Tag Archives: کشور

خبرگزاری آريا – آخرين وضعيت مسموميت با قارچ در کشور


آخرين وضعيت مسموميت با قارچ در کشور

خبرگزاري آريا-سازمان اورژانس کشور اعلام کرد: تعداد مسموم شدگان به علت مصرف قارچ سمي در کشور به بيش از ۸۰۰ نفر رسيده است.
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از روابط عمومي سازمان اورژانس کشور؛ آخرين وضعيت مسموميت با قارچ در ۱۰ استان کشور تا ساعت ۱۱ ظهر (۳۰ ارديبهشت ۹۷) به اين شرح است:
کل مراجعين ۸۴۹ نفر – بستري: ۱۴۹ نفر – ترخيص: ۶۹۰ نفر- فوتي: ۱۰ نفر
آمار تفکيکي:
کرمانشاه: ۳۳۶ نفر – بستري: ۳۴ نفر – ترخيص: ۲۹۵ نفر –فوتي: ۷ نفر
لرستان: ۱۶۷ نفر- بستري: ۱۳ نفر – ترخيص: ۱۵۳ نفر – فوتي: ۱ نفر
کردستان: ۱۵۲ نفر – بستري: ۲۴ نفر– ترخيص: ۱۲۷ نفر– فوتي: ۱ نفر
آذربايجان غربي: ۷۹ نفر کل –بستري:۲۷ نفر – ترخيص: ۵۱ نفر– فوتي: ۱ نفر
زنجان: ۶۶ نفر– ۴۱ نفر بستري – ترخيص: ۲۵ نفر
ايلام: ۳۳ نفر – بستري: ۳ نفر – ترخيص: ۳۰ نفر
کهگيلويه و بويراحمد: ۹ نفر– بستري: ۳ نفر– ترخيص: ۶ نفر
چهارمحال و بختياري: ۳ نفر – ترخيص: ۳ نفر
قزوين:۳ نفر– بستري: ۳ نفر
فارس: ۱ نفر– بستري: ۱ نفر


خبرگزاری آريا – بيماري‌هاي غيرواگير، بيشترين علت مرگ و مير در کشور


بيماري‌هاي غيرواگير، بيشترين علت مرگ و مير در کشور

خبرگزاري آريا- دکتر رئيسي گفت: در حال حاضر بيشترين بار بيماري و مرگ و مير در کشور به دليل ابتلا به بيماري‌هاي غير واگير است. به همين دليل بايد براي کنترل ريسک فاکتورها، برنامه‌هاي جديدي داشته باشيم .
به گزارش خبرگزاري آريا، دکتر عليرضا رئيسي، معاون بهداشت وزارت بهداشت در دومين کنفرانس ملي توسعه پايدار سلامت و تجليل از دکتر مصداقي نيا و برگزيدگان حوزه بهداشت کشور در ستاد مرکزي دانشگاه علوم پزشکي تهران افزود: براي برخورد با بيماري‌هاي غيرواگير  بايد چگونگي برخورد با بيماري‌ها را در نظر داشته باشيم و براساس سوالات کليدي که در اين زمينه وجود دارد از راهکارهاي درستي استفاده کنيم.
معاون بهداشت وزارت بهداشت تصريح کرد: بهتر است در تمام سطوح مختلف جامعه بحث سلامت مطرح شود تا آسيب کمتري متوجه مردم شود. به همين دليل نبايد تمام بار و کمبودها را بر دوش وزارت بهداشت انداخت زيرا اينگونه به نتيجه‌اي نخواهيم رسيد و تمام ارگان‌ها در کشور بايد در زمينه سلامت فعاليت داشته باشند.
وي افزود: اگر ما بتوانيم در زمينه زيرساخت سلامت و بهداشت کشور، پرونده الکترونيک ايجاد کنيم، بسياري از مشکلات در کنترل هزينه‌هاي نظام سلامت مانند پايش و مراقبت حل خواهد شد. همچنين براي کنترل وضعيت سلامت در کشور بحث پزشک خانواده و نظام ارجاع بايد نهادينه شود و با ايجاد پرونده الکترونيکي  در سراسر کشور مي‌توانيم اين کار را بهتر انجام دهيم.
دکتر رئيسي عمق بخشيدن به اقدامات  فعلي در زمينه بهداشت را از برنامه‌هاي ارتقاي کيفيت خدمات فعلي کشور در حوزه بهداشت دانست و گفت: يکي از کارهاي اساسي و دقيقي که بايد در نظام سلامت انجام شود،  نظارت، پايش و ارزيابي است که اين پايش و ارزيابي نه تنها در سطوح مختلف بلکه در سطح گيرندگان خدمت، ارائه دهندگان خدمت، سياستگذاران و مديران بايد وجود داشته باشد.
معاون بهداشت وزارت بهداشت تاکيد کرد: اصلاح نظام پرداخت يکي از موثرترين عوامل تغيير رفتار در زمينه بهداشت و سلامت است که بايد پرداخت عملکردي در سطح سلامت انجام شود تا براي پوشش بيشتر نظام سلامت به کار آيد.
دکتر رئيسي افزود: بايد هر خانه را به خانه بهداشت تبديل کنيم و اين نيازمند ساز و کارهاي جديد است و بايد آموزش بهداشت عمومي براي عامه مردم و جاري سازي فرهنگ بهداشت وجود داشته باشد. به همين دليل پزشک خانواده در اين زمينه مي‌تواند ما را در کنترل بيماري‌هاي غيرواگير کمک کند.


خبرگزاری آريا – جشنواره بين المللي سيمرغ مردمي ترين جشنواره فرهنگي و هنري کشور تبديل شده است




معاون فرهنگي و دانشجويي وزارت بهداشت در سومين اختتاميه جشنواره بين‌المللي سيمرغ:

جشنواره بين المللي سيمرغ مردمي ترين جشنواره فرهنگي و هنري کشور تبديل شده است

خبرگزاري آريا- معاون فرهنگي و دانشجويي وزارت بهداشت با تاکيد بر اين‌که دانشگاهيان جهان و نخبگان فرهنگي و هنري اقدامات جنگ افروزانه سياستمداران‌شان را برنمي‌تابند، تصريح کرد: نخبگان دانشگاهي به تعامل فرهنگي مي‌انديشند و نه جنگ تمدن‌ها و اين يکي از موفقيت‌هاي اين دوره از جشنواره سيمرغ است.
به گزارش خبرگزاري آريا، سومين و آخرين آيين اختتاميه نهمين دوره جشنواره بين‌المللي سيمرغ در سالن اصلي پرديس تئاتر تهران برگزار شد.
دکتر محمدرضا فراهاني، معاون فرهنگي و دانشجويي وزارت بهداشت و رييس نهمين جشنواره سيمرغ در اين مراسم طي سخناني اظهار کرد: بعد از گذشت هفت ماه از زمان اعلام فراخوان جشنواره و پس از گذشت يک هفته از مرحله پاياني اين دوره از جشنواره به ايستگاه آخر رسيده‌ايم و اميدوارم هفته‌اي را که پشت سر گذاشتيم و ميزبان شما بوديم هفته‌اي پر نشاط، هيجان‌انگيز و خاطره انگيز بوده باشد و توانسته باشيد اين هفته را به خوبي پشت سر بگذاريد.
 
جشنواره بين المللي سيمرغ مردمي ترين جشنواره فرهنگي و هنري کشور تبديل شده است
وي با اشاره به اينکه اين دوره، چهارمين دوره از جشنواره سيمرغ است که در دولت تدبير و اميد آن را برگزار شده است و به همت همه دانشگاه‌هاي علوم پزشکي سال به سال بر کيفيت و کميت اين جشنواره افزوده شده است، گفت: امسال ۵۲ هزار اثر به جشنواره ارائه شد که نشان مي‌دهد جشنواره سيمرغ به مردمي‌ترين جشنواره فرهنگي و هنري کشور تبديل شده است.
 
به رغم تبليغات مسموم و ايران‌هراسي دشمنان ۹۳ کشور در جشنواره شرکت کردند.
دکتر فراهاني اظهار کرد: اين دوره از جشنواره در حالي بين‌المللي شد که شاهد تبليغات مسموم و ايران‌هراسي دشمنان کشور بوديم و در يک سال گذشته مثلث شوم و شيطاني ترامپ، بن سلمان و نتانياهو تبليغات عظيمي عليه ايران به راه انداختند ولي به رغم اين تبليغات ناجوانمردانه شاهديم که ۹۳ کشور در اين دوره از جشنواره شرکت کردند و نکته جالب توجه اين است که به لحاظ تعداد آثاري که در بخش بين‌الملل جشنواره ارائه شد، ايالات متحده آمريکا دومين کشور شرکت کننده در جشنواره بود؛ اتفاقي که نشان داد دانشگاهيان جهان و نخبگان فرهنگي و هنري سياست‌هاي جنگ افروزانه سياستمداران‌شان را برنمي‌تابند؛ نخبگان دانشگاهي به تعامل فرهنگي مي انديشند و نه جنگ تمدنها و اين يکي از موفقيت هاي اين دوره از جشنواره بود.
رييس نهمين دوره جشنواره سيمرغ در ادامه اظهار کرد: رسانه‌هاي معدودي جشنواره را با رسالت‌هاي وزارت بهداشت همخوان و همراه نمي‌دانستند و به نوعي آن را زير سوال بردند يا به عبارتي گفتند اين جشنواره يک دورهميِ فرهنگي است و چرا منابع بزرگي صرف اين جشنواره مي‌شود که در پاسخ بايد گفت، يکي از اهداف معاونت فرهنگي و دانشجويي وزارت بهداشت از برگزاري جشنواره سيمرغ، افزايش نشاط در دانشگاه‌ها است و  يکي ديگر از اهدافمان افزايش سرمايه فرهنگي و اجتماعي دانشجويان و دانشگاهيان است.

دانشجويان بهره مند از سرمايه فرهنگي در زندگي فردي و اجتماعي موفق ترند
دکتر فراهاني اظهار کرد: مطالعاتي که در دانشگاه‌هاي دنيا انجام شده نشان داده است که دانشجويان برخوردار و بهره‌مند از سرمايه فرهنگي بالا در زندگي فردي و اجتماعي‌شان موفق‌تر خواهند بود؛ بنابراين آشنايي با سرمايه‌هاي فرهنگي کشور بسيار مهم است. شايد روز نخست جشنواره را جشنواره‌اي آماتور مي‌دانستيم که به دنبال پروراندن هنرمندان بزرگ نيست اما اکنون معتقديم اين مهم نيز غيرممکن نيست و همان‌گونه که هنرمندان بزرگ زيادي در جامعه پزشکي وجود دارند، جشنواره سيمرغ نيز مي‌تواند بستري براي پرورش هنرمندان بزرگ در جامعه پزشکي فراهم کند.
وي، ضريب هوشي بالا، جواني و ذهن خلاق را از مزيت‌هاي نسبي دانشجويان هنرمند علوم پزشکي برشمرد که بايد به آن توجه کنند و افزود: معتقدم سال‌هاي آينده اين جشنواره مي‌تواند آثاري ارائه کنند و ايده‌هايي به دنياي هنر ارائه کند که به دنياي هنر نيز خدمت خواهد کرد؛ البته ضريب هوشي و خلاقيت دانشجويان به شرطي به ارائه آثار بهتر هنري و فرهنگي مي انجامد که دانش و معرفت خود را افزايش دهند.
دکتر فراهاني در ادامه سخنان خود با بيان اينکه در حال حاضر فضاي مجازي ذائقه ما را تغيير داده است از دانشجويان خواست براي کسب معرفت به مطالعات عميق و تامل در آموخته هاي خود بپردازند و اظهار کرد: در معاونت فرهنگي و دانشجويي وزارت بهداشت امسال آموزش‌هاي هنري را در دستور کارمان قرار داده‌ايم. نکته ديگر اين است که دانشگاه‌هاي ما بايد تمام بودجه‌اي که دولت در سرفصل فرهنگي به آن‌ها اختصاص داده است را صرف فعاليت‌هاي فرهنگي کنند و معاونت فرهنگي و دانشجويي وزارت بهداشت تحقق اين مهم را به دقت و به صورت قاطعانه دنبال خواهد کرد.
معاون وزير بهداشت موفقيت جشنواره سيمرغ در طول ۴ سال اخير را مرهون حضور ۵۲ هزار شرکت کننده‌اي دانست که آثارشان را به دبيرخانه جشنواره ارائه کرده اند و گفت: بخش ديگري از اين موفقيت مرهون دانشجويان کشور به عنوان ستاره‌هاي فرهنگي نيز سفيران پرتلاش جشنواره در دانشگاه‌هاي علوم پزشکي است.
دکتر فراهاني همچنين از روساي و معاونان فرهنگي و دانشجويي دانشگاه‌هاي علوم پزشکي و دبيران و مسئولان دبيرخانه‌هاي دانشگاهي جشنواره قدرداني کرد و گفت: يکي از ماموريت‌هايي که از روز نخست مسئوليت دنبال کرده‌ام، فعال کردن کانون هاي فرهنگي و هنري در دانشگاه هاي علوم پزشکي بوده است و وزير محترم نيز در تمام جلسات اين هدف و اين مهم را دنبال مي‌کنند. اگر حمايت‌هاي همه‌جانبه ايشان بود برگزاري اين جشنواره با مشکلات اقتصادي که در کشور وجود دارد و وزارت بهداشت نيز با آن درگير است امکان پذير نبود.
وي در پايان ابراز اميدواري کرد دانشجويان و سفيران فرهنگي دانشگاه‌هاي علوم پزشکي اسوه‌اي براي تمام دانشجويان کشور باشند.


