Tag Archives: مرگ

خبرگزاری آريا – بيماري‌هاي غيرواگير، بيشترين علت مرگ و مير در کشور


بيماري‌هاي غيرواگير، بيشترين علت مرگ و مير در کشور

خبرگزاري آريا- دکتر رئيسي گفت: در حال حاضر بيشترين بار بيماري و مرگ و مير در کشور به دليل ابتلا به بيماري‌هاي غير واگير است. به همين دليل بايد براي کنترل ريسک فاکتورها، برنامه‌هاي جديدي داشته باشيم .
به گزارش خبرگزاري آريا، دکتر عليرضا رئيسي، معاون بهداشت وزارت بهداشت در دومين کنفرانس ملي توسعه پايدار سلامت و تجليل از دکتر مصداقي نيا و برگزيدگان حوزه بهداشت کشور در ستاد مرکزي دانشگاه علوم پزشکي تهران افزود: براي برخورد با بيماري‌هاي غيرواگير  بايد چگونگي برخورد با بيماري‌ها را در نظر داشته باشيم و براساس سوالات کليدي که در اين زمينه وجود دارد از راهکارهاي درستي استفاده کنيم.
معاون بهداشت وزارت بهداشت تصريح کرد: بهتر است در تمام سطوح مختلف جامعه بحث سلامت مطرح شود تا آسيب کمتري متوجه مردم شود. به همين دليل نبايد تمام بار و کمبودها را بر دوش وزارت بهداشت انداخت زيرا اينگونه به نتيجه‌اي نخواهيم رسيد و تمام ارگان‌ها در کشور بايد در زمينه سلامت فعاليت داشته باشند.
وي افزود: اگر ما بتوانيم در زمينه زيرساخت سلامت و بهداشت کشور، پرونده الکترونيک ايجاد کنيم، بسياري از مشکلات در کنترل هزينه‌هاي نظام سلامت مانند پايش و مراقبت حل خواهد شد. همچنين براي کنترل وضعيت سلامت در کشور بحث پزشک خانواده و نظام ارجاع بايد نهادينه شود و با ايجاد پرونده الکترونيکي  در سراسر کشور مي‌توانيم اين کار را بهتر انجام دهيم.
دکتر رئيسي عمق بخشيدن به اقدامات  فعلي در زمينه بهداشت را از برنامه‌هاي ارتقاي کيفيت خدمات فعلي کشور در حوزه بهداشت دانست و گفت: يکي از کارهاي اساسي و دقيقي که بايد در نظام سلامت انجام شود،  نظارت، پايش و ارزيابي است که اين پايش و ارزيابي نه تنها در سطوح مختلف بلکه در سطح گيرندگان خدمت، ارائه دهندگان خدمت، سياستگذاران و مديران بايد وجود داشته باشد.
معاون بهداشت وزارت بهداشت تاکيد کرد: اصلاح نظام پرداخت يکي از موثرترين عوامل تغيير رفتار در زمينه بهداشت و سلامت است که بايد پرداخت عملکردي در سطح سلامت انجام شود تا براي پوشش بيشتر نظام سلامت به کار آيد.
دکتر رئيسي افزود: بايد هر خانه را به خانه بهداشت تبديل کنيم و اين نيازمند ساز و کارهاي جديد است و بايد آموزش بهداشت عمومي براي عامه مردم و جاري سازي فرهنگ بهداشت وجود داشته باشد. به همين دليل پزشک خانواده در اين زمينه مي‌تواند ما را در کنترل بيماري‌هاي غيرواگير کمک کند.


خبرگزاری آريا – سرطان دومين عامل مرگ و ششمين عامل سال هاي از دست رفته عمر در ايران هست


سرطان دومين عامل مرگ و ششمين عامل سال هاي از دست رفته عمر در ايران هست

خبرگزاري آريا- دکتر حريرچي گفت: در هر سال از هر ۱۰۰ هزار نفر ايراني ۱۴۳ مورد سرطان جديد، بروز مي کند که البته اين آمار بدون در نظر گرفتن سرطان پوست است.
به گزارش خبرگزاري آريا، دکتر ايرج حريرچي سخنگوي وزارت بهداشت در نشست خبري امروز ضمن بيان اين مطلب گفت: ميزان ميانگين بروز سرطان در کل کشورهاي دنيا ۱۸۲ در صد هزار است که با توجه به اين که در ايران اين ميزان، حدود ۱۴۳ در هزار مورد است، لذا ميزان بروز سرطان در کشور به طرز قابل توجه و معني داري کمتر از متوسط جهاني است.
دکتر حريرچي ياد آور شد: ميزان بروز سرطان در ترکيه ۲۰۵ ، در اروپا ۲۶۸ و در آمريکا ۳۱۸ نفر در صدهزار نفر است.
سخنگوي وزارت بهداشت تصريح کرد: با اين مقايسه آماري به خوبي روشن مي شود که ادعاي سونامي سرطان در ايران و شيوع خيلي بالاي سرطان در ايران کاملاً غلط و نادرست است.
سخنگوي وزارت بهداشت افزود: در کل دنيا در سال ۲۰۱۵ هفده ميليون و ۵۰۰ هزار مورد جديد سرطان بروز کرده که منجر به ۸ ميليون و هفتصد هزار مورد مرگ در کل دنيا شده البته در تمام کشورهاي دنيا از جمله کشور ما ميزان بروز و نوع سرطان در حال افزايش است.
وي مهمترين علت افزايش ميزان بروز و ميزان شيوع بيشتر سرطان را افزايش جمعيت و افزايش سن متوسط افراد در کشورها عنوان کرد و افزود: در جوامع، افزايش عوامل خطر ايجاد سرطان، عمدتاً از سبک زندگي شرقي و غربي ناشي مي شود .
سخنگوي وزارت بهداشت افزود: ما در سال ۹۵ در کل کشور ۳۶۹ هزار مرگ و مير داشتيم که ۵۴ هزار و ۸۰۰ مورد آن مربوط به سرطان بوده يعني ۹٫۱۴ درصد مرگ در کشور را سرطان تشکيل داده است و البته بايد ياد آور شد هم ميزان بروز سرطان هم مرگ و مير ناشي از سرطان در ۲۵ سال گذشته در کشور ما افزايش پيدا کرده است.
دکتر حريرچي افزود: طبق گزارش رسمي آژانس بين المللي سرطان، سازمان جهاني بهداشت و دانشگاه واشنگتن ، کاهش ۷ درصدي در ميزان مرگ و مير استاندارد شده سني در سرطان داشتيم که اين شاخص، مهمترين معيار سنجش تاثير برنامه هاي پيشگيرانه و بهداشتي درماني در مقابله با سرطان هست و نشان دهنده موفقيت نظام سلامت با همکاري ساير سازمان ها، نهادها و مردم بوده و همچنين يکي از شاخص هاي مهم پيشرفت بهداشتي درماني هر کشوري است.
وي افزود: شايع ترين سرطان ها در زنان ايراني به ترتيب؛ سرطان هاي سينه بانوان، روده بزرگ، معده و تيروئيد است و سرطان در مردان به ترتيب معده، پروستات، روده بزرگ و مثانه است.
دکتر حريرچي در ادامه گفت: مرگبارترين سرطانها در هر دو جنس به ترتيب سرطانهاي معده، ريه، لوسمي نوعي سرطان خون، مري، روده بزرگ، مغز و سيستم اعصاب مرکزي است.
دکتر حريرچي در خصوص انجام آزمايش‌هاي مربوط به سرطان گفت: انجام چندباره آزمايش‌هاي سرطان هزينه‌هاي زيادي را در نظام سلامت ايجاد مي‌کند و به همين دليل به مردم توصيه مي‌کنم اگر مشکلي در انجام آزمايش از سوي مراکز ملاحظه کردند اين مسئله به سامانه ۱۹۰ اطلاع داده تا ناظران وزارت بهداشت به مشکلشان رسيدگي کنند.
سخنگوي وزارت بهداشت در ادامه در پاسخ به پرسشي مبني بر افزايش سرطان بيضه گفت: سرطان بيضه در آقايان در سالهاي اخير افزايش پيدا کرده و در سنين جواني آقايان شايع است که خوشبختانه با اقدامات درماني مناسب مثل شيمي درماني، ميزان بقا به ميزان قابل توجهي افزايش پيدا کرده است.
دکتر حريرچي در عين حال ياد آور شد: در سرطان بيضه مثل سرطان سينه، روده بزرگ و دهانه رحم روش غربالگري وجود ندارد و بايد با افزايش ميزان آگاهي، از شيوع آن جلوگيري کرد.


کشور‌هایی با بیشترین تعداد مرگ‌ و میر جاده‌ای


روزنامه آسمان آبی: با افزایش جمعیت، ترافیک‌های جاده‌ای هم روزبه‌روز در حال افزایش هستند و وقتی جاده‌ها میزبان بیش از ظرفیت خود باشند، نرخ تصادفات جاده‌ای هم افزایش می‌یابد. طبق آمارها سالانه ۱.۲ میلیون نفر بر اثر تصادفات جاده‌ای جان خود را از دست می‌دهند و نمی‌شود به خاطر این حوادث تنها کارخانه‌های ماشین‌سازی را مقصر دانست. در این میان خود راننده، مناسب نبودن وضعیت جاده‌ای و نظارت ناکافی پلیس هم می‌تواند دخالت داشته باشد. سایت «کجارو» ۱۰ کشوری را که بالاترین میزان مرگ‌ومیر را داشته‌اند معرفی کرده است.

