Tag Archives: خدمات

خبرگزاری آريا – نظارت بر ممنوعيت ارائه خدمات دندانپزشکي همراه با بيهوشي در مراکز مجاز




معاون درمان وزارت بهداشت در بخشنامه اي تاکيد کرد:

نظارت بر ممنوعيت ارائه خدمات دندانپزشکي همراه با بيهوشي در مراکز مجاز

خبرگزاري آريا- معاون درمان وزارت بهداشت تصريح کرد: هرگونه تبليغات در فضاهاي مجازي، سايت هاي اينترنتي و  ارسال پيامک بدون اخذ مجوز از سازمان نظام پزشکي در زمينه ارائه خدمات دندانپزشکي همراه با بيهوشي ممنوع است.
به گزارش خبرگزاري آريا، دکتر قاسم جان بابايي معاون درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي در بخشنامه اي به معاونين درمان دانشگاه هاي علوم پزشکي سراسر کشور، بر نظارت بر ارائه خدمات دندانپزشکي همراه با بيهوشي در مراکز مجاز تاکيد کرد.
وي در اين بخشنامه  با اشاره به گزارش هاي دريافتي درخصوص ارائه خدمات دندانپزشکي همراه با بيهوشي در مطب دندانپزشکان عمومي و متخصص و همچنين تبليغات در فضاهاي مجازي و سايت هاي اينترنتي و صراحت ممنوع بودن اين اقدام در آيين نامه تاسيس درمانگاه دندانپزشکي، تاکيد کرد: ضروري است، اين امر با هدف اطلاع رساني مجدد و پيشگيري از گسترش انجام آن و جلوگيري از هرگونه پيشامدهاي احتمالي تهديد کننده سلامتي دريافت کنندگان خدمات دندانپزشکي به خصوص در کودکان و بيماران با شرايط باليني خاص به صورت ويژه مورد نظارت قرارگيرد.
دکتر جان بابايي با تاکيد بر لزوم اجراي نظارت بر ممنوعيت بيهوشي در مراکز دندانپزشکي، خاطرنشان کرد:  با توجه به دستورالعمل ضوابط بهداشتي و تسهيلات لازم در مطب، اين بخشنامه با هدف يادآوري به کليه دندانپزشکان، درمانگاه هاي دندانپزشکي و عمومي، مراکز جراحي محدود و بيمارستان هاي داراي بخش دندانپزشکي تحت پوشش نظارت آن معاونت، ابلاغ شده تا بر نحوه صحيح  آيين نامه و دستورالعمل هاي فوق نظارت لازم را به عمل آورده و در صورت مواجهه با موارد تخلف، مطابق با قوانين مربوطه و تحت عنوان اقدام پزشکي غيرمجاز، موضوع را پيگيري کنند.  
معاون درمان وزارت بهداشت در پايان اين بخشنامه به موارد قابل نظارت در اين زمينه اشاره کرد و اظهار داشت: ارائه خدمات دندانپزشکي همراه با بيهوشي تحت هر عنوان توسط دندانپزشکان عمومي و متخصص در مطب ممنوع مي باشد و متخصصين جراحي دهان و فک و صورت و دندانپزشکان اطفال، همچنين دندانپزشکان با طي نمودن دوره هاي مصوب وزارت بهداشت با تاييد معاونت آموزشي وزارت بهداشت، در مراکز مجاز، مي توانند خدمات دندانپزشکي همراه با بيهوشي را ارائه نمايند. علاوه بر اين درمانگاه هاي دندانپزشکي و درمانگاه هاي عمومي، مراکز جراحي محدود و بيمارستان هاي داراي بخش دندانپزشکي در صورت تاييد شرايط دستورالعمل مذکور توسط آن معاونت و با رعايت کليه ضوابط قيد شده در آن، مجاز به ارائه خدمات دندانپزشکي همراه با بيهوشي هستند. همچنين هرگونه تبليغات و به  هر نحو ممکن از جمله فضاهاي مجازي، سايت هاي اينترنتي، ارسال پيامک بدون اخذ مجوز از سازمان نظام پزشکي ممنوع است و ضرورت دارد موارد تخلف به استناد بخشنامه شماره۲۸۲۱۷/۴۰۲د مورخ ۲۱/۱۱/۹۶ به آن سازمان گزارش شود.


خبرگزاری آريا – تسهيل و ارتقاي کيفي و کمي خدمات، مديريت هزينه ها، خريد راهبردي و اجراي گايدلاين‌ها از مهمترين برنامه هاي سال ۹۷


تسهيل و ارتقاي کيفي و کمي خدمات، مديريت هزينه ها، خريد راهبردي و اجراي گايدلاين‌ها از مهمترين برنامه هاي سال 97

