Tag Archives: دو

خبرگزاری آريا – ايجاد ارتباط موثر بين دانشگاه و صنعت و اجراي حسابداري تعهدي، دو موفقيت دانشگاه هاي علوم پزشکي هستند


ايجاد ارتباط موثر بين دانشگاه و صنعت و اجراي حسابداري تعهدي، دو موفقيت دانشگاه هاي علوم پزشکي هستند

خبرگزاري آريا- نماينده مردم شهرستان هاي کاشان و آران و بيدگل در مجلس گفت: بايد از ظرفيت هاي مردمي و غيردولتي در توسعه و اعتلاي  علوم و فناوري در دانشگاه ها استفاده شود.
به گزارش خبرگزاري آريا، دکتر سيد جواد ساداتي نژاد در پانزدهمين همايش مديران فني دانشگاه هاي علوم پزشکي در دانشگاه علوم پزشکي کاشان گفت: بايد تلاش خود را بر روي موضوع توسعه علم و فناوري در کشور و بسترسازي به منظور ارتقاي بيشتر مشارکت بخش غير دولتي معطوف کنيم.
وي با اشاره به لزوم درآمدزايي وزارت بهداشت گفت: ارتباط موثر دانشگاه و صنعت و اجراي حسابداري تعهدي از عوامل موفقيت دانشگاه هاي علوم پزشکي کشور هستند.
دکتر ساداتي نژاد با نقدي به طرح آمايش سلامت شوراي عالي انقلاب فرهنگي وزارت بهداشت، بر ضرورت اصلاح سبک وزارت بهداشت در اين طرح آمايشي و منطقه بندي بخشي تاكيد كرد.
نماينده مردم شهرستان هاي کاشان و آران و بيدگل در مجلس در پايان با اشاره به سابقه تاريخي کاشان از نظر فرهنگ، هنر و تمدن، اين شهر را همپاي پايتخت هاي قبلي کشور نام برد.


مردها حق دارند همزمان عاشق دو زن باشند!


برترین ها – ترجمه از هدی بانکی: می‌دانم به چه فکر می‌کنید؛ مردی که همزمان عاشق بیشتر از یک زن باشد باید یک خودخواه تمام عیار باشد. مردهایی که اینچنین هستند حتما بسیار هوسباز و حریص هستند که هیچ اهمیتی به احساسات و عواطف زنها نمی‌دهند، درست است؟ اما این حرف‌ها کاملا نادرستند! دلیلش هم ساده است؛ مردی که عاشق بیشتر از یک زن است لزوما سنگدل و هوسباز نیست. برای مردها این امکان وجود دارد که همزمان عاشق دو زن باشند، زیرا هیچ دو زنی مثل هم نیستند.

 

بعضی از زنها شنونده‌ی خوبی هستند، بعضی‌ها دستپخت خیلی خوبی دارند و عده‌ای هم شخصیت حمایت‌گر دارند. اگر مردی بتواند همه‌ی این ویژگی‌ها را در وجود یک زن پیدا کند، دلیلی ندارد دنبال زن دیگری بگردد. اما همه‌ی مردها اینقدر خوش شانس نیستند.

 

 مردها می‌توانند همزمان عاشق دو زن باشند

حتما فکر می‌کنید مردی که رابطه‌ی عاشقانه‌ای با یک زن دارد، اگر همزمان عاشق زن دیگری هم بشود، در تله‌ی خیانت عاطفی افتاده است. چون باور دارید که مرد در زندگی‌اش فقط می‌تواند عاشق یک زن باشد و زندگی‌اش را با او شریک شود. حتما فکر می‌کنید مردی که با وجود رابطه داشتن با یک زن، دل به زن دیگری می‌بندد حتما مشکلی در روابط خود دارد که با رابطه برقرار کردن با زنی دیگر، می‌خواهد کمبودها و مشکلات رابطه‌ی اولش را جبران کند. اما همه‌ی اینها تنها زمانی صحت دارند که مرد سعی کند احساسات خود را پنهان کند. اینکه در مورد عشق جدیدش چه می‌کند و چه تصمیمی می‌گیرد، تعیین خواهد کرد که او خائن است یا نه.

بیشتر مردها عقیده دارند بهترین کار این است که عشق جدید خود را تا جایی که ممکن است از همسرشان پنهان کنند. مردها معمولا این روش را در پیش می‌گیرند تا دل همسرشان را نشکنند، اما این اشتباه بزرگی است. وقتی مردی چنین کاری می‌کند، عشق جدیدش تبدیل به یک راز شده و پنهان کاری می‌شود. پنهان کاری نیازمند دروغگویی است، چون مرد اصرار دارد رازش را به هر قیمتی حفظ کند. این کار رسما خیانت است!

پس یک مرد چگونه می‌تواند همزمان عاشق دو زن باشد بدون اینکه خیانت کار تلقی شود؟

مرد با عشق جدیدش چه باید بکند؟!

عشق، با حقیقت، اعتماد و ارتباط رشد می‌کند. شاید احمقانه به نظر برسد اما کار درست برای یک مرد این است که عشق جدید خود را پیش همسرش فاش کند. اگر حقیقت را به او نگوید، حتما خیانت کار و خود خواه محسوب می‌شود که از اخلاقیات بویی نبرده، و نه تنها همسرش او را اینگونه می‌بیند بلکه مردهای دیگر هم همین برچسب را به او می‌‌زنند.

مرد باید به همسرش بگوید که عاشق و دلباخته‌ی زن دیگری هم شده است. مرد باید زمانی را برای گفتن این حقیقت به همسرش انتخاب کند که مناسب باشد و با احتیاط و احترام حرف بزند. او باید دلایل خود را جوری بیان کند که هوسران تلقی نشود. قدم بعدی این است که تاکید کند عشق او نسبت به همسرش با ورود عشق جدید، آسیبی ندیده و نخواهد دید. اگر دیگر عاشق او نبود، وقتش را تلف نمی‌کرد و به زندگی با او ادامه نمی‌داد.

مرد باید این فرصت را به همسر و عشق اولش بدهد که به او، نظرش و عشق‌شان اعتماد کند. این زن عشق است و مرد باید به عقاید او احترام بگذارد و تصمیم نهایی‌اش را بپذیرد. اگر مرد، بی‌غل و غش و قابل اطمینان باشد، همسرش خوب به او گوش داده و با مهربانی واکنش نشان می‌دهد. اما اگر زن با پیشنهاد مرد مخالف باشد، مرد باید شرایط را خوب بررسی کند و الویت‌های فردی‌اش را کاملا مشخص کند. اگر نهایتا به این نتیجه برسد که فضایی برای نفر سوم در رابطه‌ وجود ندارد و نظم و آرامش زندگی‌ بهم خواهد خورد، می‌تواند با عشق جدیدش زندگی جدیدی را شروع کند. این کار خیانت تلقی نمی‌شود.

اما اگر با وجود مخالفت همسرش، تصمیم بگیرد به رابطه با عشق جدیدش ادامه بدهد، خیانت کرده و لایق این است که او را هر چیزی خطاب کنند. اگر مرد همسرش را به حدی دوست دارد که قادر به اعتراف اتفاق جدیدی که در قلبش روی داده نیست، پس از این می‌ترسد که عشق اولش را از دست بدهد، بنابراین باید از عشق جدیدش دست بکشد. این نشان می‌دهد که او فقط برای عشقی انحصاری و تک ساخته شده و باید فقط عاشق همسرش بماند.

با تمام این تفاسیر، مردی وفادار و پایبند به خانواده می بایست عشق خود را تنها برای یک زن خرج کند. با عزت نفس درگیر هوس های زود گذر نشود، مشکلاتش را در بستر خانواده حل کند. اگر در روابطش مشکلی وجود دارد، درصدد رفع آن برآید. زمانی که به فکر خیانت می افتد و یا دست به این عمل می زند (حتی بنا به دلایلی که برای خود منطقی جلوه می کند) لحظاتی بیاندیشد که آیا به همسرش هم حق چنین کاری را می دهد؟!

 

منبع: pairedlife.com


راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی


برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: از سال ۲۰۱۲، یعنی زمانی که بلیک لایولی و رایان رینولدز با هم ازدواج کردند، جزو یکی از بهترین زوج های هالیوودی شناخته شدند که رابطه خوب شان زبانزد خاص و عام است. هر کدام از آنها به تنهایی شخصیت های جذابی دارند، چه رسد به زمانی که در کنار هم به عنوان یک زوج  قرار گیرند. زمانی که در مورد راز ازدواج موفق شان سوال کردیم، جواب های جالبی را شنیدیم که در اینجا برخی از آنها را برایتان آورده ایم.

۱٫ کار گروهی را در اولویت قرار می دهند

راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی

بلیک و رایان به اهمیت کار گروهی واقف اند. بلیک در مصاحبه ای گفت: «ما هیچ زمانی با هم کار نمی کنیم. به عنوان مثال زمانی که رایان سر کار است، من در خانه می مانم و از بچه ها مراقبت می کنم یا بلعکس؛ یا این که ما قرار گذاشتیم بیش از یک شب را دور از هم نگذرانیم. ما باید برای حمایت از خانواده مان تلاش کنیم. به نظر من هر چه زمان کمتری دور از هم باشیم، بهتر است. کار گروهی به ما اهمیت پیوندمان را نشان می دهد. آدمها در طول زمان رشد می کنند و ما باید در کنار این تغییرات کنار هم باشیم و این همان کار گروهی است که ما در اولویت رابطه خود قرار داده ایم.»