کشورهایی با بیشترین تعداد مرگ‌ومیر جاده‌ای

عراق

عراق رتبه‌ دهم را در این فهرست دارد. گفته می‌شود تقریبا تمام جاده‌های این کشور خطرناک هستند و در این بین بزرگراه ۸۰ از کویت به بصره، خطرناک‌ترین این جاده‌هاست، طوری که به آن بزرگراه مرگ می‌گویند. از هر ۱۰۰هزار نفر ۳۲نفر در عراق بر اثر تصادفات جاده‌ای می‌میرند.

دومینیکن

جمهوری دومینیکن را به راننده‌های بی‌دقت و بسیار بدش، جاده‌های خطرناک و بی‌توجهی به قوانین راهنمایی‌ورانندگی می‌شناسند؛ به‌گونه‌ای که سال گذشته خطرناک‌ترین کشور اعلام شد. از هر ۱۰۰هزار نفر در جمهوری دومینیکن ۳۲ نفر در اثر تصادفات جاده‌ای جان می‌بازند.

مالاوی

نام مالاوی که می‌آید، همه خیابان‌های ناجور، بدون نور کافی و بدساخت در ذهن تداعی می‌َشود. گردشگران پس از سفر به این کشور قطعا چاله‌چوله‌ها، حیوانات پرسه‌زن در جاده و وسایل نقلیه‌ رهاشده در خیابان‌ها را فراموش نخواهند کرد. وضعیت بد جاده‌ها باعث شده از هر ۱۰۰هزار نفر در این کشور، ۳۲ نفر جان خود را در اثر تصادفات جاده‌ای از دست بدهند.

کنگو

مانند مالاوی، همه کنگو را هم به وضعیت بسیار بد راه و استانداردهای پایین رانندگی می‌شناسند. هنگام رانندگی در جاده‌ها، سدهای ایجادشده از سوی ارتش هم معضل بسیار جدی دیگری است. ماشین‌دزدی نیز در این کشور بسیار اتفاق می‌افتد و از هر۱۰۰هزار نفر ۳۴ نفر جان خود را در اثر تصادف از دست می‌دهند.

ونزوئلا

وقتی گردشگران آمریکایی قصد سفر به ونزوئلا را می‌کنند، وزارت امور خارجه‌ ایالات متحده به آن‌ها آموزش‌های لازم برای رانندگی را می‌دهد. غیر از دزدی‌های فراوان جاده‌ای، جاده‌های بسیار بد این کشور عامل مرگ ۳۵ نفر از هر ۱۰۰هزار نفر است.

سوازیلند

شاید تا به‌حال نام سوازیلند را نشنیده باشید؛ کشور کوچک پادشاهی در جنوب آفریقا که جاده‌هایش وضعیت بسیار بدی دارد. چاله‌های فراوان، نور کم و رعایت نکردن مقررات از مشکلات راهنمایی‌ورانندگی این کشور هستند. در سوازیلند هیچ قانون مشخصی در این زمینه وجود ندارد و حتی افراد مست هم می‌توانند به‌راحتی پشت فرمان بنشینند. وضعیت نابه‌هنجار این کشور به مرگ ۳۶ نفر از هر ۱۰۰هزار نفر منجر می‌شود.

سودان

در سودان باید بسیار مراقب بود، زیرا مردم آن با علاقه‌ شدیدی که به سرعت دارند به تصادفات زیادی دامن می‌زنند؛ البته جاده‌های خراب با نور کم، طوفان‌های شن و دید کم عوامل دیگری در مرگ‌ومیر بالا هستند. در این کشور از هر ۱۰۰هزار نفر، ۳۶ نفر در اثر تصادفات جان خود را از دست می‌دهند.

ایران

متاسفانه کشورمان در این فهرست رتبه‌ سوم را دارد و این رتبه را مدیون رانندگی بسیار بد، کیفیت پایین خودروها و جاده‌هاست؛ البته طبق آمار مهم‌ترین علت تصادفات در ایران رانندگی بسیار شتاب‌زده‌ رانندگان است. در ایران از هر ۱۰۰هزار نفر، ۳۸ نفر در اثر تصادفات جاده‌ای می‌میرند.

تایلند

تایلند یکی از پرجمعیت‌ترین و کوچک‌ترین کشورهای آسیاست و خیابان‌هایش پر از افرادی است که خیابان را با میدان مسابقه اشتباه گرفته‌اند و جان افراد برایشان اهمیتی ندارد. جاده‌های بد هم باعث شده‌ از هر ۱۰۰هزار نفر در این کشور ۴۴ نفر بر اثر تصادف جان خود را از دست بدهند.

نامیبیا

نامیبیا در این فهرست رتبه‌ اول را دارد و جاده‌های آن برای گردشگران، به دلیل شناخت کمتر‌، خطرناک‌تر است. بیشترین نرخ تصادفات در دنیا متعلق به این کشور است و در آن از هر ۱۰۰هزار نفر، ۴۵ نفر جان خود را در تصادفات جاده‌ای از دست می‌دهند.


کشیدن دندان عقل موجب مرگ می‌شود؟


مجله سیب سبز: کشیدن دندان عقل یکی از جراحی‌های شایعی است که می‌تواند برای هر کسی در هر دوره‌ای از زندگی پیش بیاید. جدا از سؤالی که اغلب درباره لزوم کشیدن دندان عقل پیش می‌آید، جراحی کشیدن دندان عقل با وجود ساده به‌نظر رسیدنش تاکنون باعث مرگ تعدادی از افراد شده است. دلایل مرگ بر اثر این جراحی در برخی مواقع نامشخص مانده است مانند مورد آخری که برای مارک لپینسکی پیش آمد.

 

خانواده مارک هیچ‌وقت فکر نمی‌کردند پسر جوان و ۲۵ ساله خود را فقط به‌دلیل کشیدن دندان عقل از دست بدهند. با وجود آنکه دوستان مارک با خبر شنیدن جراحی دندان عقل مارک، روزهای سختی را برایش پیش‌بینی می‌کردند، حتی فکرش را هم نمی‌کردند این جراحی به مرگ دوست‌شان بینجامد؛ کاری که ۵ میلیون آمریکایی در سال آن را انجام می‌دهند و یک عمل فوق‌العاده ساده است. پزشکان دلیل مرگ مارک را هنوز مشخص نکرده‌اند اما فرضیه‌هایی در این مورد وجود دارد.

داستان چه بود؟

مارک لپینسکی، جوان ۲۵ ساله برای جراحی دندان عقلش اقدام کرد. با اینکه مارک ترسی از کشیدن دندان نداشت اما در یکی از شبکه‌های اجتماعی نسبت به درد و سختی این کار ابراز ناراحتی کرد. دوست مارک هم در جواب برایش نوشت: «کشیدن دندان عقل خیلی سخته و باید یه چند روزی رو درد بکشی!» مارک هم در جواب نوشت: «از دلداری‌ات ممنونم!» بالاخره او به دندانپزشک مراجعه کرد اما حین جراحی اتفاق غیرمنتظره‌ای برایش افتاد. او حین جراحی به‌شدت به سرفه افتاد طوری که پزشک تصمیم گرفت برایش داروی قوی پروپوفول تجویز کند. اما حال مارک رو به وخامت گذاشت، طوری که پزشک مجبور به انتقال مارک به بیمارستان شد؛ جایی که مارک بعد از ۳ روز جان سپرد.

 

کشیدن دندان عقل موجب مرگ می شود؟ 
چه اتفاقی افتاد؟

چیزی که بسیار تکان‌دهنده به‌نظر می‌رسید این بود که مارک مرد سالم و سرحالی بود و حتی سیگار هم نمی‌کشید، ولی حالا طی عملیات معمول کشیدن دندان عقل جان خود را از دست داده بود. خانواده مارک معتقدند مردن کسی بر اثر کشیدن دندان امکان ندارد. باتوجه به گزارش‌های رسیده وقتی مارک به سرفه افتاد و به او دارو دادند، دچار قطع تنفس شد، به همین دلیل گروه متخصص به سرعت وارد عمل شد و عملیات احیا را شروع کردند. حین عملیات احیا آنها ۲ عدد گازاستریل جراحی را در راه هوایی مارک پیدا و سعی کردند با برداشتن آنها راه هوایی را باز کرده و لوله تنفسی برایش بگذارند. اما در نهایت تمام تلاش تیم پزشکی به نتیجه نرسید و بعد از ۳ روز مارک در بیمارستان جان سپرد.