خبرگزاري آريا- مدير عامل سازمان سلامت ايران، استقرار سازمان الکترونيک را مهمترين برنامه اين سازمان در سال جاري عنوان کرد و گفت: حذف بروکراسي، تسهيل در ارائه خدمات، مديريت هزينه و اجراي گايدلاين‌ها (راهنماهاي باليني) در گرو تحقق سازمان الکترونيک است.
به گزارش خبرگزاري آريا، مهندس طاهر موهبتي رئيس هيات مديره و مديرعامل سازمان بيمه سلامت ايران، مهمترين برنامه‌هاي اين سازمان در سال جاري را تشريح کرد و گفت: برنامه‌هاي سازمان بيمه سلامت ايران برگرفته از اسناد بالادستي، سند چشم‌انداز، احکام برنامه ششم توسعه و سياست‌هاي کلي سلامت بوده که مهمترين آن استقرار سازمان الکترونيک است که اميدواريم در سال جاري گام هاي موثري برداريم.
مديرعامل سازمان بيمه سلامت ايران ادامه داد: برابر قانون، کليه بخش‌هاي ارائه دهنده خدمت در حوزه سلامت اعم از دولتي، خصوصي و غير دولتي مکلف شدند که در زمان ارائه خدمت از پايگاه بيمه‌شدگان سازمان بيمه سلامت ايران استحقاق سنجي کنند. اين موضوع به مديريت هزينه و حذف دفترچه در بيمارستان هاي دولتي کمک قابل توجهي خواهد کرد.
وي به حذف دفترچه در بخش بستري نيز اشاره کرد و گفت: حذف دفترچه در اواخر سال ۹۶ در ۴ استان در بخش بستري ۱۲۰ بيمارستان در کشور آغاز شد. اميدواريم تا پايان ۶ ماهه اول سال ۹۷ اين موضوع در سراسر بيمارستان‌هاي دولتي با همت وزارت بهداشت، معاونت درمان و آي تي وزارت بهداشت شکل گيرد. البته ما در ابتداي راه هستيم و بايد به سمتي حرکت کنيم که الکترونيکي شدن خدمات را در بخش سرپايي نيز محقق کنيم.
مهندس موهبتي اجراي گايدلاين‌ها، راهنماهاي باليني و پروتکل هاي درمان به منظور خريد راهبردي را از ديگر اقدامات برشمرد و افزود: تلاش خواهيم کرد که در سال جاري بتوانيم همپوشاني را نيز برطرف کنيم. در حال حاضر بين اين سازمان و صندوق تامين اجتماعي حدود ۳ ميليون و ۷۰۰ هزار نفر همپوشاني وجود دارد. البته در اواخر سال ۹۶ با اقداماتي، از همپوشاني جديد جلوگيري شد و با الکترونيکي شدن و اتصالي که در پايگاه جمعيتي صورت گرفته، در هنگام صدور و تمديد دفترچه امکان همپوشاني به حداقل خواهد رسيد.


خدمات کم‌نظیر سالن زیبایی مریم رئوف برای آرایش مو


با خدمات کم‌نظیر سالن زیبایی مریم رئوف برای آرایش مو آشنا شوید.

به جرات می‌توانیم بگوییم موی هر خانم، بخش مهمی از هویت چهره اوست. به همین دلیل بسیاری از خانم‌ها باید به سلامت و زیبایی مو‌های خود توجه کنند. از این رو شما به عنوان یک بانو باید برای انتخاب آرایشگر و سالن زیبایی خود، حساسیت ویژه‌ای به خرج دهید.

 

خدمات کم‌نظیر سالن زیبایی مریم رئوف برای آرایش مو

 

یکی از مراکز معتبر و با سابقه در زمینه آرایش و زیبایی در کشور، سالن زیبایی مریم رئوف است. این سالن زیر نظر مریم رئوف، میکاپ آرتیست خوشنام و با سابقه ایرانی اداره می‌شود. او و همکارانش به واسطه سال‌ها تجربه کاری و نیز طی‌کردن دوره‌های آموزشی ویژه زیر نظر کارشناسان بزرگ‌ترین برند‌های آرایشی و زیبایی آمریکا و اروپا، در حال حاضر خدمات کم‌نظیری در زمینه آرایش مو ارائه می‌کنند.

آن‌چه سالن زیبایی مریم رئوف را از سایر مراکز متمایز می‌کند، استفاده از محصولات بهترین برند‌های معتبر جهان و ارائه خدمات با کیفیت و استاندارد بین‌المللی و متناسب با فرهنگ و روحیه بانوان ایرانی است. در ادامه با ما همراه باشید تا با خدمات ویژه سالن زیبایی مریم رئوف در زمینه آرایش مو آشنا شویم.

 

خدمات رنگ مو

 

انتخاب رنگ موی مناسب، نقش مهمی در نمایش زیبایی‌های چهره و بهبود فرم صورت دارد. زیرا رنگ مو اولین چیزی است که در آرایش موی هر خانم نظر‌ها را به خود جلب می‌کند.
در سالن زیبایی مریم رئوف دو معیار مهم برای رنگ موی بانوان وجود دارد؛ اول سلامتی و بعد زیبایی.

 

معیار اول؛ سلامتی و شادابی مو‌ها

 

وقتی به سالن زیبایی مریم رئوف مراجعه می‌کنید باید خیال‌تان از بابت سلامتی موادی که در این مرکز استفاده می‌شود، راحت باشد. زیرا در این سالن از رنگ مو‌های استاندارد و با کیفیت، از بهترین برند‌های اروپایی و آمریکایی استفاده می‌شود. فرمولاسیون این رنگ‌ها به گونه‌ای است که به هیچ عنوان به مو‌ها در کوتاه‌مدت و درازمدت آسیب نمی‌رسانند.
از طرفی تنوع محصولات این برند‌ها باعث می‌شود که دست شما در انتخاب رنگ موی مناسب بسیار باز باشد و عملا در این زمینه محدودیتی ندارید.