خبرگزاری آريا – پيشرفته ترين مرکز جراحي قلب جنوب غرب کشور در اهواز افتتاح شد/ بهره مندي اين مرکز از کادر پزشکي متعهد و مجرب


پيشرفته ترين مرکز جراحي قلب جنوب غرب کشور در اهواز افتتاح شد/ بهره مندي اين مرکز از کادر پزشکي متعهد و مجرب

خبرگزاري آريا- پيشرفته ترين مرکز تخصصي و فوق تخصصي قلب و جراحي قلب منطقه جنوب غرب کشور با حضور وزير بهداشت در بيمارستان گلستان اهواز، به بهره برداري رسيد.
به گزارش خبرگزاري آريا، دکتر سيد حسن هاشمي در حاشيه افتتاح اين مرکز درماني، اظهار داشت: اين مرکز علاوه بر برخورداري از فضاي مناسب فيزيکي و تجهيزات پزشکي پيشرفته، از کادر پزشکي بسيار مجرب و متعهدي بهره مند است که در کشور بي نظير هستند و اعمال جراحي بسيار پيشرفته اي را براي سنين مختلف انجام مي دهند.
وزير بهداشت گفت: انجام ۷ هزار عمل جراحي توسط يکي از جراحان قلب اين مرکز درماني، بسيار ارزشمند و در سطح دنيا، کم نظير است و انجام اين اقدامات از سوي يک فرد بومي استان، موجب افتخار جامعه پزشکي است چرا که سختي هر يک عمل جراحي پيچيده معادل ده عمل جراحي در بيرون از مراکز دولتي است و اين افراد در خارج از سيستم دولتي، مي توانند دريافتي چند برابري داشته باشند و اين گونه اقدامات، با ايثارگري و جان فشاني هاي فرزندان خوزستان در دوران دفاع مقدس قابل تشبيه است و قطعا اجر اين کار، کمتر از رشادت هاي دوران دفاع مقدس نيست و اين کار، يک نمونه از خدمات ارزشمند و زرين جامعه پزشکي کشور است.
ساخت اين مرکز از سال ۹۴ در زميني به مساحت ۴۸۰۰ متر مربع در سه طبقه آغاز و با اعتباري بالغ بر ۲۵ ميليارد تومان ساخته و تجهيز شده و با بهره برداري از اين مرکز درماني، ۱۱۲ تخت بيمارستاني جديد به ظرفيت بيمارستان گلستان اهواز افزوده شد.
از بخش هاي اين مرکز تخصصي و فوق تخصي مي توان به آي سي يو جراحي قلب بزرگسالان و کودکان، جراحي قلب، اتاق عمل جراحي قلب، سي سي يو وآنژيو گرافي اشاره کرد.


خبرگزاری آريا – ايجاد کارگروه هاي مشترک با سازمان اورژانس کشور




معاون درمان وزير بهداشت در اجلاس معاونين درمان دانشگاه هاي علوم پزشکي سراسر کشور خبر داد:

ايجاد کارگروه هاي مشترک با سازمان اورژانس کشور

خبرگزاري آريا- معاون درمان وزير بهداشت با بيان اينكه دستورالعمل هاي متعددي در حوزه درمان کشور مبتني بر شواهد و پژوهش محور تدوين و ابلاغ شده است، گفت: دستورالعمل شيمي درماني و استاندارد هاي درمان سرطان نيز ابلاغ شده است.
به گزارش خبرگزاري آريا، دكتر قاسم جان بابايي در اجلاس معاونين درمان دانشگاه هاي علوم پزشکي سراسر کشور گفت: در چند ماه اخير تعاملات بين بخشي و فرابخشي براي تبيين دستاوردها و بهبود فرايندهاي ارائه خدمات افزايش يافته است.
وي افزود: خوشبختانه هماهنگي بسيار خوبي با حوزه معاونت بهداشت در زمينه ارائه خدمات سطح يک و استقرار نظام ارجاع داريم.
دكتر جان بابايي با بيان اينكه کارگروه هاي مشترک با سازمان اورژانس کشور ايجاد شده است، خاطرنشان كرد: اين كارگروه براي حل مشکلات موجود در زمينه اورژانس تشكيل شده است.
معاون درمان وزارت بهداشت درخصوص صرفه جويي در هزينه هاي درماني خاطرنشان كرد: در فاز جديد فعاليت هاي حوزه سلامت، با تقويت فرآيندها بيش از پيش به سمت صرفه جويي و مديريت هزينه و ارائه خدمات با کيفيت و ايمن به مردم حرکت کرده ايم.
وي گفت: دستورالعمل هاي متعددي در حوزه درمان کشور مبتني بر شواهد و پژوهش محور تدوين و ابلاغ شده است.
دكتر جان بابايي با بيان اينكه دستورالعمل شيمي درماني و استاندارد هاي درمان سرطان ابلاغ شده است، درخصوص منابع پايدار حوزه سلامت گفت: پايدارسازي منابع مالي حوزه سلامت از اهداف اصلي ما است و محور اصلي برنامه هاي ما در اين زمينه مديريت هزينه بوده است.
وي تاكيد كرد: در اين مسير طي نشست هاي مختلف با گروه ها و انجمن هاي مختلف علمي حوزه سلامت، راهنماهاي باليني( گايدلاين ها) تدوين و به تاييد آنها رسيده است.


خبرگزاری آريا – اولين کترينگ تامين غذاي بيمار در کشور افتتاح شد


اولين کترينگ تامين غذاي بيمار در کشور افتتاح شد

خبرگزاري آريا- سفره سلامت؛ اولين کترينگ تامين غذاي بيمار در کشور با حضور وزير بهداشت افتتاح شد.
به گزارش خبرگزاري آريا، کترينگ سفره سلامت با هدف به روز آوري و بهره برداري مناسب، مديريت متمرکز، ارتقاي سطح کيفي و کمي تامين غذا، حذف چرخه توليد و تامين غذا از بيمارستانها، آزادسازي فضاي بيمارستانها و اختصاص آن به فضاي درماني، توليد انبوه صنعتي و کاهش قيمت تمام شده تهيه غذا ايجاد شده است.
ساخت اين مرکز از تيرماه سال گذشته در زميني به مساحت ۱۷۵۰۰ متر مربع و زيربناي ۳۶۰۰ متر مربع آغاز و پس از نه ماه تکميل شد.
با افتتاح اين کترينگ، زيرساخت هاي لازم براي پخت روزانه ۳۰ هزار پرس غذا فراهم شده که اين ظرفيت تا ۵۰ هزار پرس غذا در روز، قابل ارتقا است.
اين شرکت با سرمايه گذاري ۶۰ ميليارد توماني موسسه محب در منطقه گرمدره استان البرز راه اندازي شده است.


خبرگزاری آريا – اجرايي شدن طرح استحقاق درمان تا سه ماهه‌ دوم سال جاري در کل کشور




معاون بيمه خدمات سلامت سازمان بيمه سلامت ايران خبر داد:

اجرايي شدن طرح استحقاق درمان تا سه ماهه‌ دوم سال جاري در کل کشور

خبرگزاري آريا- معاون بيمه خدمات سلامت سازمان بيمه سلامت ايران از اجرايي شدن طرح استحقاق درمان تا سه ماهه‌دوم سال جاري در کل کشور خبر داد.
به گزارش خبرگزاري آريا، دکتر مرتضي ادياني، معاون بيمه خدمات سلامت سازمان بيمه سلامت ايران با اشاره به آغاز طرح حذف دفترچه‌ها و الکترونيکي شدن خدمات بيمه سلامت در ۴ استان کشور بيان کرد :الکترونيک شدن خدمات يکي از ۹ گام عملياتي بيمه سلامت در سال ۹۷ است که اجراي کامل و تداوم اين طرح در فازهاي بعد به استانداردسازي، کاهش هزينه‌ها، تسريع امور و رضايت‌مندي بيماران و بيمه‌شدگان کمک شاياني خواهد کرد.
وي ادامه داد: در گام نخست اجراي طرح، هنگام پذيرش بيمار در بخش‌هاي بستري موقت يا دائم، الزام به ارائه‌ي دفترچه بيمه سلامت حذف شده و پذيرش بيمار صرفاً با اعلام کد ملي وي انجام مي‌شود. بر اين اساس، با استفاده از اپليکيشن‌ها و سيستم‌هاي الکترونيکي، اطلاعات پزشکي بيمار شناسايي مي‌شود و کارشناسان بيمه اطلاعاتِ بيمه‌گري را بررسي و استحقاق بيمار را براي دريافت خدمات درماني به صورت آنلاين و الکترونيکي بررسي و تأييد مي‌کنند. در ادامه نيز يک کد ۱۶ رقمي در اسناد مربوط به بستري بيمار درج مي‌شود که براي پيگيري‌هاي مالي بعدي قابل ارائه به بيمه خواهد بود.
ادياني افزود: اگرچه در فاز نخست اين طرح در مراحل بعد از پذيرش اوليه (از جمله در هنگام ترخيص و همچنين در بخش‌هايي غير از بستري)، همچنان ارائه‌ي دفترچه کاغذي ضروري است اما اين طرح در فازهاي بعد به بخش‌هاي ديگر و همچنين تمامي مراحل درمان تا ترخيص بيمار خواهد رسيد و در نهايت چاپ دفترچه‌ها نيز به طور کامل منتفي مي شود و پرونده‌هاي پزشکي و بيمه‌اي بيماران نيز در قالب يک بسته کاملاً الکترونيکي ارائه خواهد شد.
ادياني به رفع هم‌پوشاني‌ها نيز اشاره کرد و گفت: اين طرح به عنوان يکي از ابعاد طرح استحقاق درمان است. از آنجا که در حال حاضر تعداد جمعيت بيمه‌هاي هم‌پوشان در کشور قابل ملاحظه است، طرح استحقاق درمان حل اين مسئله را نيز در نظر گرفته است؛ بر اين اساس بيماراني که چند دفترچه‌اي هستند تعيين تکليف شده تا با کمترين هزينه‌ها، کارآمدترين خدمات بيمه‌اي به افراد مستحق و نيازمند ارائه شود.
معاون بيمه خدمات سلامت سازمان بيمه سلامت ايران با تاکيد بر اينکه تا سه ماهه‌ دوم سال جاري، طرح استحقاق درمان در کل کشور اجرا خواهد شد، گفت: فاز نخست طرح در استان هاي فارس ، مازندران، کرمان و البرز رونمايي شده است.
ادياني دسترسي به سيستم اطلاعات بيمارستاني را از ديگر طرح ها به منظور هم افزايي با طرحهاي ديگر اين سازمان دانست و افزود: اين طرح حذف بسياري از اسناد کاغذي را در پي داشته و در فازهاي بعدي در کنار موضوع راهنماي طبابت باليني (گايدلاين‌ها) مي‌توانند سيستم سلامت ما را به سطح کشورهاي پيشرفته‌ي دنيا برساند.


یک‌سوم مدارس کشور ایمن نیست


سالنامه آرمان امروز – مطهره شفیعی: اخبار خوبی از ساختمان خیابان سپهبد قرنی به گوش می رسد؛ اخباری که از تحول اساسی در آموزش و پرورش سال ۹۷ حکایت می کند. اخباری که می توان آن را آرام بخش خانواده دانش آموزان عنوان کرد. وزارت آموزش و پرورش اما از دیرباز با مشکلاتی مواجه بوده که به راحتی قابل رفع نیست از جمله بودجه و اعتبارات. سید محمد بطحایی از روزیکه بر کرسی وزارت آموزش و پرورش نشست در اندیشه تحولات اساسی در این وزارتخانه بود و تا به امروز طرح هایی در این راستا ارائه کرده است.