 علت چه بود؟

بعد از این اتفاق پزشکان از خانواده مارک درباره وضعیت سلامت او و دارو‌هایی که احیانا استفاده می‌کرد، سؤال کردند. دندانپزشک مارک توضیح زیادی درباره کل ماجرا نداد اما وکیلش درصدد دفاع از او برآمد و گفت: «این پزشک همیشه بالاترین سطح مراقبت‌های جراحی دهان را برای بیمارانش درنظر می‌گیرد. با این حال دنیای جراحی‌های امروز بدون خطر نیست. بعد از آنکه حال مارک رو به وخامت گذاشت اقدامات احیا انجام شده است. هرچند تمام پروتکل‌های استاندارد مورد بررسی قرار گرفته، دلیل وخامت شرایط این بیمار ناشناخته است.» پزشکی‌ قانونی لس‌آنجلس قرار است جسد مارک را کالبدشکافی ‌کند تا به علت مرگ پي ببرد.

اتفاقی که تکرار شده

متاسفانه مرگ بر اثر جراحی‌های دهان و دندان بی‌سابقه نیست. در اوایل سال ۲۰۱۱ دختری ۱۷ ساله به دلیل کمبود اکسیژن و حمله قلبی ناشی از آن به کما رفت و بعد از ۱۰ روز بستری بودن در بیمارستان درگذشت. جنی اولنیک برای یک جراحی ساده دندان عقل به کلینیک رفته بود.

 

والدین او می‌گویند تنها نیم ساعت بعد از رسیدن او به دندانپزشکی با آنها تماس گرفته و خواسته شده سریعا به بیمارستان بروند. اوایل سال ۲۰۱۲، ۳ بیمار دیگر بین سنین ۱۴ تا ۲۱ سال در گرجستان بین ۱۶ تا ۷۲ ساعت بعد از کشیدن دندان عقل‌شان جان باختند. در آن زمان هم یکی از پزشکان اعلام کرد عفونت یکی از علل مرگ و میر بعد از اقدامات دندانپزشکی است. عفونت بعد از جراحی می‌تواند گسترده شده و با تورم یا آسیب مغزی منجر به مرگ شود. سایر علل بالقوه مرگبار واکنش به بیهوشی، ورود خون به ریه‌ها و خفگی،‌ واکنش به داروهای تجویز شده و باکتری‌های موجود در دهان است که وارد جریان خون می‌شود.

جراحی دندان عقل

به‌طور کلی درمان‌های دندانپزشکی برای بيشتر بیماران با درجاتی از استرس همراه است و این استرس معمولا هنگام جراحی به‌ویژه جراحی دندان عقل دوچندان می‌شود. جراحی دندان عقل اگر نه دشوار‌ترین دست‌کم یکی از سخت‌ترین انواع جراحی‌های حفره دهان محسوب می‌شود که در برخی موارد به‌خصوص درمورد دندان‌های عقل نهفته می‌تواند به چالشی نفسگیر برای دندانپزشک و بیمار بدل شود. جراحی دندان‌های عقل گاهی از یک خارج کردن ساده ۱۵-۱۰ دقیقه‌ای تا یک جراحی وسیع و سنگین ۲ ساعته تغییر می‌کند و همین غیرقابل پیش‌بینی بودن شرایط بر دشواری این قبیل جراحی‌ها می‌افزاید.

 

کشیدن دندان عقل موجب مرگ می شود؟ 

 

وقتی عقل بیمارستانی می‌شود

گرچه باوجود همه این دشواری‌ها عمده جراحی‌های دندان عقل (حتی دندان‌های نهفته) در مطب دندانپزشکی و با بی‌حسی موضعی انجام می‌شوند اما شرایطی هم هست که در آن دندانپزشک تصمیم می‌گیرد دندان عقل را در شرایط بیمارستانی جراحی کند. این شرایط معمولا نهفتگی عمیق یا نزدیکی دندان عقل به ساختارهای حیاتی فک یا عدم همکاری مناسب از طرف بیمار یا ابتلا او به برخی بیماری‌هاست که نیازمند مراقبتی مضاعف هنگام جراحی است. در این حالت بیمار تحت آرام‌بخشی و بی‌حسی دچار حالتی نزدیک به خواب شده یا بنا بر صلاحدید دندانپزشک به‌طور کامل بیهوش می‌شود.

کمی دقت در آمار بیمارانی که تاکنون در سراسر دنیا هنگام یا بعد از جراحی دندان عقل فوت کرده‌اند، نشان می‌دهد عمده این بیماران در شرایط بیمارستانی تحت‌جراحی قرار گرفته‌اند و بنا بر اظهارنظر پزشکان اصلی‌ترین علت فوت آنها عوارض ناشی از داروهای آرام‌بخشی یا بیهوشی بوده است. عوامل دیگری مانند عفونت بعد از جراحی (که در هر جراحی در هر نقطه‌ای از بدن ممکن است رخ دهد) یا خونریزی شدید به‌ندرت باعث از بین رفتن بیماران شده است.

چه بلایی سر مایک آمده؟

درمورد بیماری که اخیرا در ایالات متحده فوت کرده، مقادیر بیش از حد داروهای آرام‌بخشی و تجویز داروی بیهوشی اصلی‌ترین علت مرگ او بوده نه عوارض ناشی از جراحی دندان عقل. به عبارت دیگر خود جراحی دندان عقل صدمه‌ای وارد نکرده است. جراحی دندان عقل  هم  می‌تواند با عوارضی همراه باشد. موارد شایعی مانند تورم و درد بعد از عمل تا آسیب به اعصاب حسی زبان یا فک یا خونریزی و عفونت شدید طیف وسیع این عوارض را تشکیل می‌دهند. با این حال تقریبا می‌توان با اطمینان گفت اگر این جراحی در شرایط استاندارد و به طور صحیح انجام شود احتمال بروز همین عوارض نزدیک به صفر خواهد بود.


وینگ سوت؛ بازی پرهیجان با مرگ


جام جم آنلاین – سعید ضروری: برای آنهایی که پریدن از هواپیما آن هم از ارتفاع ۱۳ هزار پایی (نزدیک به ۴کیلومتر) تکراری شده، دنیای ورزش‌های هوایی، وینگ سوت را پیشنهاد می‌کند که یک دنیا هیجان را در خود جای داده است.

بازی پرهیجان با مرگ

وینگ‌ سوت یا همان لباس بالدار تجربه‌ای است که افراد کمی سراغش می‌روند چراکه رسیدن به پیش‌زمینه آن‌که انجام تعداد قابل‌توجهی (۲۰۰ پرش استاندارد) سقوط آزاد است به‌راحتی به‌دست نمی‌آید. وینگ سوت برای افرادی که تجربه‌اش می‌کنند حس واقعی پرنده بودن است، البته پرنده‌ای که با سرعت سرسام‌آوری حرکت می‌کند و هوا را شکافته و مسیر قابل ملاحظه‌ای را طی می‌کند و سپس با باز شدن چتر به راحتی روی زمین فرود می‌آید.

شکل خاص لباس که مانند بال هواپیما عمل می‌کند باعث می‌شود فرد با سرعت کمتری سقوط کند و در عین حال با سرعت بیشتری پیشروی داشته باشد. به همین دلیل هیجانی که با وینگ سوت تجربه می‌شود نسبت به سایر پرش‌ها متفاوت و البته خطرناک‌تر است و نیاز به مهارت بسیار زیادی دارد.

ایرانی‌های وینگ سوتر

پرواز با وینگ سوت مقدماتی دارد که رسیدن به آن بسیار سخت و زمان‌گیر است. انجام بیش از ۲۰۰‌پرش استاندارد از ارتفاع ۱۳ هزار پایی (نزدیک به ۴کیلومتر) مجوز شروع یادگیری پرواز با وینگ سوت است. به عبارت دیگر تنها افرادی می‌توانند وارد این رشته از پرواز شوند که ۲۰۰ بار از ارتفاع ۱۳ هزارپایی به‌صورت استاندارد پریده باشند. تعداد ایرانی‌هایی که با این لباس پرواز می‌کنند بسیار محدود است. کم بودن امکانات لازم برای انجام پرش‌های سقوط آزاد منظم و هزینه بالای این ورزش ازجمله موانعی است که باعث می‌شود تعداد افرادی که موفق می‌شوند با وینگ سوت پرواز کنند بسیار محدود باشند. ازجمله ایرانی‌هایی که در این رشته فعال هستند می‌توان به رضا مرادی، سارا ساعتچی، عماد مظلومیان، مهدی نقدی پری، شهرام تمیمی، نیما ابازری، محسن مداح و ارشا اقدسی اشاره کرد.

مشکلات وینگ سوت در ایران

عماد مظلومیان با داشتن بیش از ۱۰۰۰ پرش سقوط آزاد از هواپیما و تجربه بیش از ۲۰۰ پرواز با وینگ سوت در رابطه با مشکلات و موانع موجود بر سر یادگیری وینگ سوت در ایران می‌گوید: «عدم‌وجود امکانات کافی و در دسترس، نبود مربی کارکشته، نداشتن لباس‌های استاندارد، نداشتن پرش‌های منظم سقوط آزاد ازجمله مهم‌ترین موانع برای تجربه این ورزش فوق‌العاده پرهیجان در ایران است. ایرانی‌ها در این ورزش عموماً در خارج از کشور دوره می‌بینند و پرش و پرواز را تجربه می‌کنند. چهره‌هایی مانند رضا مرادی با داشتن بیش از ۱۷۰۰ سقوط آزاد و بیش از ۷۰۰ پرواز با وینگ سوت فعالیت قابل‌توجهی در این رشته دارد و خانم سارا ساعتچی هم با داشتن بیش از ۱۸۰۰ بار سقوط آزاد و بیش از ۶۵۰ پرواز با وینگ سوت ازجمله ایرانی‌های فعال در این رشته هستند که به دلیل نبود بسترهای لازم در ایران فعالیت خاصی انجام نمی‌دهند.»