 

معیار دوم: زیبایی و جذابیت مو‌ها

 

بدون‌شک همه چیز در رنگ مو به انتخاب محصولات یک برند، ختم نمی‌شود. زیرا انتخاب رنگ موی مناسب برای هر خانم، کاری علمی و تخصصی است. در اینجاست که نقش یک آرایشگر متخصص و باتجربه به خوبی دیده می‌شود. خوشبختانه خانم مریم رئوف و همکارانش با توجه به آموزش‌های ویژه‌ای که در زمینه انتخاب و ترکیب رنگ مو زیر نظر برترین اساتید دنیا طی کرده‌اند، می‌توانند بهترین انتخاب‌ها را در اختیار شما قرار دهند.

در سالن زیبایی مریم رئوف برای انتخاب رنگ موی مناسب به معیار‌هایی مانند رنگ پوست و چشم‌ها، فرم صورت و حتی روحیه و شخصیت هر خانم توجه می‌شود. زیرا هر رنگ مو، انعکاس نوری خاص خود را روی چهره دارد و با انتخاب درست رنگ مو، می‌توان زوایای چهره را به خوبی نمایش داد و فرم صورت را بهبود بخشید. برآیند این کار به زیباتر دیده‌شدن چهره خانم‌ها بسیار کمک می‌کند.

 

خدمات کراتینه

 

موی سر هر خانم به دلایل مختلف فیزیکی و شیمیایی به مرور پروتئین از دست می‌دهد. شکنندگی، خشکی و وزشدن موها، از مهم‌ترین نشانه‌های کاهش پروتئین در موهاست. به همین دلیل خانم‌ها باید علاوه بر آن‌که به رژیم غذایی خود برای حفظ سلامتی مو‌ها توجه کنند، لازم است در صورت بروز علایم گفته‌شده در موهای‌شان، هر چه سریع‌تر نسبت به درمان آن اقدام کنند.

در حال حاضر بهترین و موثرترین روش درمان مو‌هایی که پروتئین از دست داده‌اند، کراتینه‌کردن آن‌هاست. کراتینه‌ کردن مو نوعی پروتئین درمانی است و در این روش پروتئین‌ها در لایه‌های سطحی و عمقی مو جایگزین می‌شوند و این کار به احیای مو‌ها و همچنین صاف‌شدن آن‌ها کمک می‌کند.

در سالن زیبایی مریم رئوف برای کراتینه کردن مو از محصولات بهترین و باسابقه‌ترین برند‌های آمریکایی استفاده می‌شود که در حال حاضر در جهان حرف اول را می‌زنند. در ترکیبات این محصولات در کنار مواد اصلی، ۱۲ نوع روغن گیاهی مانند روغن‌های آراگان، کاسترو، نارگیل، رزماری، جوجوبا و … استفاده شده است.

وجود این روغن‌های گیاهی مو‌ها را صاف‌تر و براق‌تر می‌کند و از آن‌ها در مقابل گرمای سشوار و اتو و اشعه‌های مضر محافظت می‌‌کند. از طرفی باعث جلوگیری از ریزش مو و ایجاد موخوره شده و به واسطه محرک‌‌های خاصی که در این کراتینه وجود دارد، شاهد افزایش رشد مو‌ها می‌شویم.

اما در کنار استفاده از مواد استاندارد و با کیفیت برای کراتینه، خانم مریم رئوف و همکاران‌شان با روش‌ها و میزان ترکیب این مواد با توجه به ویژگی‌های موی سر شما به خوبی آشنا هستند. زیرا اگر کراتینه‌کردن مو به دست افراد غیرمتخصص انجام شود (حتی با در صورت استفاده از مواد با کیفیت) مشکلاتی از جمله پوسته شدن، چرب شدن و شکنندگی، مو‌های شما را تهدید می‌کنند. در مواردی هم ممکن است مو‌های شما بسوزد و حتی صاف نشود. چیز‌هایی که ما برای فرار از آن‌ها به سمت کراتینه‌ کردن مو‌ها می‌رویم!

 

خدمات اکستنشن مو

 

یکی از خدماتی که در سالن زیبایی مریم رئوف به بانوان ارائه می‌شود، اکستنشن مو است. این کار به خانم‌ها کمک می‌کند موهای‌شان بلندتر و پرتر دیده شود. اما اصولا اکستنشن مو به دو گروه از بانوان پیشنهاد می‌شود؛ گروه اول خانم‌هایی که از حجم مو‌های آن‌ها به دلایلی مانند مثل ریزش و یا شکستگی کاسته شده است؛ و گروه دوم خانم‌هایی که روند رشد مو‌های آن‌ها کند است و یا می‌خواهند قبل از بلندشدن تغییر سبک بدهند.

اما اگر اکستنشن کردن مو به درستی انجام نشود، می‌تواند روند ریزش مو را تشدید کرده و در برخی موارد موجب گره‌خوردگی مو و آسیب به آن شود. به همین دلیل تکنسین‌ها در سالن زیبایی مریم رئوف، از اکستنشن‌های استاندارد از برند‌های معتبر استفاده می‌کنند.