۲٫ به علاقمندی های هم احترام بگذاریم

این مورد از آن مواردی است که بسیاری از زوج ها آن را نادیده می گیرند. اگر چه انجام دادن فعالیت های مورد علاقه مان به تنهایی اشکالی ندارد اما بهتر است که آن را به همراه شریک زندگی مان انجام دهیم، دقیقا شبیه کاری که بلیک و رایان می کنند.

بلیک می گوید: «ما باید به علاقمندی های شریک زندگی مان احترام بگذاریم. مثلا رایان روی ذائقه یا نگاه من به دکوراسیون خانه تاثیر زیادی گذاشت. من در کنار او به چیزهایی علاقمند شدم که قبلا نبودم. بنابراین احترام متقابل به علاقمندی ها یکدیگر از موارد مهمی ست که تمام زوج ها باید بدان پایبند باشند.»

با نشان دادن علاقه به فعالیت های مورد علاقه طرف مقابل تان، خواهید دید که چقدر بر میزان صمیمیت تان افزایش خواهد یافت.

راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی
۳٫ مشکلات خود را مانند دو دوست حل می کنند

بلیک لایولی می گوید که در رابطه قبلی اش، زمانی که با شریک زندگی اش دعوا می کرد، نزد خواهر یا دوستانش می رفت و مشکل خود را برای آنها توضیح می داد. در صورتی که رفتار او با رایان هنگام دعوا بسیار متفاوت است. در واقع او یاد گرفت که به جای دیگران باید با خود او حرف بزند. او در این مورد می گوید: «در مواقعی که من از دست او ناراحت می شوم، به کنارش می نشینم و با زبانی خوش در مورد احساساتم برایش توضیح می دهم. او نیز همین رفتار را با من می کند که بهترین شیوه حل مشکل می باشد.»

۴٫ خانواده در اولویت است

اگرچه هر دوی آنها مشغله زیادی دارند اما تحت هر شرایطی خانواده خود را در اولویت قرار می دهند و همین کلید موفقیت رابطه بلند مدت آنهاست. آنها عاشق خانواده های بزرگ اند و حال که صاحب دو فرزند شده اند، قدر زندگی خود را بیشتر می دانند. این دو ستاره هالیوودی زمان های زیادی را صرف بازی با فرزندان شان می کنند. رایان می گوید: «شیرین ترین لحظه زمانی ست که از سر کار، تنها به عشق خانواده ات، به خانه می آیی.»

۵٫ آنها حس شوخ طبعی خود را فراموش نمی کنند

راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی

اگر به عکس های بلیک و رایان نگاهی بیاندازید، خواهید دید که لبخند از لب های آنها نمی افتد. در واقع آنها خود برای شادی شان تلاش می کنند. رایان می گوید: «هنگام زایمان بلیک، دکترش گوشی اش را خاموش کرد اما بلیک با آن حال ناخوش به شوخی گفت: دکتر! گوشی ات را خاموش نکن. حتی اگر بخواهی به عشقت زنگ بزنی و با او صحبت کنی هم مشکلی ندارم.» همین حس شوخ طبعی، صمیمیت میان آنها را افزایش می دهد. اگر می خواهید از شوخی هایی که آنها با هم می کنند بیشتر بدانید، به توییتر یا اینستاگرام آنها سری بزنید.

۶٫ همدیگر را به چالش می کشند

بلیک و رایان در موقعیت های مختلف یکدیگر را به چالش می کشند و همدیگر را مجبور می کنند تا بهترین خود را ارائه دهند. آیا کسی هست که رقابت های دوستانه را دوست نداشته باشد؟ بلیک در این باره می گوید: «من زمان هایی را که رایان مرا به چالش می کشد، دوست دارم. من به او اعتماد دارم و این خود خوشبختی ست که همسرت همراه تو در تمام لحظه های زندگی باشد.»

برخی از زوج ها توانایی های هم را زیر سال می برند اما بلیک و رایان برعکس آن عمل می کنند. آنها با به چالش کشیدن یکدیگر، موجب رشد و بهتر شدن یکدیگر می شوند.

۷٫ خاطره بازی می کنند

آیا به یاد آوردن خاطرات خوب شیرین نیست؟ نوستالژی های این دو ستاره اهمیت زیادی برایشان دارد. به عنوان مثال آنها به رستورانی که در گذشته با آن خاطره داشته اند، می روند یا حتی یک بار بلیک تولد رایان را در رستورانی که آن دو برای اولین بار یکدیگر را دیدند و عاشق شدند، برگزار کرد. در واقع آنها می دانند که چگونه حس رمانتیک را در رابطه شان حفظ کنند. 

راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی
۸٫ وظایف فرزندداری را تقسیم می کنند

برخی از آقایان هستند که حتی پس از پدر شدن، دست به سیاه و سفید نمی زنند. در واقع آنها تمام مسئولیت های فرزند را بر دوش همسرشان می اندازند. اما رایان مانند آنها نیست. او در کارها به بلیک کمک می کند. به عنوان مثال پوشک بچه را عوض می کند یا به او غذا می دهد. این رفتار مردها نه تنها رابطه میان آنها و همسرشان، بلکه رابطه آنها با فرزندان شان را هم بهبود می بخشد.

۹٫ با وجود فرزند، آنها بهم نزدیک تر شدند

به جای این که فرزندان مانعی میان رابطه بلیک و رایان شوند، رابطه آنها را بهتر از قبل ساختند. رایان می گوید: «از تولد فرزندانمان به بعد، من بیشتر عاشق همسرم شدم. در واقع آنها ما را به هم نزدیک تر کردند و این قشنگ ترین لحظه زندگی من است»

راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی
۱۰٫ از خوشگذرانی هایشان نمی گذرند

این دو ستاره هالیوودی دوستان زیادی در هالیوود دارند که هر از چند گاهی آنها را ملاقات می کنند. به عنوان مثال چند شب پیش آنها با امیلی بلانت و جان کراسینسکی یک قرار رمانتیک در رستورانی گذاشتند و بسیار خوش گذراندند. آنها گاهی فرزندانشان را به پرستارانشان می سپارند و به تنهایی به گشت و گذار می روند. 

راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی

۱۱٫ حامی یکدیگرند

یکی از کلیدهای موفقیت رابطه عاطفی حمایت طرفین از هم است. رابطه بلیک و رایان نیز به گونه ایست که در هر شرایطی از یکدیگر حمایت می کنند. نه تنها در خانه و حریم خصوصی، بلکه در ملا عام نیز این حمایت را به دیگران نشان می دهند. آنها تا به حال بهم توهین نکرده و از بزرگ ترین طرفداران یکدیگر هستند.

۱۲٫ موقعیت کاری یکدیگر را درک می کنند

نه تنها رایان، بلکه بلیک هم عاشق شغل اش است اما این مشغله کاری آنها به رابطه عاطفی شان لطمه ای نمی زند، زیرا آنها موقعیت کاری یکدیگر را درک و از هم حمایت می کنند. آنها باید مدام در سفر یا سر صحنه فیلم برداری باشند، بنابراین وقت کافی برای بودن در کنار خانواده شان را ندارند. این موضوع می تواند موجب جدایی بسیاری از زوج ها شود، اما در مورد رایان و بلیک همه چیز فرق می کند. در این مواقع، آنها به جای بهانه گیری، پشت یکدیگرند و از اهداف و آرزوهای یکدیگر حمایت می کنند.


تیغ دو دم بی‌اعتمادی بر روابط بیمار و پزشک


روزنامه ایران – فریبا خان احمدی، روزنامه نگار: چه تفاوتی میان «قصور پزشکی» و «خطای پزشکی» است؟ چگونه می‌توان مرزی بین خطا و قصور در نظر گرفت؟ باید گفت مرز بین این دو ، آنچنان باریک است که گاهی موجی را در افکار عمومی همچون بی‌اعتمادی و از بین رفتن اطمینان به پزشکان به راه می‌اندازد و دیوار بی‌اعتمادی به‌پزشک را هر روز بالاتر می‌برد. به گفته دکتر علی فتاحی، معاون انتظامی سازمان نظام پزشکی کشور، در قصور پزشکی نوعی عمد نهفته است و اراده قبلی در آن دخالت دارد.

زمانی اصطلاح «قصور» به کار برده می‌شود که فرد در کاری که باید انجام می‌داده، کوتاهی کرده است، اما در خطای پزشکی نوعی غفلت وجود دارد که از روی سهو اتفاق می‌افتد. قصور پزشکی مصادیقی دارد که بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی، نبود مهارت و رعایت نکردن نظامات دولتی، مصادیق آن را تشکیل می‌دهد. انتشار برخی اخبار قصور یا خطای پزشکی در فضای مجازی که گاهی فضای روانی جامعه را ملتهب و اعتماد بیماران را نسبت به پزشک یا کادر پزشکی کمرنگ‌ می‌کند از واقعیت به دور است. مرز میان قصور و خطا در امر پزشکی آنقدر باریک است که باید با چشم یک متخصص به آن نگریسته شود.

