Tag Archives: مردم

خبرگزاری آريا – بهره برداري از ظرفيت جوامع مدني و مردم عامل مهمي در کنترل بيماري هاي غيرواگير است


بهره برداري از ظرفيت جوامع مدني و مردم عامل مهمي در کنترل بيماري هاي غيرواگير است

خبرگزاري آريا- نايب رئيس کميته ملي بيماري هاي غيرواگير با اشاره به فعاليت هاي جمهوري اسلامي ايران در حيطه کنترل و پيشگيري بيماري هاي غيرواگير، از توصيه هاي کميسيون سازمان جهاني بهداشت در اين زمينه سخن گفت.
به گزارش خبرگزاري آريا، معاون آموزشي وزارت بهداشت و نايب رئيس کميته ملي بيماري هاي غيرواگير با اشاره به اينکه ميليون ها نفر در سراسر جهان در معرض خطر ابتلا به بيماريهاي غيرواگير هستند گفت: تمامي کشورها متعهد هستند در راستاي کاهش مرگ ناشي از بيماريهاي غيرواگير به منظور پيشگيري و کنترل بيماريهاي غيرواگير اقدامات جدي انجام دهند.
دکتر باقر لاريجاني اظهار داشت: سازمان جهاني بهداشت در زمينه کنترل و پيشگيري بيماري هاي غيرواگير کميسيوني با مشارکت ۲۱ کميسيونر در سطح وزراي بهداشت و حتي رييس جمهور برخي کشورها تشکيل داده است که وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشکي جمهوري اسلامي ايران نيز کميسيونر اين کميسيون بيماريهاي غيرواگير هستند و ايران به صورت فعال در اين زمينه فعاليت مي کند.
وي با بيان اينکه جمهوري اسلامي ايران برنامه روشني براي کنترل و پيشگيري بيماري هاي غيرواگير دارد، افزود: اين کميسيون موظف است مبتني بر شواهد علمي و تجارب کشورهاي مختلف به سازمان جهاني بهداشت کمک کند تا توصيه ها و راهکارهاي کارآمدي به جهان ارايه گردد. در حال حاضر با وجود برنامه هاي مداخله اي مختلفي که در سطح جهان انحام گرفته است، دستيابي به هدف اصلي که کاهش ۲۵ درصدي مرگ زودرس ناشي از بيماريهاي غيرواگير است به کندي پيش مي رود و اميد است تلاش کميسيون غيرواگير در راستاي جمع بندي و پيشنهاد استراتژي هاي شفاف و هدفمند به تسريع اين مسير کمک کند.
نايب رئيس کميته ملي بيماري هاي غيرواگير عدم وجود اولويت بندي، اثر مداخله گرهاي اقتصادي و تجاري و همچنين کمبود سرمايه کافي و ظرفيت کار را از عواملي ذکر کرد که موجب کند بودن حرکت به سوي هدف کاهش ۲۵ درصدي مرگ زودرس ناشي از بيماريهاي غيرواگير در سطح جهان مي شود و گفت: کميسيوني که تشکيل شده با همکاري کشورهاي عضو سعي در رفع اين چالش ها دارد.
دکتر لاريجاني عنوان کرد: سازمان جهاني بهداشت در کميسيوني که تشکيل داده به دنبال اين است تا با ارزيابي اقدامات پيشين و ايده هاي خلاق و نوآورانه به کشورها کمک کند تا به هدف خود دست يابند.
وي اظهار داشت: کميسيون سازمان جهاني بهداشت ۶ توصيه کلي براي تمامي کشورها ارائه داده است که اين توصيه ها شامل  شروع اقدامات از سياستگذاران و مسئولين عالي رتبه، اولويت بندي و گسترش برنامه ها منطبق با اولويت، ادغام بيماريهاي غيرواگير در نظام سلامت و توجه به پوشش همگاني سلامت، جلب مشارکت ذي نفعان و تعيين مقررات، سرمايه گذاري و اجرا و ارزيابي هستند.
 
لزوم تعهد مسئولين عالي کشورها براي کنترل و پيشگيري از بيماري هاي غيرواگير/ هم افزايي در نظام ارائه خدمات
 دکتر لاريجاني گفت: کميسيون سازمان بهداشت جهاني توصيه کرده است که اقدامات از سياستگذاران و مسئولين عالي کشورها شروع شود. منظور اين است که در اين زمينه تنها وزارت بهداشت مسئول نيست؛ بلکه تمامي سياستگذاران در سطوح مختلف و خارج از نظام سلامت نيز بايد خود را در قبال پيشگيري و کنترل بيماريهاي غيرواگير و ارتقائ سلامت روان مسئول بدانند. يعني سياستگذاران در تمامي سطوح مانند استانداران، شهرداران و حتي در سطوح محلي در اين زمينه تلاش کنند تا بتوانند مجموعه اي از برنامه هاي جامع را در سطوح مختلف اجرا نمايند.
نايب رئيس کميته ملي بيماري هاي غيرواگير ادامه داد: اولويت بندي و گسترش برنامه ها منطبق با اولويت ها مسئوليت دولت است که اولويت هاي حيطه بيماريهاي غيرواگير و سلامت روان را مبتني بر نياز و با توجه به بافت منطقه اي تعيين کند و نظام سلامت را در خصوص اقدامات مرتبط سياست ها آگاه کند و تمامي ساختار دولت را به سوي برنامه هاي پوشش همگاني سلامت حرکت دهد.  
وي در خصوص ادغام بيماريهاي غيرواگير در نظام سلامت و توجه به پوشش همگاني سلامت گفت: دولت ها بايد نظام سلامت را به نحوي ارتقا دهند که  شامل ارتقاي سلامت، پيشگيري و کنترل بيماريهاي غيرواگير و خدمات سلامت روان باشد و  در سياست ها و برنامه ها، پوشش همگاني سلامت( UHC ) را با توجه به شرايط و نيازهاي کشور مد نظر قرار دهند.
دکتر لاريجاني گفت: بايد اين اطمينان حاصل شود که بسته هاي خدمات سلامت در راستاي  پوشش همگاني سلامت( UHC )  شامل بيماريهاي غيرواگير و سلامت روان است و پيشگيري و مداخلات مراقبت هاي بهداشتي و همچنين دسترسي به داروهاي ضروري و فن آوري هاي مورد نياز از اولويت هاي نظام سلامت است در بسته هاي ارائه خدمت مد نظر قرار گرفته است.
نايب رئيس کميته ملي بيماري هاي غيرواگير تقويت خدمات بهداشتي  اوليه (PHC) را يکي از الزامات براي اطمينان از پوشش عادلانه خدمات سلامت ذکر کرد و گفت: تربيت نيروي کافي و کارآمد در رشته هاي مختلف حوزه سلامت از الزاماتي است که بايد بدان توجه شود، چرا که کارکنان نظام سلامت برآمده از جامعه مانند بهورزان و همچنين پرستاران از جمله نيروهايي هستند که مي توانند در حيطه هاي مختلف تسلط داشته و نقش مهمي را در سطح جامعه ايفا نمايند.
وي افزود: هم افزايي در سيستم هاي موجود مراقبت هاي بيماريهاي مزمن مانند HIV و TB نيز لازم است تقويت شود تا در بستر آنها پيشگيري و کنترل بيماريهاي غيرواگير و خدمات سلامت روان نيز ارايه گردد.
 
جلب مشارکت مردم، ذينفعان و بخش خصوصي براي کنترل بيماري هاي غيرواگير
دکتر لاريجاني درخصوص جلب مشارکت ذي نفعان و تعيين مقررات در پيشگيري و کنترل بيماريهاي غيرواگير و خدمات سلامت روان اظهار داشت: دولت ها بايد تعامل مناسبي با بخش خصوصي، دانشگاه ها، جامعه مدني و مردم داشته باشند و با رويکرد جامعه نگر و با نظر به تجارب و چالش ها،  مدل هاي مبتني بر جامعه پيشگيري و کنترل بيماريهاي غيرواگير را تبيين نمايند.
وي افزود: بايد در ايجاد محيط هاي محافظ سلامت از طريق اعمال قوانين موثر، مبتني بر اولويتهاي حوزه سلامت با جلب مشارکت مردم با اهدافي شفاف تلاش شود. تعاملات بايد شفاف بوده و پاسخگويي ، ارزيابي و زمان بندي  در آن لحاظ شود.
نايب رئيس کميته ملي بيماري هاي غيرواگير بر لزوم تعامل با بخش خصوصي در پيشگيري و کنترل بيماريهاي غيرواگير تاکيد کرد و گفت: دولت ها بايد به طور سازنده مشارکت بخش خصوصي را جلب نمايند و با توجه به مديريت منافع تجاري، به دنبال راه هايي براي تقويت تعهدات و کمک به تحقق اهداف نظام سلامت و ارتقا سلامت مردم باشند.