در عین حال آن‌ها برای این کار به اندازه دسته¬های مو، حجم و قد آن¬ها نیز اهمیت می‌دهند. زیرا عدم توجه به این موارد می‌تواند باعث کشش در موها، ایجاد درد و آسیب رسیدن به ریشه آن‌ها شود. از طرفی طریقه نصب اکستنشن نیز بسیار مهم است. تکنسین‌هایی که با سالن زیبایی مریم رئوف همکاری دارند، این کار را به گونه‌ای انجام می‌دهد که نتیجه آن، مشاهده یک حالت طبیعی و عادی در موهاست. بدون شک هیچ خانمی دوست ندارد دیگران بدانند که او اکستنشن استفاده کرده است!

 

خدمات کم‌نظیر سالن زیبایی مریم رئوف برای آرایش مو

 

همه چیز با آرایش مو تمام نمی‌شود!

 

بخش مهمی از مشکلات و بیماری‌هایی که به سراغ مو‌های بانوان می‌آید از جایی ناشی می‌شود که آن‌ها به مراقبت‌های بعد از آرایش و رنگ کردن مو توجهی نشان نمی‌دهند.

در حالی که اگر بعد از هر آرایش ندانیم چگونه باید از مو‌های خود مراقبت کنیم، به مرور زیبایی و طراوت مو‌های خود را از دست می‌دهیم. حتی اگر پیش بهترین آرایشگر رفته باشیم و او نیز با بهترین مواد و روش اجرا مو‌های ما را آرایش کرده باشد.

خوشبختانه در سالن زیبایی رئوف بعد از ارائه هر خدماتی برای مو، به بانوان برنامه ویژه‌ای برای مراقبت و نگهداری از مو‌ها ارائه می‌شود. این‌که از چه شامپو‌هایی برای شستشوی مو‌های خود استفاده کنند یا خوردن چه خوراکی‌هایی برای حفظ سلامتی مو‌های آن‌ها مفید است و موارد مختلف دیگر.

 

اگر شما هم علاقه‌مند هستید از خدمات ویژه سالن زیبایی مریم رئوف در زمینه آرایش مو استفاده کنید، پیشنهاد می‌کنیم با شماره‌های ما تماس گرفته و برای آشنایی بیشتر به وب‌سایت (maryamraoof.com) و اینستاگرام ما سر بزنید.


 خدمات کم‌نظیر سالن زیبایی مریم رئوف برای آرایش مو

شماره تلفن‌های مجموعه:

۰۲۱۲۶۳۰۹۱۱۵
۰۲۱۲۲۰۴۲۷۳۷
۰۹۱۲۹۴۶۹۳۹۱

 

ما را در شبکه‌های مجازی دنبال کنید.

خدمات کم‌نظیر سالن زیبایی مریم رئوف برای آرایش موخدمات کم‌نظیر سالن زیبایی مریم رئوف برای آرایش موخدمات کم‌نظیر سالن زیبایی مریم رئوف برای آرایش مو


خدمات نظافت منزل؛ از لیسانسه تا مرد ۶۰ ساله!


روزنامه آسمان آبی – ترانه ترجمان: «صدای زنگ تلفن از اول اسفندماه قطع نمی‌شود. مدام تماس می‌گیرند و دنبال کارگر مطمئن هستند. دم عید که می‌شود کارگرهای بیشتری را استخدام می‌کنیم. البته تنها برای یک ماه؛ چراکه اکثرشان ۲۹ اسفند برمی‌گردند شهرشان تا سال‌تحویل کنار خانواده‌هایشان باشند.» این‌ها را مدیر یکی از دفاتر خدماتی نظافت منزل می‌گوید. کسی که هشت سال است این دفتر را تاسیس کرده و در تمام این سال‌ها با کارگران در ارتباط است و تمام ریزودرشت مشکلاتشان را می‌داند.

احمد امیری می‌گوید: «وقتی با دفتر تماس می‌گیرند بیشتر دنبال کارگر مطمئن هستند. متاسفانه به کارگرها، چون از قشر پایین جامعه‌اند، خیلی‌ زود تهمت می‌زنند. کافی است در خانه‌ای چیزی گم شود. اولین کسانی که مورد بدگمانی واقع می‌شوند همین کارگرها هستند که آمده‌اند خانه‌ای را تمیز کنند. در این سال‌ها از این شکایت‌ها کم نداشته‌ایم که البته در اکثر مواقع هم تهمت بوده و مشخص شده است کارگران کاری نکرده‌اند. ما به‌سادگی کارگری را نمی‌پذیریم. معمولا درباره‌شان تحقیق می‌کنیم و ضمانت هم می‌گیریم. برای ما مهم‌ترین مسئله این است کسی که برای کار به دفتر می‌آید معتاد نباشد. در این مورد بسیار جدی هستیم، چون کسانی که استخدام می‌شوند وارد خانه و زندگی دیگران خواهند شد.»

از مرد 60ساله تا لیسانسه، بیکار

کارگران شب عید که معمولا از شهرستان می‌آیند، ممکن است در روستای خودشان برووبیایی داشته باشند. خیلی‌هایشان کشاورزند یا مغازه کوچکی دارند، اما برای درآمد بیشتر راهی شهرهای بزرگ می‌شوند. خیلی‌هایشان می‌گویند در ماه اسفند به‌اندازه یک سالشان درآمد کسب می‌کنند و همین پایتخت را در نظرشان به گنج بزرگی شبیه کرده است. آن‌ها که دنبال پول بیشترند معمولا شماره‌شان را به صاحبخانه می‌دهند تا سال بعد مستقیم با خودش هماهنگ کنند. این‌طوری درصدی هم به شرکت نمی‌دهند و تمام پول به خودشان می‌رسد. این جمله‌ها را مدیر دفتر خدماتی هم تایید می‌کند و می‌گوید: «این کار را خیلی‌ها انجام می‌دهند و ما هم معمولا مقاومتی نمی‌کنیم. به ‌هر حال شب عید آن‌قدر مشتری هست که کم شدن چند کارگر و مشتری تا سال آینده اذیتمان نکند.