تیغ دو دم بی اعتمادی بر روابط بیمار و پزشک

با گسترش شبکه‌های اجتماعی شاهد آن هستیم برخی از کسانی که هیچ تخصصی در زمینه پزشکی ندارند با انتشار اخباری درباره عارضه پزشکی عنوان می‌کنند قصور یا خطایی رخ داده‌است و فضای روانی جامعه را به هم می‌ریزند. برای درک بیشتر این موضوع باید به عوارض پزشکی نظیر حساسیت دارویی یا عفونت بعد از عمل بیمار اشاره کرد که نمی‌شود پزشک را خطاکار تلقی کرد و این عوارض جزء ذات پزشکی است و کار پزشکان در همه جای دنیا با چنین عوارضی همراه است. بسیاری از پرونده‌های مربوط به شکایات پزشکی در کشور ناشی از عوارض پزشکی است، عوارضی که بروز آن ناخواسته بوده و پزشک در ایجاد آن نقشی ندارد و لذا قصوری مرتکب نشده است. اما نکته‌ای که معمولاً به آن پرداخته نمی‌شود این است؛

در صورتی که ابراز نظرهای غیر فنی و تخصصی به خطاهای پزشکان افزایش یابد و این موج منفی در جامعه منجر به بی‌اعتمادی مردم به پزشکان شود شاهد پیامدهای دیگری خواهیم بود از جمله «ترس» و «عدم پذیرش پزشکان» از جراحی‌های پر ریسک. در این میان اگر خطا یا قصوری از سوی پزشکی سر بزند سازمان نظام پزشکی و دادگستری مسئول رسیدگی به خطاهای آن هستند و در این رابطه کارشناسان دادگستری در پزشکی قانونی و کارشناسان نظام پزشکی هیأت انتظامی سازمان نظام پزشکی به موضوعات پیش آمده در حوزه سلامت رسیدگی می‌کنند. به گفته دکتر احسان شمسی کوشکی، عضو کمیته بین‌المللی اخلاق زیستی یونسکو در همه دنیا خطای پزشکی رخ می‌دهد و هیچ کاری از جمله پزشکی فارغ از خطا نیست.

مردم باید آگاه باشند خطاهای فنی از جمله تزریق اشتباه دارو بویژه در موارد اورژانسی بالا است اما قضاوت در مورد اینکه پزشک خطایی انجام داده یا خیر بسیار کار پیچیده، سخت و طاقت‌فرسایی است. به باور این متخصص اخلاق پزشکی، بسیاری از مواردی که با عنوان خطای پزشکی در اخبار عمومی مطرح می‌شود اصولاً بحث خطاهای پزشکی در آنها مطرح نیست. تشخیص خطاهای پزشکی باید توسط افراد متخصص رشته اخلاق پزشکی انجام شود و این کار بسیار سختی است.

او با اشاره به تفسیرهای اشتباهی که گاهی از سوی افراد غیرمتخصص درباره عملکرد پزشک و روند درمان بیماری انجام می‌شود، می‌گوید: «ظهور شبکه‌های اجتماعی موجب شده هر فرد غیر متخصصی در مورد عملکرد پزشک و خطاهای پزشکی در این شبکه اظهار نظر کند.هر گونه اظهارنظر غیرتخصصی در مورد احتمال وقوع خطاهای پزشکی که منجربه تشویق اذهان مردم شود واقعاً جرأت می‌خواهد. اگرچه خطای پزشکی باید شفاف‌سازی شود اما برخورداری مردم از اطلاعات نادرست این شبکه‌ها منجربه کاهش اعتماد بیمار به پزشک شده و در نظام اجتماعی اخلال ایجاد کرده است.»

گذار از مرحله پزشک سالاری به بیمار محوری

اما اگر یکی به میخ زده‌ایم، یکی هم به نعل بزنیم. آیا اعلام قصور و خطاهای پزشکان به نوعی، سلطه پزشک به بیمار را کم نمی‌کند؟ مگر نه اینکه پزشک در مورد وضعیت بیماری و روش جراحی و درمان باید به بیمار توضیح دهد و به نوعی بیمار نیز در تصمیم‌گیری مراحل درمان سهیم است، پس چرا در بیشتر درمان‌ها پزشکان توضیح مبسوطی به بیمار یا همراهان او نمی‌دهند؟ پزشک به بیمارش توضیح نمی‌دهد که مثلاً برای درمان بیماری سرطان می‌شود از چند طریق بیمار را معالجه کرد و شانس کدام درمان بیشتراست. به گفته برخی از کارشناسان حوزه سلامت این رفتار نوعی سلطه پزشک به بیمار محسوب می‌شود و برخی از شکایات مربوط به خطا یا قصور پزشکی محصول چنین رفتاری است.

دکتر کوشکی در این باره چنین می‌گوید: «رابطه پزشک و بیمار در طول تاریخ با توجه به تغییرات اساسی دچار تحولاتی شده است، یکی از این تحولات تبدیل فرهنگ پزشک سالاری به بیمار محوری بوده به این مفهوم که با افزایش آگاهی مردم و قدرت تصمیم‌گیری، بیماران امکان مشارکت بیشتری در تصمیم‌گیری پیدا کرده‌اند. پزشکی امروز، بیمار محور است و این امر پذیرفته‌ای در دنیا است.» در چنین شرایطی پزشک اطلاعات لازم و مورد نیاز بیمار را در اختیارش قرار می‌دهد و بیمار از بین گزینه‌های پزشکی یکی را انتخاب می‌کند. برای مثال پزشک از بین گزینه‌های مصرف دارو یا عمل جراحی یکی را با مشاوره پزشک برحسب نیاز و صلاح انتخاب می‌کند.

این مسیر روند آگاهانه از بیماری است این اتفاق باید بیفتد تا پزشک قبل از هر گونه اقدام راجع به بیماری و روش درمانی به بیمارش توضیح و بعد اقدام مورد نیاز را انجام دهد. به عقیده صاحب‌نظران حوزه پزشکی، ما در دوره‌گذار از پزشک سالاری به بیمار محوری هستیم. در گذشته نه چندان دور پزشک کار لازم را با پدرسالاری برای بیمارش انجام می‌داد البته اینکه پزشک همچون پدر بیمار باشد نکته بدی نیست، اما در جامعه امروز فرزندان هر کاری را که پدرشان بگوید، نمی‌پذیرند، بنابراین امروزه بیماران هم هر اقدام پزشک را قبول نمی‌کنند. اگرچه پزشکان طبق فرهنگ پدرسالارانه‌ای با بیماران‌شان رفتار می‌کنند و البته اشتباه هم نیست اما جامعه امروز این فرهنگ را پذیرا نیست.

تیغ دو دم بی اعتمادی بر روابط بیمار و پزشک

متخصصان اخلاق حرفه‌ای پزشکی تأکید می‌کنند؛ باید به سمت بیمار محوری برویم. مشورت نکردن پزشک با بیمار موجب شده گاهی بیمار اطلاعات مورد نیازش را در اینترنت جست و جو کند و چون اطلاعاتی که در معرض اینترنت و شبکه‌های اجتماعی وجود دارد، غلط است بیمار درک درستی از بیماری‌اش پیدا نمی‌کند، بنابراین پزشک باید وقت بیشتری را با بیمارش بگذارد تا باورهای نادرست بیمار را نسبت به بیماری‌اش تصحیح کند. شکی نیست که انتشار اخبار گوناگون از شبکه‌های اجتماعی کارنامه خطاهای پزشکی در ایران را خدشه دار کرده در این میان مردم هم نسخه‌هایی را برای به حداقل رساندن خطاهای پزشکی می‌پیچند، برای مثال گاهی برخی از بیماران عنوان می‌کنند چرا در اتاق پزشک دوربینی برای پایش عملکرد جراح وجود ندارد؟

دکتر کوشکی معتقد است؛ تعبیه دوربین در اتاق پزشک یا عمل راهکار مناسبی نیست چون حرفه پزشکی به شکلی نیست که دوربین‌ها مانند پلیس ناظر، تخلفات را ثبت کنند. رابطه پزشک و بیمار رابطه اخلاقی بوده و بجز این هم مقدور نیست، اگر به این اعتماد خدشه‌ای وارد شود نخستین کسی که ضرر می‌کند خود مردم هستند. علاوه بر این با ادامه این روند پزشکان مریض‌های بد حال را نمی‌پذیرند بنابراین به نفع مردم است که رابطه پزشک و بیمار اخلاقی بماند و به رابطه حقوقی خشک تبدیل نشود. خطای پزشکی در هر حال رخ می‌دهد و هیچ تضمینی بابت اینکه پزشک مرتکب خطایی نشود وجود ندارد، اما چنانچه پزشک متوجه خطای خود در درمان بیمار شود وظیفه اخلاق پزشکی او است که خطای مرتکب شده را اعلام کند.