اما نباید فراموش کرد اهمیت این وزارتخانه تا بدان جاست که هر از چندگاهی به سیبل هجمه مخالفان دولت تبدیل می شود اما بطحایی معتقد است که باید به ارائه طرح های خوب برای پیشرفت این وزارتخانه و رضایتمندی خانواده آموزش و پرورش بهترین پاسخ به مخالفان است. در راستای آنچه وزارت آموزش و پرورش دولت دوازدهم از آغاز به کار تا به امروز انجام داده و همچنین برنامه هایش برای سال ۹۷، با سید محمد بطحایی، وزیر آموزش و پرورش به گفت و گو پرداخته ایم که در ادامه می خوانید.

وزیر آموزش و پرورش: یک‌سوم مدارس کشور ایمن نیست

بدون تعارف وزارت آموزش و پرورش در همه زمان ها با غم و غصه همراه بوده است یعنی از جمله وزارتخانه هایی است که همواره گلایه مند از مشکلاتی مانند کسری بودجه و… است اما در عین حال قرار است در چنین شرایطی تعداد زیادی معلم استخدام شود. چه تناسبی میان این گلایه ها و استخدام های جدید است؟

فرمایش شما را تصحیح می کنم. آموزش و پرورش امید، شادی و نشاط است. این وزارتخانه با کودکان و نوجوانان مواجه است. بنابراین محیط آموزش و پرورش و مدارس سرشار از شادی و نشاط است البته آموزش و پرورش همواره با یک مشکل به نام اعتبارات مواجه بوده که این مشکل گاهی شدیدتر و گاهی کمتر می شود اما همیشه وجود داشته است. در تمامی سال هایی که در آموزش و پرورش حضور داشتم گلایه ها از دیر پرداخت کردن حق التدریسی ها و حق الزحمه های امتحانات و مسائلی از این قبیل وجود داشته است.

در پاسخ به سوال شما هم باید چنین اذعان داشت که سال آینده یعنی سال ۹۷ یکی از پرچالش ترین سال ها را در حوزه نیروی انسانی خواهیم داشت. یعنی مهم ترین چالش آموزش و پرورش در سال تحصیلی ۹۸- ۹۷ موضوع کمی نیروی انسانی است به نحوی که از یک سو ۳۰ هزار دانش آموز جدید وارد می شوند و در عین حال ۵۰ هزار کارمند بازنشسته می شوند. بنابراین جمع این دو بخش منجر به کسری ۸۰ هزار نفری می شود. البته آنچه مطرح کردم ارزیابی با شاخص های موجود است.

این رقم که بسیار بالاست

بله. رقم بسیار بالایی است. اگر با شخص های موجود یعنی تراکم کلاس، پراکندگی، معلم، معاون و دفتردار و… محاسبه کنیم، با کمبود بسیار زیادی مواجه می شویم. در همین اتاق، کارگروه مسئول ساماندهی نیروی انسانی برای سال آینده جلسه داشت و پیشنهاد و برنامه هایی ارائه داد که بررسی می کردیم. اطلاعیه ای که برای استخدام نیرو مشاهده کرده بودید، بخشی از کمبود را جبران خواهدکرد و ما حداکثر ۱۸ هزار نفر در آزمون آتی استخدام خواهیم کرد.

این ۱۸ هزار نفر در مهرماه ۹۷ وارد خدمت می شوند. آن ها دوره سه تا چهارماهه را طی می کنند و سپس وارد آموزش و پرورش می شوند. از سوی دیگر تعدادی از فارغ التحصیلان دانشگاه فرهنگیان هم چهار سال پیش تحصیلات در این رشته را آغاز کرده بودند اکنون مدرک کارشناسی دریافت می کنند و وارد آموزش و پرورش می شوند و با روش های دیگری هم تلاش می شود کسری ۷۰ تا ۸۰ هزار نفری نیروها را جبران کنیم.

باز به سوال اول می رسیم که استخدام حجم بالای معلمان با بودجه محدود آموزش و پرورش همخوانی ندارد و به نوعی تناقضی در این میان وجود دارد. از سوی دیگر معلمان حق التدریس هم هستند که به آن ها وعده استخدام و رسمی شدن داده شده است که این وعده محقق نشد و به همین دلیل هر از گاهی به عدم اجرای این وعده اعتراض می کنند.

این تناقض نیست. ردیف حقوقی معلمانی که بازنشست می شوند از آموزش و پرورش جدا خواهدشد. بنابراین ردیف حقوقی معلم بازنشسته آزاد می شود و آن را در اختیار معلم جدید می گذاریم و مشکلی از این جهت ایجاد نمی شود.

پس اعلام کنیم آموزش و پرورش مشکل بودجه ندارد!

این طور نیست. مشکل بودجه وجود دارد. درباره نکته ای که درباره افزایش نیرو و عدم تناسب آن بودجه اشاره کردید باید بار دیگر توضیح بدهم که چنین نیست. چرا که تعدادی از نیروها بازنشسته می شوند که پرداخت حقوقشان دیگر برعهده آموزش و پرورش نیست. بنابراین ورود نیروهای جدید برای آموزش و پرورش بار مالی ایجاد نمی کند و از محل نیروهایی که بازنشسته می شوند بار اعتباری نیروهای جدید تامین می شود.

پس تکلیف معلمان حق التدریس چه می شود که مدعی هستند قول رسمی شدن به آن ها داده شده است؟

من این قول را هیچ وقت ندادم و نمی دانم این قول را چه فردی به آن ها داده است ولی حق التدریسی ها بخشی از همکاران ما در آموزش و پرورش هستند. چند نوع نیرو در آموزش و پرورش حضور دارند. یک بخش از آن ها، همکاران رسمی و بخش دیگر همکاران پیمانی و بخشی هم قراردادی هستند. بخشی از نیروها هم خرید خدمتی هستند یعنی افرادی که با طرح خرید خدمات، سرویس می دهند و ساعتی حقوق می گیرند. بخشی هم نیروهای حق التدریسی هستند که آن ها به دو بخش تقسیم می شوند.

یک بخش حق التدریسی هایی هستند که شغل آن ها حق التدریسی است و بخش دیگر حق التدریسی هایی هستند که نیروی رسمی هستند و ساعاتی را به عنوان اضافه کاری خدمت می کنند که حق التدریسی می شوند. حقوق حق التدریسی هایی که شغلشان حق التدریس است مستمر پرداخت می شود و مشکل عقب افتادگی دریافت حقوق ندارند. حق التدریسی هایی که به پرداخت مطالباتشان اعتراض دارند، نیروهای رسمی هستند که اضافه کاری کردند. ان شاءالله تا قبل از پایان ۹۶ بخش اعظمی از مطالباتشان پرداخت می شود.

وزیر آموزش و پرورش: یک‌سوم مدارس کشور ایمن نیست

یکی از نگرانی ها در مورد ساختمان های فرسوده برخی مدارس است که احتمال وقوع فاجعه را دارد. برای نوسازی مدارس چه برنامه ای دارید؟

استحکام فضاهای آموزشی موضوع بسیار مهمی است. به طور میانگین یک سوم مدارس کشور ناایمن است یعنی از ۱۰۰ هزار مدرسه نزدیک به ۳۰ هزار مدرسه از استحکام کافی و استاندارد لازم برخوردار نیستند که این مدارس یا باید مقاوم سازی یا تخریب و بازسازی شوند. متاسفانه در سال ۹۶ به دلیل عدم اختصاص بودجه و اعتبارات کافی به طرح های عمرانی، نتوانستیم قدم های موثری در مسیر استحکام بخشی برداریم.

نباید فراموش شود که خیرین مدرسه ساز کمک بزرگی کردند. ۵۰ درصد مدارس افتتاح شده در وضعیت بسیار ناگواری که امسال در حوزه طرح های عمرانی با آن مواجه بودیم، از سوی خیرین ساخته شده بود. یعنی نیمی از بار آموزش و پرورش در افتتاح مدارس سال جاری را خیرین و بنیادهای نیکوکاری تقبل کردند و برای سال ۹۷ چشم انداز روشنی پیش بینی می شود. یعنی بودجه ۹۷ به تصویب مجلس می رسد و اعتبارات خوبی برای طرح های عمرانی پیش بینی شده است. تصور می کنم سال ۹۷ اگر تغییراتی در بودجه رخ ندهد سال طلایی در ساخت فضاهای آموزشی است.

ظاهرا آب، برق و گاز مدارس هم در سال ۹۷ رایگان است.

بله. این هم یکی از احکامی است که به تصویب رسید. البته اگر نهایی شود اجرا خواهدشد.

در صورت تصویب، کمک بزرگی به بودجه آموزش و پرورش می شود؟

بله. کمک خیلی بزرگ نیست اما باز هم خوب است. فکر می کنم حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد تومان از بار بودجه آموزش و پرورش به واسطه این تبصره کاهش پیدا می کند.

آموزش و پرورش از چند جهت با مشکلاتی مواجه است که به برخی از آن ها اشاره کردید اما از سوی دیگر دلواپسان هر از گاهی مانند همان بخشنامه که در مورد اردوهای دانش آموزی صادر و تبلیغات منفی زیادی درباره آن شد.

به هر حال آموزش و پرورش یک خانواده وسیع و بزرگ است. قبل از آن که مسئولیت وزارتخانه را برعهده بگیرم، روزنامه «آرمان» گفت و گویی با من داشت که در آن به این نکته اشاره کردم که جامعه ذی نفعان در آموزش و پرورش بسیار وسیع است. یعنی افرادی نگران وضعیت آموزش و پرورش هستند و این نگرانی تنها از جهت منفی نیست و از جهت مثبت هم هست چرا که پاره تن و فرزندانشان به این مدارس می آیند و می خواهند بدانند معلم چه تخصصی دارد، چه کتبی را تدریس می کند و چگونه تدریس می شود.

این نگرانی های صحیح در مورد آموزش و پرورش است ما هم توقع نداریم نگاه جامعه نسبت به آموزش و پرورش خوش بینانه باشد و بگویند هر کار که انجام می دهند، کار درستی است. مورد نقد قرار گرفتن را یک فرصت می دانیم اما درباره آنچه اشاره کردید که یک بخشنامه برای اردوهای دانش آموزی بود باید بگویم طی دستورالعملی مشخص می شود که اردوهای دانش آموزی با چه شرایطی برگزار شود که یک بند آن مورد نقدهای ناجوانمردانه به آن شد.

آن بند درباره ممنوعیت دیدار با جانبازان بود؟

نه. این بند می گوید دانش آموزان پیش دبستانی، اول و دوم ابتدایی به دلیل نامناسب بودن برخی محیط ها و تاثیرگذاری منفی بر آن ها به مراکز بهداشتی مانند انتقال خون، آسایشگاه هایی که بیماران روحی و روانی و جانبازی در آن هستند برده نشوند. البته یک بدسلیقگی در این بند وجود داشت و من به نامناسب بودن آن اعتراف می کنم. در این بند آمده بود دانش آموزان به آرامستان و گلزار شهدا برده نشوند. لازم نبود از «گلزار شهدا» استفاده شود. وقتی آرامستان ذکر می شود گلزار شهدا هم شامل آن می شد. کلمه «گلزار شهدا» نباید در بخشنامه ذکر می شد که همین موضوع باعث برخی انتقادات به آموزش و پرورش شد چنانکه برخی گفتند که مسئولان آموزش و پرورش در مقابله با شهدا هستند و مقام و شأن شهدا رعایت نشده و انتقاداتی به ما وارد شد.

شما سعی زیادی دارید از واژه انتقاد استفاده کنید اما با توجه به روالی که طی شد استفاده از واژه تخریب مناسب تر نیست؟ برخی آگاهان اذعان دارند عملکرد آموزش و پرورش در دوره آقای حاجی بابایی نامطلوب بود اما صدای منتقدان امروز در نیامد.