ضمن این‌که شرکت برای مشتری‌ها ضمانت به حساب می‌آید که خیلی‌ها حاضر نیستند کارگری را بدون آن به خانه بیاورند. کارگران شب عید از هر قشری هستند. خانم‌های جوان بیشتر کارگر خانم می‌خواهند، چون معمولا موقع خانه‌تکانی تنها هستند. اما آن‌ها که روزهای تعطیل را برای تمیز کردن خانه برمی‌گزینند، معمولا از کارگرهای مرد استقبال می‌کنند که دیرتر خسته می‌شوند. ما بیشتر جوان‌ها را استخدام می‌کنیم که نیروی جوانی داشته باشند، اما به‌ هر حال هستند کسانی که سن‌وسالی از آن‌ها گذشته، اما تقاضای کار می‌کنند. ما با همه راه می‌آییم. نیاز به پول اولین علت مراجعه افراد به ماست. مرد ۶۰ساله هم نیاز به کار دارد و ما نمی‌توانیم او را ناامید کنیم. این‌جا حتی لیسانسه بیکار هم داشته‌ایم.

برای این‌که شب عید پولی داشته باشد و دست جلوی خانواده‌اش دراز نکند به این‌جا آمده است.» این‌ها همه حرف‌های احمد امیری است. کسی که از بیرون ماجرا را می‌بیند. برای او زنگ‌های تلفنی که از آخرین روزهای بهمن‌ماه شروع می‌شود نشان‌دهنده پول بیشتر است، اما کارگرها طور دیگری به ماجرا نگاه می‌کنند. آن‌ها وارد خانه‌ها می‌شوند؛ خانه‌های شمال شهر، غرب و شرق. تنها فرقی که می‌بینند در متراژ خانه‌هاست و اسباب و اثاثیه‌ای که می‌تواند لاکچری باشد. آن‌ها تنها یک روز در این خانه‌ها کار می‌کنند و از فردا همه ‌چیز فراموش می‌شود.

این میان شاید تنها خاطره رفتارهاست که باقی می‌ماند؛ برخوردهایی که خیلی وقت‌ها خوب نیست. از تهمت‌ها گرفته تا تحویل دادن لباس‌های کهنه‌ای که شاید دورریختنی باشد. یکی از کارگرها که از سبزوار آمده می‌گوید: «در خانه گاهی چیزهایی به ما می‌دهند که ما همان‌ها را دم در دور می‌اندازیم. نمی‌دانم چرا فکر می‌کنند هر چیزی را می‌توانند به ما بدهند و ما هم باید استقبال کنیم.» از این قصه‌ها زیاد است و این پرونده روایت کسانی است که با کارگران زحمتکش شب عید گپی کوتاه زده‌اند.

این خرقه که من دارم…

احسان حسینی‌نسب: گفت: «از بیکاری به تنگ اومده‌م.» گفتم: «راست می‌گی. بیکاری خیلی بده.» گفت: «روم نمی‌شه جلوی بابا و مامانم دست دراز کنم و پول توجیبی بگیرم ازشون، با بیست‌وهفت سال سن.» گفتم: «آره. خیلی بده آدم تو این سن‌وسال دستش جلوی مامان و باباش دراز باشه.» گفت: «اون بنده‌خداها هم چیزی نمی‌گن. ماهانه یه مبلغی می‌ریزند به حساب من. ولی خب، من که می‌فهمم نباید اونا بهم پول بدن.» گفتم: «اگه نگیری می‌تونی زندگی کنی؟» گفت: «نه.» گفتم: «پس یه کاری باید بکنی. این‌طوری که نمی‌شه. به کارگری فکر کردی؟» گفت: «آره. ولی من آدمِ کارِ کارگری نیستم. یعنی قوه و بنیه ندارم. بعدش هم… خودت می‌دونی که برای وقتم برنامه دارم.»

راست می‌گفت، همه‌اش را. هم این‌که از بیکاری به تنگ آمده بود و افسرده شده بود، هم این‌که دیگر رویش نمی‌شد از پدر و مادرش پول توجیبی بگیرد، هم این‌که آدم کارِ کارگری، یعنی کارگریِ‌ روز‌مزد نبود؛ راست گفته بود، واقعا برای وقتش برنامه داشت: می‌نوشت، می‌خواند، اصلاح می‌کرد، بازنویسی می‌کرد و بابت این ‌همه کار پولی درنمی‌آورد. مختصری حق‌الزحمه یا حق‌التالیف یا حق‌التحریر می‌گرفت و دوباره چند ماه را باید در عسر و حرج می‌گذراند تا نوبت چک بعدی‌اش برسد که آقای ناشر، حق و حقوق کارهای او را پرداخت کند. چکی که ناشر می‌داد، متضمن مبلغ بسیار ناچیزی بود. مبلغی که کفاف زندگی او را نمی‌داد و در گشاده‌دست‌ترین حالت، خرجِ یک ماه زندگی‌اش را تامین می‌کرد. بعد دوباره می‌خورد به بی‌پولی و نداری و ناچاری.