کادر پزشکی باید خطای پزشکی را آشکارسازی کند

اما دراین میان وظیفه رسانه‌ها برای پیگیری تخصصی چنین موضوعاتی باید چگونه باشد؟ برای مثال بعد ازآنکه پرونده پزشکی مرحوم کیارستمی به رسانه‌ها کشیده شد، به‌دلیل آنکه جامعه پزشکی درباره جزئیات این پرونده شفاف‌سازی نکرد ابهامات گسترده‌ای در این باره مطرح شد و موجی از نگرانی‌ها را در میان مردم در پی داشت.دکتر کوشکی هم تأیید می‌کند که اطلاعات شفاف در پرونده مرحوم کیارستمی به مردم گفته نشد:«واضح است بروز خطای پزشکی در پرونده‌ای به این گستردگی نگرانی درمردم ایجاد می‌کند.

پرونده‌های پزشکی جای گمانه‌زنی نیست در مورد پرونده کیارستمی ده‌ها استاد برتر حوزه پزشکی نشستند و موضوع را بررسی کردند اما اینکه موضوع با مردم شفاف در میان گذاشته نشد، اتفاق خوبی نبود.» سال گذشته «سارینا» ۸ ساله به‌خاطر عفونت در بیمارستان علی‌آباد کتول استان گلستان بستری شد، پزشک بیمارستان نسخه‌ای به دست پدرش داد و از او خواست تا برای درمان دخترش آمپولی را تهیه کند. پس از تهیه این آمپول و تزریق آن به دختربچه ۸ ساله، وی با کاهش سطح هوشیاری مواجه شد و به کما رفت و در نهایت پس از چند هفته از دنیا رفت.

بررسی‌های مقدماتی درباره پرونده این دختردر دادگستری استان گلستان نشان داد تزریق اشتباه دارو، باعث به کما رفتن و در نهایت مرگ دخترک شده است. اما مسأله‌ای که هیچگاه مطالبه نمی‌شود شفاف‌سازی از سوی پزشکانی است که با اتهام خطا و قصور پزشکی روبه‌رو بوده‌اند. معمولاً هیچ نقل قولی از آنان منتشر نمی‌شود و هر کسی جز آنها در این‌باره اظهار نظر می‌کنند و در واقع هیچ شفافیتی صورت نمی‌گیرد. دکتر کوشکی در پاسخ به اینکه اگر در فرآیند درمان صدمه‌ای به بیمار وارد شود مسئولیت بیان این خطا متوجه چه کسی است، عنوان می‌کند:«پزشک وظیفه دارد علت بروز خطا را با شفافیت با مردم در میان بگذارد در این حالت میزان شکایت‌ها هم کم می‌شود.

تصور کنید، پزشکان خودشان خطا را آشکار کنند مردم مبنا را بر این می‌گذارند اگر خطایی هم رخ می‌دهد پزشک آن را به ما می‌گوید. اما چنانچه در جامعه روند به گونه‌ای باشد که خطا از سوی کادر پزشکی آشکار نباشد، مردم تصور می‌کنند خطا همیشه در سیستم پزشکی اتفاق می‌افتد. البته میزان حسی که مردم نسبت به خطاهای پزشکی احساس می‌کنند نسبت به اصل وجود خطا پیشی گرفته است.سیاست این کار که مورد تجربه و تأیید جهانی است لزوم آشکار‌سازی خطای پزشکی توسط پزشک است از همین جهت نیز قرار است راهنمای تدوین اخلاق حرفه‌ای از تیرماه سال ۹۷ از سوی کادر پزشکی مورد استفاده قرار بگیرد.»

تیغ دو دم بی اعتمادی بر روابط بیمار و پزشک

جای خالی گفتمان پزشکی با بیماران

هر چند سازمان نظام پزشکی، مسئول رسیدگی به خطاهای پزشکی است، اما شکایت بیماران بجز این سازمان به سازمان پزشکی قانونی و دادسرای جرایم پزشکی هم ارجاع می‌شود، با اینهمه هنوز هیچ آمار دقیقی درباره میزان خطاهای پزشکی در ایران وجود ندارد. به اعتقاد این متخصص اخلاق پزشکی، آمارهای مربوط به‌خطا و قصور پزشکی عمدتاً مربوط به شکایت‌هایی است که به سازمان نظام پزشکی و پزشکی قانونی اعلام می‌شود، اما این آمارها نیاز به پژوهش دارند چون معلوم نیست چند درصد شکایت‌ها، خطاست. واقعیت این است آماری در رابطه با میزان خطای پزشکی وجود ندارد. علتش هم آن است که گفتمان پزشکی باز نیست و دیوار بی‌اعتمادی بین مردم و جامعه پزشکی هر روز بلندتر می‌شود

و این به‌خاطر نبود گفتمان بین پزشک و بیمار است. بنابرخواسته مردم، پزشکان باید سعی کنند با آنها بیشتر صحبت کنند. باید جلوی فاصله گرفتن جامعه پزشکی از مردم گرفته شود.بی‌اعتمادی بین پزشک و بیمار حتی می‌تواند در بحث توریسم سلامت نیز تأثیرگذار باشد، نظام سلامت ستون اصلی پزشکان است و در این میان قطعاً رابطه بیمار و پزشک قابل مقایسه با هیچ قشری نیست اما مشکلات اخلاق حرفه‌ای خطری است که جامعه پزشکی را تهدید می‌کند. به گفته دکتر کوشکی، آنچه بیش از همه موجب خدشه‌دار شدن اعتماد بیماران به پزشکان شده به‌خاطر ارتباط پزشکان با شرکت‌های دارویی است. پزشک نباید ارتباط مالی با شرکت دارویی داشته باشد.

علاوه بر این برخی از پزشکان در ازای ارجاع بیمار سهم خواهی می‌کنند در چنین شرایطی حتی اگر هم خدمات خوبی ارائه شود بازهم رابطه مردم با جامعه پزشکی بهم می‌خورد و مردم ارتباط‌شان را با پزشک ازدست می‌دهند. از سوی دیگر باید این را هم مد نظر داشت که امید به زندگی ایرانیان به ۸۰ سال رسیده است مفهوم این امر آن است پزشکان و در کنارش پرستاران در افزایش امید به زندگی مردم سهیم بوده‌اند از این‌رو تأکید می‌کنیم که باید ارتباط جامعه پزشکی و مردم باهم ترمیم شود. او این را هم گفت که مرز بین خطا و قصور و تقصیر و عارضه بسیار نزدیک است.برخی مواقع جداسازی اینها بسیار مشکل است.

وقتی مشکل برای بیمار پیش می‌آید جدا‌سازی قصور از تقصیر یا خطاکار کاملاً فنی و تخصصی است و به سادگی نمی‌توان درباره اتفاقی که منجربه نقص عضو و فوت بیمار شد، اظهار نظر کرد. دکتر علی فتاحی، معاون انتظامی سازمان نظام پزشکی کشور در مصاحبه با ما می‌گوید: «تشخیص خطای سیستم پزشکی»، «عوارض ناخواسته» و «قصور»، کار بسیار فنی و تخصصی است. برای اینکه مرز بین خطا و قصور را مشخص کنیم باید این چند نکته را در تشخیص بین قصور و خطا مد نظر داشته باشیم؛ چنانچه پزشک در روند درمان بیمار متوجه بی‌احتیاطی خود نشود، بی‌مبالاتی انجام ندهد و کار مربوط به رشته و تخصص‌اش را بدرستی انجام دهد اما با این حال هر عارضه‌ای هنگام روند درمان ایجاد شود دامن پزشک را نمی‌گیرد،

چون او کاری را که باید انجام دهد انجام داده و به کاری که قابل پیشگیری است، توجه کرده است. بروز هر نوع اتفاقی در این شرایط عارضه ناخواسته تلقی می‌شود نه قصور پزشکی. برای مثال بیماری را در نظر بگیرید که دچار بیماری پنومونی (ذات‌الریه) بوده و فلان آنتی‌بیوتیک برای او تجویز شده است. بعد از تجویز دارو، بیمار به طور غیرقابل پیش‌بینی شده‌ای به آنتی‌بیوتیک واکنش آلرژیک نشان می‌دهد و دچار نارسایی کوتاه مدت کلیه شده و در بیمارستان بستری می‌شود. این رویداد یک عارضه ناخواسته است و قصور محسوب نمی‌شود. قصور به معنای کوتاهی در ارائه استانداردهای پزشکی یا به عبارت دیگر ارائه خدمات زیر خط استاندارد است.

در ادامه مثال بالا اگر در برگه شرح وضعیت بیمار، آلرژی او به آنتی‌بیوتیک خاصی قید شود ولی پزشک به آن بی‌توجهی کند، قصور پزشکی روی داده است. در ادامه چنانچه هنگام عمل جراحی مثلاً جسم خارجی مثل قیچی و پنس در بدن بیمار باقی بماند چون قابل پیشگیری است این خطا را عارضه نمی‌نامیم بلکه تقصیر و کوتاهی پزشک حساب می‌کنیم. اگر پزشک در انجام کار درمانی بی‌احتیاطی و بی‌مبالاتی نکند و نظامات دولتی مثل آیین‌نامه‌ها و قوانین را رعایت کند، بروز هر نوع حادثه‌ای برای بیمار تقصیر و کوتاهی تلقی می‌شود نه قصور. قصور به معنای ارائه خدمات پزشکی زیر خط استانداردهای تعیین شده است و به نوعی به تصمیم نادرست پزشک مربوط می‌شود.