انواع روش‌های پرواز با وینگ سوت

سارا ساعتچی نیز درباره انواع روش‌های انجام پرواز وینگ سوت می‌گوید: «در وینگ سوت به دو روش می‌توان پرواز را تجربه کرد که در روش اول پرنده از وسایل پروازی مانند هواپیما یا بالگرد به پایین می‌پرد که ارتفاع بالایی دارند و همین موضوع به معنای داشتن ایمنی بیشتر است و نسبت به روش‌های دیگر خطر کمتری دارد. در روش دوم پرنده‌ها از ارتفاع‌ثابت (بیس‌ جامپ) مانند صخره‌های بلند و عمودی، پل‌ها و آنتن‌های بلند و برج‌ها به پایین می‌پرند که در کنار هیجان فوق‌العاده‌ای که دارد بسیار خطرناک و پرریسک است. هرچند آمار دقیقی از میزان مرگ‌ومیر این روش از پرواز وجود ندارد اما تعداد افرادی که در دنیا به این روش پرواز می‌کنند محدود است و مرحوم مهدی حبیبی از چهره‌های برجسته سقوط آزاد و وینگ سوت در همین نوع پرش جان خود را از دست ‌داده است.»

وی می‌افزاید: «از جمله دلایلی که باعث می‌شود پرش‌های ارتفاع ثابت خطرناک شود نداشتن چتر کمکی و ارتفاع کم است که فرصت برای جبران و بر طرف کردن مشکلات احتمالی پیش آمده وجود ندارد و یک ثانیه غفلت و اشتباه می‌تواند مرگ خلبان را رقم بزند.» در واقع می‌توان این‌طور استنباط کرد که وینگ سوت بیس جامپ نوعی بازی پرهیجان با مرگ است که طرفداران خاص خودش را دارد و روز به روز بر تعداد پرنده‌هایی که با وینگ سوت پرواز می‌کنند و تمایل بیشتری به تجربه این نوع پرواز نشان می‌دهند، افزوده می‌شود.

رکوردداران سرعت و ارتفاع

سرعت پرواز با وینگ سوت بسیار زیاد است و خلبان در حالی که در حال کم کردن ارتفاع است با سرعتی بیش از ۳۰۰ کیلومتر در ساعت پرواز می‌کند که از سرعت سقوط آزاد هم بیشتر است. ۲۲ می‌ ۲۰۱۷ فراسر کورسان، ورزشکار بریتانیایی با ثبت رکورد ۳۹۶ کیلومتر در ساعت رکورد سریع‌ترین پرواز با وینگ سوت را به‌نام خود ثبت کرد. اولین تلاش برای این نوع پرواز سال ۱۹۱۲ انجام شد که یک خیاط فرانسوی با نام فرانس رشلت با لباسی شبیه وینگ سوت تلاش کرد با اختراع جدیدش از برج ایفل به پایین بپرد که در این تلاش ناکام ماند و کشته شد. سال ۲۰۱۳ یک وینگ‌سوت بیس‌جامپر روسی از بخشی از قله اورست با ارتفاع ۷۲۲۰ متری به‌صورت بیس جامپینگ (پرش از ارتفاع ثابت) به پایین پرواز کرد که تا به امروز این رکورد شکسته نشده است. عموما مسافتی که یک وینگ سوت بیس جامپر طی می‌کند بسیار محدود است و رکورد بلندترین مسافت طی شده متعلق به دین پاتر است که در مدت ۳ دقیقه و ۲۰ ثانیه مسافتی معادل با ۷۵۰۰متر را طی کرده است.


فاصله كما تا مرگ چقدر است؟


برترین ها: كما حالتي از ناهشياري است كه طي آن فرد با دردناك‌ترين محرك‌هاي فيزيكي هم به هوش نيايد و به همان حالت تا مدتي پايدار بماند. كما، يك مريضي نيست، بلكه علامتي از يك مريضي يا واكنشي به يك حادثه است كه براي بدن فرد اتفاق افتاده است؛ مثل يك ضربه شديد و سخت به سر كه باعث ايجاد شوك عصبي و كما مي‌شود.

 

اكثر كماهايي كه به اين دليل ايجاد مي‌شود، بيشتر از ۴ هفته طول نمي‌كشد. بعضي از كساني كه به كما مي‌روند، پس از اين مدت به سمت زندگي نباتي پيش مي‌روند. زندگي نباتي يعني فرد نفس مي‌كشد، فشار خون نرمال دارد و حتي دستگاه گوارش آن‌ها درست كار مي‌كند، بدون آنكه بدن بيمار نسبت به اين كار‌ها آگاهي داشته باشد. زندگي نباتي ممكن است سال‌ها و حتي دهه هاي متمادي طول بكشد.

مهم‌ترين علامت مشخصه كما، ناتواني در هوشيار شدن است يعني خود فرد نمي تواند توسط محركها هوشياري‌اش را به‌دست آورد. البته علامتهاي ديگري هم وجود دارند كه از ميان آنها مي‌توان به نبود خود آگاهي، فقدان چرخه خواب و بيداري، نداشتن حركت هدفمند و نداشتن كنترل بر روي تنفس اشاره كرد.

 

فاصله كما تا مرگ چقدر است؟ 

چه عواملي باعث كما مي شوند؟

 

کما به دلیل آسیب دیدن مغز به وجود می آید. آسیب مغز می تواند به علت فشار زیاد، خونریزی، کمبود اکسیژن یا سموم به وجود بیاید و این آسیب می تواند موقتی یا دایمی و یا برگشت پذیر باشد. در واقع بیش از ۵۰ درصد از افرادی که به کما می روند در اثر ضربه به سر و اختلال در سیستم گردش خون مغز، دچار چنین حالتی می شوند. اما از دیگر مشکلاتی که منجر به کما می شود عبارت است از:

 

– سموم: برخی مواد به طور طبیعی در بدن وجود دارند که بدن از بالا رفتن میزان آنها جلوگیری می کند و آنها را دفع می کند. در برخی موارد بدن قادر به این کار نمی شود و یا نمی تواند دفع را به درستی انجام دهد. به عنوان مثال آمونیاک که از بیماری های کبدی ناشی می شود یا دی اکسید کربن ناشی از حمله های شدید آسمی و یا اوره ناشی از نارسایی کلیوی می توانند در بدن تجمع کنند و به سطحی سمی برسند. مصرف بیش از حد مواد مخدر و الکل نیز می توانند عملکرد سلول های عصبی مغز را مختل کند.

 

– عفونت: عفونت سیستم عصبی مرکزی مانند مننژیت و یا انسفالیت نیز می تواند منجر به کما فرد شود.

 

– قند خون: در افراد دیابتی، با افزایش بیش از حد سطح قند خون ممکن است کما رخ بدهد. با کاهش بیش از حد قند خون نیز ممکن است کما بروز کند. این نوع از کما معمولا با اصلاح سطح قند خون قابل بازگشت است.

 

– نرسیدن اکسیژن به مغز در اثر ایست قلبی، تنفسی یا موارد دیگر

 

– افزایش فشار داخل مغز به دلیل سکته های مغزی یا خونریزی مغزی

 

– بالا رفتن اوره خون

 

انواع مختلف کما عبارت اند از:

آنسفالوپاتی متابولیک سمی (Toxic-metabolic encephalopathy): این وضعیت یک اختلال حاد در عملکرد مغز است که علایمی مانند گیجی و یا هزیان دارد. این حالت معمولا برگشت پذیر است. علل این اختلال متفاوت است و می توانند شامل مواردی مانند بیماری های سیستمیک، عفونت، نقص عضو و یا سایر علل مختلف باشد.

آسیب مغزی ناشی از فقدان اکسیژن: این حالت به علت عدم رسیدن اکسیژن به مغز به وجود می آید. کمبود اکسیژن برای چند دقیقه باعث مرگ سلول های بافت مغز می شود. این اختلال می تواند به علت حمله قلبی (ایست قلبی) ضربه به سر یا تروما، غرق شدن، مسمومیت و یا مصرف بیش از حد مواد مخدر به وجود بیاید.

حالت نباتی پایدار: این حالت یک بی هوشی شدید است. فرد نسبت به محیط اطراف خود بی اطلاع است و قادر به حرکت کردن نیست. در این حالت ممکن است فرد به هوش بیاید اما با این وجود باز هم قادر به انجام هیچ واکنشی نیست. در حالت نباتی پایدار تنها سیستم های تنفسی، گردش خون و چرخه خواب و بیداری قادر به فعالیت هستند.

سندرم قفل شدگی: این حالت یک بیماری عصبی نادر است. به جز عضلات چشم سایر عضلات فلج می شوند. در سندرم قفل شدگی فرد بیدار و هشیار است و ذهنی سالم و طبیعی دارد.