گفت: «یک راه دارم. بروم توی خونه‌ها کار کنم.» گفتم: «چه کاری؟ معلم خصوصی بشی؟» پوزخند زد. از زیر سایبانِ چشمش به من نگاه کرد. گفت: «معلم بشم؟ معلم چی؟ معلم خصوصی شدن مگه الکیه؟ باید بشناسنت. من می‌تونم ادبیات درس بدم، اما تا حالا معلمی نکردم که کسی منو بشناسه.» پرسیدم: «پس چی؟» پوزخندش روی لبش بود هنوز: «راه‌پله‌ها رو بشورم.» نوبت من بود که پوزخند بزنم. توی سرم چرخید: «تو صاحب چند تا کتاب تالیفی هستی، لامصب. نویسنده‌ای، ویراستاری می‌کنی. توی عالم ادبیات متخصصی. این حرفا چیه؟» حرف‌ها را توی سرم خواند. گفت: «کار جوهر مَرده، احسان جون.» جدی نگرفتمش. کار جوهر مرد است، اما آدمیزاد که هر کاری نمی‌کند. می‌کند؟

برایم پیام فرستاد. پیام را باز کردم. عکس بود؛‌ یک تراکت تبلیغاتی. رویش نوشته شده بود: «نظافت ساختمان و منزل. با نازل‌ترین قیمت» و پایینش شماره‌ تلفنش را نوشته بود. کار خودش را کرده بود. پایین پیامش نوشته بود: «این رو بفرست برای دوستات و فامیلات که اگه کار نظافت داشتن، به من بدن.» فروریختم. همان‌طور فروریخته، نشستم و سر کردم در گریبانم و تمام آدم‌هایی را که در ساختمان‌های مختلف در حال نظافت دیده بودم در خاک‌وخلِ خاطراتِ ذهنم کاویدم و همه‌شان را نویسنده‌ای، ویراستاری، روزنامه‌نگارِ بیکار‌شده‌ای دیدم که جیب خالی‌شان مجبورشان کرده دست به کار نظافت ساختمان بزنند.

از مرد 60ساله تا لیسانسه، بیکار

خوب که تمیز نشد؛ بیا این هم دستمزدت

حسام‌الدین مطهری، داستان‌نویس:

پسرم، بلدی از این‌ها کجا دارند؟ مال کف استخر و این چیزهاست. دستم بشکند، داشتم خانه‌اش را تمیز می‌کردم، گوشه دستمال خورد بهشان، چهار،پنج‌تایش افتاد و شکست. خانم گفت باید بروی عین‌شان را بخری؛ عین‌شان، همین‌رنگی. پُرسان‌پرسان گشتم پی‌اش. گفتند باید بروی ونک، ملاصدرا. شیرازی می‌شناسی شما؟

-‌ها مادر، بلدم. بورس‌شان است. محل کارم توی شیرازی ا‌ست. با هم ایستگاه ونک پیاده می‌شویم می‌رویم بهت نشان می‌دهم.

-‌ بی‌انصاف فدای سرت که هیچ، حتی نگفت از کجا پیدا کنم. خانه‌شان را اگر ببینی، اگر ببینی، این چهار تا تکه پیش آن کاخ هیچی نیست. منِ پیرزن را انداخته بیرون بروم پی چهار تا تکه کاشی.

-‌ کاشی‌های لب‌پر را نشانم داد؛ هر یک به رنگی و شفاف و صیقل‌خورده و برّاق، عین دل پیرزن. ها، قلب آدمیزاد را رنج هی سمباده می‌زند، هی سمباده می‌زند و صیقل می‌دهد. رنج را هم که غریبه نمی‌دهد، آشنا بهت می‌رساند. اصلا آشنا می‌شود که رنج برساند.

بی‌آرتی رسید به ونک؛ ما شوش‌نشین‌ها را خالی کرد. پیاده شدیم؛ او از قسمت زنانه و من از قسمت مردانه. من جای پسرش بودم یا شاید هم نوه‌اش. ونک را نیم‌دور زدیم و پیاده‌رویِ ملاصدرا را به حرف و درد دل کشیدیم بالا و رسیدیم به شیرازی؛ چه شیرازی؟ نه آن شیراز که حافظ و سعدی و عُرفی قربان‌صدقه‌اش رفته‌اند، نه، شیرازِ کاسب‌ها، شیرازِ خانم‌های خانه، شیرازِ معناگرفته با ماشین‌های مدل‌بالا و خانه‌های اعیانی و کتانی‌های برند و شیک‌وپیک گشتن، شیرازِ استخرها و جکوزی‌های پرجلوه اینستاگرام. ها، نه آن شیرازِ باغِ ارم و باغ‌های دل‌گشا، بلکه شیرازِ پول… پول… پول… و اگر نداری پول؛ استکان پشتِ استکان رنج بچش.