 لزوم محدود کردن بازاريابي محصولات ناسالم براي کودکان
وي اضافه کرد: مناسب است که دولت ها با شرکت هاي توليد کننده مواد غذايي در زمينه هايي مانند اصلاح مواد اوليه، برچسب گذاري و تنظيم بازاريابي همکاري داشته باشند. فراهم آوردن محيط و امکانات مورد نياز ورزش و تفريحات سالم براي ارتقاي فعاليت بدني؛ تعامل با راه و شهرسازي براي اطمينان از مسيرهاي ايمن و پايدار؛ همکاري با صنعت داروسازي و توليد کنندگان واکسن براي اطمينان از دسترسي به داروهاي ضروري و واکسن با کيفيت قابل اطمينان؛ همکاري با شرکت هاي فن آوري براي استفاده از فن آوري هاي نوين در راستاي پيشگيري و کنترل بيماريهاي غيرواگير از رويکردهايي است که دولت ها مي توانند در پيش گيرند. دولت ها همچنين مي توانند بخش اقتصاد و تجارت الكترونيك را تشويق كنند تا راه هايي متناسب با شرايط کشور براي كاهش عوامل خطر ايجاد نمايند.
دکتر لاريجاني محدود کردن بازاريابي محصولات ناسالم (که حاوي مقادير بيش از حد قند، نمک و اسيد چرب ترانس هستند) براي کودکان را يکي از اولويت هايي ذکر کرد که لازم است مورد توجه قرار گيردو گفت: ميتوان از رويکردهاي اقتصادي  به منظور تشويق و ارتقا سبک زندگي سالم ،مصرف محصولات سالم ، کاهش در دسترس بودن و کاهش بازاريابي محصولات ناسالم و همچنين کاهش مصرف آنها استفاده شود.
وي با تاکيد بر اينکه جوامع مدني و مردم نقش بسيار مهمي در کنترل و پيشگيري بيماري هاي غيرواگير دارند گفت: بايد از مشارکت اين گروهها بهره برداري شود، به ويژه در کشورهاي کم درآمد و متوسط ، ارتقائ آگاهي، افزايش حمايت، ارائه خدمات و نظارت با مشارکت جامعه به پيشبرد اهداف ياري مي رساند.
نايب رئيس کميته ملي بيماري هاي غيرواگير اتخاذ رويکرد فرابخشي را يکي از راههاي اصلي جلب مشارکت ذي نفعان به طور وسيع است که عنوان کرد و گفت: اين اقدام مي تواند به دستيابي به هدف اصلي پيشگيري و کنترل بيماريهاي غيرواگير و ارتقائ سلامت روان بينجامد.
دولت ها و جامعه بين المللي بايد يک پارادايم اقتصادي جديد براي تأمين مالي اقدامات مختص بيماريهاي غيرواگير و سلامت روان ايجاد کنند
وي با اشاره به اهميت توانمند سازي افراد جامعه و افزايش سواد سلامت آنان، عنوان کرد: اين کار ميتواند از طريق برنامه هاي آموزشي رسمي و کمپين هاي اطلاعاتي و ارتباطي هدفمند صورت پذيرد. کارشناسان بازاريابي و اقتصاددانان مي توانند در ايجاد کمپين هاي سلامت عمومي و در خصوص چگونگي پيشگيري و کاهش عوامل خطر، کالاهاي آسيب رسان و آسيب هاي ناشي از آنها نقش مهمي داشته باشند.
دکتر لاريجاني به اهميت تامين مالي براي پيشگيري و کنترل بيماريهاي غيرواگير اشاره کرد و گفت: دولت ها و جامعه بين المللي بايد يک پارادايم اقتصادي جديد براي تأمين مالي اقدامات مختص بيماريهاي غيرواگير و سلامت روان ايجاد کنند.
وي افزود: افزايش سهم بودجه هاي ملي مختص بيماريهاي غيرواگيرو سلامت روان  در  نظام سلامت و بخش خارج از آن،  اجراي مقررات مالي، از جمله افزايش ماليات بر دخانيات و در نظر گرفتن مقررات مالي براي ساير محصولات ناسالم، بهره مندي از مستندات و ابزارهاي سازمان بهداشت جهاني، ارزيابي بخش سلامت در درون و بيرون نظام سلامت و در صورت امکان، حسابرسي کامل هزينه ها سياست هايي است که بر پيشگيري و کنترل بيماريهاي غيرواگير تاثير مي گذارد.
نايب رئيس کميته ملي بيماري هاي غيرواگير با بيان اينکه ممکن است تأسيس يک صندوق سرمايه گذاري بين المللي براي تسهيل تامين منابع مالي کنترل بيماري هاي غيرواگير مناسب باشد گفت: دولت ها بايد پاسخگوئي به شهروندان خود براي اقدام در مورد بيماريهاي غيرواگير را تقويت کنند ومکانيسم هايي را براي پاسخگويي ملي با توجه به تعهدات ملي و بين المللي و ارزيابي اثر اقدامات بر سلامت مردم را ايجاد نمايند.


خبرگزاری آريا – بيش از ۸۰ درصد مردم فعاليت فيزيکي ندارند




رييس دبيرخانه سلامت وزارت ورزش و جوانان در همايش روز جهاني بدون دخانيات:

بيش از 80 درصد مردم فعاليت فيزيکي ندارند

خبرگزاري آريا- رييس دبيرخانه سلامت وزارت ورزش و جوانان با بيان اينکه مردم ايران تحرک بدني مطلوبي ندارند، از عدم تحرک بدني ۸۰ درصدي مردم خبر داد و گفت: فقط ۲۱ درصد مردم ايران تحرک بدني دارند که از اين تعداد نيز ۵ تا ۶ درصد، بيش از ۴ جلسه در هفته به ورزش مي پردازند.
به گزارش خبرگزاري آريا، دکتر رضا شجيع در همايش روز جهاني بدون دخانيات درخصوص تحرک بدني ايرانيان گفت: طبق نتايج تحقيقاتي که در حوزه فعاليت فيزيکي در کشور انجام شد، مشخص شد، وضعيت فعاليت فيزيکي و تحرک بدني ايرانيان مطلوب نيست و ۷۰ درصد مردم کمتر از ۶۰۰ متر در هفته فعاليت بدني دارند.
وي با بيان اينکه فقط ۲۱ درصد مردم ايران تحرک بدني دارند، خاطرنشان کرد: از اين ۲۱ درصد نيز ۵ تا ۶ درصد، بيش از ۴ جلسه در هفته به ورزش مي پردازند.
دکتر شجيع با بيان اينکه ميزان فعاليت فيزيکي مردم ايران در استان‌هاي مختلف متفاوت است، گفت: ميزان فعاليت فيزيکي مردم ايران در برخي استان‌ها مانند يزد، بوشهر و سيستان و بلوچستان در شرايط بحراني و وضعيت قرمز قرار دارد که اين شرايط با افزايش سن وخيم ‌تر خواهد شد.
رييس دبيرخانه سلامت وزارت ورزش و جوانان، اظهارداشت: بر خلاف باور عموم که فکر مي ‌کنند جامعه روستايي فعاليت فيزيکي بيشتري دارند، وضعيت فعاليت بدني در جامعه روستايي نيز مطلوب نيست و حتي ميزان فعاليت فيزيکي رده سني ۲۵ تا ۳۴ سال روستا‌هاي برخي استان‌ها در شرايط بحراني قرار دارد.
وي با بيان اينکه بيش از ۸۰ درصد مردم فعاليت فيزيکي ندارند، گفت: با استفاده از نتايج تحقيقات کشوري، متوجه شديم که برنامه هاي ملي براي توسعه فعاليت فيزيکي و افزايش فعاليت بدني موثر نيست و عملا سياستي اشتباه است و بايد سياست ‌گذاري ‌ها در سطح استان ها و محلات انجام شود و بايد اذعان کنيم در اين حوزه دستمان خالي است، البته در يک سال گذشته با کمک وزارت بهداشت به برنامه‌ هاي بين بخشي رسيده‌ ايم تا ميزان فعاليت فيزيکي افزايش پيدا کند.
دکتر شجيع با بيان اينکه درحال حاضر ۲۳ هزار باشگاه ورزشي در کشور داريم، گفت: ما امروز به اين نقطه رسيده ايم که اين باشگاه‌ هاي ورزشي بايد اعتباربخشي شوند، اما در عمل، شرح وظايف و عملکرد هر کدام از دستگاه‌ ها مشخص نيست، هر دستگاهي از نقش خود مي‌ گويد و خبري از تعامل و همکاري نيست.
رييس دبيرخانه سلامت وزارت ورزش و جوانان با اشاره به استعمال سيگار در اماکن ورزشي به خصوص استاديوم‌هاي فوتبال کشور، بيان کرد: در بسياري اماکن ورزشي ما جوانان هنگام تماشاي فوتبال سيگار دود مي‌ کردند و دود سيگار در استاديوم‌ ها گاهي به قدري بود که دوربين‌ ها نمي‌ توانستند تصاوير را ضبط کنند.
وي با اشاره به جريمه فيفا در خصوص مصرف سيگار در استاديوم‌هاي فوتبال ايران، گفت: سال گذشته فيفا ما را به دليل مصرف سيگار تماشاچيان فوتبال جريمه کرد و اعلام کردند اگر از اين پس تماشاچيان يک نخ سيگار در استاديوم بکشند، ايران و تيم‌ هاي ورزشي جريمه خواهند شد.
دکتر شجيع گفت: جام جهاني فوتبال روسيه که دو هفته ديگر آغاز مي‌ شود، جام جهاني بدون دخانيات نام گذاري شده و نشان دهنده آن است که تمام نهاد‌هاي بين ‌المللي ورزشي، عزم جدي براي مبارزه با دخانيات دارند.
وي تصريح کرد: ما پس از اعلام فيفا در خصوص جريمه تيم‌ هاي ورزشي به دليل سيگار کشيدن هواداران در استاديوم، کارگروه‌ هايي را تشکيل داديم و کمپين ۹۰ دقيقه بدون دخانيات را راه ‌اندازي کرديم.
دکتر شجيع عنوان کرد: افزون بر اينها ما از الگو‌هاي اجتماعي و ورزشکاران محبوب براي مبارزه با مصرف دخانيات و پيشگيري از اعتياد کمک گرفته ‌ايم و آماده تغيير سياست‌ هاي‌ مان براي اصلاح وضعيت جامعه هستيم.