آن هایی که سلیقه سیاسی شان در تعارض با دولت است از هر نقطه ضعفی برای تخریب استفاده می کنند. آموزش و پرورش به عنوان بخشی از دولت از این تیغ بران در امان نیست و گاهی اوقات مورد تخریب و هجمه قرار می گیرد. در آغاز دولت دوازدهم تا به امروز چندین مورد برخی رفتارها را تشبیه به رفتار ناجوانمردانه کردم. برخی از واژه ها برای حرکت ناجوانمردانه استفاده کنند مانند همین «گلزار شهدا». افرادی به همین بهانه می گویند «می گویند بچه ها را گلزار شهدا نبرید پس با شهدا و روح شهید و فرهنگ ایثار مخالفند.» این اظهارات ناجوانمردانه است چون قبل و بعد گزاره، مورد توجه قرار نگرفته است. ما گفتیم دانش آموز کلاس اول و دوم و یک بچه پیش دبستانی را نباید به آرامستان ببرید ولو این که این بچه در آنجا دعای ندبه بخواند. خواندن دعای ندبه یک بچه پیش دبستانی در آرامستان موضوعیت ندارد.

وزیر آموزش و پرورش: یک‌سوم مدارس کشور ایمن نیست

اخیرا قوانین خوبی هم در آموزش و پرورش تصویب شد مانند حذف آزمون ها و پیک شادی که در سال های گذشته سبب گلایه دانش آموزان بود. این تصمیم در راستای امیدبخشی ارزیابی می شود؟

بله؛ همین طور است. باید تمام عواملی که نشاط را از مدرسه می گیرد را کاهش دهیم. این عوامل گاهی با اهداف خیرخواهانه در برنامه ها گنجانده شده است اما امروز مانع نشاط در مدرسه است، نگاه دانش آموزان نسبت به مدرسه و ایام مدرسه را بسیار کدر کرده است و خاطرات خوبی از مدرسه به بزرگسالی نمی برد. این آزمون ها با تصویب شورای عالی آموزش و پرورش در دوره ابتدایی منع شد هرچند هجمه های بسیار سنگینی علیه آن وجود دارد ولی امیدوارم که ان شاءالله این حرکت های اصلاحی که در راستای سند تحول بنیادین است، بتواند نظام آموزش و پرورش به ویژه دوران کودکی و دبستانی را بانشاط تر کند و آن ها خاطرات شیرینی از مدرسه داشته باشند.

یکی از مشکلات دانش آموزان آغاز کلاس های درس از ساعات آغازین روز است. در برخی کشورهای پیشرفته چنین نیست و دانش آموزان مکلف نیستند صبح زود برای حضور در مدرسه از خواب بیدار شوند. برای نشاط بخشی به مدارس برنامه ای برای تغییر ساعت آغاز کلاس های درس ندارید؟

چند کار در دستور داریم که یکی از تغییر ساعات کار مدارس است. البته در بحث تغییر ساعت شروع کلاس ها باید پدر و مادرانی که هر روز صبح به سر کار می روند را هم مدنظر داشت و بررسی های دقیق تری کرد. یکی از مسائلی که امروز در آموزش و پرورش وجود دارد ساعت شروع و خاتمه کار است. برای تغییر ساعات مدرسه در برخی بخش ها با مشکلاتی مواجه هستیم که مدارس دونوبته از جمله آن هاست. البته در بسیاری از مدارس با این محدودیت مواجه نیستم یعنی می توان ساعات کار را به شرط عدم تداخل با ساعت کار والدین بررسی کرد. اگر بنا بر این باشد ساعت کار مدرسه دیرتر آغاز شود فضایی پیش بینی می شود که پدر و مادر شاغل، فرزند خود را در مدرسه بگذارند و دانش آموزان تا آغاز ساعت رسمی کلاس ها در این فضا مطالعه و تفریح کنند.

کماکان شنیده می شود دانش آموزان را در برخی مدارس کتک می زنند. تایید می کنید؟

بله؛ متاسفانه این پدیده زشت و مذموم همچنان در آموزش و پرورش خودنمایی می کند. هرچند فراوانی آن کم است اما آن اندازه اتفاق زشتی است که حتی باید به یک مورد آن هم حساس بود و جلوی آن را گرفت. دو نوع اقدام در این زمینه در حال انجام است. یکی اقدام پیشگیرانه است یعنی همکاران را با ویژگی شیطنت، بازیگوشی و سر و صدا کردن دوران کودکی و نوجوانی آشنا کنیم بنابراین بخشی از این رفتارها را نمی توان بی انضباطی تلقی کرد بلکه باید تحمل کنیم و بپذیریم. در این راستا آموزش هایی را برای معلمان و مدیران مدارس آغاز کردیم. اقدام دیگر مواجهه با این اتفاق ست یعنی حساسیتی در آموزش و پرورش نسبت به این پدیده ایجاد کنیم که اگر کسی رعایت نکرد

و خدای نکرده اتفاقی در مدرسه ای رخ داد مانند پدر و مادری که ولی دانش آموز است از حقوق دانش آموز در مدرسه دفاع کنیم. البته متاسفانه شاهد تعرضاتی از سوی برخی اولیای دانش آموزان و حتی خود دانش آموز نسبت به معلمان هستیم که این هم برای من حساس است. همان طور که می گویم حساسیت در این مورد که اگر معلمی در مدرسه ای برخلاف اصول تربیتی تنبیه بدنی یا لفظی علیه دانش آموزی به کار برد وجود دارد، به همان میزان هم در مقابل تعرض ولی دانش آموز به معلم حساس هستیم. توهین به یک معلم توهین به یک میلیون معلم در جامعه است. من از همکارانم در بخش خصوصی خواستم به شدت و با سرعت عمل در قبال توهین ها به معلمان وارد عمل شوند، از حقوق معلمان باید صیانت و موضوع را پیگیری کنیم.

آقای دکتر! برنامه ای برای حذف تکلیف در منزل یا مشق شب دانش آموزان ندارید؟

یکی از کارهایی که در دستور کار قرار دارد بررسی حذف تکالیف در سه پایه اول، دوم و سوم ابتدایی است. حذف تکالیف مرسوم البته مدنظر است نه این که هیچ تکلیفی داده نشود. اکنون این طور است که به طور سنتی به دانش آموزان گفته می شود از این درس سه مرتبه بنویسید یا جدول ضرب را یک مرتبه از یکتا ۱۰ و یک مرتبه دیگر از ۱۰ تا یک ضرب کنید. این تکالیف آثار آموزشی ندارد و تنها دانش آموزان را نسبت به تحصیل و آموزش بدبین و کسل می کند. امیدوارم تابستان اعلام شود برای مهر ۹۷ برنامه برای تکالیف شب چه خواهدبود. کتاب خوانی یک موضوع در معرض خطر در جامعه است.

بنابراین باید بچه ها را عادت به کتاب خواندن بدهیم و بگوییم کتاب داستان مورد علاقه ات را انتخاب کن، با صدای بلند برای خانواده بخوان و نقاط ضعف و مثبت قهرمان داستان را در کلاس برای بچه ها بگو. با صدای بلند خواندن اثر تربیتی دارد که آن را دنبال می کنیم و بچه ها باید یاد بگیرند که پیام و کلامشان را به صورت رسا و شیوا برای مخاطب مطرح کنند. بچه ها وقتی صحبت می کنند جمله را در ذهنشان می بندند اما به زبان نمی آورند. یکی از اتفاقات تربیتی در رشد بچه این است که آن ها را به سمت ادای کامل جمله هدایت کنیم. عدم بیان جمله کامل یکی از اشکالات است که باید برطرف شود و کاهش پیدا کند. تکالیفی که به دانش آموزان می دهیم از جنس این تکالیف خواهدبود.

انتقاد به حجم کتب درسی هم است

بله. یکی از معضلات بسیار مزمن در آموزش و پرورش همین است که اشاره کردید. حجم کتب درسی آن قدر زیاد است که فرصت تمرین برای سایر مهارت های زندگی را به دانش آموزان نمی دهد. آن قدر حجم کتب زیاد است که فرصت نمی کنیم اهدافی مانند گفت و گو و بازی های گروهی و رفتاری در جمع را آموزش دهیم. صبوری و کنترل خشم، موضوعاتی است که در ایام مدرسه باید به آن پرداخته شود و بچه ها یاد بگیرند اگر خشمگین شدند، این خشم را مدیریت و کنترل کنند که روش های خودش را دارد و باید در مدرسه تمرین شود. حجم کتب درسی ما آن قدر زیاد است که فرصت پرداختن به این موضوعات و توسعه مهارت زندگی در مدرسه کمتر ایجاد می شود.

وزیر آموزش و پرورش: یک‌سوم مدارس کشور ایمن نیست

چرا خشونت در مدرسه افزایش پیدا کرده است؟

شما باید بپرسید چرا خشونت در جامعه افزایش پیدا کرده است.

یعنی معتقدید مدرسه متاثر از جامعه است؟

بله. مدرسه جامعه کوچک است. مدرسه مثل این است که آیینه ای جلوی جامعه گرفته اید و با حجم کوچک تر به آن نگاه می کنید. اتفاقی که در مدرسه رخ می دهد انعکاسی است از آنچه در جامعه و خانواده رخ می دهد. زمانی که به ها در روابط خانوادگی خودشان شاهد رفتارهای خشونت آمیز هستند، از آن الگوبرداری می کنند. وقتی دانش آموز در ماشین می بیند و شاهد رفتارهای خشن و بی ادبانه راننده برای یک ترمز بی جا است الگوبرداری می کند.

این پاسخ من نباید توجیه این توجیه این موضوع باشد که ما نمی توانیم در مدرسه کاری کنیم. از سوی دیگر دقت کنید که اخبار خشونت بیشتر پخش می شود در حالی که تصور نمی شود تعداد آن زیاد شده است. برای رفع این مشکل در مدرسه باید برنامه و اولویت بندی داشت پیش از این تنبیه و رفتارهای خشن زیاد بود اما جامعه خبردار نمی شد. الان اما با شکل گیری شبکه های اجتماعی در کوتاه ترین زمان همه از اتفاقات خبردار می شوند.

مشکلات سیاسی تا چه اندازه در مدارس هست مانند بازداشت دانش آموزان؟

در آموزش و پرورش مانند دانشگاه یا در طیف جوانان با مسائل سیاسی مواجه نیستیم. آنچه برای ما اهمیت دارد آن است که دانش آموزان در متوسطه دوم، فرصت اظهارنظر در خصوص مسائل اجتماعی و سیاسی پیدا کنند یعنی در آن مقطع به سطحی از بلوغ ذهنی می رسند که اظهارنظر در مورد مسائل سیاسی، رفتارها و برخوردها داشته باشند. البته در دوران متوسطه دوم به معنایی که در دوران دانشگاه با آن مواجه هستیم، با مسئله و مشکل مواجه نیستیم و برای ما مهم است که دانش آموزان در این دوره یاد بگیرند که نظراتشان را مطرح کنند

یعنی بدون این که نگران شوند موضوع را بیان کنند. اولویت این است که در کلاس با همکلاسی ها و معلمان در مورد مشکلات و مسائلی که با آنها مواجه می شوند صحبت می کنند و سوالات خودشان را در مورد مسائل سیاسی مطرح و با معلم و مسئول مدرسه در میان می گذارند. مهم تر آن است مسئولان مدرسه با آگاهی و شناختی که دارند باید بتوانند پاسخ های منطقی به دانش آموزان بدهند و آن ها را به سمت یافتن پاسخ هدایت کنند.

معلم ها در قبال پاسخ هایشان از مصونیت برخوردار هستند؟

ما مسئله ای نداریم که اگر دانش آموزی در مورد یک اتفاق کشور سوال کند بلافاصله بگویند بازداشتش کنید. برای معلم ها هم همین فضا فراهم است و خطری آن ها را تهدید نمی کند. بنابراین مشکلی برای پاسخ به سوالات سیاسی دانش آموزان ندارند.


ناگفته‌های وزیر کشور از اعتراضات دی ماه


سالنامه ایران – فرناز حسنعلی زاده: اعتراض های دی ماه چرا و چگونه شروع شد؟ چگونه در چند روز به ده ها شهری سرایت کرد که خیلی ها به عنوان یک ایرانی حتی نامش را نشنیده بودند؟ چرا اینقدر زود به خشونت کشیده شد؟ مردم به چه چیز اعتراض داشتند و سوال اصلی تر این که آیا ماجرا تمام شده است؟ عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور پاسخ های صریح و واضحی برای این سوال ها دارد، چه بواسطه ماموریتی که از سوی رئیس جمهوری به وی محول شده، گزارش دقیقی از ماوقع تهیه کرده است و در گفتگو با «ایران»، بخشی از جزئیات آن را برای نخستین بار مطرح می کند.