پیرزن انگار عزیزم بود؛ عمر همان و دریای دل همان. اما چادر چاقچورش کمی مندرس‌تر، کمی افتاده‌قیمت‌تر. من چه داشتم جلویش بگویم؟ هیچ. والا هیچ. خانمِ خانه نشسته بود روی کاناپه و بی‌هیچ نگاهی، پشت به پیرزن گفته بود: «می‌روی عین‌شان را پیدا می‌کنی، عینِ عین‌شان را.» لابد وقت نداشته سر برگرداند و پیرزن را، یک انسان را نگاه کند. این‌جور آدم‌ها هزارتا کارِ مهم دارند؛ مهم‌تر از نگاه کردن به چشم‌های شوراب‌زده زنی که یک اتفاق گناه‌کارش کرده، یک اتفاق در خانواده‌ای فقیر متولدش کرده، یک اتفاق کارگرش کرده. رفیقی دارم که می‌گوید: «همه آدم‌ها یک‌اندازه رنج می‌کشند، حسام. رنج به عدالت تقسیم شده و فقیر و غنی به یک میزان در طول عمرشان رنج می‌برند.» شاید این را برای دل‌خوشی من گفته باشد.

با هم رسیدیم به مغازه‌ای در شیراز جنوبی. گفتند: «نداریم. بروید بالا.» خیابان را حرف‌زنان و نفس‌نفس‌زنان کشیدیم بالا و رفتیم شیراز شمالی؛ انگار همه عمرِ پیرزن هی سربالایی‌رفتن بود، هی کف استخرِ اعیان‌نشین‌ها را رنگی‌رنگی‌کردن بود. راستی از این همه رنگ که به جهان هست، از آن آبی و فسفری و سبز و نارنجیِ کاشی‌های کف استخر یا جکوزیِ خانه اعیانیِ خانمِ بی‌اعصاب، رنگی هم به زندگیِ پیرزن می‌رسد؟ روسری آبی‌ای مثلا، یا دامن سبزی؟ و از آن دامن سبز خیالی، نوری به دل و دیده مردی دویده؟ کاشی‌ها را پیدا کرد. خداحافظی کردیم، ولی تا خانه خانم -با خیالم- پی‌اش رفتم. تا آخرِ روز، تا تمیز کردن بقیه جاهای خانه و تا «بیا معصومه‌خانم، خوب که تمیز نشد، ولی این هم دستمزد امروزت.»

از مرد 60ساله تا لیسانسه، بیکار

به‌خاطرِ «آب» که دیگر نیست!

هدی فرح‌پور، مددکار اجتماعی: آقاکاظم را یکی از دوستانمان معرفی کرده بود. قد بلند و دستان قوی داشت. هر سال دم عید، یک ماه به تهران می‌آمد، خانه‌تکانی چند آشنا را انجام می‌داد، درآمدی کسب می‌کرد و می‌رفت. کار کردن برای غریبه‌ها برایش سخت بود. آقاکاظم در یکی از روستاهای غرب کشور کشاورز بود. می‌گفت: «زمستان زمین خواب است؛ کشاورز کار ندارد.» می‌گفت: «زمستان در تهران بازارِ کارِ منزل داغ است.» می‌گفت: «بمانم خانه، بی‌روزی می‌مانیم. باید کار کرد.» اکثر جوان‌های روستا از روستا بیرون آمده‌ بودند و کاظم از آخرین بازمانده‌ها بود. دوستانش کارگر ساختمان شده بودند؛ زمستان‌ها کار ساختمان کمتر پیدا می‌شد و آقا کاظم کار منزل را انتخاب کرده بود.

اولین مشتری‌اش پیرزنی از اقوام دور بود. کاظم توی همان خانه، کار در منزل را یاد گرفته بود؛ وگرنه در خانه‌ خودش همیشه «سرور» و «سالار» بود و هیچ‌وقت دست به سیاه‌وسفید نمی‌زد. هر بار که از غرب کشور می‌آمد تهران، چند ماه میهمان برادرش می‌شد. هم‌صحبتی با آقاکاظم تفریح جالبی بود. گاهی که سر حال بود، از روستایشان می‌گفت. و برای من گوش دادن به حرف‌هایش، با لهجه‌ شیرین کردی، بهترین دلمشغولی عالم بود. از بیکاری و بی‌آبی می‌نالید، هزینه‌ کود و بذر گزاف بود و گاو و گوسفند را هم فقط برای مصرف شخصی می‌شد نگه داشت، آن هم تازه اگر می‌شد! زن و بچه‌اش در چند ماهی که او در تهران کار می‌کرد، در روستا چشم‌انتظارش می‌ماندند.

یکی‌دو روز مانده به عید، کاظم با خرید برای زن و بچه‌اش به روستا بازمی‌گشت. وقت‌هایی که برای نظافت به خانه‌ ما می‌آمد، اگر سرحال و سردماغ بود، از رسم‌ها و رسوم‌شان می‌گفت، یا ترانه‌ای کردی می‌خواند، یا از دخترش که سخت دوستش می‌داشت. همه‌ دنیای آقاکاظم در خنده‌های دخترش، لباس‌های رنگارنگ همسرش، هوای تازه روستاشان در غرب ایران و قوم‌وخویش‌اش خلاصه می‌شد. آقا کاظم با تمام کارگرهایی که تا به‌ حال دیده‌ام، فرق داشت. به راضی بودن صاحبخانه از کارش بسیار اهمیت می‌داد و همین اصلِ مهم در کار، باعث شده بود تبلیغ چهره‌به‌چهره، کارش را زیادتر و روزی‌اش را بیشتر کند. سرش که شلوغ‌تر شد، فقط برای کارهای سنگین می‌آمد و به هر مشتری یک روز بیشتر وقت نمی‌داد.