مرگ مغزی: توقف غیر قابل بازگشت عملکرد مغز را مرگ مغزی می گویند. مرگ مغزی علل مختلفی می تواند داشته باشد. 

 

 فاصله كما تا مرگ چقدر است؟ 

وضعیت مغز در سه حالت مرگ مغزی، کما و نرمال

 

آیا درمان موثری برای کما وجود دارد؟

درمان کما به علت کما بستگی دارد. افراد خانواده بیمار باید تمام اطلاعاتی که در مورد بیمار می دانند را  به پزشک بگویند. این اطلاعات می توانند در تعیین علت کما تاثیر چشم گیری داشته باشد. اگر نوع کما برگشت پذیر باشد، اقدامات فوری پزشکی الزامی است. به عنوان مثال اگر کما به علت عفونت بروز کرده باشد ممکن است آنتی بیوتیک ها موثر باشند و یا اگر کما به علت شوک دیابتی رخ داده باشد، گلوکز می تواند در درمان کما موثر باشد. در برخی موارد نیز عمل جراحی برای کاهش فشار مغز ناشی از ورم مغز یا تومور مغزی الزامی می شود و می تواند موثر باشد.

برخی دارو ها نیز می توانند به کاهش و یا برطرف کردن ورم مغز کمک کنند. برخی از دارو ها نیز به جلوگیری از تشنج کمک می کنند.

به طور کلی می توان گفت که درمان کما حمایتی است. افرادی که به کما می روند به بخش مراقبت های ویژه منتقل می شوند و تا تعیین وضعیت او از او مراقبت و حمایت می شود. 

در حالت كما چه اتفاقي مي‌افتد؟

 

اعتقاد عمده اي كه در بين مردم وجود دارد، اين است كه شخص در خواب بسيار عميقي فرو رفته است. اين عقيده به طور كامل درست نيست. البته ممكن است در بعضي از موارد اين چنين باشد اما نه در همه موارد.

 

اين جا بدنيست بدانيد كه درجه‌هاي كما توسط هوشياري شخص بيمار نسبت به محركهاي خارجي، تعيين مي شود. در بسياري از مواردي كه اشخاص در حالت كما به سر مي‌برند، بيمار دريافت‌هايي از محيط نيز خواهد داشت و اين حالت با توجه به بهبودي شخص بيمار زياد تر هم مي شود. مثلا ممكن است، حركتهاي جزئي از خود بروز دهد يا نسبت به صداها يا محرك‌ها پاسخ دهد. در بعضي موارد نيز ممكن است شخص به كما رفته عكس العمل‌هاي شخص هوشيار را از خود بروز دهد. مثلا در بعضي بيمار‌ها بايد حتما اين مراقبت به عمل آيد كه او نتواند سرم يا لوله هاي ديگر متصل به خودش را از جا در بياورد كه در نهايت به مرگش منجر بشود. همه اين موارد باعث مي شود تا درجات كما در افراد متفاوت باشد.

بيرون آمدن از كما

 

حالتي كه شخص شروع به بيرون آمدن از حالت كما مي كند، هنگامي است كه او شروع به پاسخ دادن به محرك‌هاي خارجي مي‌كند. هرچند به‌دست آوردن كامل هوشياري، يعني دو مرحله واكنش نشان دادن و تشخيص فكر،بايد در او پديدار شود تا بشودگفت كه او از كما بيرون آمده است. زيرا وجود هر دوي اين موارد در هوشياري كامل، اجتناب ناپذير است. حتي در بعضي موارد پس از به هوش آمدن بيمار باز آموزي و به خاطر آوردن بسياري از چيزها از جمله حرف زدن و به خاطر آوردن خود شخص، ممكن است لازم باشد.

هر ۱۰ دقيقه يك نفر بر اثر آسيب سر به حالت كما مي‌رود. بد نيست بدانيد آسيب‌هاي وارد به سر اولين علت به كما رفتن، مرگ و يا معلوليت افراد ۱ تا ۴۴ سال محسوب مي‌شود. بين ۵ تا ۱۰ درصد از كساني كه به كما مي روند، قادر به باز گردان حالت هوشياري خود نيستند و در نهايت به زندگي نباتي كه تنها علائم حيات در آنها وجود خواهد داشت، منجر مي‌شوند. بسياري از مردم فكر مي‌كنند كه اين حالت همچنان كما ناميده مي شود اما به اين حالت مرگ مغزي گفته مي‌شود.

 

فاصله كما تا مرگ چقدر است؟ 

تفاوتهاي مرگ مغزي و كما

 

وضعيت كما با مرگ مغزي بسيار متفاوت است به گونه اي كه فردي كه به كما رفته، مي‌تواند دوباره به زندگي عادي خود بازگردد؛ البته اين وضعيت را بايد متخصصان مغز و اعصاب تاييد كنند. به طوري كه اگر مغز هنوز زنده باشد، فرد دچار كما شده و احتمال برگشت آن حتي بعد از مدت طولاني و گذشت چندين سال هم وجود دارد. زيرا بيمار خودش به صورت طبيعي نفس مي كشد و فقط مغز براي مدتي هوشياري ندارد اما عمق مغز زنده است.

 

در مرگ مغزي، فرد به صورت طبيعي نفس نمي كشد و تنفس خود را از طريق دستگاه انجام مي دهد كه با قطع كردن دستگاه، مي ميرد بنابراين زنده ماندن نباتي فرد دچار مرگ مغزي، به دستگاه وابسته است چون تنفس وابسته به مغز است. اما قلب با مغز تفاوت دارد.

 

اگر مغز فردي بميرد، قلب فعاليت دارد، البته به شرطي كه اكسيژن از طريق دستگاه به فرد برسد و در صورت قطع دستگاه فردمي ميرد، اما بازهم با وجود دستگاه هم بازنمي توان مدت زيادي چنين افرادي را زنده نگه داشت.


مرگ در حبس؛ از سعید امامی تا سیدامامی


خبر گزاری ایسنا: جای مرموزی است. تصور بیشتر آدم‌ها از اتفاقات داخل آن، زاییده فیلم‌ها یا در بهترین حالت، حاصل خاطرات راست و دروغ کسانی است که پایشان به آنجا باز شده است.

صحبت از زندان و بازداشتگاه است. زندان به جایی می‌گویند که محکومان در آن نگهداری می‌شوند و بازداشتگاه هم محل پذیرایی از کسانی است که فعلا متهم هستند و ممکن است بی‌گناهی‌شان ثابت شود.

زندانی اگر دوران محکومیتش موقت باشد و به مرگ طبیعی نمیرد، بعد از تحمل حبس آزاد می‌شود و می‌رود دنبال زندگی‌اش. اگر هم حبسش ابد یا محکوم به اعدام باشد یا موعد مرگش به صورت طبیعی فرا برسد، زندان برایش خانه آخر است و چاره‌ای ندارد جز اینکه همان جا با زندگی خداحافظی کند. از طرفی ممکن است به مرگ طبیعی نمیرد؛ یعنی کشته شود یا خودکشی کند. برای متهم بازداشتی هم سه حالت بیشتر وجود ندارد؛ یا معلوم می‌شود گناهکار است که باید برود دادگاه و محکوم شود که اگر حکمش حبس یا اعدام باشد به زندان می‌رود و اگر مجازات دیگری داشته باشد، بعد از اجرای مجازات آزاد است، یا بی‌گناه است و آزاد می‌شود، یا می‌میرد. این مرگ هم می‌تواند طبیعی، قتل یا خودکشی باشد. پس پشت دیوارهای ساختمان‌ مرموز فقط دو سرنوشت در انتظار میهمان است؛ آزادی یا مرگ.

زندانیان و بازداشتی‌هایی در ایران بوده‌اند که در حبس مرده‌اند و مرگشان خبرساز شده است. در ادامه، مشهورترین‌ها را مرور می‌کنیم:

سعید امامی

 

 مرگ در حبس؛ از سعید امامی تا سیدامامی (فوری)
سعید امامی یا سعید اسلامی، معاون وزیر اطلاعات در دوران وزارت علی فلاحیان بود. نام او زمانی بر سر زبان‌ها افتاد که به عنوان متهم اصلی جنایات موسوم به «قتل‌های زنجیره‌ای» معرفی شد. قتل‌های زنجیره‌ای، مجموعه جنایاتی بود که طی آن برخی نویسندگان و فعالان سیاسی از جمله داریوش فروهر و محمد مختاری به قتل رسیدند. در زمان وقوع قتل‌های زنجیره‌ای، سعید امامی در وزارت اطلاعات مشاور بود. این وزارتخانه در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۷۷ در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که گروهی از اعضای وزارت اطلاعات مسئول قتل‌های زنجیره‌ای بوده‌اند و سعید امامی از جمله آن افراد بوده است. امامی پنجم بهمن همان سال بازداشت شد.

نهایتا ۳۰ خرداد ۷۸، خبر درگذشت سعید امامی در بیمارستان لقمان تهران منتشر شد و روز بعد، محمد نیازی از مسئولان وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح اعلام کرد که سعید امامی به عنوان مسئول اصلی «قتل‌های خودسرانه»، در زندان اوین و با خوردن داروی نظافت خودکشی کرده‌ است. او گفت که با توجه به مدارک موجود و اعتراف‌های صریح سعید امامی، وی هیچ گونه راه فراری نداشته و اگر با این اتهامات به دادگاه می‌رفت حکمش اعدام بود.