تیغ دو دم بی اعتمادی بر روابط بیمار و پزشک

به‌عنوان مثال، در صورتی که پزشک برای بیمار مبتلا به اختلال کلیه در صورت نیاز به دیالیز آن را تجویز نکند در اینجا قصور پزشکی رخ داده است. از سوی دیگرپزشکی نیز مانند همه مشاغل دیگر خالی از خطا و اشتباه نیست. همان‌طور که یک آشپز هنگام پخت غذا، شکر را با نمک اشتباه می‌گیرد در کار پزشکی نیز ممکن است پزشک به هنگام تجویز دارو، «دوز» ۱٫۵میلی گرم را با ۱۵ میلی گرم اشتباه بگیرد این نه بی‌مبالاتی پزشک است و نه ناشی از تصمیم‌گیری اشتباه پزشک، بلکه به‌عنوان خطای سیستمی در نظر گرفته می‌شود چون بدون هر گونه عمدی اتفاق افتاده است.

به گفته معاون انتظامی سازمان نظام پزشکی، ۶۰ تا ۶۴ درصد شکایت‌هایی که به دادسرای نظام پزشکی، عمومی و انقلاب گزارش می‌شود منجربه برائت پزشک شده و معمولاً نزدیک به ۳۵ تا ۴۰ درصد منجربه محکومیت کادر درمان می‌شود.اغلب خطاهای پزشکی مربوط به بحث تعرفه‌های پزشکی، عدم رعایت اخلاق حرفه‌ای و عارضه پزشکی است به این معنی که ۶۰ درصد شکایت‌ها مربوط به عارضه است یعنی بیمار در طول عمل فلج شده یا عضوش را از دست داده است.

او در پاسخ به اینکه کدام گروه‌های پزشکی بیشتر مرتکب خطا یا قصور می‌شوند، می‌گوید: «اینکه بگوییم چه گروهی بیشترین خطا را دارند آمار درستی نیست چون در کنار آمار خطا باید فراوانی اعمال جراحی و اقدامات درمانی را هم در نظر بگیریم اما به‌طور کلی در «بخش بستری» گروه زنان و زایمان، ارتوپد و جراحی و در «بخش سرپایی» دندانپزشکان و پزشکان عمومی بیشترین شکایات و درصد خطا را دارند چرا که ۶۰ درصد جامعه پزشکی را پزشکان عمومی تشکیل می‌دهند. اگر فراوانی پزشک و کادر درمانی و تعداد اعمال جراحی را کنار هم بگذاریم می‌بینیم این‌ها آمار درستی نیستند.»

بنا به اعلام معاون انتظامی سازمان نظام پزشکی، آمار خطاهای پزشکی در سال ۹۶ نسبت به ۹۵ افزایش زیادی نداشته است و به‌طور کلی آمار خطای پزشکی در سال۹۶، نسبت به ۹۵، ۵تا ۶ درصد و نهایتاً ۱۰ درصد افزایش داشته است.

سالانه۹۲۰ میلیون بار مراجعه به مرکز درمانی در کل کشورداریم که در مجموع ۱۵ هزار پرونده شکایت پزشکی به سازمان تعزیرات حکومتی، دادسرای عمومی و نظام پزشکی ارجاع داده می‌شود که از این میزان ۳۰ تا ۳۵ درصد پرونده‌ها همپوشانی دارند یعنی مردم همزمان به سازمان نظام پزشکی، دادسرا و تعزیرات شکایت کرده‌اند. سال ۹۶، ۱۰ تا ۱۱ هزار پرونده شکایات پزشکی از سوی مردم در محاکم قضایی تشکیل شده است که ۵ هزار پرونده آن از سوی نظام پزشکی بررسی می‌شود. محرومیت دائم از مطب، توبیخ و تذکر عمده‌ترین محکومیت پزشکان خاطی است.


دو دفترچه‌ای بودن ۶ میلیون ایرانی؛ آیا این انصاف است؟


روزنامه آرمان امروز – نگین باقری: دو دفترچه بیمه، مراجعه به دو پزشک متفاوت و استفاده دوباره از پوشش بیمه‌ای در یک روز. تکرار چنین روندی حتی تا سه مرتبه نیز جا دارد. همین مساله کافی است که فقدان یکپارچگی در نظام بیمه‌ای به چشم آید. گرچه بارها و بارها مقابله با این معضل به میان آمده اما کوچک‌ترین بهبودی در روند آن حاصل نشده است. از این رو باید گفت که در نهایت دود همپوشانی بیمه‌ها به چشم نظام سلامت می‌رود.

مقابله با چند بیمه‌ای‌ها

برخی‌‌ دو دفترچه بیمه دارند، حتی در مواردی آمار به سه دفترچه هم می‌‌رسد. مثلا دخترخانمی از طریق محل کار خود دفترچه بیمه تامین اجتماعی دارد. از طرف دیگر، با داشتن دفترچه بیمه سلامت به‌علت مجرد‌بودن تحت پوشش بیمه پدر خود نیز است یا معلولانی که دفترچه بیمه سلامت را از سازمان بهزیستی گرفته و حق بیمه تامین اجتماعی خود را نیز می‌‌پردازند.

بیماران خاص نیز در زمره چند دفترچه‌ای‌‌ها می‌‌گنجند. چنان که براساس پیش‌بینی وزارت رفاه افراد دارای بیماری‌های خاص که چند دفترچه بیمه دارند، سالانه حداقل ۲۵۰ تا ۳۰۰‌میلیارد ریال هزینه غیرضروری به بیمه‌‌ها تحمیل می‌‌کنند. بنابراین کم نیستند افرادی که از دایره خدمات به‌طورمضاعف بهره می‌‌برند و در مقابل نیز افرادی از حداقل‌‌ها برخوردار نیستند. آن چنان که به‌گفته علی ربیعی، وزیر کار شش‌میلیون ایرانی دفترچه تامین اجتماعی ندارند.

گرچه با توجه به اختیارات اعطایی به قوه مجریه بر اساس تبصره ۲۴ قانون بودجه سال ۱۳۹۵، مقرر شد دفترچه‌های بیمه پایه درمانی مازاد افرادی که بیش از یک دفترچه بیمه پایه درمانی دارند و تا پایان شهریور سال گذشته نسبت به تعیین تکلیف و انتخاب یک دفترچه اقدام نکنند، ابطال شود، اما آنچه در عمل دیده شد خلاف این ادعا بود. آن چنان که اطلاع‌‌رسانی گسترده انجام نشد و اصلا عده‌‌ای از افراد از چنین رویکردی خبر نداشتند. با وجود این، پس از گذشت سال‌ها همچنان معضل همپوشانی دفترچه‌های بیمه حل نشده است. این در حالی است که براساس برنامه ششم توسعه و دولت هر ایرانی باید یک دفترچه بیمه درمان داشته باشد.

براساس اعلام آمارها ۸۱‌میلیون و ۱۵۰‌هزار دفترچه بیمه در کشور صادر شده است که از این تعداد ۳۸‌میلیون و ۸۸۳‌هزار و ۳۹۸ دفترچه برای بیمه سلامت ایرانیان است که ۴۷/۹۲‌درصد از دفترچه‌‌ها را به خود اختصاص می‌دهد. همچنین ۳۶‌میلیون و ۲۲۱‌هزار و ۸۴۳ دفترچه بیمه یعنی ۴۴/۶ ‌درصد برای بیمه تامین اجتماعی، یک‌میلیون و ۲۴۵‌هزار دفترچه بیمه یعنی ۱/۵۳‌درصد برای کمیته امداد و چهار‌میلیون و ۸۰۰ دفترچه بیمه یعنی ۵/۹۱‌درصد برای نیروهای مسلح است. گرچه شهریور امسال ایرج حریرچی، سخنگوی وزارت بهداشت گفت که هفت‌میلیون ایرانی دو دفترچه دارند، اما آمارهای اخیر این تعداد را شش‌میلیون نفر تخمین زده است. بی‌تردید همپوشانی بیمه‌‌ها بودجه سالانه را تحت تاثیر قرار می‌‌دهد و موجب اتلاف آن می‌شود. از این رو عدم به‌کارگیری تدبیرهای کارآمد تبعاتی دارد که در پاره‌‌ای موارد غیرقابل جبران است.

مقابله با موازی‌کاری‌ها

پرونده الکترونیک سلامت، نرم‌افزاری است که قرار بود از دوره‌‌های پیشین اطلاعات بهداشتی ایرانیان را ثبت ‌کند و به حذف سیستم کاغذی شبکه بهداشت بپردازد. از سوی دیگر، با موازی ‌کاری و صرف هزینه برای غربالگری مردم نیز مقابله کند، اما تاکنون آن چنان که باید و شاید این پرونده‌سازی برای بیماران عملیاتی نشده است. با وجود این، دی امسال معاون بهداشت وزارت بهداشت قول مساعد داد که تا انتهای سال ۱۳۹۷ سامانه پرونده الکترونیک سلامت را برای آحاد جامعه کشور اجرایی خواهد کرد. از این رو باید گفت که همین رویکرد می‌تواند خطاهای سیستم مثل استفاده هم‌زمان از چند دفترچه بیمه پایه را حذف کند.