خبرگزاری آريا – توسعه اورژانس هوايي کشور در جهت خدمت به مردم است




وزير بهداشت در آيين رونمايي از ۶ فروند بالگرد پيشرفته اورژانس هوايي:

توسعه اورژانس هوايي کشور در جهت خدمت به مردم است

خبرگزاري آريا- وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشکي با اشاره به خريد بالگردهاي پيشرفته جديد براي اورژانس هوايي کشور، گفت: تمام خدمات وزارت بهداشت از جمله اورژانس هوايي در جهت خدمت به مردم است.
به گزارش خبرگزاري آريا، دکتر سيد حسن هاشمي در آيين رونمايي از ۶ فروند بالگرد پيشرفته اورژانس هوايي  گفت: ماه رمضان، ماه پر برکتي است. آرزو مي کنم که ثمره اين ماه براي ما فقط گرسنگي و تشنگي نباشد و تمام خطاها و اشتباهات ما را از بين ببرد و مقدمه اي براي انسان بودن، بهتر بودن و مفيد بودن براي جامعه باشد.
وزير بهداشت با اشاره به اين که شرکت هلي کوپتري آوا سلامت، که اولين تشکيلات هوايي غيرنظامي کشور است، با هدف مقدس کمک به بيماران و مصدومان راه اندازي شده است، افزود: ارائه خدمات مطلوب و با کيفيت و مطابق با استانداردهاي بين المللي به مردم، کار سختي است، زيرا برخي از بدخواهان و دشمنان مردم، در مسير اين اقدامات، مشکل تراشي مي کنند.
دکتر هاشمي با بيان اين که ۶ فروند بالگرد پيشرفته جديد اورژانس هوايي بعد از دو سال تلاش و مذاکره خريداري شد و ۶ فروند بالگرد اورژانس هوايي ديگر نيز به زودي به ظرفيت کشور در اين زمينه اضافه مي شود، افزود: اين بالگردها از بهترين نمونه هاي اورژانس هوايي در جهان هستند و وزن سبک، سرعت بالا در پرواز، صداي کم و قدرت مانور بالا در محيط هاي شهري و بيمارستانها از مهمترين ويژگي هاي آنها به شمار مي رود.
وزير بهداشت در ادامه با اشاره به اين که تمام خدمات وزارت بهداشت از جمله اورژانس هوايي در جهت خدمت به مردم بوده است. بايد حاصل اين خدمات رضايت مردم باشد و مردم بدانند که حکومت و دولت به فکر آنها است و در جهت رفع مشکلات آنها تلاش مي کند، گفت: زماني لبخند رضايت براي ما حاصل مي شود که بالگردهاي اورژانس در روستاها به نجات جان مردم اعم از سالمندان، زنان و کودکان کمک کنند.
دکتر هاشمي همچنين گفت:  انقلابي گري، يعني اينکه در نهايت آرامش، وسيله آسايش و رفع مشکلات مردم را فراهم کنيم.
وزير بهداشت در ادامه نيز گفت: از تمام شرکاي وزارت بهداشت در چند سال گذشته از جمله ارتش، هوانيروز، ستاد کل نيروهاي مسلح و هلال احمر که به انجام بهتر خدمات اورژانس هوايي کمک کردند، تشکر مي کنم. ما توانستيم با استفاده از ۴۰ فروند بالگرد اين دستگاه ها، تعداد زيادي از مردم ايران را از مرگ و معلوليت نجات دهيم.
دکتر هاشمي در پايان گفت: از سازمان صدا و سيما که در جهت آگاهي و اطلاع رساني و پوشش اخبار خدمات دولت به مردم تلاش مي کند، تشکر مي کنم.


خبرگزاری آريا – بر خلاف باور عمومي، تشخيص قارچ هاي خوراکي از انواع سمي آن توسط مردم عادي امکان پذير نيست


بر خلاف باور عمومي، تشخيص قارچ هاي خوراکي از انواع سمي آن توسط مردم عادي امکان پذير نيست

خبرگزاري آريا- معاون غذا و دارو دانشگاه علوم پزشکي زاهدان هشدار داد: تشخيص قارچ هاي خوراکي از انواع سمي بر مبناي مشخصات ظاهري آنها نظير شكل، رنگ، بو و مزه کار مشكلي است که فقط توسط متخصصان و كارشناسان مجرب قارچ شناسي و گياه شناسي امكان پذير است.
به گزارش خبرگزاري آريا، دکتر فرزانه فرجيان با بيان اين مطلب گفت: برخي از سموم موجود در قارچ ها در برابر حرارت مقاوم مي باشند و در فرآيند پخت و پز قارچ بطور کامل از بين نمي روند و راهکارهاي تشخيصي ارائه شده توسط افراد عادي براي تمايز قارچ هاي سمي از نمونه خوراکي معتبر و قابل اعتنا نيست.
وي با اشاره به مسموميت تعدادي از هموطنان در اثر مصرف قارچ، توصيه کرد: از مصرف قارچ هاي خودرو مخصوصا قارچ هايي که در کنار درختان خشک شده مي رويند و يا قارچ هايي كه به صورت فله اي عرضه مي شوند، خودداري كنند و فقط از قارچ هاي بسته بندي داراي مجوزهاي سازمان غذا و داروي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي که در مراکز مجاز عرضه مي شوند، استفاده کنند.
معاون غذا و داروي دانشگاه علوم پزشکي زاهدان همچنين تصريح کرد: مصرف قارچ هاي خودرو توسط پرندگان و ساير حيوانات اهلي و وحشي نشانه غيرسمي بودن قارچ براي انسان نيست.
دکتر فرجيان توصيه کرد: در صورت مصرف قارچ و بروز علايم و نشانه هاي گوارشي از قبيل تهوع، استفراغ و اسهال از هرگونه خوددرماني و درمان علامتي پرهيز کرده و بيمار را هرچه سريعتر به بيمارستان يا مراکز درماني منتقل کنند و در صورت امكان، نمونه باقي مانده قارچ مصرف شده توسط بيمار  را براي بررسي و شناسايي كادر پزشكي بيمارستان به همراه داشته باشند.


خبرگزاری آريا – ۱۴۰ تن مواد غذايي فاسد در سال ۹۶ معدوم شد/ رضايتمندي ۹۴ درصدي مردم از سامانه ۱۹۰ در نحوه رسيدگي به شکايات مردمي


140 تن مواد غذايي فاسد در سال 96 معدوم شد/ رضايتمندي 94 درصدي مردم از سامانه 190 در نحوه رسيدگي به شکايات مردمي

خبرگزاري آريا- رييس سامانه بهداشت ۱۹۰ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي از معدوم سازي بيش از ۱۴۰ تن انواع مواد غذايي فاسد، غير قابل مصرف و تاريخ گذشته در سال ۱۳۹۶ خبر داد.
به گزارش خبرگزاري آريا، مهندس محراب آقازاده با بيان اين که در سال ۱۳۹۶ مردم ۲۷۲ هزار و ۷۰۸ مرتبه با تلفن شکايت هاي مردمي سامانه بهداشت ۱۹۰ تماس و ۸۶ هزارو ۹۸۷ شکايت و گزارش هاي خود را در زمينه تخلفات بهداشتي مشاهده شده در کشور در اين سامانه ثبت کردند، افزود: جنسيت تماس گيرندگان ۷۶ درصد آقايان و ۲۴ درصد خانم ها بودند.
وي افزود: بيشترين شکايت ها از دانشگاههاي علوم پزشکي شهيد بهشتي (۱۲درصد)، مشهد (۱۲ درصد)، دانشگاه علوم پزشکي ايران (۱۱ درصد)، شيراز(۸ درصد) و اصفهان (۸ درصد) و از شهر هاي تهران، مشهد، کرج، اصفهان، شيراز، قم و يزد بوده است.
رييس سامانه بهداشت ۱۹۰ وزارت بهداشت ادامه داد: شکايت از اماکن مسکوني داراي فعاليت غير مجاز و غير بهداشتي با ۱۳ درصد، نانوايي ها ۱۰ درصد، اغذيه فروشي و ساندويچ و پيتزا ۱۰ درصد، سلف سرويس و رستوران ۸ درصد و بقالي و سوپرمارکت نيز ۸ درصد در صدر اخبار اين سامانه قرار گرفتند.
وي اضافه کرد: بيشترين مورد شکايت نيز از عرضه مواد غذايي صنفي سنتي فاسد با ۱۰ درصد، دفع غير بهداشتي فاضلاب ۶ درصد و عرضه مواد غذايي بسته بندي شده فاقد تاريخ مصرف معتبر ۶ درصد بود.
آقازاده خاطرنشان کرد: اقدامات قانوني معمول در زمينه اين شکايت ها منجر به رفع نقص ۱۷ درصد، مکاتبه و معرفي به مراجع قضايي به ميزان ۱۵ درصد، ابلاغ اخطار و ارائه مهلت رفع نواقص غير بحراني به ميزان ۱۴ درصد، تحويل اخطار ۴۸ ساعته جهت غير فعال سازي و رفع نواقص بحراني به ميزان ۵ درصد، معدوم سازي مواد غذايي به ميزان ۴ درصد و تحويل اخطار ۴۸ ساعته براي نواقص غير بحراني به ميزان ۳ درصد شد.
رييس سامانه بهداشت ۱۹۰ وزارت بهداشت در ادامه گفت: اخبار و شکايات مربوط به مواد غذايي فاسد، تاريخ مصرف گذشته و غير قابل مصرف، منجر به کشف، جمع آوري و معدوم سازي بيش از ۱۴۰ هزار و ۲۸ کيلوگرم کالاهاي آسيب رسان به مصرف کننده شد که بيشترين اين مواد غذايي شامل انواع شيريني جات، سوسيس و کالباس، انواع ترشيجات، انواع نوشيدني ها، انواع تنقلات، انواع فراورده هاي گوشتي و پروتئيني، انواع لبنيات و غيره شده است.
رييس سامانه بهداشت ۱۹۰ وزارت بهداشت با اعلام اينکه ميزان رضايتمندي مردمي از نحوه رسيدگي به شکايات مردمي بر اساس نظرسنجي هاي تلفني به عمل آمده نيز ۹۴ درصد بوده است، گفت: سامانه بهداشت ۱۹۰ به طور شبانه روزي و در تمام ايام هفته و با توجه به آغاز سفرهاي نوروزي، آماده دريافت شکايت هاي مردمي در زمينه موضوعات مختلف بهداشت محيط و بهداشت حرفه اي از جمله تخلفات مورد مشاهده در اماکن عمومي و مراکز تهيه و توزيع مواد غذايي مانند رستورانهاي شهري و بين راهي، هتل ها، مسافرخانه ها است و هموطنان عزيز مي توانند از اقصي نقاط کشور با شماره تلفن ۱۹۰ با اين سامانه تماس گرفته و شکايات بهداشتي خود را مطرح نمايند تا در اسرع وقت به آنها رسيدگي شود.