زهرا کاظمی

 

 مرگ در حبس؛ از سعید امامی تا سیدامامی
در جریان ناآرامی‌ها و اعتراضات دانشجویی در خردادماه سال ۸۲ و دستگیری تعدادی از دانشجویان، خانواده‌های آنان در دوم تیر در مقابل زندان اوین دست به تجمع زدند. یک عکاس برای عکسبرداری از این تجمع در آنجا حضور داشت. نام او زهرا کاظمی بود؛ عکاس ۵۵ ساله ایرانی – کانادایی که همانجا در مقابل زندان بازداشت شد.

دادستانی می‌گفت کاظمی در محلی عکاسی می‌کرده که عکاسی در آنجا ممنوع بوده و تابلوی اعلام ممنوعیت هم نصب بوده است. او در حالی که ۱۸ روز بازداشت بود، ۲۰ تیر در بازداشتگاه درگذشت. مقامات دادستانی دلیل مرگ او را غش کردن، برخورد سر با زمین و نهایتا ضربه مغزی اعلام کردند. مرگ زهرا کاظمی ۲۵ تیر اعلام شد.

کمیته تحقیق و تفحص مجلس ششم درباره مرگ زهرا کاظمی در گزارشی قاضی جنجالی سال‌های اخیر یعنی سعید مرتضوی را به عنوان متهم ردیف اول این پرونده معرفی کرد و حتی برخی از نمایندگان نیز خواستار برکناری او شدند.

یک سال پس از این حادثه، یک کارمند ۴۲ ساله وزارت اطلاعات به اتهام قتل شبه عمد زهرا کاظمی محکوم شد اما با اعتراض وی به رأی دادگاه و نقض حکم در مرجع تجدیدنظر، در نهایت وی به دلیل فقدان مدرک برای اثبات اتهامات تبرئه شد.

از ۲۵ تیر ۸۲ روابط ایران و کانادا تیره و تار شد و هنوز هم به صورت کامل، عادی نشده است.

زهرا بنی‌یعقوب

زهرا بنی‌یعقوب، جوانی ۲۷ ساله و دانش‌آموخته رشته پزشکی از دانشگاه تهران بود که در بازداشتگاهی در همدان درگذشت.

 

 مرگ در حبس؛ از سعید امامی تا سیدامامی (فوری)
حسب آنچه در جست‌وجوهای اینترنتی به دست می‌آید، او ۲۰ مهر ۱۳۸۶ در حالیکه با یک پسر جوان در حال صحبت در یکی از پارک‌های همدان بوده دستگیر شده و به بازداشتگاه انتقال یافته است اما پس از ۴۸ ساعت، وقتی خانواده‌اش برای آگاهی از وضعیت او به پلیس مراجعه می‌کنند، می‌شنوند که دخترشان فوت کرده است. البته زهرا بنی‌یعقوب به بازداشتگاه نیروی انتظامی انتقال نیافته و اساسا توسط پلیس دستگیر نشده بود.

در گزارشی اعلام شد که زهرا بنی‌یعقوب همان شبی که بازداشت شده دست به خودکشی زده است؛ موضوعی که خانواده او نپذیرفتند و ادعای قتل او را مطرح کردند.

جمعی از نمایندگان مجلس در آن زمان خواستار تحقیقات بیشتر در این زمینه شدند و در پی اعتراض شاکیان، پرونده به دادگاه تجدید نظر در استان تهران ارجاع داده شد اما در نهایت متهمان این پرونده تبرئه شدند.

روح‌الامینی، کامرانی، جوادی‌فر

 

 مرگ در حبس؛ از سعید امامی تا سیدامامی
نام این سه تن با بازداشتگاه کهریزک گره خورده است؛ بازداشتگاهی که پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به دستور مسئولان نظام تعطیل شد. محسن روح‌الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی‌فر سه جوانی بودند که در جریان ناآرامی‌های سال ۸۸ بازداشت شدند و به کهریزک انتقال یافتند اما شرایط بازداشتگاه را تاب نیاوردند و فوت کردند.

محسن روح‌الامینی پسر عبدالحسین روح‌الامینی از اعضای دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. او ۱۸ تیر ۸۸ بازداشت و ۶ روز بعد در مسیر انتقال به زندان اوین جان باخت. محمد کامرانی نیز جوان ۱۸ ساله‌ای بود که ۱۸ تیر در نزدیکی میدان ولی‌عصر دستگیر شد و به بازداشتگاه کهریزک انتقال یافت. او پس از انتقال به زندان اوین به دلیل جراحت‌های وارده به بیمارستان لقمان منتقل شد و پس از انتقال به بیمارستان مهر در روز پنجشنبه ۲۵ تیرماه درگذشت. امیر جوادی‌فر متولد ۲۳ شهریور ۱۳۶۳ هم از بازداشتی‌های ۱۸ تیر بود که ۲۳ تیر جان باخت.

در پی وقوع این حادثه، دادگاهی برای بررسی پرونده به ریاست محمد مصدق در سازمان قضایی نیروهای مسلح تشکیل شد و ۱۲ نفر از رده‌های مختلف نظامی تا حد سرتیپ و سرهنگ در این دادگاه حضور یافتند. نهایتا با برگزاری هشت جلسه که تا تاریخ ۱۷ خرداد ۱۳۸۹ به طول انجامید، نهم تیرماه حکم دادگاه مبنی بر قصاص دو متهم، حبس، پرداخت دیه و جزای نقدی، انفصال موقت از خدمت و تحمل شلاق برای ۹ تن و همچنین تبرئه یکی از متهمان صادر شد.

اما خانواده‌ها خواستار محاکمه عاملان اصلی بودند. در این میان بار دیگر نام سعید مرتضوی و دو همکارش یعنی علی‌اکبر حیدری‌فر و قاضی حداد به گوش رسید؛ کسانی که دستور انتقال متهمان به کهریزک را صادر کرده بودند. مرتضوی ۲۴ آبان سال ۹۳ به صورت دائم از قضاوت منفصل و همچنین حکم انفصال او از مشاغل دولتی به مدت ۵ سال مورد تایید قرار گرفت. سرانجام با وجود پیگیری‌های جدی عبدالحسین روح‌الامینی و چندین جلسه دادگاه، سعید مرتضوی مردادماه سال ۹۴ از دو اتهام تنظیم گزارش دروغ که به خاطر آن به پرداخت ۲۰۰ هزار تومان جزای نقدی محکوم شده بود و همچنین معاونت در قتل تبرئه شد. او در سال ۹۵ طی نامه‌ای از خانواده‌های قربانیان حادثه کهریزک عذرخواهی و اعلام کرد که این حادثه عمدی نبوده ‌است. علی‌اکبر حیدری‌فر نیز به ۱۵ سال حبس محکوم شد که البته مقامات قضایی اعلام کردند این حبس به دلیل اتهامات او در پرونده کهریزک نبوده است. از قاضی حداد هم هیچ خبری در دسترس نیست.

هدی صابر

 

 مرگ در حبس؛ از سعید امامی تا سیدامامی
هُدی رضازاده صابر مشهور به هدی صابر متولد ۲۴ اسفند ۳۷، روزنامه‌نگار و از فعالان ملی – مذهبی بود که ۱۲ خرداد ۹۰ در حالی‌که دوران محکومیت خود را در زندان اوین می‌گذراند، در اعتراض به مرگ مشکوک هاله سحابی در مراسم تشییع جنازه پدرش عزت‌الله سحابی دست به اعتصاب غذا زد و ۲۱ خرداد پس از انتقال از زندان به بیمارستان مدرس بر اثر نارسایی قلبی درگذشت.

ستار بهشتی

 
ماموران می‌گویند روز ۱۳ آبان ۹۱ وقتی برای «او» ناهار بردیم دیدیم حرکت نمی‌کند. «او» جوانی ۳۵ ساله به نام ستار بهشتی بود که وبلاگ می‌نوشت و شغلش کارگری بود. بهشتی ۹ آبان ۹۱ توسط پلیس فتا به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در فیس‌بوک بازداشت شد و ۱۳ آبان درگذشت.

 

 مرگ در حبس؛ از سعید امامی تا سیدامامی (فوری)
سخنگوی دستگاه قضایی در این‌باره می‌گوید: «پزشکی قانونی ۱۴ آبان‌ اعلام کرد که پس از کالبدشکافی هیچ دلیلی را که علت تامه فوت وی باشد (دلایل غیرطبیعی) ندیده است. از آن تاریخ به بعد چندین بار کمیسیون پزشکی تشکیل شد که گاهی در این کمیسیون‌ها بازپرس نیز حضور داشت. نهایتا پزشکی قانونی اعلام کرد که نمی‌تواند بگوید مرگ ستار بهشتی بر اثر ضربه وارد شده بوده اما عوامل روانی و ضربات وارده «می‌تواند» به فوت وی منجر شده باشد. بازپرس از همان روز اول از تمام افرادی که قبل یا بعد از فوت، ستار بهشتی را دیده بودند همچون زندانبان، بازجو، زندانیان اوین، مسئول بهداری، مسئول بند و خانواده وی تحقیق کرده و مجموعه این تحقیقات منجر به بازداشت تعدادی از افراد هم شده است.»