دو دفترچه‌ای‌بودن ۶ ‌میلیون ایرانی

ماه جاری عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان اینکه شش‌میلیون ایرانی دو دفترچه بیمه دارند، اجرای آزمون وسع را نیازمند همکاری موثر بیمه سلامت، وزارت بهداشت و تعاون دانست. رسول خضری با بیان اینکه ۱۰‌میلیون و ۴۰۰ ‌هزار نفر در طرح تحول سلامت تحت پوشش بیمه سلامت همگانی قرار گرفتند، گفت که متاسفانه پنج تا شش‌میلیون از این میزان دو دفترچه بیمه داشته و از دو محل یارانه درمان می‌‌گیرند. بنابراین باید تعدادی از آنها حذف یا آزمون وسع در مورد آنها انجام شود. نماینده مردم سردشت و پیرانشهر در مجلس با بیان اینکه بر اساس قانون بیمه همگانی مصوب سال ۷۳ هر ایرانی باید دارای یک دفترچه باشد، ادامه داد: این قانون در سال ۹۳ و با اجرای طرح تحول سلامت بعد از ۲۰ سال اجرایی شد.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در رابطه با اجرای آزمون وسع برای دارندگان بیمه سلامت، بیان کرد: سازمان بیمه سلامت بر اساس قانون اختیار انجام این کار را دارد و می‌تواند میزان وسع افراد را مشخص کند تا متناسب با نتایج ارزیابی، افراد نیازمند از خدمات رایگان بیمه بهره‌مند شده و سایر افراد نیز بابت خدمات ارائه شده حق بیمه را پرداخت کنند. نماینده مردم سردشت و پیرانشهر در مجلس دهم، ادامه داد: به‌طور قطع دولت باید سازوکار اجرای آزمون وسع را فراهم کند؛ تحقق این کار نیازمند همکاری هماهنگ بیمه سلامت، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و وزارت بهداشت است. به گزارش خانه ملت، عضو کمیسیون تلفیق بودجه ۹۷ اظهار کرد: بر اساس مصوبه روزهای اخیر کمیسیون تلفیق مقرر شد هفت‌هزار و ۵۰۰‌میلیارد تومان برای رفع مشکل کسری بودجه به سازمان بیمه سلامت اختصاص یابد.

تهدید چرخه خدمات بیمه‌ها

«استفاده برخی افراد از چندین دفترچه بیمه معضلی است که از گذشته وجود داشته و مشکل قانونی هم ندارد. باید در ابتدا سازمان‌های مجری اعم از بیمه سلامت، تامین اجتماعی، خدمات درمانی، نیروهای مسلح و سایر بیمه‌ها از یک سامانه مشترک استفاده کنند و استعلامات لازم را انجام دهند تا آنهایی که از چندین دفترچه بیمه استفاده می‌کنند، دفاترشان حذف شود. آن چنان که این مساله یک هزینه ذاتی به گردن کشور می‌اندازد.» اینها را همایون هاشمی به «آرمان» می‌گوید؛ عضو کمیسیون بهداشت مجلس. به‌گفته او سامانه جامعه ایرانیان توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی رونمایی شد و قرار بود که همه نهادهای خدمات اجتماعی از این سامانه مادر استفاده کنند، ولی نمی‌دانم که چرا این مساله به سرانجام نرسید یا حتی اگر رسیده چرا به خوبی انجام نشده که مشکلاتمان در این حوزه برطرف شوند.

او ادامه می‌دهد: درواقع همپوشانی نمی‌‌گذارد که ما استفاده از خدمات را توسعه دهیم. برای مثال افرادی از یک خدمت دو مرتبه استفاده می‌کنند، ولی برخی حداقل استفاده از خدمات را دارند. هاشمی خاطرنشان می‌کند: همچنین افرادی هستند که از خدمات سازمان بهزیستی و کمیته امداد استفاده می‌کنند. البته من شنیده‌ام که این دو سازمان همپوشانی‌ها را مغایرت‌گیری کرده‌اند. این عضو کمیسیون بهداشت مجلس عنوان می‌کند: ما خلأ قانونی نداریم.

باید دستگاه‌های اجرایی ورود پیدا کرده و این همپوشانی‌ها را مغایرت‌گیری و رفع مغایرت کنند. او بیان می‌کند: براساس نص قانون هر ایرانی می‌تواند از یک صندوق بیمه‌ای استفاده کند. در غیراین صورت سازمان‌های بیمه‌گر متضرر می‌شوند. از این رو منافع این سازمان‌ها ایجاب می‌کند که مدیران این موضوع را جدی بگیرند. او اظهار می‌کند: گرچه شش‌میلیون ایرانی دو دفترچه بیمه دارند، اما با جمعیت زیاد کشور این رقم به چشم نمی‌آید. هاشمی خاطرنشان می‌کند: بودجه حوزه سلامت محدود است و هم‌اکنون ما با کمبود منابع و نقدینگی در این حوزه دست و پنجه نرم می‌کنیم.

این عضو کمیسیون بهداشت مجلس می‌افزاید: حوزه تغییر و تحول سلامت بالغ بر ۱۵ الی ۱۶‌هزار‌میلیارد بدهی دارد. بنابراین همپوشانی‌ها هم هزینه مضاعفی را بر دوش دولت و سازمان‌های بیمه‌گر می‌گذارند و هم در عمل چرخه خدمات بیمه‌ها را در معرض تهدید قرار می‌دهد. بنابراین برای از بین بردن این مشکلات به آمار و پیمایش اطلاعات نیاز داریم. او اضافه می‌کند: اگر ما رقم ریالی که برای این شش‌میلیون نفر هزینه می‌شود به توسعه اختصاص دهیم، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. او توضیح می‌دهد: دو راهکار پیش رو داریم. یکی کار فرهنگی است که باعث آگاهی مردم می‌شود.

درواقع عملا مانع از دست رفتن منابع می‌شویم. دومین کار این است که (همان‌طور که اشاره کردم) پیمایش اطلاعات داشته باشیم و بنا به اطلاعات سازمان‌های بیمه‌گر افراد را مکلف کنیم که از یک دفترچه استفاده کنند. این کار شدنی است. گرچه در طول ۱۰ سال گذشته این همپوشانی‌ها برطرف نشده و هنوز شش‌میلیون نفر دو دفترچه بیمه دارند. هاشمی می‌افزاید: این مساله بیشتر به سوء مدیریت و رفتارهای مدیریتی برمی‌گردد که گاهی ضررهای جبران‌ناپذیری را به‌همراه دارد که امیدوارم هرچه زودتر برطرف شود.

هدررفت منابع درآمدی

در تشخیص همپوشانی‌های اطلاعاتی باید سه مقوله سطح خدمات، اعتبارات صرفه شده و منابع مورد توجه قرار گیرد كه در بخش سطح خدمات با سه سطح پایه، همگانی و مكمل مواجه هستیم. از این رو وقتی افراد همزمان از چند نهاد بیمه‌‌ای استفاده می‌کنند بی‌‌‌شک منابع درآمدی سازمان‌های بیمه‌‌گر را نشانه می‌‌گیرند که این مساله به حوزه سلامت لطمه وارد می‌کند. بنابراین کمی و کاستی‌ها در همپوشانی بیمه‌‌ها به عوامل بسیاری بستگی دارد که باید توسط متولیان امر بررسی شود.


کودکان دو تابعیتی، سردرگم و بدون شناسنامه


روزنامه قانون: برده‌داري مدرن در قرن بيست ويكم! البته شايد غير قابل باور باشد زيرا قرن‌ها از منسوخ شدن برده‌داري در جهان مي‌گذرد. اما معاون رییس‌‌‌جمهور در امور زنان و خانواده در رابطه با بحث تابعیت فرزندان زنانی که شوهران غیرایرانی دارند، گفته است: طبق آمارها حدود ۸۰۰ دختر ایرانی که شوهر افغان کرده‌اند به صورت برده مورد استفاده قرار می‌گیرند؛ بنابراين موضوع مهم و پیچیده‌ای است.

سال‌هاست كه ايرانيان ميزبان برخي اتباع خارجي به ويژه افغان هستند كه حاصل اين ميزباني ازدواج تعداد زيادي از دختران ايراني با مردان افغاني است. ازدواجي كه در نهايت مشكلات بسياري را به جامعه تحميل كرده و محصول آن نيز كودكاني هستند كه نه قانون و نه عرف آن‌ها را به رسميت نمي‌شناسند و تا سن ۱۸ سالگي به دليل اينكه طبق قوانين كشور تابعيت از مادر به فرزند منتقل‌ نمي‌شود، مجبورند بدون شناسنامه زندگي كنند.