مردم سرپل ذهاب، چگونه به استقبال سال نو می‌روند؟


روزنامه ایران – ترانه بنی‌یعقوب: زن جوان گوشه کانکس نشسته. دورتا‌دورش کاسه و بشقاب چیده و گاز پیک نیکی مقابلش. با خنده می‌گوید اینجا که می‌بینی مثلاً آشپزخانه من است. بوی بادمجان سرخ کرده محوطه را برداشته. یک گوشه آشپزخانه دبه‌های ترشی‌اش را چیده. همان دبه‌هایی که از زیر آوار بیرون‌شان آورده. گوشه دیگر کانکس کوچک هم رختخواب‌ها منظم چیده شده‌اند. فرش لاکی کف کانکس از تمیزی برق می‌زند.

اینجا سرپل ذهاب است؛ شهری که در زلزله چند ماه پیش کرمانشاه، آسیب جدی دید. حالا وقتی بعد از چهار ماه وارد این شهر می‌شوی، نخستین تصویری که می‌بینی چادرها و کانکس‌هایی است که در جای‌جای شهر برپا شده؛ کنار وسایل بازی پارک‌ها، جاهایی که قبلاً خانه بوده و حالا با زمین تفاوتی ندارد و… بعضی‌ها کانکس‌هاشان را روی زمین خالی خانه‌شان گذاشته‌اند و بعضی‌ها مقابل خانه‌های نیمه ویران. انگار دل‌شان نیامده باشد خیلی از خانه و کاشانه اصلی‌شان دور شده باشند. دوست دارند در همان نزدیکی باشند و زودتر روزی را ببینند که خانه‌شان دوباره مثل روز اول شود. این همان چیزی است که به‌دلیل پراکندگی منطقه کمک‌رسانی را هم سخت کرده است.

پیش از اینکه به کرمانشاه سفر کنم و حال و روز زلزله زده‌ها را از نزدیک ببینم، مدام با خودم می‌گفتم مگر چه کار سختی است که همه را در چند ورزشگاه و مسجد و مدرسه جمع کنند که از گزند باد و باران در امان باشند، اما حالا می‌فهمم که چرا این کار شدنی نیست. هیچ کس دوست ندارد خانه‌اش را رها کند، حتی اگر ویرانه‌ای بیش نباشد.

زندگی اینجا با همه سختی‌ها و مشقت‌هایش در سرپل ذهاب و روستاهای اطراف و ثلاث بابا جانی و قصر شیرین، در چادر و کانکس جریان دارد و مردم حرف‌های زیادی برای گفتن دارند. حرف‌هایی که امیدوارند در آستانه سال نو بتوانند به گوش مردم و مسئولان برسانند.

مردم سرپل ذهاب، چگونه به استقبال سال نو می‌روند؟

زن همچنان که بادمجان‌ها را توی روغن سرخ می‌کند، می‌گوید: «هر چقدر هم ما دل و دماغ عید نداشته باشیم، این بچه‌ها که گناهی ندارند. دخترم از حالا منتظر است نوروز برسد و با بچه‌ها بازی کند. گفته‌اند همین جا کنار ما قرار است مسافران نوروزی را هم اسکان بدهند. کاش مردم بیایند و از نزدیک زندگی‌مان را ببینند. کمی هم حال و هوای ما عوض می‌شود و درد دل می‌کنیم.

سوگند دختر ۹ ساله زن که بلوز صورتی تمیزی بر تن دارد، دست‌هایش را با هیجان توی هوا تکان می‌دهد و می‌گوید: «دوست دارم برای عید لباس نو بخرم. بیا اونور کنسل نقاشی‌هایم را نشانت بدهم.» در گوشه‌ای از کانکس یا به قول سوگند و خیلی دیگر از بچه‌ها «کانسک» نقاشی‌هایش را روی دیوار فلزی می‌بینم. یکی از نقاشی‌ها تصویر خانه‌ای است که سوگند آرزوی داشتنش را دارد. کنار خانه هم آرزوهایش را نوشته: «دوست دارم تبلت و دوچرخه داشته باشم، اما الان هیچ کدام را ندارم.» در نقاشی دیگرش سفره هفت سین کشیده با یک ماهی گلی وسطش.

روزهای سرد زمستانی در سرپل ذهاب گذشته و هوا حسابی بهاری شده. آفتاب داغ روی سر و جان آدم می‌زند و همین آفتاب هم نگرانی اصلی مردم منطقه است. سرپل ذهاب و دیگر مناطق زلزله زده، تابستان سختی پیش رو دارند. خیلی‌ها می‌گویند زمستان که فقط دو ماه بود و گذشت و تمام شد. غم اصلی‌مان تابستان است؛ فکر کن این کانکس‌های خفه، تابستان چه اوضاعی دارد؟ اینجا گرمای هوا اواسط تابستان گاهی به۵۰درجه سانتیگراد هم می‌رسد. دعا کنیم بهار کش بیاید و تابستان نشود!

در محله «فولادی» سرپل هستم. جایی نزدیکی مسکن مهر که بیشترین تخریب را داشته. برخی خانه‌ها در این محله با خاک یکسان شده‌اند. چند زن و کودک میان خاک‌ها پیاده روی می‌کنند. این سو و آن سو سرویس‌های بهداشتی سیار را می‌بینم. «خانم به خدا مشکل ما فقط کانکس و چادر نیست. خب دلمان پوسید توی این فضای کوچک. خیلی حوصله‌مان سر می رود. بیا توی کانکس‌ها را ببین چقدر دلگیرند! فردا پس فردا عید است، مگر می‌شود بچه‌ها را توی این فضای کوچک بند کرد؟ ‌ای کاش برای ما توی عید برنامه‌های سرگرمی بگذارند. خود ما نمی‌دانی چقدر کلافه و عصبی هستیم.» زن‌ها برایم می‌گویند از ساعت ۵ و ۶ بعداز ظهر از کانکس می‌زنند بیرون و توی خیابان تا شب دور می‌زنند. چون توی کانکس حوصله‌شان سر می‌رود. از این گذشته چون هیچ خانواده‌ای فضای خصوصی محصور در چاردیواری ندارد، کار خیلی از خانواده‌ها به دعوا و بگو مگو می‌کشد.

بچه‌ها دورم را گرفته‌اند و هرکدام می‌خواهند تا کانکس یا خانه‌شان را نشانم بدهند. «خاله خاله کانسک ما را هم ببین و عسک بگیر!» بچه‌ها بستنی‌های‌شان را لیس می‌زنند و برای نوروز و روزهای خوش بهار بی‌قراری می‌کنند. فرقی نمی‌کند جنگ باشد یا زلزله، انگار بچه‌ها همه جا آرزوهای‌شان شبیه هم است،آرزوهایی که در شرایط سخت به زندگی رنگ و‌رو می‌دهد. هر کدام با علاقه کانکس یا چادرشان را نشانم می‌دهند. آنها دوست دارند عید نورروز میهمان داشته باشند و ازمیهمان‌شان پذیرایی کنند. امید هنوز توی دلشان زنده است، برخلاف والدین‌شان که فقط دوست دارند زودتر برگردند سر خانه و زندگی. آنها یکسره یاد خیابان‌های شب عید شهرشان می‌افتند و حسرت آن همه رونق و برو بیا را می‌خورند. با خودم فکر می‌کنم، نیاز فوری و فوتی این مردم در شب عید چیست؟ چه چیزی می‌تواند باشد جز میهمان و شادی و بگو بخند.

از اینکه بگذریم، می‌ماند توزیع اقلام و کمک‌ها که می‌خواهند در این زمینه کاملاً عدالت برقرار شود و این طور نباشد که یکی سه تا کانکس داشته باشد و یکی هیچی.

خیلی‌ها از بیکاری گلایه می‌کنند؛ مردان در این محله بیشتر کارگرند. مرد جوانی مقابل کانکسش چند کبوتر گذاشته و سرش را گرم کرده: «مغازه فلافلی داشتم که با خاک یکسان شد، اینجا بیشتری‌ها بیکارند. خیلی‌ها کار و کاسبی‌شان را در زلزله از دست دادند. برای همین مردم بی‌پولی اند، بی‌پول.»