در پی این حادثه، اسماعیل احمدی مقدم فرمانده وقت نیروی انتظامی، رئیس پلیس فتای تهران را برکنار کرد.

این ماجرا واکنش‌های داخلی و خارجی زیادی را برانگیخت. برخی نمایندگان مجلس از جمله علی مطهری نیز پیگیر این حادثه بودند. سرانجام به دنبال شکایت خانواده ستار بهشتی، ۱۶ مرداد سال ۹۳ کیفرخواستی به اتهام قتل شبه عمد برای یکی از مأموران پلیس فتا صادر و این فرد به سه سال حبس تعزیری، دو سال تبعید و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. اولیای دم ستار بهشتی به این موضوع اعتراض کردند و پرونده برای اظهارنظر به دادگاه عمومی ارجاع شد و این مرجع با رد اعتراض اولیای دم، در نهایت نظر دادستانی مبنی بر شبه‌عمد بودن قتل ستار بهشتی را تایید کرد.

سینا قنبری

در جریان ناآرامی‌های دی‌ماه، جوانی ۲۳ ساله به نام سینا قنبری بازداشت شد. او پس از انتقال به زندان اوین، روز ۱۶ دی‌ماه در قرنطینه بند چهار این زندان درگذشت. مصطفی محبی، مدیرکل زندان‌های استان تهران در این‌باره گفت: «در بامداد روز شنبه مورخ ۱۶ دی‌ماه یکی از زندانیان زندان اوین به نام سینا قنبری فرزند علی‌اکبر با مراجعه به دستشویی قرنطینه زندان اوین اقدام به خودکشی از طریق حلق‌آویز نمودن خود کرد. مراتب فورا به دادستان تهران اعلام شد و بازپرس دادسرای جنایی در زندان حضور یافت و از مأمورین زندان و مطلعین تحقیق کرده و دستورها را صادر کرد».

 

 

مرگ در حبس؛ از سعید امامی تا سیدامامی (فوری)
خبر درگذشت قنبری را ابتدا محمود صادقی نماینده تهران در توییتی تایید کرد و سپس از سوی طیبه سیاوشی دیگر نماینده مجلس مورد تایید قرار گرفت. در پی این حادثه و برخی اخبار مشابه و البته تاییدنشده از زندان‌هایی در شهرهای دیگر، نمایندگان مجلس پیگیر ماجرا شدند و برخی از آنها درخواست بازدید از زندان اوین را مطرح کردند که با درخواست آنها موافقت شد و توانستند از اوین بازدید کنند.

علیرضا رحیمی یکی از نمایندگان مجلس و از اعضای هیات پارلمانی بازدیدکننده از اوین که فیلم معروف به «خودکشی سینا قنبری» را دیده بود، در گفت‌وگویی با بیان اینکه از این فیلم در جاهای مختلف به اشتباه به نام فیلم خودکشی سینا قنبری نام برده می‌شود درحالی که فیلم حاوی ساعاتی از وضعیت محوطه سرویس‌های بهداشتی زندان بوده و داخل سرویس یا ماجرایی که منجر به مرگ شده در فیلم وجود ندارد، اظهار کرد: «در فیلمی که به نمایندگان نشان داده شد، روز ۱۶ دی‌ماه در ساعت ۳ بامداد فردی با هویت سینا قنبری در حالی‌که کیسه پلاستیکی مشکی بلند و پیچیده‌شده‌ای در دست راست دارد وارد یکی از سرویس‌های بهداشتی می‌شود. پس از آن مدت بسیار طولانی بدون هیچ اتفاق یا حرکتی محوطه سرویس‌ها ضبط شده تا اینکه حدود دو ساعت بعد یکی از زندانیان وارد شده و مستقیماً به همان سرویسی که سینا رفته وارد می‌شود و با صحنه جسد افتاده بر زمین مواجه و به حالت بهت و شوکه برمی‌گردد».

اما حسن نوروزی سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس و نماینده مردم رباط کریم در پاسخ به اظهارات رحیمی گفت که این فیلم درست بوده است.

ماجرای مرگ قنبری همچنان در دست بررسی است.

کاووس سیدامامی

 

 مرگ در حبس؛ از سعید امامی تا سیدامامی
اما تازه‌ترین مورد از مرگ‌های در حبس مربوط به کاووس سیدامامی فعال محیط زیست، دارنده مدرک دکترای جامعه‌شناسی، عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق، استاد ارتباطات، مدیرعامل مؤسسه «حیات وحش میراث پارسیان» و شهروند ایرانی – کانادایی است که ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ درگذشت.

خبر درگذشت سیدامامی را پسرش رامین در توییتر اعلام کرد و سپس به صورت رسمی از سوی برخی مقامات تایید شد. عباس جعفری دولت‌آبادی دادستان تهران در این‌باره گفت: «این فرد یکی از متهمان به جاسوسی در قالب فعالیت‌های محیط زیستی بوده و با توجه به اینکه می‌دانسته اعترافات زیادی علیه وی شده و خودش هم اعترافاتی داشته متأسفانه در زندان دست به خودکشی زده‌ است.»

غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه قضائیه هم ضمن تأیید خبر بازداشت شماری از فعالان محیط زیست گفت که این افراد به اتهام دادن اطلاعات طبقه‌بندی‌شده از مراکز حساس به سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه از جمله رژیم صیهونیستی و آمریکا در روزهای گذشته دستگیر شده‌اند و برخی از آنها در بازداشت هستند.

درگذشت سیدامامی واکنش‌های زیادی را در فضای مجازی و همچنین از سوی برخی نمایندگان در پی داشت. علی مطهری نایب رئیس مجلس و از پیگیری‌کنندگان این حادثه روز دوشنبه ۲۳ بهمن از جلسه‌ای با حضور تعدادی از نمایندگان و کارشناسان سازمان اطلاعات سپاه خبر داد و گفت: ‌در این جلسه فیلمی از داخل سلول آقای سیدامامی نشان دادند. در این فیلم لحظه خودکشی مشهود نیست اما حدود هفت هشت دقیقه ایشان (سید امامی) مشغول اقداماتی است که نشان می‌دهد احتمالا قصد خودکشی دارد. در اینجا کوتاهی اپراتور روشن است که متوجه این اتفاق نشده در حالیکه باید زودتر متوجه می‌شده و از این اتفاق جلوگیری می‌کرده است. به نظر می‌رسد در این زمینه کوتاهی شده و خودشان هم قبول دارند.

محمدرضا تابش رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس هم با بیان اینکه موضوع اعلام خودکشی آقای دکتر سیدامامی در دست بررسی است، این سوال را مطرح کرد که «چرا مسئولان ذیربط در زندان علیرغم آن‌که آن‌جا به دوربین مدار بسته مجهز بوده متوجه این حادثه نشده‌اند؟»

اما علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در این‌باره نظر دیگری داشت و گفت که در فیلم مذکور، کاووس سیدامامی پیراهن خود را در آورده و برای خودکشی آماده می‌شود. خانواده وی نیز این اتفاق را پذیرفتند لذا درخواست کالبدشکافی هم نکرده‌اند.

مصطفی کواکبیان عضو کمیسیون امنیت ملی هم خواستار توضیح وزیر اطلاعات درباره موضوع خودکشی سیدامامی شد.

همچنین ۴۲ نماینده به وزرای اطلاعات و دادگستری نسبت به تکرار موضوع خودکشی برخی متهمان در زندان‌ها و بی دقتی به این مسئله، تذکر کتبی دادند.


مرگ تنباکویی در ایران


آمارها از افزایش تعداد مرگ‌های ناشی از مصرف دخانیات خبر می‌دهد

روزنامه صبح نو: براساس آمار رسمی در کشور سالانه ۵۵ هزار نفر به دلیل استعمال دخانیات جان خود را از دست می‌دهند که به گفته مسوولان ۹۰ درصد این محصولات دخانی و توتونی به کشور قاچاق می‌شود. قاچاق مواد دخانی هرساله بیشتر می‌شود و جالب این‌است که با وجود آمارهای دقیقی که مسوولان از واردات قاچاق این محصولات دارند همچنان هم نتوانسته‌اند جلوی آن را بگیرند یا آن را به حداقل برسانند.

براساس پژوهشی که انجام شده مصرف دخانیات کل کشور، ۵۵ میلیارد نخ برآورد شده است. وزارت بهداشت سال ۱۳۹۲ طی یک تحقیق میدانی، رقم برآورد مصرف را بین ۵/ ۴۹ تا ۵۵ میلیارد نخ اعلام کرد که هم اکنون احتمالاً به ۶۰ میلیارد نخ رسیده است. البته شرکت دخانیات ایران، در دهه اخیر با بهره گیری از ماشین‌آلات پیشرفته جدید مخصوص این صنعت، در منطقه گیلان، توانسته است خود را به تکنولوژی روز مجهز و رقم تولید در سال‌های اخیر را به رقم مصرف نزدیک کند.