سرنوشت گمشده کودکان دو تابعیتی

قانون در ازدواج زنان ايراني با اتباع خارجي

قانون برای ازدواج زنان ایرانی با اتباع خارجی مواد صریحی دارد. ازدواج زنان ایرانی با تبعه خارجی بدون رعایت ماده ١٠٦٠ قانون‌مدنی و گرفتن پروانه‌زناشویی ممنوع است و ثبت ازدواج برای زوجین و فرزندان آنان آثار حقوقی، مالی و اجتماعی به‌همراه دارد. به همین دلیل است که در قانون بر ثبت ازدواج تاکید شده و حتی در قانون مجازات اسلامی برای ثبت‌نکردن ازدواج دایم مجازات درنظر گرفته شده است به عبارت ديگر براساس ماده ١٠٦٠ قانون مدنی، ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجی در مواردی هم که مانع قانونی ندارد، موکول به اجازه مخصوص از طرف دولت است.

از طرف دیگر و براساس ماده ٩٨٧ قانون مدنی، زنان ایرانی مجاز به ازدواج با تبعه خارجی‌اند و با این اتفاق، آثار حقوقی برای آن‌ها ایجاد می‌شود. در ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجی، تابعیت ایرانی زن به قوت خود باقی می‌ماند، مگر آنکه قانون دولت متبوع شوهر، تابعیت این کشور را به واسطه وقوع عقد به زن تحمیل کند.

اما ازدواج زنان ایرانی با مردان افغان به ثبت قانونی نمی‌رسد و در حد همان عقد شرعی باقی می‌ماند. مشکل هم از همین‌جا شروع می‌شودزيرا به دليل عدم ثبت اين گونه ازدواج‌ها، آمار درستی از تعداد فرزندان حاصل از ازدواج مردان افغان و زنان ایرانی ممكن است وجود نداشته باشد، نمایندگان مجلس می‌گویند یک‌ میلیون کودک حاصل این‌گونه ازدواج‌ها هستند و برخی نهادهای نظارتی این رقم را کمتر از ٣٠٠‌ هزار نفر می‌دانند. هرچند در قانون مواد مختلفی درباره ازدواج زنان ایرانی با اتباع خارجی وجود دارد ولی موضوع ممنوعیت اعطای تابعیت از زنان ایرانی به فرزندان‌شان همچنان پابرجاست؛ موضوعی که البته در تعداد زیادی از این ازدواج‌ها به‌دلیل ثبت‌نشدن عقد در دفاتر اسناد، در کنار مشکلات زیاد دیگری که این زنان درگیر آن می‌شوند، قرار می‌گیرد.

طرح در كميسيون فرهنگي معطل نمانده است

اما با توجه به مشكلات عديده‌اي كه زنان ايراني و كودكان آن‌ها در گير آن هستند به‌تازگی در مجلس طرح «اصلاح قانون تعیین‌تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی» بررسی شده و به تصویب اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس رسیده است. پروانه سلحشوری، ريیس فراکسیون زنان مجلس، پیشتر گفته بود «براساس مصوبه کمیسیون فرهنگی فرزندان متولد از این ازدواج‌ها دیگر برای کسب تابعیت ایرانی نیاز به سلب تابعیت پیشین خود از طریق پدر ندارند». وي در پاسخ به اين سوال كه طرح تعیین‌تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی به كجا رسيده است به «قانون» مي‌گويد: اين طرح در كميسيون فرهنگي بررسي و با بيشترين راي به تاييد رسيده است اما در حال حاضر فكر مي كنم در كميسيون امنيت يا كمسيون حقوقي قضايي در حال پيگيري است.

وي با بيان اينكه البته تصويب چنين طرحي با توجه به اينكه كودكان حاصل از اين گونه ازدواج‌ها با مشكلات بسياري مواجه هستند، كار سختي نيست خاطرنشان كرد: نمايندگان كميسيون فرهنگي به شدت به دنبال تصويب و به نتيجه رسيدن اين طرح هستند البته لازم به ذكر است در اين زمينه دو طرح در مجلس موجود است يك طرح اصلاح قانون تابعيت و بسيار جامع است و ديگري طرح تعیین‌تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی است كه البته هيچ كدام هنوز به نتيجه نرسيده‌اند. وي ادامه داد: طرح ها در كميسيون‌ها در نوبت قرار مي‌گيرند و به دليل تراكم طرح ها، بررسي آن‌ها به تعويق مي‌افتد و به همين دليل ديرتر به صحن ارجاع داده مي‌شوند.

اين نماينده مجلس در پاسخ به اين سوال كه با توجه به مشكلات عديده كودكان حاصل از اين‌گونه ازدواج ها آيا نبايد اين طرح در اولويت رسيدگي قرار گيرد تصريح كرد: البته ممكن است در اين زمينه رويكردهاي متفاوتي وجود داشته باشد. برخي معتقدند به لحاظ امنيتي مشكل وجود دارد زيرا هرورز به تعداد مهاجران افزوده مي‌شود و اگر اين كودكان اين گونه مهاجران به رسميت شناخته شوند بر تعداد مهاجران افزوده خواهد شد.

هرچند كه در حال حاضر نيز كشور ما جز مهاجرپذيرترين كشورهاست. در حالي كه ما معتقديم بايد به كودكان حاصل از ازدواج زنان ايراني با مردان خارجي كارت هويت داده شود زيرا در حال حاضر تعداد زيادي از اين كودكان در كشور ما زندگي مي‌كنند كه بعضي رنگ كشور پدري خود را نيز نديده‌اند و در كشورما بدون هويت زندگي مي‌كنند و براي رفتن به دكتر يا براي ازدواج ،رانندگي يا در هنگام تصادف نياز به شناسنامه يا كارت هويتي دارند.

رييس فراكسيون زنان بابيان اينكه از ديدگاه جرم شناسي هم اگر به اين موضوع نگاه شود فردي كه داراي كارت هويتي است بهتر و راحت‌تر از افرادي كه كارت هويتي ندارند قابل شناسايي است توضيح داد مشكل ما اين است كه برخي لوايح و طرح ها به علت‌ تعداد زياد آن‌ها مدت زمان زيادي در كميسيون‌ها معطل مي‌مانند و فوريت بررسي را نيز هيات رييسه را مشخص مي‌كند تا كميوسين‌ها آن‌ها را مورد بحث و بررسي قرار دهند.

سلحشوري در خاتمه در پاسخ به اين سوال با توجه به اينكه شما گفتيد كشور ما يكي از مهاجرپذيرترين كشورهاست؛ با توجه به مشكلاتي كه مهاجران براي كشور ايجاد كرده اند، آيا نبايد اقدام جدي در زمينه ورود مهاجران به كشور انجام شود خاطرشان كرد: در اين زمينه لازم است مرزهاي كشور كنترل شود تا اين حجم از مهاجر وارد كشور نشود ما توان پذيرش اين تعداد مهاجر را نداريم اين در حالي است كه تعداد بسياري از جوانان كشور ما بيكار هستند و ورورد اين مهاجران مشكلات جدي براي كشور ايجاد مي‌كند.

گرفتن شناسنامه پس از سن ۱۸ سالگي

اما در حال حاضر در ماده واحده قانون تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی آمده است:« فرزندان حاصل از ازدواج زنان ايراني با مردان خارجي كه در ايران متولد شده يا در نهايت تا يك سال پس از تصويب اين قانون در ايران متولد مي‌شوند، مي‌توانند بعد از رسيدن به سن ۱۸ سال تمام تقاضاي تابعيت ايراني نمايند. اين افراد در صورت نداشتن سوء پيشينه كيفري يا امنيتي و اعلام رد تابعيت غيرايراني به تابعيت ايران پذيرفته مي‌شوند». حال با توجه به اينكه كودكان حاصل از ازدواج زنان ايراني با مردان خارجي كه سال‌هاست از اينكه به رسميت شناخته نمي‌شوند، رنج مي‌برند و نداشتن شناسنامه يا عدم هويت مشكلات بسياري بر آن‌ها تحميل كرده است، با تصويب اين طرح مي‌توانند اميدوار باشند كشوري كه در آن زندگي مي‌كنند حضورشان را پذيرفته و آن‌ها را مانند ساير شهروندان به رسميت مي‌شناسد.

مادر ايراني تاثيري در تحصيل تابعيت ندارد

بهشید ارفع‌نیا،حقوق‌دان و وکیل دادگستری در اين زمينه به شهروند گفته است: «درکل در قانون مدنی ایران درباره رسیدن تابعیت از زن هیچ موضوعی مطرح نشده است. براساس ماده ٩٧٦، قانون فرزند زوج خارجی‌ای را که یکی از آن‌ها در ایران متولد شده باشد، ایرانی دانسته است ولی سوال این است که چرا وقتی مادر ایرانی باشد نباید هیچ‌گونه تاثیری در تحصیل تابعیت داشته باشد. از طرف دیگر بند پنج ماده٩٧٦ قانون مدنی هم تولد در ایران را به اضافه اقامت در ایران درنظر گرفته و در این صورت باید تحصیل تابعیت ایرانی بشود.