از اوایل بهمن تا آخر اسفند کار می‌کرد، ولی برای وقت گرفتن باید از چند هفته قبل‌تر با او هماهنگ می‌کردی، وگرنه وقتش پر می‌شد. خانه‌هایی بودند که برای به‌خدمت گرفتنِ آقاکاظم سرودست می‌شکستند. آقاکاظم کم‌کم دست‌به‌آچار هم شده بود. لامپ‌ها را عوض و قفل‌های خرابِ درها را تعمیر می‌کرد. آرام‌آرام حمل اثاثیه و اسباب‌کشی را هم به کارش اضافه کرد. پارسال، در روزهای گرم وسط تیرماه، در اسباب‌کشی یکی از خویشاوندانم دیدمش. تعجب کردم. حالا که وقتِ در تهران بودنِ آقاکاظم نبود. الان باید توی مزرعه‌اش کار می‌کرد؛ توی ارتفاعات غرب ایران. این‌جا چه کار داشت؟ همین را از او پرسیدم. گفت: «چند وقتی است تهرانم.»

پرسیدم: «پس زمینت، مزرعه‌ات، کشاورزی‌ات… آن‌ها چه؟» خندید. گفت: «آب نیست. آن‌ها که زمین‌هاشان بزرگ است و وضعِ مالی‌شان خوب، برای آبیاری زمین‌هاشان آب می‌خرند. ولی خرده‌زمینِ شراکتیِ ما آن‌قدر درآمد ندارد که بتوانیم آب هم بخریم.» پرسیدم: «یعنی بیکار شده‌ای؟» گفت: «نه، بیکار نشده‌ام. حالا دیگر بیشتر وقت‌ها در تهرانم. دارم کم‌کم خودم را آماده می‌کنم که اوایل پاییز زن و بچه‌ام هم بیایند این‌جا. داریم اتاقی نزدیک خانه‌ برادرم می‌گیریم. این‌ هم یک شکل زندگی است.»


خبرگزاری آريا – ۱۲۰۰ دندانپزشک در سطح روستا و ۱۱۰۰ دندانپزشک در سطح شهر مشغول ارائه خدمات دولتي هستند


1200 دندانپزشک در سطح روستا و 1100 دندانپزشک در سطح شهر مشغول ارائه خدمات دولتي هستند

خبرگزاري آريا- در حال حاضر در حوزه بهداشت ۴۱۰۰ واحد ارائه خدمات دندانپزشکي مجهز وجود دارد. همچنين ۱۲۰۰ دندانپزشک در سطح روستا و ۱۱۰۰ دندانپزشک در سطح شهر مشغول  ارائه خدمات دولتي  هستند.
به گزارش خبرگزاري آريا، نشست هم انديشي با حضور دکتر عليرضا رئيسي معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، دکتر ايرج نظري رئيس دانشگاه علوم پزشکي اهواز و جمعي از مديران معاونت بهداشت وزارت بهداشت و دانشگاه علوم پزشکي اهواز برگزار شد.
دکتر رئيسي معاون بهداشت در اين نشست افزود: اهداف مهم اجراي پزشک خانواده صرفه جوئي در هزينه هاي درماني و دسترسي به خدمات و عدالت مي باشد.
معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي گفت: نظام ارجاع بايد نظام سطح بندي باشد و يکسري خدمات مشخص در هر سطح ارائه شود.
وي يکي از افتخارات سيستم بهداشتي را عدم وجود خدمات تکراري دانست و افزود: در سيستم بهداشتي و سطح بندي خدمات، هر خدمتي در جاي مناسب و توسط فرد مناسب ارائه مي شود.
دکتر رئيسي وجود پرونده هاي الکترونيک را ابزاري جهت کنترل و مديريت هزينه ها عنوان نمود و گفت: پرونده الکترونيک يک منبع اطلاعاتي است که تمام اطلاعات فرد از زمان قبل از تولد تا مرگ را شامل مي شود.
معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي يکي از اولويت هاي معاونت بهداشت را تکميل پروند ه هاي الکترونيک عنوان کرد و افزود: در اين زمينه سعي شده اقدامات مطلوبي در خصوص سامانه يکپارچه بهداشت (سيب) صورت گيرد.
وي همچنين اولويت هاي بعدي حوزه بهداشت را به ترتيب استقرار پزشک خانواده و هماهنگي با سطوح ۲ و۳ عنوان کرد.
دکتر رئيسي ادامه داد: ۳ شاخص مهم مرگ مادر، مرگ نوزاد و خدمات دندانپزشکي از اهداف برجسته معاونت بهداشت وزارت بهداشت مي باشند.
دکتر رئيسي با بيان اينکه در خدمات دندانپزشکي پتانسيل و ظرفيت هاي خوبي در سالهاي اخير در کشور ايجاد شده، تصريح کرد: در حال حاضر در حوزه بهداشت ۴۱۰۰ واحد ارائه خدمات دندانپزشکي مجهز وجود دارد. همچنين ۱۲۰۰ دندانپزشک در سطح روستا و ۱۱۰۰ دندانپزشک در سطح شهر مشغول به ارائه خدمات هستند.
وي در پايان گفت: دفاتر خدمات سلامت که در کلان شهرها شروع به کار کرده در حوزه بهداشت محيط و نظارت بسيار کمک کننده و اثربخش بوده است و توانستيم با برون سپاري اشتغال زائي و دقت نظارت را افزايش دهيم.