مرد دیگری با ایرانیت نارنجی جلوی کانکسش یک حیاط ساخته. با خوشرویی چای تعارفم می‌کند. در این حیاط کوچک برای خودشان حمام و دستشویی هم درست کرده‌اند. مسأله اصلی مردم زلزله‌زده، استفاده از حمام و دستشویی‌های مشترک است که تعداد همان‌ها هم کافی نیست و اغلب وضعیت بهداشتی مناسبی هم ندارند. مرد می‌گوید: «مردم باید خودشان هم برای زندگی‌شان تلاش کنند. ما با هزینه خودمان فاضلاب ساختیم. اینها ابتکار خودمان است.»

زن جوان بارداری را می‌بینم که از وضعیت نا بسامان سرویس‌های بهداشتی گلایه دارد: «خیلی اوقات شب‌ها نمی‌توانم تا دستشویی بروم. ۱۲۰ خانواده از سه حمام مشترک استفاده می‌کنند. صبح زن‌ها و ساعت سه به بعد مردها. نمی‌دانی چه زجری می‌کشم. خیلی‌ها کنار چادر، خودشان را راحت می‌کنند! الان هوا گرم نیست، توی هوای گرم بو این منطقه را برمی دارد. همه نگرانی ما از گرمای هواست. اینجا کولر جواب نمی‌دهد. خدایا چطور می‌توانم بچه‌ام را توی کانکس بزرگ کنم؟»

ناهید سرپرست خانوار است. کنار کانکسش چادرزده و چرخ خیاطی‌اش را گذاشته و خرج زندگی خودش و مادرش را با خیاطی درمی آورد. دوست دارد برای کارگاه خیاطی‌اش کانکس بگیرد.

ستاره ۱۸ ساله، مادر و دو خواهرزاده‌اش را در زلزله از دست داده. او در محله‌ای دور از محله فولادی و مقابل خانه نیمه‌ویران‌شان زندگی می‌کند. خانه‌ای که بزودی تخریب می‌شود. ستاره هر روز در خانه چرخی می‌زند: «مادرم شب زلزله در منطقه فولادی پیش خواهرم ماند. جای خالی و نبودشون را هنوز باور ندارم. همه آرزویم این است که دانشگاه قبول شوم و مدتی از اینجا دور باشم.»

یکی از فعالان مدنی سرپل ذهاب که همراهی‌ام می‌کند، می‌گوید: «فقط در سرپل ذهاب هفت هزار خانه تخریبی نوع سوم داریم، یعنی خانه‌هایی که ترک‌های نازک برداشته‌اند. ساکنان این خانه‌ها بهتر است زودتر به خانه‌شان برگردند. دیگر موقع این است که فراخوان نه به‌کانکس آغاز شود. هرچند ۳۰ هزار خانه هم آسیب جدی دیده و ۵ هزار واحد هم کاملاً تخریب شده. باید به مردم حس امنیت و عدالت اجتماعی بدهیم تا دوباره به خانه‌هایشان برگردند.»

در سر پل ذهاب بیش از ۱۶۰ نفر کشته شدند. در روستاهای اطراف البته تعداد کشته بیشتر بود. آنچه واضح است، این است که مردم آسیب روحی شدیدی دیده‌اند و آن طور که می‌گویند، هنوز خیلی‌هایشان از ترس زلزله، نمی‌توانند شب‌ها پلک روی پلک بگذارند. یکی از اهالی می‌گوید: «دوستی داشتم که اصرار می‌کرد هر شب برود کرمانشاه و تا مدت‌ها در ماشین می‌خوابید، خیلی از بچه‌ها از سقف می‌ترسند.»

محله احمد آباد یکی از مناطق حاشیه‌ای سرپل ذهاب است. به گفته اهالی، قبل از زلزله هم ساکنانش با فقر و مشکلات زیادی زندگی می‌کردند چه برسد به حالا. هوا تاریک شده که به احمد آباد می‌رسم. زندگی شبانه آغاز شده؛ در بیشتر کانکس‌ها بساط شام برپاست. بیشتر نان، تخم مرغ و گوجه فرنگی. اهالی تقریباً بیشترشان چادر نشین‌اند و کانکس کمتر به آنها رسیده. هنوز در این محله آوار‌برداری کامل انجام نشده و آوار ساختمان‌ها را جای جای محله می‌توان دید که دور تا دورشان را مزرعه‌های سبز گندم احاطه کرده.

محمد ذاکری نسب از فعالان اجتماعی سرپل ذهاب می‌گوید: «این روزها پول نقد نیاز اصلی مردم است و باعث چرخش اقتصاد می‌شود. با چند کیسه برنج و کانکس، درحالی که بیشتری‌ها بیکارند کاری نمی‌توان از پیش برد. قبلاً هم بحران بیکاری داشتیم اما زلزله تشدیدش کرد. قبلاً بازارچه‌های مرزی فعال بود. یک بازارچه هم خراب شد. نباید فکر کنند مشکلات ما با توزیع کانکس حل می‌شود. برنامه‌ای هم برای جمع کردن‌شان نمی‌بینم. این طور که به‌نظر می‌آید دست کم باید چهار پنج سال کانکس‌ها را تحمل کنیم. تحمل گرما در کانکس‌ها غیرقابل تصور است. بیشتر مردم منطقه ذرت و گندم می‌کارند و تابستان فصل اصلی کارشان. کشاورز باید کار کند و وقتی از کار سخت بر می‌گردد کجا استراحت کند؟ در کانکس ها؟»

او هشدار می‌دهد که درفصل گرما ممکن است بیماری‌های سختی در منطقه شیوع پیدا کند فرماندار هم همان زمان زلزله از گرما گفت و نه سرمای منطقه.

سر پل ذهاب بیشترین آسیب را در زلزله دیده اما این طور نیست که شهرهای اطراف آسیب ندیده باشند. قصر شیرین یکی از این شهرهاست که در ورودی‌اش چادر زلزله‌زده‌ها برپاست. اصلاً انگار این تصویر آشنای همه شهرهای مرزی کرمانشاه است. مردها مقابل چادرها سیگار می‌کشند بیشترشان کارگرهای باربری مرز «پرویز خان» هستند. آنها هم مثل اغلب زلزله زده‌های استان کرمانشاه در انتظار بازسازی خانه هایشان به سر می‌برند. بیکاری مهم‌ترین مشکل آنهاست. آنها نمی‌دانند با دست خالی چطور باید به استقبال سال نو بروند.

به روستاهای اطراف سر پل ذهاب هم می‌روم. روستاهایی که در زلزله صد درصد تخریب شده‌اند. مثل روستای «کوییک» در حدود ۱۵ کیلومتری این شهر. از روستای کوییک می‌توانی مرز عراق را ببینی. مردم این روستا و روستاهای مجاور در زمان جنگ آسیب جدی دیده‌اند. پنج روستای کوییک که مجتمع کوییک را تشکیل می‌دهند کنار هم واقع شده‌اند.۱۲۳ نفر در این روستاها جان خود را از دست داده‌اند. بر خلاف تصورم روستاها وضعیت بهتری از شهرها دارند. نکته‌ای که فرزاد محمدیان نماینده دهیاران سرپل ذهاب نیز تأییدش می‌کند: «مردم روستا عادت به‌سختی دارند.

کسب‌و کارشان را هم از دست نداده و دوباره مشغول کار شده‌اند. کمک‌های مردمی زیادی هم به روستاها رسیده.» چند خانه در حال بازسازی است. در روستاها تراکم جمعیت کمتر است و کانکس‌ها با فاصله بیشتری از هم قرار دارند. کاک عثمان در کانکسش پذیرای‌مان می‌شود و از لحظه سخت زلزله می‌گوید و اینکه چطور با دست خالی مصدومان را از زیر آوار نجات داده. مرد دیگری را در کوییک می‌بینم که ۲۷ نفر از اعضای خانواده‌اش را در زلزله از دست داده. می‌گوید عید و سال نو برایش معنایی ندارد.

روستای «ناوفره» روستایی که سارینایش را از دست داده نیز در جهت مخالف روستای کوییک واقع شده. سارینای دو ساله به‌خاطر تب شدید، تشنج و نداشتن سرپناه مناسب جانش را از دست داد. این روستا در ۱۳ کیلومتری سرپل ذهاب واقع شده. دو روستای «قوشچی باشی» و «مله کبود» هم در همین مسیر قرار دارند. روستاهایی که اهالی‌اش به علت رانش زمین باید از منطقه جابه جا شوند و درحال حاضر در شرایط بلاتکلیف به سر می‌برند و هنوز درباره‌شان تصمیم جدی گرفته نشده. روستاییان در کنار کانکس‌های‌شان چادر نگهداری از دام را هم برپا کرده‌اند و سگ‌های گله دور تا دور چادرها پاسبانی می‌دهند. ۲۵۰ نفر از اهالی روستای قوشچی باشی در کانکس و کپر زندگی می‌کنند و مهم‌ترین مشکل‌شان هم نداشتن آب آشامیدنی مناسب است. چون منبع آب روستای‌شان در زلزله آسیب دیده و تاکنون نیز تعمیر نشده.