او ادامه می‌دهد: «موضوع دیگری که باید درباره آن صحبت شود، این است که باید دلایل اینکه مردان اتباع به ایران می‌آیند و اصرار زیادی برای ازدواج با زنان ایرانی دارند، بررسی شود. اگر خوب این موضوع را بررسی ‌کنیم، متوجه مي‌شويم که علت این موضوع، یک‌سری امتیازاتی است که قانون به این مردان داده است، چون براساس قانون، اگر یک مرد خارجی با زن ایرانی ازدواج کند و از او بچه‌دار شود، می‌تواند اقامت بگیرد. حالا سوال اینجاست که آیا زندگی آن زن و بچه مهم نیست؟ در ماده ٩٨٠قانون مدنی آمده است که هیات وزیران می‌تواند به کسی که زن ایرانی دارد و از او بچه‌‌دار هم می‌شود برای اقامت بعد از پنج‌سال حضور در کشور، مجوز حضور بدهد. پس این یعنی قانون به این مردان امتیازات زیادی داده ولی برای زنان امتیازاتی را درنظر نگرفته است.

این موضوع باعث می‌شود که روزبه‌روز تعداد بچه‌هایی که تابعیت ندارند و نمی‌توانند مدرسه بروند و…، بیشتر بشود و مشکلات‌شان هم بیشتر. همین اواخر اعلام شد که حدود یک‌میلیون نفر در ایران شناسنامه و هویت ندارند و اگر فکری به‌حال این موضوع نشود،خطرناک خواهد بود». این وکیل دادگستری می‌گوید: «عمده‌ترین دلیل ازدواج بعضی زنان ایرانی با اتباع کشورهایی مثل افغانستان به موضوعات فرهنگی و اقتصادی بازمی‌گردد.

در خیلی از این موارد ما می‌بینیم که زنانی با این مردان در شهرها و روستاهای کوچک و مرزی ازدواج کرده‌اند که حتی نان شب هم نداشته‌اند که بخورند. آن‌ها از قانون هیچ نمی‌دانند و برای‌شان فرقی نمی‌کند که شوهرشان ایرانی باشد یا افغان و پاکستانی و عراقی.. آن‌ها از قانون هیچ نمی‌دانند و برای‌شان مهم نیست که از ازدواج‌شان فرزندانی به دنیا می‌آیند که تا ١٨سالگی هیچ هویتی نخواهند داشت. آن‌ها خیلی‌وقت‌ها ازدواج‌های‌شان را ثبت نمی‌کنند و از حداقل حقوق ازدواج مانند ارث و نفقه و… محروم می‌شوند».

پايان مشكلات كودكان با تصويب قانون

در خاتمه بايد گفت كنترل مرزها مهم‌ترين اقدامي است كه مي‌تواند مانع ورود مهاجران به كشور شود زيرا اين مهاجران كه با انگيزه‌هاي مختلف وارد كشور ما مي‌شوند در بسياري اوقات مرتكب جرايمي مي‌شوند كه امنيت شهروندان را به مخاطره مي‌اندازند. برخي نيز با ازدواج با دختران ايراني به دليل عدم اعطاي تابعيت به كودكان‌شان فرزنداني تحويل جامعه مي‌دهند كه نه قانون و نه جامعه آن‌ها را به رسميت نمي‌شناسد؛ در حالي كه تصويب قانون در اين زمينه مي‌تواند بسياري از مشكلات اين گونه خانواده‌ها و كودكان را برطرف كند تا بتوانند مانند شهروندان عادي در جامعه زندگي كنند.


خبرگزاری آريا – با توسعه فاز دو ثبت سرطان، جزو كشورهاي با استاندارد مطلوب در حوزه ثبت سرطان خواهيم بود


با توسعه فاز دو ثبت سرطان، جزو كشورهاي با استاندارد مطلوب در حوزه ثبت سرطان خواهيم بود

خبرگزاري آريا- رييس اداره پيشگيري از سرطان وزارت بهداشت با بيان اينكه، ثبت سرطان در دو فاز درحال توسعه است، گفت: با توسعه فاز دو ثبت سرطان، جزو كشورهاي با استاندارد مطلوب در حوزه ثبت سرطان خواهيم بود.
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از وبدا، دكتر علي قنبري مطلق در خصوص اقدامات وزارت بهداشت در راستاي تشخيص و درمان سرطان گفت: بحث توسعه مراکز سرطان به عنوان بخشي از برنامه هاي توسعه زيرساخت تشخيص و درمان، از سال ۱۳۹۴ و پس از انجام “برنامه ملي آمايش سرزميني سرطان” کليد خورد.
وي گفت: بر اساس اين برنامه، ميزان تجهيزات و امکانات موجود شناسايي و پيش بيني اين موارد تا ١٠ سال آينده تحت عنوان “سند توسعه شبكه ملي مراقبت سرطان” مشخص شد.
رييس اداره پيشگيري از سرطان وزارت بهداشت خاطرنشان كرد: در قالب اين برنامه از سامانه GIS (سيستم اطلاعات جغرافيايي) جهت توزيع مناسب امکانات بهره گرفته شد؛ سه نوع مركز تيپ يك (تشخيص زودهنگام سرطان)، تيپ دو (تشخيص و درمان سرطان) و تيپ سه (مركز جامع سرطان) تعريف شد و پس از جانمايي، ساخت ١٣٧ مركز تيپ يك از سال ٩٤ آغار شد كه پيشرفت حدود ٨٠ درصد دارند و تا پايان سال ساخت ٧٥ مركز به پايان مي رسد، اين مراكز وقتي در چرخه تشخيص قرار مي گيرند، نقش مهمي در شناسايي افراد مبتلا به سرطان دارند.
وي گفت: در زمينه تشخيص زودهنگام سرطان، براي سه سرطان مهم پستان، روده بزرگ و دهانه رحم، برنامه ريزي كرديم تا در قالب غربالگري در مراكز تشخيص زودهنگام، افرادي كه علائم مشكوك به سرطان دارند و افرادي كه در معرض خطر هستند، سريع شناسايي شوند و اقدامات زودهنگام درماني آغاز شود.
وي ادامه داد: براي تجهيز اين مراکز از محل گرنت اهدايي دولت ژاپن، ۵۰ دستگاه ماموگرافي تا پايان سال ٢٠١٨ تامين خواهد شد و براي ساير تجهيزات نيز از ظرفيت بخش خصوصي بهره گرفته خواهد شد.
دكتر مطلق گفت: بهره گيري از ظرفيت خيرين نيز براي تجهيز اين مراکز صورت گرفته به صورتي که براي ٢٠ مركز، ٥٠ درصد اعتبار مورد نياز براي تجهيز تقبل شده است و دانشگاه هايي كه آمادگي تامين ٥٠ درصد باقيمانده را داشته باشند مي توانند از اين فرصت استفاده كنند.
وي گفت: همچنين در قالب “برنامه ملي مديريت سرطان” و به منظور ارتقاي كيفيت خدمات و استاندارد سازي آنها، تدوين آيين نامه هاي مراكز سرپايي شيمي درماني، مراكز تشخيص و درمان سرطان و مراكز حمايتي تسكيني و همچنين دستور العمل مديريت خدمات شيمي درماني، تسكيني و تشخيص زودهنگام و ١٥ راهنماي باليني تشخيص و درمان سرطان به پايان رسيده و به زودي ابلاغ خواهد شد.
وي توضيح داد: درحوزه درمان مهمترين اقدام، تدوين راهنماهاي باليني و پروتكل هاي ملي است كه با زيرساخت نرم افزاري براي ارائه خدمت به بيماران مبتلا به سرطان طراحي شده است كه منجر مي شود، اثربخشي درمان ها افزايش پيدا كند.
وي به بيان اقداماتي كه در حوزه پيشگيري از سرطان درحال انجام است، پرداخت و گفت: در حوزه پيشگيري از سرطان برگزاري كمپين ها، جلسات آموزشي و اطلاع رساني و همچنين توليد محتواهاي آموزشي كه به صورت هماهنگ در سطح ستاد وزارت بهداشت و دانشگاه هاي علوم پزشكي سراسر كشور انجام مي شود، نقش مهمي در آگاهي بخشي مردم از عوامل خطر سرطان دارد.
دكتر مطلق درخصوص مراقبت هاي حمايتي و تسكيني نيز گفت: براي بهبود زندگي بيماران مبتلا به سرطان هم در برخي مراكز، مراقبت هاي تسكيني ظرف چندماه آينده آغاز مي شود و علاوه بر آن كارگاه هاي آموزشي نيز به صورت متمركز در تهران برگزار خواهد شد و به تدريج اين خدمات در كشور توسعه پيدا خواهد كرد.
وي درمورد دارو و خدمات درماني بيماران بيان كرد: ارائه خدمات راديوتراپي و شيمي درماني در مراكز دولتي رايگان است و ٨٠ درصد از داروهاي شيمي درماني توسط سازمان هاي بيمه گر و وزارت بهداشت تحت پوشش قرار دارد.
وي ادامه داد: اتفاق مهم در حوزه سرطان، ثبت سرطان در دو فاز است كه درحال توسعه است، فاز يك كه گزارش ثبت سرطان سال ٩٣ بود، اجرا شد، سال بعد گزارش سال ٩٤ و ٩٥ منتشر مي شود، اما با توسعه فاز دو ثبت سرطان جزو كشورهايي خواهيم بود كه كيفيت ثبت سرطان استاندارد مطلوبي دارند.