 

مرگ تنباکویی 

هزینه ۲۰ میلیاردی

مصرف دخانیات آسیب‌های زیادی برای سلامتی افراد مصرف کننده و همچنین در معرض دارد و همه این آسیب‌ها که بعضاً نیاز به درمان‌های فوری و همچنین پیچیده دارند، هزینه‌های زیادی را می‌طلبد. این‌هزینه‌ها سالانه با رشد نرخ مصرف و همچنین کاهش سن مصرف افزایش می‌یابد به نوعی که اگر این هزینه صرف جلوگیری از قاچاق و مبارزه با مصرف دخانیات می‌شد شاید امروز مشکلات کمتری متوجه سلامتی جامعه بود. آقای محمدحسین قربانی، رییس فراکسیون مبارزه با دخانیات مجلس شورای اسلامی گفته است: «روزانه هزینه‌ای بالغ بر ۲۰ میلیارد تومان ناشی از استعمال دخانیات و درمان بیماری‌های ناشی از مصرف آن به حوزه سلامت تحمیل می‌شود.»

او با اشاره به استفساریه مجلس درباره اجرای طرح منع عرضه قلیان، از تحمیل هزینه‌های بسیار درمانی به حوزه سلامت در پی مصرف دخانیات به عنوان مهم‌ترین دغدغه خود بیان و ادامه داد: «بنده از همکارانم در صحن علنی مجلس گلایه دارم که برای بررسی موضوع آزاد کردن عرضه قلیان در کشور با قید فوریت وقت گذاشتند، آن هم در شرایطی که در کشور با معضلات مهم‌تری همچون بیکاری جوانان، رکود‌که بازار سرمایه‌ای را متشنج کرده است و مشکلات معیشتی روبه‌رو هستیم.» رییس فراکسیون مبارزه با دخانیات مجلس شورای اسلامی ادامه داد: ایران یکی از ۱۸۰کشور عضو کنوانسیون مبارزه با مواد مخدر در دنیا است، ضمن اینکه همین مواد دخانی سالانه ۵۵ هزار کشته در ایران رقم می‌زند، از سوی دیگر روزانه هزینه‌ای بالغ بر ۲۰ میلیارد تومان ناشی از استعمال دخانیات و درمان بیماری‌های ناشی از مصرف آن به حوزه سلامت تحمیل می‌شود، از این رو انتظار بود که همکارانمان با تصویب این استفساریه موافقت نمی‌کردند.

مالیات

مصرف دخانیات در کشور دلایل زیادی دارد و البته در دسترس بودن و قیمت پایین آن در افزایش سرانه مصرف نیز بی‌تأثیر نیست، یکی از بحث‌هایی که مدت زیادی است مورد مباحثه کارشناسان مختلف قرار گرفته و هنوز هم به نتیجه‌ای نرسیده است، بحث مالیات بر مواد دخانی بوده است. خیلی‌ها معتقدند مالیات دخانیات در کشور پایین است و همین موضوع باعث شده تا قیمت‌ها هم پایین باشد.

قربانی گفته است: هم‌اکنون یکی از ایرادات بزرگی که سازمان‌های بین‌المللی در حوزه مبارزه با مواد دخانی به ایران وارد می‌دانند، این است که، مالیات کمی برای دخانیات تعیین شده است، همچنین هیچ برنامه جدی برای مبارزه با آن در اماکن عمومی وجود ندارد. وی اضافه کرد: بر اساس آمارهای ارائه‌شده ۹۰ درصد محصولات دخانی و توتونی که مورد مصرف قرار می‌گیرد، به صورت قاچاق وارد کشور شده و مشخص نیست همراه با چه میزان ضایعات بسته‌بندی شده است.

 

مرگ تنباکویی 

نقش رسانه‌ها

رسانه‌های کشور در حالی به موضوع قاچاق، مصرف و تولید دخانیات در کشور می‌پردازند که خدایی نکرده به مسوولی برنخورد تا بتوانند به کارشان ادامه دهند، جالب این‌است که آن زمان رسانه مورد توجه نیستند که موضوع ناکارآمدی مسوولان مطرح می‌شود یا زمانی که درباره بروز بحران هشدار می‌دهند اما درست زمانی‌که توانی برای مقابله ندارند پای رسانه‌ها را وسط می‌کشند که باید کمک کنند.

نایب رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، اضافه کرد: رسانه‌ها باید در جهت انجام رسالتی که برعهده دارند به بیان ایجاد ناهنجاری‌های ناشی از استعمال دخانیات و ضایعاتی که در قالب توتون به صورت قاچاق وارد کشور شده و به‌مصرف می‌رسد، بپردازند. وی با انتقاد از عملکرد وزارت کشور در حوزه مبارزه با استعمال دخانیات به ویژه قلیان در اماکن عمومی ادامه داد: این وزارتخانه برای اینکه بار سیاسی و هزینه مبارزه‌های قانونمند با دخانیات را نپردازد، موانعی در مسیر اجرای قانون منع عرضه قلیان در اماکن عمومی ایجاد می‌کند.

با دست پیش می‌کشند با پا پس می‌زنند

همین چند ماه پیش بود که مسوولان از سازمان و نهادی با قبضه کردن تریبون‌ها اعلام کردند تصمیم دارند تا طرح بزرگی برای مبارزه با عرضه قلیان در سفره‌خانه و قهوه خانه‌ها را اجرا کنند. با تحقق اهداف پنهان و رسیدن به مقصود برخی، این طرح به دست فراموشی سپرده شد و بعد هم نمایندگان مجلس برای ادامه عرضه قلیان‌ها سنگ تمام گذاشتند جوری که انگار دینی داشته‌اند. رییس فراکسیون مبارزه با دخانیات مجلس گفته است: استفساریه مصوب در صحن باید بعد از بررسی در کمیسیون‌های تخصصی با تأکید بر الزام پاک کردن آزادی اماکن عمومی برای عرضه مواد دخانی اصلاح شود،

 

ضمن اینکه به این مهم توجه شود که دولت موظف به پرداخت هزینه درمان افرادی که جهت تفریح از قلیان استفاده می‌کنند، نیست و نباید مبالغی از جیب سایر افراد جامعه برای آنها هزینه شود. مرگ ده‌ها هزار نفر در کشور به دلیل مصرف مواد دخانی داخلی یا قاچاق نه اینکه قابل کنترل و کاهش نباشد نه، بلکه اراده محکمی برای این‌کار وجود ندارد. این‌اولین باری نیست که مسوولان از این دست آمارها را بیان می‌کنند و مطمئناً آخرین آنها هم نخواهد بود، اما موضوع مهم این‌است که تا زمانی‌که دست‌های پشت‌پرده از عرضه مواد دخانی و همچنین ناسالم بودن مردم سود می‌برند این وضعیت قابل تغییر نخواهد بود.


خبرگزاری آريا – در بيماري هايي مانند ديابت و فشار خون بالا که منجر به مرگ مي شود، عامل تغذيه دخيل است




معاون بهداشت وزارت بهداشت در بازديد از مراکز بهداشتي شهر گراش؛

در بيماري هايي مانند ديابت و فشار خون بالا که منجر به مرگ مي شود، عامل تغذيه دخيل است

خبرگزاري آريا- دکتر رئيسي معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، با حضور در شهرستان گراش از دانشکده علوم پزشکي گراش و مراکز بهداشتي اين شهرستان بازديد کرد.
به گزارش خبرگزاري آريا، دکتر عليرضا رييسي در ابتداي ورود به شهرستان گراش وارد دانشکده علوم پزشکي گراش شد و از قسمت هاي مختلف آموزشي اين دانشکده بازديد و از نزديک در جريان چگونگي خدمات آموزش به دانشجويان بويژه دانشجويان بهداشت کار دهان و دندان قرار گرفت.
وي سپس از کلينيک دندانپزشکي بيمارستان بازديد کرد و ضمن ابراز خرسندي از ساخت اين کلينيک در گراش گفت: با توجه به اين که تمامي زير ساخت هاي لازم در دانشکده علوم پزشکي گراش وجود دارد و اجراي طرح عاري از پوسيدگي دندان در گراش که براي گروه هاي هدف مختلف در حال انجام است، اين موارد باعث مي شود که با پرداخت هزينه پايين و دريافت خدمات دندانپزشکي با کيفيت در سطح اول، تا ۵ سال آينده دانش آموزاني با دندان هايي سالم داشته باشيد و اين امر محقق نخواهد شد مگر با برنامه ريزي درست و مناسب.
معاون بهداشت وزارت بهداشت در ادامه از مرکز خدمات جامع سلامت محمد رسول الله (ص) بازديد کرد و از نزديک در جريان نحوه ارائه خدماتي که توسط مراقب، ماما و کارشناس تغذيه انجام مي شود قرار گرفت که وضعيت اين مرکز را رضايت بخش و در سطح مطلوب عنوان کرد.
وي طي اين بازديد گفت: هدف از بکارگيري کارشناس تغذيه بايد کاملا شناخته شده و مشخص باشد چرا که امروزه در بيماري هايي مثل ديابت و فشار خون بالا که منجر به مرگ مي شود، عامل تغذيه دخيل است.