رحمانی فضلی در این مصاحبه خبر می دهد در جریان اعتراض ها حدود ۵ هزار نفر بازداشت شدند؛ حدود ۹۰ نیروی انتظامی مضروب و مجروح شدند و اعتراض ها در ۴۲ شهر به درگیری منجر شد. او اما وجه اصلی اعتراض ها را در مولفه های غیرمیدانی از جمله «تغییر نسل» و «تغییر سبک زندگی» و متعاقب آن تغییر مطالبات می داند؛ مولفه هایی که نشان می دهد اعتراض های دی ماه بیش از هر چیز «اجتماعی» و حاصل «انباشت نارضایتی» هایی است که هر جا فرصت بروز پیدا کند، علنی می شود. وزیر کشور در این گفتگو تصریح می کند طی تحقیقات به این نتیجه نرسیدند که اعتراض ها سازمان یافته بوده یا از سوی یک جریان سیاسی داخلی شروع و هدایت شده است. بخش قابل تأمل ماجرا این است که می گوید هنوز در بستر آن حوادث هستیم و به تعبیری هنوز «عبرت نگرفته ایم».

عبرت نگرفته ایم؛ ناگفته های وزیر کشور از اعتراضات دی ماه

مشروح گفتگو با وزیر کشور را در زیر می خوانید، با این تبصره که رحمانی افضلی در چند جا تاکید می کند: «بنویسید وزیر گفت این موضوع، مناسب ویژه نامه نوروزی نیست»…

بعد از اعتراض های دی ماه، رئیس جمهوری خواستار ارائه گزارش دقیق و جامعی از حوادث رخ داده، افرادی که در این درگیری ها کشته یا زخمی شدند، همچنین چرایی و چگونگی این رخدادها شدند. حسب اعلام وزارت کشور این گزارش تهیه و تقدیم رئیس جمهوری شد. نکات قابل تأمل این گزارش چه بود؟

– ماموریت آقای رئیس جمهوری به من برای تهیه این گزارش ناظر به مسئولیت بنده در شورای امنیت بود. ما این گزارش را بر اساس گزارش دستگاه های عضو شورای امنیت از جمله سپاه، وزارت اطلاعات، قوه قضائیه، نیروی انتظامی، استانداری ها و فرمانداری های سراسر کشور تهیه کردیم و تقدیم رئیس جمهوری شد. در این گزارش عوامل، بسترها، زمینه سازها، شتاب دهنده ها، محرکین و مسببین، آثار و نتایج آن همراه با پیشنهادهای ما در حوزه فوق آمده است. هدف ما تهیه و ارائه یک جمع بندی کامل دقیق واقع بینانه بود و در همین راستا حتی از افرادی که بازداشت شده بودند، نظرخواهی کرده و پرسیدیم دلایل شان، شرایط شان و خواسته شان چیست و چطور به صحنه اعتراض ها آمدند؟

نتیجه این بررسی ها چه بود؟

– نتایج متعددی به دست آمد. ابتدا باید توجه داشت ویژگی های این حوادث، با حادثه های به ظاهر مشابه قبلی متفاوت بود و نمی توان تک ساحتی به آن نگاه کرد. در خلال اعتراض ها و پس از آن اینگونه عنوان شد فشارهای اقتصادی و مسائلی مثل بیکاری، وزن بالایی در شکل دادن اعتراض ها داشت. در حالی که این همه مجرا نبود. نتایج تحقیقات میدانی نشان داد بیش از ۶۰ درصد کسانی که در اعتراض ها حضور داشتند، شاغل بودند.

در حالی که اگر بیکاری و درخواست شغل عامل اصلی اعتراض ها بود باید شمار بیکاران حاضر در اعتراض بسیار بیشتر از این تعداد بود. یا اگر فشارهای اقتصادی مهم ترین انگیزه بود، اعتراض ها باید در حاشیه شهرها دیده می شد؛ در حالی که این گونه نبود. همچنین گفته شد افرادی که از سمت موسسات مالی متضرر شده اند، اکثریت جمعیت معترضان را تشکیل می دادند، در حالی که آمار نشان می داد این افراد حضور بسیار اندکی در این اعتراض ها داشتند.

خب، پس عامل اصلی چه بود؟ آیا جریان خاصی آن را هدایت می کرد؟

– برخی نارضایتی ها هم در حوزه سیاسی، هم اقتصادی و هم اجتماعی و فرهنگی و امنیتی، همچنین ما در تحقیقات خود به هیچ وجه به سازمان یافتگی اعتراض ها نرسیدیم. به عبارت واضح تر به این نتیجه نرسیدیم که یک گروه، طیف و جناح یا معاندین و ضد انقلاب ها اعتراض ها را از بیرون سازماندهی کرده باشند. این حرف به معنای این نیست که معاندین و مخالفان از اعتراض ها سوءاستفاده نکرده باشند چون هم در تشدید، هم در هدایت و هم برای بهره برداری، نهایت تلاش خود را کردند.

چند نفر در اعتراض ها مشارکت داشتند؟

– با حضور مکرر برخی افراد، حدود ۱۰۰ هزار نفر و بدون تکرار حدود ۴۰ تا ۴۵ هزار نفر بنا به آمار دستگاه های میدانی، عموم مردم به اعتراض ها نپیوستند. هیچ جریان سیاسی نیامده، احزاب و گروه ها واقعا نیامدند، کارگران نیامدند، اقلیت و اقوام نیامدند، دانشجویان نیامدند.

اما در میان بازداشت شدگان دانشجو هم بود؟

– بین معترضان، دانشجو هم حضور داشت اما این حضور به معنای سازماندهی شده دانشجویان یا سایر اقشار نبود. در واقع دانشجویان هوشمندانه و آگاهانه همراهی نکردند. گروه های یادشده نه تنها در اعتراض ها حضور نیافتند، بلکه به آرام سازی فضا نیز کمک کردند. ویژگی دیگر این اعتراض ها، ابعاد وسیع آن بود. ظرف یکی دو شب به ۱۰۰ شهر رسید و در ۴۲ شهر درگیری داشتیم. به این معنا که به اموال عمومی و شخصی و اماکن آسیب زدند، شیشه شکستند، آتش زدند. ویژگی بعد این بود که رسانه های خارجی و برخی دول مثل آمریکا، رژیم صهیونیستی، عربستان و خیلی از کشورهای عربی آشکارا موضع گیری کردند. خیلی از مرکز تولید و ارسال خبر هم از همین کشورها بود. این دریافته ها بر اساس تحقیقات میدانی بود، اما در بررسی های عمیق تر به عوامل دیگر که بستر اصلی حوادث بودند می رسیم و متاسفانه هنوز هم در معرض آن حوادث هستیم.

این بسترها چیست؟

– اول تغییر نسل است. بعد از ۳۹ سالی که از انقلاب اسلامی می گذرد، با نسلی مواجهیم که در چارچوب نظام و ارزش های دینی، سلایق، باورها، تفکرات، اعتقادات، روابط، خواست ها، مطالبات و نیازهای متفاوتی دارد که حتما باید به آن توجه کنیم. عدم توجه به این موضوع موجب انباشتگی نارضایتی می شود و سرخوردگی هم بالاخره خودش را یک جایی نشان می دهد.

موضوع دیگر، تغییر سبک زندگی است. امروز به واسطه گستردگی و فراوانی منابع اطلاع رسانی به ویژه در فضای مجازی، با بمباران لحظه به لحظه اطلاعات از سوی رسانه ها مواجهیم. نسل جدید در معرض این اطلاعات قرار دارد و می کوشد خودش را با شرایط جدید تطبیق دهد. اگر به این حوزه توجه نشود، بین سبک زندگی و ارزش ها و باورها، تعارض به وجود می آید. نمی توانیم بگوییم این جریانی سازماندهی شده مخصوص ایران است؛ یک جریان جهانی است که پیش می رود. بحث دیگر تغییر تکنولوژی در همه حوزه ها اعم از روش ها، فناوری، ابزار و تجهیزات، نظریه ها و تئوری است که نظام مدیریتی و مفاهیم را دگرگون کرده است.

اغراق نیست اگر بگوییم تحولات روزانه است. یکی از این تحولات در حوزه رسانه است که در حوادث اخیر سخت با آن مواجه بودیم. مشاهده می کردیم وقایع سر صحنه به صورت زنده پخش می شد. واقعیت ها هم نشان داده نمی شد؛ آنچه که تهیه کنندگان و ارسال کنندگان می خواستند به عنوان واقعیت نشان دهند، پخش می شد و از شیشه شکستن ها و آتش سوزی ها فیلم تهیه و ارسال می کردند که عموما برای تهییج بیشتر، تقویت درگیری و تشدید آشوب ها بود.

آماتور بود یا حرفه ای؟

– همه رقم بودند اما به واسطه تجربه ام در کار رسانه می گویم در خیلی موارد حرفه ای بودند. خبرها پخت و پز می شد. فوری به کلیپ تبدیل می شد و نشان می داد کار یک یا ۲ نفر یا حتی ۱۰ نفر نبود. معلوم بود تحریریه ای بزرگ با همه امکانات بر این موضوع تمرکز کرده است. فقط تولید خبر از سر صحنه نبود؛ تولید محتوا هم می کردند. البته همان طور که گفتم اینها موضوعات میدانی بود و بسترسازها، مسائلی چون تغییر سبک زندگی و تغییر نسل است که بر یکدیگر اثر هم افزایی دارد. به جرأت می توان گفت امروز با تغییرات اجتماعی عظیمی مواجه هستیم که رهبر معظم انقلاب ۹ سال قبل آن را در قالب تنظیم سبک زندگی گوشزد کرده و فرمودند اگر ما تغییرات اجتماعی را مدیریت نکنیم، ما را مدیریت خواهند کرد و این یعنی انفعال.

عبرت نگرفته ایم؛ ناگفته های وزیر کشور از اعتراضات دی ماه

اشاره داشتید رهبری از ۹ سال پیش این موضوع را گوشزد کرده بودند؛ انتظار می رفت نهادهای مرتبط با حوزه اجتماعی در این باره فعالانه تر عمل می کردند؟

– یکی از اشتباهات بزرگ ما این است تا بحث تغییرات اجتماعی می شود، سراغ دستگاه های دولتی و نهادها را می گیریم؛ در حالی که در تغییرات اجتماعی، مردم نقش اصلی را دارند. سوال اینجاست آیا ما توانستیم بستر حضور مردم در عرصه تحولات را فراهم کنیم؟ نه، نتوانستیم فضایی ایجاد کنیم که سلایق مختلف در صحنه حاضر باشند. با مخالف مخالفیم، با موافق موافق، یا صفریم یا صد. در همین فضای مجازی دو نگاه وجود دارد. ین نگاه این است که باید بست و همه چیز را کنترل کرد و از بین برد، یک دسته هم می گویند فضای مجازی خیلی هم خوب است و هیچ ایرادی ندارد. در حالی که نه این است و نه آن.

واقعیت این است هر زمانی پدیده جدیدی وارد کشور می شود، چون متناسب با شرایط ما نیست در انطباق با فرهنگ و شرایط اجتماعی دچار ضعف ها و خلأهایی می شویم. اگر تاریخ ورود تکنولوژی ها در ایران را بررسی کنیم، می بینیم از همان ابتدا هر کدام از این ها وارد کشور شد، یک موضع منفی علیه اش ایجاد شد. وقتی موبایل آمد، من نماینده بودم، همان موقع عده ای جمع شدند تا موبایل را ممنوع کنند. زمانی که فکس آمد، عده ای گفتند اگر این فکس دست همه بیفتد، کل کشور می شود جاسوسی. با همین ویدئو چقدر برخورد کردند؟ چقدر پرونده برای مردم ساخته شد؟

یادم است زمانی که تازه نماینده شده بودم یک بار سر زده خانه یکی از دوستان رفتم، بعد از حضور ما پدر خانواده که شغل محترمی داشت و خیلی هم متدین بود، با یک پاکت خیلی بزرگ پر از میوه وارد خانه شد. پرسیدم: «از کجا فهمیدید مهمان دارید و میوه گرفتید؟ گفتند: «این ظاهرش میوه است.» میوه ها را برداشت و دیدیم داخل پاکت، نوارهای ویدئو بود. گفت: «من رفتم برای بچه ها خودم نوار ویدئو بگیرم تا بچه ها نوارهایی نگیرند که به دردشان نخورد.» بعد گفت: «اگر الان من پیرمرد را داخل خیابان می گرفتند، با این سابقه و تدین، می شدم قاچاقچی ویدئو.» بعد فرش خانه اش را کنار زد و دیدیم زیر فرش، یک دستگاه ویدئو جاسازی کرده بود.