درنهایت جاده‌های پیچ در پیچ زیبا و کوهستانی ما را به «ثلاث باباجانی» می‌رساند، شهری که در زلزله کرمانشاه آسیب جدی دید. تصویر آشنای شهرهای زلزله زده را دوباره اینجا هم می‌بینم، چادرها و کانکس‌ها و… اینجا ساختمان‌های دولتی هم آسیب جدی دیده‌اند. با این همه تعداد مردم زلزله زده نسبت به سرپل ذهاب کمتر است و تقریباً تمام اهالی هم تأیید می‌کنند که نسبت به سرپل آسیب کمتری دیده‌اند. دختر جوانی را در یکی از پارک‌های شهر ثلاث می‌بینم که چند ماهی در چادر زندگی کرده و این روزها به خانه‌اش برگشته: «به دیدار مادرم آمده‌ام خانه‌های ما کامل تخریب نشده بود. خونه من آماده شد و برگشتم. خانه مادرم را هم گفته‌اند که بعد از عید تحویل می‌دهند. کاش می‌شد سال نو تحویلش بدهند. زندگی در چادر خیلی سخت است.»

مادر دختر با شیر آب پارک مشغول شست شوی پتوهاست. آن سوتر زن جوانی را با سه فرزندش در چادر می‌بینم در ثلاث خانواده‌های زیادی هنوز کانکس ندارند. زن می‌گوید با سه بچه آن هم یک دختر نه ماهه، زندگی در چادر سخت و طاقت فرساست. آنها چون مستأجر بوده‌اند، حالا اصلاً نمی‌دانند تکلیف خانه‌شان چیست؟ چند زن جوان در ورودی یکی از پارک‌های شهر ثلاث باباجانی دور هم جمع شده‌اند و بچه‌های‌شان درحال بازی هستند. آنها می‌گویند با این وضعیت برای سال نو انگیزه‌ای ندارند اما بچه‌ها دل‌شان لباس نو و سفره هفت سین می‌خواهد. می‌گویند کاش همه زلزله زده‌ها می‌توانستند موقع سال تحویل سر خانه و زندگی‌شان باشند. کاش مردم و مسئولان فراموش‌شان نکنند. آنها چیز زیادی نمی‌خواهند؛ می‌خواهند میهمانی از راه برسد و با خودش بوی نوروز و بهار بیاورد


غارتگری اجتماعی؛ چرا مردم طمع می‌کنند؟


قانون گریزی، اختلاس، رشوه و سرپیچی از قانون و مقررات به مثابه غارتگری اجتماعی است

هفته نامه صدا – نعمت الله فاضلی*: یکی از پدیده های همگانی در جامعه امروز ایران غارتگری اجتماعی است. غارتگری اجتماعی عبارت است از این که رفتار فرد در موقعیت های مختلف زندگی و کار به گونه ای است که گویی تصور می کنند به هر شیوه ممکن می توانند و باید از مجموع منابع و فرصت هایی که در اختیار دارند حداکثر انتفاع یا بهره جویی را داشته باشند فارغ از آن که این بهره جویی یا استفاده چه پیامدهایی برای سازمان محل کار یا به طور کلی برای جامعه دارد. ناگفته نماند معمولا افراد این استفاده حداکثری از فرصت های خود را فارغ از ماهیت عمل آنها که منطبق بر قانون است یا نیست انجام می دهند.

 

 قانون گریزی، اختلاس، رشوه و سرپیچی از قانون و مقررات به مثابه غارتگری اجتماعی استغارتگری اجتماعی؛ چرا مردم طمع می کنند؟

غارتگری اجتماعی به شیوه های بسیار متفاوت و متکثری در مجموعه وسیعی از موقعیت های اجتماعی و کاری آشکار می شود. از ساده ترین رفتارهای غارتگرانه می توان به رفتارهای هر یک از ما در زندگی روزمره اشاره کرد. برای مثال وقتی موتورسواری از پیاده رو برای رسیدن سریع تر به مقصد استفاده می کند به نوعی در حال غارت فضای شهری است. در همین راستا، وقتی کارمندی در محیط اداری خود و در زمان کار، حداکثر استفاده را برای پیگیری فعالیت های غیرسازمانی یا شخصی خود انجام می دهد یا این که از امکانات سازمان برای اهداف شخصی استفاده می کند نیز نوعی غارتگری اجتماعی محسوب می شود.

این مسئله در سطوح بالاتر هم مشاهده می شود، هنگامی که مدیران و کارگزاران دولت و حکومت از موقعیت شغلی و از پست سیاسی و سازمانی خود حداکثر بهره برداری را برای اهداف شخصی به کار می برند. در تمام این موارد می توان گفت به مجموعه فرصت ها و هر شکلی از دارایی های عمومی نوعی تجاوز و تعدی صورت گرفته است. در اینجا می توان از مفاهیم ساده تر مانند قانون گریزی، اختلاس، رشوه و سرپیچی های مختلف از قانون و مقررات جامعه نیز نام برد.

غارتگری اجتماعی به واقع مفهومی است که می خواهم به کمک آن به فضای عاطفی و شناختی حاکم بر وضعیت کنونی جامعه مان اشاره کنم. ما در مجموعه روابط بین الاذهانی و احساس های خودمان شکلی از ادراک جمعی را به وجود آورده ایم که بر اساس آن گویی هر کسی می تواند و مجاز است از تمامی فرصت ها و امکانات موجود برای رسیدن به موفقیت یا دست یافتن به شکلی از سرمایه، اعم از سرمایه اقتصادی، فرهنگی یا هر نوع سرمایه دیگر به سود منافع شخصی خود بهره برداری کند.

غارتگری اجتماعی پدیده ای فراتر از رفتارهای صرفا نابهنجار یا قانون گریز است به طوری که می توان گفت این پدیده امروز به صورت نوعی الگو یا مدل فرهنگی یا شکلی از معنا به صورت موثر و عملی در جامعه ما سیطره پیدا کرده است. در این مدل فرهنگی، به نوعی افراد سازمان ها، روال ها و رویه های حاکم بر جامعه گویی آمادگی دارند تا با تمام اشکال ساخت و پاخت یا زد و بند برای استفاده از فرصت یا رسیدن به موفقیت با افراد همکاری کند.

غارتگری اجتماعی نوعی ساختار احساسی و شناختی است که نه تنها اجازه اشکال گوناگون بهره برداری و سودجویی یا فرصت طلبی را به افراد می دهد که به نوعی این بهره مندی ها و سودجویی ها را با برچسب نوعی داغ ننگ یا عمل نابهنجار نمی شناسد. گویی وقتی چیزی همگانی شد پس برای همگان است. در این مدل فرهنگی غارتگرانه نوعی فشار هنجاری برای کنترل و نظارت بر کنش های غارتگرانه وجود ندارد یا به شدت ضعیف شده است بلکه ندای درون یا صدای وجدان نیز به سختی ممکن است افراد را برای کنش های غارتگرانه شان سرزنش کند.

نکته ای که نباید از نظر دور داشت آن است که غارتگری اجتماعی به منزله مدلی فرهنگی در ایران معاصر شکل گرفته است. در واقع نظام دیوان سالاری در ایران معاصر از ابتدا تابه امروز نتوانست به صورت سازمان ارگانیک یا اندام وار در امتداد زندگی شغلی و ارزش ها و باورهای جامعه خود را تعریف کند. از این رو گویی نظام بروکراسی، سازمانی و دیوان سالاری یا به صورت امری بیرونی یا دیگری برای جامعه ما تعریف شده.

 

 قانون گریزی، اختلاس، رشوه و سرپیچی از قانون و مقررات به مثابه غارتگری اجتماعی استغارتگری اجتماعی؛ چرا مردم طمع می کنند؟

از این رو باید گفت ناتوانی جامعه ما در تخصیص نوعی نظام سیاسی دموکراتیک مبتنی بر آرای واقعی و اصیل مردم شاید یکی از علل اصلی شکل گیری این مدل فرهنگی غارتگرانه است. از سوی دیگر این تصور جمعی از فقدان شایسته سالاری، قانون مداری و عدالت در نظام اجرایی جامعه معاصر ایران به طور طبیعی و تدریجی این احساس جمعی را شکل داده که هر کس باید حداکثر تلاش خود را برای بهره جویی از این سازمان ها به کار بندد.

امروز اشکال پیچیده ای از احساسات در جامعه معاصر ما شکل گرفته است. احساس اجحاف، ناکارآمدی، بی قانونی و ناشایسته سالاری از جمله احساساتی است که در ذهن و ضمیر جمعی جامعه ایران معاصر ریشه دوانده است.

مسئله غارتگری اجتماعی تنها یک مقوله عقلانی نیست و ریشه در ساختار جمعی ما دارد. در موقعیت غارتگرانه افراد از سویی همواره احساس ناامنی می کنند چرا که به نوعی این باور شکل گرفته است که همه در کمین یکدیگر نشسته اند و ممکن است هر لحظه بخشی از سرمایه های اقتصادی، سیاسی و … خود را از دست بدهیم.

این احساس که قاعده و قرارداد اجتماعی نمی تواند تضمین کننده منافع مشروع قانونی من باشد و این احساس که هر کس برای تضمین آینده خود باید تلاش کند تا حداکثر دسترسی به منافع و سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی یا فرهنگی را به دست آورد و در غیر این صورت ممکن است آینده او تیره و تار شود به این معنی است که ما درگیر یک نوع احساس جمعی هستیم. از این رو باید گفت موقعیت پروبلماتیک غارتگرانه اگرچه در رفتارهای گوناگون آشکار می شود، در واقع ریشه در فرم و ساختاری از احساسات و مجموعه ای از شناخت ها و باورهایی دارد که ما از خودمان، جامعه و آینده داریم.

