرم تعیین‌شده است. وظیفه دادگاه برابر کردن ملت و حکومت نیست و نباید به دلیل شیوه‌های مصلحت‌انگارانه حکومت، مواد قانونی را جابه‌جا و حقوق مردم را تضییع کند».

عدم تطابق اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی با اعتراض به‌حجاب

این وکیل دادگستری در پاسخ به این سوال که آیا بعضی جریان‌ها می‌توانند اعتراض‌های اخیر به موضوع حجاب را به اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی تعمیم دهند، اظهار کرد: «چنین دیدگاهی غلط است. بی‌حجابی در قانون مجازات اسلامی در جرایم علیه عفت عمومی جرم‌انگاری شده است؛ در حالی که جرایم علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی ذیل جرایم امنیتی آمده است. در خصوص اقدام علیه امنیت ملی، ماده۶۱۰ قانون مجازات اسلامی مقرر می‌دارد: «هرگاه دو نفر یا بیشتر اجتماع و تبانی كنند که جرایمی ‌برضد امنیت داخلی یا خارج کشور مرتکب شوند یا وسایل ارتکاب ‌آن را فراهم كنند، در صورتی که عنوان محارب بر آنان صادق نباشد، به دو تا پنج‌سال حبس محکوم خواهند شد».

این ماده ناظر به امنیت داخلی و خارجی است. بی‌حجابی یا به تعبیری کشف حجاب به‌هیچ‌وجه با مسائل امنیتی ارتباطی ندارد. مگر می‌‌شود که برداشتن یک روسری، امنیت داخلی یا خارجی ایران را به خطر اندازد؟ گفتن چنین ادعایی نیز بی‌ربط است. اقدام علیه امنیت کشور ناظر به مصادیقی مانند بمب‌گذاری، ترور و نظایر این‌هاست. اگر یک دختر جوان روسری خود را بردارد، نه به امنیت ملی و نه حتی به نظم عمومی بر‌می‌خورد.

قانونگذار در ماده۶۱۸ فوق‌الذکر مقرر می‌دارد: «هرکس با هیاهو و جنجال، حرکات غیر متعارف یاتعرض به افراد موجب اخلال نظم، آسایش و آرامش عمومی شودیا مردم را از کسب و کار باز دارد، به حبس از سه‌ماه تا یک‌سال و تا ۷۴ضربه شلاق محکوم خواهد شد». یک‌عمل زمانی می‌تواند تحت عنوان یک‌جرم شناسایی شود که تمام ارکان آن جرم کامل باشد؛ به نحوی که اگر هریک از اضلاع جرم وجود نداشته باشد، نمی‌توان عمل ارتکابی را ذیل آن عنوان شناسایی کرد. از این‌رو بی‌حجابی فقط ذیل ماده۶۳۸ قانون مجازات اسلامی می‌گنجد».

ضرورت قانونی بودن اعتراضات خیابانی

در پایان پوربابایی با اشاره به ضرورت قانونی‌بودن اعتراضات گفت: «نمی‌توان اعتراضات دختران جوان را ذیل اصل۲۷ قانون اساسی تعبیر کرد زیرا این استدلال که چون در قانون اساسی به مقوله حجاب اشاره‌ای نشده پس دارای اهمیت نیست، قابل پذیرش نخواهد بود. بسیاری مجازات‌ها در قوانین عادی تعیین شده است. قانون اساسی اصول کلی و راهبردهای اساسی را تعیین می‌کند و وارد جزییات نمی‌شود. اصل۲۷ قانون اساسی اشاره به تحرکات مدنی مردم در شیوه حکم‌رانی دارد. نمی‌توان با استناد به حقوق ملت در اعتراض و نقد، اقدامات غیر‌قانونی را پذیرفت.

به‌طور مثال یک فرد نمی‌تواند برای اعتراض به قانون ممنوعیت شرب خمر در خیابان راه برود و مشروب بنوشد. در پایان امیدوارم در مواجهه با دختران جوانی که نسبت به حجاب با شیوه‌ای خاص اعتراض خود را در جامعه مطرح کرده‌اند، به صورت قانونی برخورد شود و حالتی پدیدار نشود که مقامات قضایی با مصلحت‌اندیشی سیاسی، مجازاتی فراتر از قانون برای این جوانان صادر کنند. قاضی دادگاه، عنصری بی‌طرف است که باید انطباق موضوع و رفتار را با مفاد قانون تعیین کند.

بی‌تردید تنها ماده‌ای که به عمل دختران جوان معترض می‌گنجد، ماده۶۳۸ قانون مجازات اسلامی است و نباید به بیش از مجازات مقرر در این ماده حکم داد».

آنچه در بازخوانی قانونی اعتراض‌های اخیر برخی دختران جوان به حجاب مشخص بوده، این است که باید در مواجهه با ایشان بر اساس قانون عمل کرد. سخن گفتن از اجرای قانون به معنای نفی مجرمانه بودن عمل نیست بلکه بیم آن می‌رود که به دلیل حواشی سیاسی ایجادشده بر این موضوع، خوانش حقوقی از میان برود و حکمی فراتر از نص قانون مجازات اسلامی برای دختران جوان این مرزوبوم صادر شود.

آنچه در مقطع کنونی بسیار باعث نگرانی شده، برخورد سیاسی به‌جای قانونی با متهمان دستگیرشده است. امیدواریم حاکمیت سیاسی در مقطع کنونی دریابد که در درجه نخست اصل قانونگرایی بر همه چیز مقدم است و دیگر آنکه برای ایجاد آرامش و جلب اعتماد ملی باید با مردم به مدارا رفتار کند.