زمانی که نماینده بودم، دکتر لاریجانی وزیر ارتباط بودند. در کمیسیون برنامه و بودجه و کمیسیون فرهنگی در این باره مفصل صحبت کردند و گفتند ما نمی توانیم با این دستگاه مبارزه کنیم؛ باید به خدمت بگیریم. این شد که فروشگاه تولید و فروش ویدئو و نوار ویدئویی زدیم و هم شد کاسبی و هم اوقات فراغت را پر کرد. این وسط چه کسی پاسخگوی کسانی خواهد بود که برای شان پرونده درست شد، سابقه درست شد و شدند قاچاقچی ویدئو؟

اشاره کردید علت اصلی اعتراض های اخیر، نارضایتی بود و عنوان کردید نمی توان از تغییر نسل و تغییر سبک زندگی و متعاقب آن تغییر اولویت ها و مطالبات غفلت کرد. شاید الان خیلی راحت می شود درباره ویدئو و ماهواره حرف زد اما موضوعات دیگری هم در این حوزه هستند که در چند هفته گذشته با حساسیت زیادی همراه بود، مانند زنان و دخترانی که در خیابان روسری های خود را در آورده و به ظاهر به اجبار بودن حجاب اعتراض دارند. این موضوع را چگونه می بینید؟

– ما به حجاب باید از دو منظر نگاه کنیم. یک منظر اعتقادات و ارزش های شخصی ماست و ذیل رابطه انسان با خدا و خودش تعریف می شود؛ مانند نماز، روزه، صداقت، محبت و … مثلا در همین جامعه ما اقلیت های دینی هستند اعتقادی به این مسئله ندارند و از منظر اعتقادات هیچ حرجی به آنها نیست اما در بعد اجتماعی و رابطه انسان با جامعه، تکلیف را قانون مشخص می کند. قانون جمهوری اسلامی ایران بنا به مقتضیات اعتقادی و ارزشی می گوید باید حجاب در جامعه رعایت شود، مانند همه قوانین دیگر. اینجا کسانی که اعتقادی هم ندارند ولی در این جامعه حضور دارند و زندگی می کنند، ملزم به رعایت حجاب هستند.

این موضوعات شامل تغییر سبک زندگی نمی شود؟

– اصول و اعتقادات مشمول تغییر سبک زندگی و هیچ چیز دیگر نمی شود. ما نمی گوییم نماز دیگر واجب نیست چون تغییر نسل داریم. نماز حکم فقهی دارد. حالا ممکن است کسی نخواند و کسی هم کاری به وی ندارد، چون موضوعی بین خود فرد و خدا است اما حکم فقهی عوض نمی شود. حجاب هم همین طور است. در قانون آمده همه باید رعایت کنند. بنده به عنوان وزیر کشور می گویم ما روزانه با خانم هایی مواجه هستیم که در حال رانندگی روسری شان افتاده؛ ۹۰ درصد متوجه نشده اند روسری شان افتاده و وقتی متوجه شوند رعایت می کنند اما زمانی از بیرون برای یک حرکت تبلیغات و سازماندهی می شود.

الان حدود ۱۰ نفر در خیابان کشف حجاب کرده و فیلمش را در شبکه های اجتماعی یا تلویزیون های فارسی زبان برون مرزی منتشر کرده اند. این افراد هم قانون را زیر پا گذاشته اند و هم به اعتقاد مومنین خدشه وارد می کنند. مشروب خوردن حرام است در قانون هم ممنوع اعلام شده. عده ای قاچاقی تهیه کرده و می خورند. هیچ حکمی شرب خمر را حلال نمی کند اما وقتی در خانه خودشان هستند برخوردی نمی شود. افرادی که کشف حجاب کرده و فیلمش را منتشر می کنند، هم قانون را زیر پا می گذارند و هم اعتقادات دیگران را نادیده می گیرند. شما می پذیرید کسی قانون را زیر پا گذاشته و مثلا از دیوار خانه شما بالا برود؟

سوال ما درباره تغییر سبک زندگی و تغییر نسل است. چند روز پیش مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری گزارشی درباره حجاب در کشور را منتشر کرد. بر اساس این گزارش نزدیک به نیمی از پاسخ دهندگان به پژوهش سال ۱۳۹۳ معتقدند حجاب مسئله ای شخصی است و دولت نباید در آن دخالت کند. در همین سال بیش از ۴۱ درصد حجاب را امری فردی دانسته و علیت آن را الزامی نمی دانند. در همین گزارش تصریح شده مطالبه اجرای الگوهای مطلوب و رسمی پوشش زنان در جامعه ای که حداقل ۴۱ تا ۵۰ درصد آن حجاب را امری فردی و اختیاری می دانند، بسیار دشوار است. فارغ از وجهه شخصی و اعتقادی یا تحریکات بیرونی فکر می کنید این موضوع در آینده به یک تعارض میان ارزش ها و قوانین با مطالبات جامعه بینجامد و مثلا دو سال دیگر ما شاهد تجمعی چند هزارنفره در اعتراض به حجاب باشیم؟

– آنچه مسلم است در موضوعی که به اصول و اعتقادات اکثریت جامعه مربوط است، نمی توان بدون تدبیر حرکت کرد. مجلس داریم، دولت داریم، نظام داریم و تصمیم می گیرند. البته به عنوان وزیر کشور معتقدم هیچ وقت این اتفاق نمی افتد. شما ببینید در یک ماهی که روی این موضوع تبلیغ می کنند، بیش از ۱۵ نفر دست به چنین کاری زده اند؟ مردم نیامدند. اعتقادات مردم را در ایام فاطمیه، ماه محرم، اعتکاف یا ماه رمضان ببینید. مردم متدینند. به عنوان وزیر کشور نسبت به این مسئله نگرانی و دغدغه ندارم. در طول تاریخ هم این ملت همیشه از هویت و فرهنگش دفاع کرده است. البته در دل این ملت عظیم اقلیتی است که نظریات متفاوتی دارد، ما هم به نظرات متفاوتشان احترام می گذاریم و به حریم خصوصی شان کاری نداریم اما در حریم عمومی باید به نظر اکثریت احترام گذاشت.

به تعداد افرادی که در این مدت علنا کشف حجاب کردند اشاره کردید. برخی معتقدند اگر مدیریت گشت های ارشاد در این دوره نبود، آمار اعتراض های علنی به مراتب از این بیشتر می شد چون در زمان اوج فعالیت گشت ارشاد مقاومت مردم به برخوردهای انتظامی و قضایی اعتراض های تند و تیزتری به همراه داشت که گاه فیلم هایش نیز منتشر می شد. برخی معتقدند شیوه وزارت کشور در مواجهه با موضوع گشت های سپاه نیز باعث شد جامعه به تبلیغات و تحریکات بیرونی پاسخ ندهد…

– چون به گشت سپاه اشاره کردید توضیحی می دهم؛ ما هر وقت با بحران یا شرایط خاصی مانند ۲۲ بهمن، اربعین یا ۱۵ خرداد مواجه هستیم و نیروی انتظامی به تنهایی توان اداره میدان را ندارد، قرارگاه تشکیل می دهیم. فرمانده قرارگاه نیروی انتظامی است و بسیج، سپاه و اطلاعات تحت امر نیروی انتظامی در یک بازه زمانی مشخص به تامین امنیت کمک می کنند چرا که از لب مرز تا کف خیابان نیرو می چینیم تا شرایط را کنترل کنیم. در شرایط غیر از این، بقیه نیروها حق ورود به عرصه عمومی را ندارند. مثلا در اعتراض های دی ماه شورای امنیت تصمیم گرفت سپاه و بسیج به عنوان نیروهای کمک کننده در آماده باش باشند. تصمیم دیگر شورای امنیت این بود که حتما ایست های بازرسی و گشت محله داشته باشیم. وقتی حادثه تمام شد این قرارگاه ها هم جمع شد.

همیشه مقطعی است؟

– بله. یکی از فرماندهان محترم در جلسه شورای شهر عنوان کرده بود که می خواهیم در تهران گشت هایی داشته باشیم، من هم گفتم این گشت ها برای شرایط خاص است. درباره گشت ارشاد هم همان گونه که گفتید موضوع را مدیریت کردیم چون نحوه مواجهه موجب دغدغه و نگرانی شده بود. از طرفی نیروی انتظامی نمی تواند وظیفه قانونی اش را انجام ندهد، ما شبکه های فسادی داریم که زندگی مردم را تهدید می کند. از وظیفه مان کوتاه نیامدیم اما مزاحم کسی هم نشدیم و نیروهای ما با درایت و هوشمندی عمل کردند.

البته بعضی جاها بعضی موارد از دست در می رود که همه جا هم هست. کارمند هم خطا می کند، استاد دانشگاه هم ممکن است دچار خطا شود. اخیرا در فضای مجازی فیلمی در این باره دیدم و به آقای اشتری نشان دادم و پرس و جو ردیم. ایشان بررسی کرد و مشخص شد متعلق به ۵ سال قبل است. یا فیلمی مربوط به ۱۲ سال پیش منتشر شد که هنوز گشت ارشاد هم نبود. یا موردی که اخیرا در برخورد با یک اقدام غیرقانونی یک خانم اتفاق افتاد کهت موضوع برای بررسی منتقل شد. به هر حال نیروی انتظامی و وزارت کشور مصمم هستند هوشمندانه، عاقلانه و قانونی وظایف شان را انجام دهند.

نکته قابل تأمل این است که ما در فرهنگ سازی کوتاهی داریم. در بیان معارف مان کوتاهی داریم. در اقناع سازی کوتاهی داریم. ما در مواجهه، سه روش شناخته شده داریم؛ روش عقل و استدلال منطقی، روش دل که از دریچه محبت وارد می شویم و روش حس. چون روش عقلی و دلی سخت تر است، ما از دریچه محبت وارد شده و با جوانان صحبت می نیم، نه حوصله استدلال منطقی داریم، در نتیجه به روش حسی متوسل شده و ایجاد رعب و وحشت می کنیم. در حالی که روش های منطقی و قانونی متعددی هست و رسانه ملی هم می تواند مک زیادی کند.

به جایگاه و دایره نفوذ صدا و سیما اشاره کردید؛ نقش صدا و سیما را در موضوعاتی مثل انتخابات، اعتراض های اخیر یا توجه به موضوعاتی چون تغییر نسل چگونه دیدید؟ به عنوان کسی که در صدا و سیما مسئولیت داشتید، آیا رسانه ملی متناسب با تحولات و واقعیات عمل کرده؟

– می توانم دیپلماتیک بگویم صدا و سیما خیلی خیلی خیلی موثرتر و قوی تر از الان می تواند ار کند.

یکی از نکات قابل تامل در رویدادهای دی ماه این بود که اعتراض ها به شهرها و شهرستان هایی کشیده شد که شاید خیلی از ما به عنوان یک ایرانی نامش را نشنیده بودیم…

– چون سطح انباشتگی نارضایتی ها بالا رفته و عمومی شده بود و در هر کجایی که امان بروز پیدا می کرد، ابراز می شد وگرنه همان طور که گفتم سازمان یافتگی ندیدیم. باید واقعا عبرت بگیریم. اما به نظرم خیلی ها عبرت نگرفتند. باید عبرت بگیریم و به مردم احترام بگذاریم. خواسته های مردم را در جایگاه خود بشنویم و همت مان را بر این بگذاریم که پاسخ مناسب بدهیم. پاسخ مناسب لزوما پاسخ مثبت نیست. هر کدام ما وقتی فرزندمان تقاضا دارد که مسافرت برویم اگر مشکل مالی داشته باشیم و امان سفر نداشته باشیم، دعوا نمی کنیم، توضیح می دهیم که برای مسافرت باید در برخی موارد صرفه جویی کنیم.

شلاق که بر نمی داریم، قانع می کنیم. حالا در ادارات اگر نمی توانیم کاری کنیم، باید پاسخ مناسب به ملت بدهیم، باید ادبیات خوبی داشته باشیم. در خیلی از جاها نظام اداری ما برخورد مناسب ندارد. خیلی جاها می توانیم در پاسخگویی به مطالبات با درایت عمل کنیم اما کوتاهی می کنیم. اختلافات را به روی آنتن می بریم. بنده معاون سیاسی صدا و سیما بودم. گاهی مسئولان و حتی سران قوا صحبت هایی می کردند که بنده پخش نمی کردم.