غارتگری اجتماعی بیش از آن که امری روانشناسانه یا بیماری فردی باشد نوعی ساختار احساسات است که باید آن را در وضعیت کلی حرکت تاریخی جامعه ایران در دوره معاصر جستجو کرد. غارتگری اجتماعی را باید امری دانست که به نوعی از درون عملکردهای سیاست، اقتصاد، فرهنگ و جامعه ما در دوران معاصر بیرون آمده است. در واقع این افراد نیستند که کنش های غارتگرانه را شکل می دهند بلکه کنش های غارتگرانه بخشی از عملکرد نهادی، سازمانی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در دوران معاصر است.

غارتگری اجتماعی جامعه امروز ما را باید پدیده ای دانست که در درون حرکت تاریخی معاصر ما و در نتیجه ناتوانی برای ساختن یا تاسیس کردن موسسات اقتصادی مدرن شکل گرفته است. نهاد قانون و نظام دیوان سالاری را باید بزرگ ترین و مهم ترین شکل جامعه مدرن دانست و مادامی که ما در شکل دادن نظام دیوان سالاری توانمند ناکام باشیم به همان میزان موقعیت های غارتگرانه در جامعه به وجود می آید.

بگذارید به زبان ساده تر این پدیده را توضیح دهم. در دوره معاصر ما به کمک فناوری ها و صنعت این توانایی را پیدا کردیم که تمام منابع طبیعی خود را به کنترل و سیطره در بیاوریم و در نتیجه این تسلط تکنیکی ما بر طبیعت و تاریخ، مجموعه وسیعی از سرمایه های طبیعی، تاریخی و … در اختیار مردم قرار گرفت؛ ما در دهه های اخیر همه ذخایر صدها هزار ساله این سرزمین را بهره برداری کردیم. در واقع ما نه تنها دارایی گذشتگان را به غارت بردیم بلکه تمام سهم آیندگان را نیز یکجا به یغما بردیم.

 

 غارتگری اجتماعی؛ چرا مردم طمع می کنند؟

در این میان ما حتی به سهم انسان ها و گروه های ساکن در ایران امروز نیز به گونه ای منصفانه و عادلانه نگاه نکرده و همه با هم در نوعی رقابت منفی تلاش کردیم تا با تشکیل ائتلاف های استراتژیک در درون سازمان ها یا از طریق پست ها و موقعیت های خود، سهم گروه ها و افراد دیگر را از آن خود کنیم و تا جایی که مجال داشتیم به سهم یکدیگر، غارتگرانه نگریستیم. نتیجه چنین غارتگری که کمتر از یک قرن رخ داده و پیش روی ماست این است که همه ما احساس ناامنی می کنیم و نمی دانیم چه آینده ای در انتظار ما و فرزندان مان است. حتی دیگر نگران فرزندان مان هم نیستیم؛ بیش از هر چیز اغلب ما در این فکر هستیم که جان خود را به سلامت از این معرکه به در ببریم.

اما گذشته از اینها، سال ها ما با کمک فناوری و دیوان سالاری موجود نوعی فرهنگ یا الگوهای فرهنگی را سازمان داده ایم که نه تنها غارت را هر روز تجربه می کنیم بلکه نوعی اشتهای سیری ناپذیر نسبت به برخورداری از فرصت ها و منابع از امکانات موجود در طبیعت پیدا کرده ایم.

«نوربرتالیاس» معتقد است روند شکل گیری تمدن در دنیای مدرن مبتنی بر گسترش نوعی خویشتن داری است. منظور الیاس از خویشتن داری این است که در دنیای مدرن نوعی ساختار احساسات در جامعه به وجود می آید که بر اساس آن انسان معاصر نوعی کنترل از درون و شیوه ای از محدودسازی خود را به صورت امری همگانی به وجود می آورد. اگر از این زاویه نگاه کنیم باید این پرسش را مطرح کنیم که تک تک افراد در جامعه ما به ویژه آنها که در موقعیت های اداری و سازمانی قرار گرفته اند که امکاناتی در اختیار آنها است، تا چه میزان بر اساس معیار خویشتن داری عمل می کنند؟

غارتگری اجتماعی بیان دیگری از ناکامی جامعه ما در توسعه شکلی از خویشتن داری اجتماعی است. شاید در برخی زمینه ها مانند روابط اجتماعی این خویشتن داری را مشاهده می کنیم اما در زمینه بهره برداری از منابع، اعم از منابع طبیعی، تاریخی و سازمانی به سختی می توان نمره یا ارزیابی قابل قبولی از روند رشد تمدن معاصر داشت.

در همین راستا «میشل فوکو» معتقد است که نظم و انضباط همگانی یکی از اصلی ترین عملکردهای جامعه مدرن است. انضباط یا نظم از نظر «فوکو» عبارت است از شکل گیری نوعی روابط قدرت در جامعه معاصر که طی آن افراد به نحوی ارزش ها، باورها و سازوکارهای قدرت در جامعه را درونی کرده اند که به طور خودانگیخته شکلی از انضباط و نظم همگانی را ایجاد می کنند.

به اعتقاد من در جامعه ما حرکتی وارونه صورت گرفته است به این معنا که سازمان ها و نظام اداری در جامعه ما نتوانسته است سازوکارهای نظارت بر عملکرد افراد و انضباط به معنای فوکویی آن را شکل دهد. ما هنوز نتوانسته ایم بر اساس تجربه تجدد در ایران معاصر موفق به خلق سوژه هایی شویم که لازمه زیست همگانی متمدنانه در جامعه معاصر است و نیتجه این وضعیت نوعی نزول آشفتگی جمعی در موقعیت های گوناگون زندگی است.

در چنین فضایی اگرچه ظاهرا افراد می توانند به دلیل نداشتن قید و بندها یا سازوکارهای انضباط و نظارت از نوعی بلبشو و آشفتگی استفاده کرده و شکلی از آزادی عمل را تجربه کنند اما در عین حال افراد به همان دلیل که به سوژه های خودانگیخته و توانمند تبدیل نشده اند، همواره نسبت به خود، زندگی و جامعه شان احساس ناتوانی، ناامنی و در نهایت نارضایتی و ناخرسندی دارند. در نتیجه این موقعیت افراد لاجرم از غارتگری اجتماعی به مثابه یک راهبرد بهره می برند.

 

* استاد مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی


خبرگزاری آريا – مردم منافع ملي را به خوبي تشخيص مي دهند


مردم منافع ملي را به خوبي تشخيص مي دهند

خبرگزاري آريا- وزير بهداشت در خصوص حضور مردم در راهپيمايي ۲۲ بهمن ماه، گفت: مردم جلوتر از مسئولان به وظايف خود آگاهي دارند و قطعا متوجه فعاليت هاي دشمنان انقلاب اسلامي و کشور هستند.
به گزارش خبرگزاري آريا، دکتر سيد حسن هاشمي با بيان اين مطلب اظهار داشت: مردم امتحان خوبي را در طول ۳۹ سال انقلاب اسلامي پس داده اند و نشان داده اند که در مواقع حساس، صف شکن هستند.
وزير بهداشت با بيان اينکه دشمنان نظام و افرادي که باور خود را از دست داده اند در پي نااميد کردن مردم و ناکارآمدن نشان دادن نظام جمهوري اسلامي ايران هستند، افزود: مردم با حضور خود در راهپيمايي ۲۲ بهمن ماه، پاسخ محکمي به آنها خواهند داد و اين سنت را در طول ۴۰ سال گذشته نشان داده ايم.
دکتر هاشمي در پايان يادآور شد: مردم ايران بسيار باهوش هستند، منافع ملي را به خوبي تشخيص مي دهند و حساب افراد و احزاب را از سرنوشت کشور و انقلاب اسلامي جدا کرده اند.


خبرگزاری آريا – انقلابي واقعي، گره از کار مردم باز مي کند




وزير بهداشت در جشن سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ايران در جمع کارکنان وزارت بهداشت:

انقلابي واقعي، گره از کار مردم باز مي کند

خبرگزاري آريا- وزير بهداشت با بيان اينکه در حوزه بهداشت و درمان، کارنامه همکاران ما خوب بوده و رضايت عمومي از حيطه سلامت مطلوب است، گفت: حوزه سلامت بخشي است که هم در ناراحتي و نارضايتي مردم و هم در آسايش و رضايتمندي آنها موثر است.
به گزارش خبرگزاري آريا، دکتر سيدحسن هاشمي در جشن باشکوه ميلاد انقلاب اسلامي ايران ضمن گراميداشت ياد و خاطره شهداي گرانقدر انقلاب اسلامي گفت: ايام انقلاب براي ملت ايران، روزهاي زيبايي بود که تکرار نشدني است، در آن روزها نگاه مردم به هم محبت آميز بود زيرا هدف داشتند و در اين هدف، فقط خود را نمي ديدند، بلکه آينده کشور و باورهاي سياسي، ديني و اجتماعي را درنظر مي گرفتند و تبلور آن هم در شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي نمود پيدا مي کرد.
وزيربهداشت افزود: براي اينکه روز ۲۲ بهمن به وقوع بپيوندد، زحمات زيادي کشيده شد، سال هاي سال، افراد زيادي در دانشگاه، حوزه، بازار و در مجامع کارگري تلاش کردند و از جان، مال و آبروي خود مايه گذاشتند و حتي فرزندان خود را در اين راه از دست دادند، تا انقلاب محقق شود.
دکتر هاشمي خاطرنشان کرد: انقلاب اسلامي اهداف مشخصي داشت، طبيعي بود که تهديدهاي جدي پيرامون آن وجود داشته باشد، اما مهم ترين تهديد، خود انقلابيون بودند و هستند؛ آنچه امام خميني ره فرمودند، اين بود که شما نگران بيرون از خود نباشيد، بلکه نگران داخل و خودتان باشيد.
وزيربهداشت با بيان اين که کشور درحال حاضر به توفيقات بسياري دست يافته است، گفت: اگر ايران امروز را با کشورهاي اطراف مقايسه کنيم، مي بينيم، آنها محدوديت هاي ايران را نداشتند و با کشورهاي قدرتمند روابط يک طرفه اي داشته و منويات آنها را اجرا مي کردند و به اصطلاح با جامعه جهاني رابطه بهتري داشتند، اما درمقابل ما ضرري نکرده ايم و کشور هميشه روي پاي خود ايستاده و درحال حاضر جمهوري اسلامي ايران، به عنوان يک قدرت بين المللي و مهم ترين قدرت منطقه، معرفي شده است.
دکتر هاشمي گفت: با وجود دشمني هايي که عليه کشورمان وجود دارد، در علوم مختلف، قدرت برتر منطقه بوده و رتبه ۱۶ جهاني را داريم، البته با آنچه تصور مي کرديم، هنوز فاصله داريم، اما بايد گفت، در يک سال گذشته دائما اين موضوع را تلقين مي کنند که وضع ما خوب نيست و متاسفانه برخي افراد در کشور اين عقيده را پذيرفته اند و باورشان شده و بعضي افراد هم آنها همراهي کرده اند و از تريبون هاي دولتي و از پول بيت المال با آنها همراه شده اند. يعني از قبل از انتخابات و مناظره هاي انتخاباتي تا بعد از آن، نگاه شان به دولت و کشور جز تزريق ياس، نااميدي و ناکارآمدي چيز ديگري نبوده است.
وزيربهداشت گفت: عليرغم اين که بارها از تريبونهاي مختلف به وضع موجود اعتراض کرده ام، ولي بايد انصاف داشت و در کنار ضعف ها، موفقيت ها را هم بيان کرد. در اين روزها که بدخواهان مي خواهند نااميدي را به جامعه تزريق کنند، وظيفه ماست که به آنچه داريم، افتخار کنيم.
دکتر هاشمي بيان کرد: در تاريخ ۲۲ بهمن گلستاني آغاز شد که بايد مراقبت مي شد و اجازه نمي داديم علف هرز يا خاري در اين گلستان که معطر به عطر شهدا و جانبازان و ايثارگران بود، بنشيند.
وزيربهداشت ادامه داد: بارها گفته ام که جريانات سياسي را باور ندارم، افراد يا انقلابي هستند، يا نيستند. اعتدال، اصول گرا و اصلاح طلب، القاب دنيايي است، اگر بود بايد از همان روزهاي اول مي بود، يا کسي به ايران علاقه و باور دارد، يا ندارد.
دکتر هاشمي اظهارداشت: در آن زمان از مسيحي و کليمي و ساير اقليت ها گرفته تا کارمندان رژيم قبل که بعضا افراد شريفي هم بودند، پاي شعار انقلاب ايستاده بودند و از خودشان عبور کرده و به کشور فکر مي کردند، اما در حال حاضر متاسفانه مشکل کشور حسادت در مسئولان است، حسادت بلايي است که امت پيامبر خدا (ص) و امير مومنان (ع) هم را گرفتار کرده بود. ما هم بشريم و ما نيز گرفتار همان بلا شده ايم.
وزير بهداشت با اين پرسش که آيا بعداز پيامبر، رهبري مقتدرتر از اميرمومنان (ع) را مي شناسيد؟ گفت: ايشان هم نتوانستند با حسد و حسودان مقابله کنند، در آن زمان هم اطرافيان شان مسلمان بودند، اما مي خواستند بگويند، ما مسلمان تر هستيم، برخي نفاق داشتند و با نفاق شان در جهت حمايت از شعارهاي عوام پسندانه حکومت را زمين زدند و دليل آن حسادت بود، اينکه چرا طايفه من نيست، آن يکي هست، چرا قدرت دست من نيست و دست ديگريست و صفات رذلي همچون “خودخواهي” که انقلاب گرفتار آن شده است.
وزير بهداشت گفت: با احتساب ۱۰ سال ديگر، ۵۰ سال از انقلاب اسلامي گذشته است و وقتي در آن زمان کشور را با ۵۰ سال قبل مقايسه کنيم، مي بينيم، افرادي که کار دست شان بوده به جاي عمل کردن، فقط شعار دادند و آرزو کردند. با آرزو کردن کاري پيش نمي رود و مثلا من در حوزه سلامت نمي توانم آرزو کنم، به بهداشت مردم رسيدگي شود، دارو ارزان به دست مردم برسد و پزشک نيز در دسترس مردم باشد. بلکه بايد وارد عمل شويم. نمي شود که پشت تريبون آرزو کنيم، به کسي ظلم نشود فساد و اختلاس نباشد و عدالت برقرار شود، بلکه بايد کار انجام شود.
دکتر هاشمي گفت: وقتي به آسيب شناسي مي رسند، هر گروهي تقصير را گردن ديگري مي اندازد و اين مشکل جدي ما شده است. زماني به نصايح پدر و مادر افتخار مي کرديم، درحال حاضر شرايط تغيير کرده و فرزندان ما پيام ها را از موبايل و فضاي مجازي دريافت مي کنند. اين موبايل ها، هم فساد و هم مسائل خوب را شامل مي شود، اما ما مي خواهيم آنها را از همان دريچه اي که ۴۰ سال پيش خودمان بوديم، بنگريم.
وزيربهداشت خاطرنشان کرد: بايد باورکنيم که شرايط تغيير کرده و بايد به خواسته هاي فرزندان مان توجه کنيم، اگر بخواهيم آنها را ببينيم نبايد خودمان را ببينيم؛ پدر و مادري که سرگرم خودشان باشند از فرزند غافل مي شوند. همينطور وقتي مسئولان فقط به خود توجه دارند و خودبين هستند، چگونه مي توانند مشکلات جامعه و مردم را ببينند و مشکلات پيش روي انقلاب را حل کنند؟
دکتر هاشمي ادامه داد: دهه فجر در کنار شيريني هايي که دارد، براي همه خوب است تا ببينند، چقدر با آرمان هاي فرزندان نازنين انقلاب فاصله دارند.
وزيربهداشت با تاکيد بر اين که هر يک از ما وظيفه اي داريم و نبايد تصور کنيم که کارها را تنها بايد عده اي انجام دهند، گفت: در ايران حتي قبل از انقلاب هم اينگونه نبود که توقع بيجا ايجاد شود، دليل عمده آن هم به انتخابات و شورا و مجلس و رياست جمهوري برمي گردد، چون هرکسي مي خواهد بگويد من بهترم و شعارهايي مي دهد که به نظرمن عملي نمي آيد، بالاخره در ايران زندگي مي کنيم و به شرايط واقف هستيم و مي دانيم امکانات محدود است، مثلا در جنوب ايران هميشه گرد و غبار بوده است و طرف در انتخابات مي گويد، اگر اول بشوم، اين معضل را از بين مي برم، خودش هم مي داند شدني نيست و وقتي مورد سوال قرار مي گيرد ديگران را مقصر نشان مي دهد.
دکتر هاشمي گفت: حسادت ها، خودخواهي ها و رقابت ها ما را از يک سري دانش هاي بشري و نيروهاي کارآمد محروم کرده است.
وزيربهداشت افزود: در دهه فجر خوب است تامل کنيم و ببينيم مردم در آن زمان چه مي کردند و هرکسي در هرجايگاهي که قرار دارد بايد ببيند براي کشور چه کاري مي تواند انجام دهد.
دکتر هاشمي بيان کرد: در وزارت بهداشت با مراجعين چگونه با مردم رفتار مي شود؟ آيا کار آنها را با سهولت انجام مي دهيم، يا اينکه با آيين نامه و تبصره مي خواهيد سنگ جلوي پايشان بيندازيد؟ بايد بدانيم دليل نارضايتي مردم اين است که اذيت مي شوند، بايد مردم را فرزندان خود بدانيم.
وزيربهداشت گفت: هرچندوقت يک بار بايد نگاه کنيم ببنيم وقتي مردم مشکلي دارند، دنبال بازکردن گره آنها هستيم، يا اينکه گره اي بر مشکل آنها اضافه مي کنيم؟ اگر دنبال گره باز کردن باشيم، انقلابي هستيم و اگر دنبال گره زدن هستيم، انقلابي نيستيم که هيچ، شايد انسانيت هم نداشته باشيم.
دکتر هاشمي ادامه داد: به طورکلي در حوزه بهداشت و درمان، کارنامه همکاران ما خوب بوده و رضايت عمومي از حيطه سلامت مطلوب است و همين هم باعث حسادت عده اي شد، چراکه در سال ۹۳ و ۹۴ خوب کار کرديم، اما بعد ما را زمين گير کردند و شرمنده پرسنل و کادر بهداشت و درمان کشور شديم و اميدوارم به حق خون هايي که در راه انقلاب ريخته شد، خداوند گره از مشکلات ما باز کند و آنها را هدايت کند تا دست از لجاجت بردارند.
وزيربهداشت در پايان تاکيد کرد: حوزه سلامت بخشي است که هم در ناراحتي و نارضايتي مردم تاثير دارد و هم اينکه در آسايش و رضايتمندي آنها موثر است. رفتار کادر بهداشت و درمان الگو است و اميدوارم همگي به نحوي عمل کنيم که درنهايت خودمان هم رضايت خاطر داشته باشيم و عمل صالح چيزي جز خدمت کردن به مردم نيست.