به همین خاطر خیلی هم مورد هجمه بودم. استدلالم این بود که اختلافات موجب نگرانی مردم می شود. مردم چه تقصیری دارند؟ الان هم اگر در جایگاه تصمیم گیری باشم می گویم هیچ کدام از سخنان اختلافی را پخش نکنید، چه دولت گفت، چه قوه قضائیه. ما اولا نباید دعوا کنیم، اگر هم اختلافی باشد نباید علنی کنیم. متاسفانه رسانه ها دنبال دعوا هستند. در حاشیه مراسم ها نخستین سوالی که از من می شود، این است که «فلانی درباره شما این گونه گفت؛ نظر شما چیست؟» می گویم: «از خودشان بپرسید.» و تمام.

عبرت نگرفته ایم؛ ناگفته های وزیر کشور از اعتراضات دی ماه

یکی دیگر از مسائلی که در خلال اعتراض ها و بعد از آن مطرح شد، نحوه مواجهه نیروی انتظامی با معترضان بود. آقای روحانی گفتند نیروی انتظامی بدون اسلحه به خیابان آمده و آرامش را به خیابان ها بازگرداند. مدیریت نیروها به چه شیوه ای بود تا هم آرامش به خیابان بازگردد و هم به تعبیری کار از دست خارج نشود؟

– تفاوت این اعتراض ها با اعتراض های سال ۸۸ خیلی زیاد بود. اعتراض های ۸۸ در تهران بود، سیاسی بود و کاملا جناحی. جریانی به انتخابات اعتراض داشت و عموم مردمی که اعتراض مشابهی داشتند به خیابان آمدند. راهپیمایی آرامی کردند که به دلایل ضعف مدیریتی و عدم تحمل و تحریکم پذیری بالا به درگیری منجر شد. پس اعتراض ها در یک شهر بود، سیاسی بود و رهبر داشت.

اولویت ما برای تامین امنیت این است که بحران یا اعتراض نباشد اما اگر جایی اعتراض و بحرانی داشته باشیم، بهتر است آن اعتراض شناسنامه داشته باشد. به این معنا که افرادش معلوم باشد، لیدرها مشخص باشند، موضوع معلوم باشد، چرا که در این شرایط کنترلش راحت است چون می دانیم با چه کسی طرف هستیم اما اعتراض های دی ماه در ۱۰۰ شهر بود، معلوم نبود لیدرها چه کسانی هستند، موضوع اعتراض سیاسی صرف نبود و در ۴۰ شهر به خشونت تبدیل شد. خیلی با سال ۸۸ فرق می کرد. از یک جنس نبود. در مواجهه با این اعتراض ها نخستین تصمیم ما این بود که مردم نپیوندند.

چگونه مانع پیوستن مردم شدید؟

– محدودسازی کردیم. با گروه های مختلف از جمله جریانات سیاسی، دانشجویی، کارگری، رسانهای و سانی که می توانند طرف قضیه باشند، صحبت کردیم تا این مسئله شدید نشود. دوم این که ما می دانیم مردم اگرچه مشکلات اقتصادی دارند، اما اولویت اول شان امنیت است. وقتی اعتراض های دی ماه به خشونت و افراط کشیده شد، مردم صف شان را جدا کردند. بنده به عنوان رئیس شورای امنیت به معاون سیاسی صدا و سیما زنگ زدم و گفتم همه آنچه را که در خیابان ها اتفاق افتاده پخش کنید تا مردم ببینند اینهایی که در خیابان هستند دنبال امنیت و اقتصاد نیستند. اگر خاطرتان باشد وقایع روز پنج شنبه شروع شد اما نخستین تصاویر روز شنبه دو روز بعد پخش شد.

وقتی به صدا و سیما گفتم پخش کنید، با تعجب پرسیدند «آتش سوزی ها را هم نشان دهیم؟» گفتم «اول آتش سوزی ها را نشان بدهید.» چرا؟ چون معتقدیم مردم امنیتشان را دوستدارند و نمی خواهند امنیت به هم بخورد. بعد هم یک جریانی معتقد بود برای پایان دادن به اعتراض ها یک راهپیمایی سراسری انجام شود. نظر بنده به عنوان رئیس شورای امنیت این بود که ما هنوز مسئله داشتیم. اگر صبح راهپیمایی می شد و شب دوباره اعتراض داشتیم، جمعیت صبح را خنثی می کرد. از طرف دیگر همه کشور اعتراض ها را احساس نکردند؛ ما هزار و ۲۰۰ شهر داریم و تنها ۱۰۰ شهر شاهد اعتراض ها بودند. استدلال هایمان را مطرح کردیم. شورای هماهنگی تبلیغات هم پذیرفت.

بنا شد مردم هر شهری اگر خودشان خواستند بیایند؛ البته مردم هم پر تعداد حاضر شدند و راهپیمایی ها ادامه یافت تا این که روز سوم و چهارم دیگر گفتیم بس است. مردم چون نگران امنیت شان بودند آمدند. جالب است بدانید در طول اعتراض ها شمار افرادی که در اعتراض ها حاضر بودند و زخمی شده یا آسیب دیدند به عدد ۲۵۰ نفر نرسید اما ۹۰ نفر از نیروی انتظامی زخمی شدند. سنگ زدند؟، چوب زدند و برخی جاها به طرف شان تیراندازی کردند. مصوبه شورای امنیت بود که نیروهای حاضر در میدان مسلح نباشند. این به آن معنا نبود که میدان را رها کرده باشند، چون هیچ وقت میدان را رها نمین کنیم. گفتیم در مواجهه عمومی نباید سلاح داشته باشید

اما در محل های خاص، نیروهای مسلح استقرار داشتند چون معلوم نیست دو دقیقه بعد چه می شود و در آن شرایط خشونت، فقط با مردم طرف نیستیم. دزد هم می آید، داعش هم می آید، تروریست هم می آید، بمب هم می آید و نمی توانیم سرنوشت مردم را به امان خدا بگذاریم. همه نیروها پشت صحنه اما آماده بودند و در صورت لزوم ظرف ۵ دقیقه وارد عمل می شدند. خوشبختانه هیچ جا نیاز نشد که اینها وارد شوند. در جاهایی هم به پایگاه های حساس امنیتی حمله کردند. مثلا با اسلحه به پاسگاه انتظامی حمله کردند و پاسگاه طبق وظیفه قانونی خود ناچار از خود دفاع کرد. اگر دفاع نمی کرد و مهاجمان داخل پاسگاه می شدند، ۲۰۰ قبضه اسلحه دست افراد می افتاد و آن موقع نمی شد شهر را کنترل کرد.

به مرحله ای نرسید که از سپاه کمک گرفته شود؟

– محوریت شورای امنیت و تامین استان بود و نیروهای میدان نیروی انتظامی بود. بعضی جاها مجبور شدیم و کمک خواستیم و سپاه در ۵ شهر تحت امر و فرماندهی نیروی انتظامی کمک کرد.

درباره بازداشتی های حوادث دی ماه آمار متعدد و متناقضی منتشر شد، علت این تناقض چه بود؟

– از ۷۰۰ تا ۵۰۰۰ هزار نفر مطرح است که همه درست است. وقتی ما می گوییم بازداشتی یعنی کسانی که حداقل یک شب را در بازداشت مانده اند ولی عده ای در محل تجمعات بودند اما جزو معترضان نبودند و ۳-۲ ساعت بعد آزاد شدند. شورای امنیت مصوب کرد غیر از کسانی که مستقیما در آتش سوزی، تیراندازی و شیشه شکستن و مانند آن دست داشتند، بقیه با اخذ تعهد آزاد شوند چون هم نگهداری آنها برای ما سخت است و هم این کار نگرانی ها و تنش های دیگری در جامعه ایجاد می کرد. البته عده ای بعدها با قرار آزاد شدند تا بعدا تعیین تکلیف شوند و عده ای هم در نوبت تصمیم گیری هستند. شماری از دانشجویان هم بازداشت شده بودند که ظرف ۵-۴ روز آزاد شدند و تنها ۹ نفر در بازداشت ماندند که آنها بعدا آزاد شدند.

البته این بدان معنا نیست که ما به دانشجویان امتیاز خاصی بدهیم، چون برای ما فرقی نمی کند چه کسی در خیابان درگیر می شود، اما با احترامی که برای دانشگاه و دانشجویان قائل هستیم گفتیم اگر دانشجویان دخالت نداشتند، آزاد شوند و اگر هم موردی بوداز آنها تعهد اخذ شده و بعد که مستندات تکمیل شد، از آنها توضیحات خواسته شود. الحق و الانصاف قوه قضائیه که در شورای امنیت حضور فعال و موثر داشت، همکاری بسیار خوبی داشتند. رئیس قوه قضائیه، دادستان کل و دادستان تهران فعالیت و همکاری خوبی داشتند. باز هم تاکید می کنم شاید بیش از ۹۰ درصد آنهایی که در صحنه بودند، تحریک و تهییج شده و احساساتشان برانگیخته شده بود و البته نارضایتی هایی هم داشتند.

یکی از محورهای گزارش شما موارد تحریک کننده بود، آیا به سرنخ های داخلی هم رسیدید؟

– ما هم ردگیری داخلی داشتیم هم خارجی. تکلیف خارجی ها که روشن است اما در داخل بر اساس بازجویی ها به عده ای رسیدیم که مطالب یا تصویر را تولید یا بازنشر می کردند.

تحریکی از طرف گروه های سیاسی نبود؟

– خیر، اصلا نبود.

برخی کانال ها و البته افرادی مثل علی مطهری عنوان کردند سرآغاز تصمیمات در مشهد هواداران یک چهره سیاسی بوده است؟

– نه، این گونه نبود که یک جریان به صورت سازمان یافته آمده باشد. البته کانال هایی بود که به یک جریان سیاسی منتسب است و مطالب و تصاویر را بازنشر می داد، اما وقتی با آن جریان سیاسی صحبت کردیم گفتند که کار ما نبود، چون اگر می خواستیم فراخوان بدهیم در ۵۰ کانالی که در اختیار داریم فراخوان می دادیم، نه یک کانال.

بعد از اعتراض ها رئیس جمهوری در سخنرانی های متعددی تاکید داشتند صدای اعتراض مردم شنیده شود، وزارت کشور برای شنیده شدن صدای اعتراض مردم چه سازوکارهایی اندیشیده است؟

– اساس تفکر، اندیشه و گفتگو در یک کلام خلاصه می شود: شنیدن. شما تا نشنوید، نمی توانید حرف بزنید. پس اگر گوشی برای شنیدن نداشته باشیم، کر و لالیم. رسانه ها، احزاب و ان جی اوها در رساندن صدای مردم به گوش مسئولان نقش اساسی دارند. متاسفانه رسانه های ما الان اخبار را هم جناحی تنظیم و منتشر می کنند. رسانه مجاز است در تحلیل خود جانبداری داشته باشد اما خبر یعنی گزارش آنچه واقع شده است. باید واقعیت را با صداقت با مردم در میان گذاشت. متاسفانه احزاب ما کارکرد اصلی خود را ندارد و به تعبیری در جای خود نشسته اند. نه عضوگیری دارند، نه آموزش، نه کادرسازی و نه اعلام موضع. فقط شب انتخابات کرکره ها بالا می رود.

ما در دولت آقای روحانی تلاش کردیم قوانین، دستورالعمل و آیین نامه ها را اصلاح کنیم. خود بنده حداقل ۵ جلسه با نمایندگان احزاب داشتم تا «خانه احزاب» بازگشایی شود. هیچ حزبی در صف دریافت مجوز معطل نیست. الان هم در حال تدوین منشور گفتگوی سیاسی هستیم. یک راه دیگر استمداد از «ان جی او» هاست. برخی از آنها سه سال در نوبت بودند تا مجوز بگیرند. ما تکلیف کردیم درخواست ها باید ظرف یک ماه تعیین تکلیف شود. رسانه ها، احزاب و «ان جی او»ها حلقه های واسط بین مردم و حکومت هستند. اینها ابزار جامعه هستند.

ما از یک طرف می گوییم عرصه اجتماعی صحنه نقش آفرینی مردم است و از طرف دیگر می بینیم حاکمیت به دنبال الگوسازی و معرفی آن به جامعه است. آیا فضا را برای نقش آفرینی مردم فراهم کرده ایم یا فقط درصدد تحمیل الگوها هستیم؟

– همه جوامع بویژه در حوزه تربیتی الگوسازی می کنند اما این به معنای دخالت نیست. دخالت، مقاومت ایجاد می کند. اما انفعال هم نباید باشد. مثلا یکی از اتفاقات در فضای مجازی کلاهبرداری های اینترنتی است یا با هک موبایل به تصاویر شخصی و خانوادگی دستپیدا کرده و آن را منتشر می کنند. از این موارد فراوان هست. آیا مردم بابت این موضوعات به دستگاه های قضایی، انتظامی یا اطلاعاتی شکایت نمی کنند؟ در برخی از این کانال ها ساختن کوکتل مولوتف و مواد منفجره، نقل و انتقال یا استفاده از سلاح آموزش داده می شود یا مواد مخدر و مشروب می فروشند، در صورت عدم برخورد، گفته نمی شود که مسئولان بی عرضه اند؟

این موضوعات خیلی بدیهی است.

– ما هم دنبال بدیهیات هستیم.

سوال این است آیا در حوزه های فرهنگی و اجتماعی فضا را برای ورود و نقش آفرینی مردم و نهادهای مدنی مهیا کردید؟

– باید هدایت کنیم، دولت و نظام وظیفه فرهنگ سازی دارد. اگر شما فضای مجازی را با همین شرایط در اختیار فرزند ۱۲ ساله بگذارید، قطعا اشتباه کردید چون نمی دانید چه استفاده ای می کند. فرهنگ سازی به عهده حاکمیت است. تعیین سیاست ها به عهده حاکمیت است. البته بدون دخالت و ورود به حوزه شخصی افراد و تحمیل الگوها. اینها مسائل ساده ای است. البته نگاه های تندی هم هست اما مهم اراده نظام و متوسط تصمیمات است. حتما کسی هست که تریبون دستش افتاده و می گوید همه عالم هستی اشکال دارد. اگر اینها را کنار بگذاریم، اراده نظام بر مدیریت، هدایت، صیانت و استفاده از ظرفیت های این عرصه است.

اراده نظام و متوسط تصمیماتبه جای خود، اما نمی توان چشم خود را به نهادهای اجتماعیو فرهنگی پر تعدادی بست که گاه دیدگاه های متضاد و حتی متناقض دارند. این نهادها نقش و تاثیری فراتر از یک تریبون عادی دارند. مثلا در یکی دو دهه اخیر ما شاهد پدیده ای به نام لباس شخصی ها بودیم. نهادهای متعدد به این پدیده واکنش های متعددی داشتند، برخی حمایت می کردند، برخی خواستار مهار آنها بودند. البته در دولتآقای روحانی فعالیت این گروه به اقل ممکن رسید که قابل قدردانی است. سوال اینجاست با وجود نهادهای متکثر که گاهنظرات متناقض دارند، چگونه می شود یک سیاست را پیش برد؟

– ما معتقدیم در عالم هستی وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت است. یعنی یک خداوند داریم و تجلی اسما و صفات خداوند می شودتکثر یا کثرت. این کثرت حول محور خدا به وحدت می رسد. در جامعه هم همین طور است. عامل وحدت بخش در یک جامعه هم همین طور است. عامل وحدت بخش در یک جامعهبا همه کثرت هایش قانون است. همه بایدبه قانون تن بدهیم. اگر کسی بخواهد فرای قانون یا خلاف قانون حرکت کند یا قانون را دور بزند، جامعهدچار مشکل می شود. برخی جاها می بینیم سلایق فردی وارد و تصمیماتی گرفته می شود که موجب زحمت و اذیت می شود.

صلاح و مشورت همه ما در جامعه تن دادن به قانون است و لا غیر. خب در بحث «لباس شخصی ها» ما سابقه به هم زدن جلسات سخنرانی یا حضور غیرقانونی افراد در برخی جاها را داشتیم و اوایل دولت آقای روحانی هم با آن مواجه بودیم. تنها کار ما این بود که در شورای امنیت همه دستگاه های متولی به این جمع بندی برسند که قانون، ملا عمل باشد. یعنی اگر یک جا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز می دهد و مسئول حفظ امنیت هم نیروی انتظامی است، هیچ کس دیگر نباید دخالت کند. حتی اگر نیروی انتظامی این مجوز را منحل اشکال می داند، می تواند قبل از اعطای مجوز به وزارت ارشاد اعلام کند یا اگر یک مراسمی در داخل دانشگاه در حال برگزاری است، نیروی انتظامی و هیچ غیری حق ورود به دانشگاه ندارد؛

اما رئیس و شورای فرهنگی آن دانشگاه باید مسئولیت آن مراسم و سخنرانی را بپذیرد. بعد از این توافق با ۳-۲ مورد از جمله قضیه شیراز و لرستان برخورد کردیم. در این برخورد، همه همکاری کردند. مثلا در برخی جاها افرادی منتسب به برخی دستگاه ها خودسرانه اقداماتی کرده بودند، مسئولان آن دستگاه اعلام کردند اقدامات بدون اطلاع ما بوده و حتما برخورد کنید. در همین راستا عده ای هم به دادگاه معرفی شدند. شما انتخابات ریاست جمهوری امسال را نگاه کنید؛ مردم و گروه ها در عین کثرت، جلوه بسیار زیبایی از وحدت را نشان دادند. در بعضی از تجمعات بالای صد هزار نفر حضور داشتند؛

انتخابات ریاست جمهوری اوج هیجانات است، چون رادیو و تلویزیون هم وارد می شود غلط یا درست، آنتن زنده ای در خدمت نامزدها می گذاریم و دوستان غلط یا درست هر چه می خواهند می گویند. در این انتخابات فضای مجازی هم بشدت فعال بود. برخی اصرار داشتند در ایام انتخابات فضای مجازی را محدود کنیم یا ببندیم، چون معتقد بودند درگیری می شود. موضوع را در شورای امنیت مطرح و عنوان کردیم ممکن است فضای مجازی هزینه هایی هم داشته باشد ولی برای مشارکت بالا لازم است. حدود ۷۳ درصد در انتخابات مشارکت داشتند که بدون فضای مجازی حاصل نمی شد.

حتی از بینی کسی خون نیامد. آخرین روز در ایام تبلیغات، هم آقای روحانی در مشهد جلسه عظیمی داشت، هم رقیب ایشان؛ همه نگران بودند و می گفتند چون آخرین روز است، حتما درگیری می شود چون تخلف هم شده بود و در جایی که نباید جلسه می گذاشتند، زورمان نرسید، جلسه گذاشتند ولی تخلف را گزارش دادیم. شاید در هر دو تجمع بیش از صد هزار نفر حضور داشتند، اما هیچ اتفاقی نیفتاد. هم شعور و آگاهی مردم هم رعایت قانون، هم همکاری ستادها و هم حضور فعال نیروی انتظامی و امنیتی باعث شد جلسات خوبی داشته باشیم. پس می شود در عین کثرت، وحدت ایجاد کرد.

عبرت نگرفته ایم؛ ناگفته های وزیر کشور از اعتراضات دی ماه

بعد از جلسه شما با ادمین ها این گونه مطرح شد که قرار است برای تلگرام محدودیت هایی ایجاد شود.

– در جلسه مورد اشاره ادمین برخی کانال ها که از دو میلیون تا هشت میلیون ممبر داشتند، حضور داشتند. تلقی شان این بود که نظام مخالف این هاست. در آن جلسه چند شاهد مثال آوردم و گفتم رهبر معظم انقلاب سال ۸۱ که بنده در صدا و سیما بودم دستور داده و همه را مکلف کردند اینترنت ملی را راه بیندازید. ۱۶ سال گذشته ما هنوز اینترنت ملی نداریم. شورای عالی فضای مجازی ۶ سال پیش به دستور رهبر معظم انقلاب تشکیل شد. اگر رهبری و نظام می خواست فضای مجازی را ببندد به شورا احتیاج داشت؟ دستور می داد که ببندید اما نخواستند بسته شود، خواستند مدیریت و ساماندهی شود.

در آخرین جلسه شورای عالی فضای مجازی ایشان ۵ دقیقه صحبت کردند، صحبت های شان واقعا راهبردی و استراتژیک بود، به گونه ای تحلیل کردند و تذکر دادند که تا الان هیچ کس در کشور صحبت نکرده بود. فرمودند این فناوری ها حتما باید به کار گرفته شود، چرا که بزودی همه ابعاد زندگی مان را فرا خواهد گرفت و اگر برخوردایجابی و مثبت نکنیم دچار خسران می شویم. ۱۰ درصد فرمایشات شان هم در حوزه رفع آسیب بود که کاملا بجاست. اتفاقا در جمع بندی با ادمین ها به توافق رسیدیم که این حوزه آسیب ها و ضعف هایی دارد که باید مدیریت شود.

از جمله این که قانون ندارد. اگر فکری به حال این ضعف ها نشود، باید منتظر خیلی از اتفاقات باشیم که مارا به صورت تاریخی عقب می اندازد. در آن جلسه برخی ادمین ها عنوان کردند که آیا برای تلگرام محدودیت هایی ایجاد خواهد شد که ما هم جواب دادیم چنین چیزی نیست. ما توضیح دادیم که نظام به دنبال ساماندهی است و حکایت صفر یا صدی نیست. در آن جلسه این سوال مطرح شد که الان تلگرام ۴۰ میلیون مخاطب دارد و مثلا ۱۰۰ هزار شغل ایجاد کرده است؛ اگر خود تلگرام اینها را بست، ما باید چه کنیم؟ قطعا باید از الان به فکر بیفتیم و به دنبال جایگزین بگردیم. هر عقل سالمی می گوید باید در داخل پیام رسان های امن ایجاد کنیم.

اما مردم به پیام رسان های داخلی اعتماد نکرده اند؟

– قضیه را صفر و یا صدی در نظر نگیریم. اعتماد یک دفعه ایجاد نشده و یک دفعه از بین نمی رود. ما می گوییم که ما باید این زمینه را ایجاد کنیم. بعد هم مگر کاربران چه کار می کنند که نگران شوند. مگر می خواهند دزدی یا کلاهبرداری کنند؟ غیر از این است که می خواهند به دوستان شان با ادبیات خاص خودشان چند پیام بفرستند؟

اما موضوع به همین سادگی نیست. صدا و سیما با وجود فراگیری و رسمیتش در اعتراض های اخیر از رقابت با یکی دو کانال تلگرامی جا ماند و نشان داد متاسفانه مردم به رسانه ملی اعتماد ندارند…

– اعتماد بر اساس صدق است و حق. اگر ما صادق باشیم و حق را حمایت کنیم، اعتماد ایجاد می شود. امروز به آن کانال هایی که شما اشاره کردید بسیار کمتر از سه ماه پیش اعتماد وجود دارد؛ چون دروغ گفتند و مردم فهمیدند. یکی از این کانال ها خبر فوری داد که در خیابان های تهران تانک مستقر کرده و به مردم شلیک می کنند. خب مردم می دیدند که تانکی وجود ندارد. گفتند خوابگاه دانشجویی دانشگاه تهران را زیر و رو کردهاند. خب معلوم شد دروغ گفته اند. من معتقدم با این کانال ها مطلقا نباید کاری داشت. هیچ نگرانی هم بابت فعالیت اینها ندارم. ما باید خودمان با صدق برخورد کنیم.

ببینید اگر همین فضای مجازی نبود ما در انتخابات مشارکت ۷۳ درصدی نداشتیم. در موضوع استقلال کردستان عراق عده ای نگران بودند که همزمان با آن رفراندوم چند شور دیگر از جمله کشور ما شلوغ می شود اما به سه دلیل این اتفاق نیفتاد. اول این که شعور و آگاهی مردم بالاست، دوم این که اعتماد به نظام زیاد است و سوم این که فضای مجازی همراهی کرد. در قضیه روز کوروش تعداد زیادی به سایت های معاند و ضد انقلاب مراجعه کرده بودند. عده ای منی گفتند این روز به تنش و درگیری منجر می شود و می خواستند با روش های نظامی، انتظامی و امنیتی آن را کنترل کنند.

می خواستند ببندند و بگیرند و … باز هم بحث در شورای امنیت مطرح و پیشنهاد شد به جای این که آنها بروند، ما برویم. کوروش هم مال ما است. او نه در دوران اسلام و نه دوران انقلاب حضور نداشت که مخالفتی کرده باشد. در دنیا او را به عنوان یک انسان عادل، آزادیخواه و شجاع تصور می کنند و چرا ما این تصویر را خراب کنیم؟ گفتیم اردوی دانش آموزی به آنجا بردند. بعد طرحی به دولت ارائه دادیم که سال بعد این روز را مفصل برگزار کنیم. چرا باید منفعل باشیم؟

خوشبختانه رسانه ها هم با ما همراهی کردند و هیچ اتفاقی هم نیفتاد. موضوع بعدی که نقش فضای مجازی غیر قابل انکار بود، زلزله کرمانشاه بود. در زلزله کرمانشاه اطلاع رسانی رسمی ما مشکل داشت. صدا و سیما نتوانست خوب فضا را جمع کند و خودش هم اسیر تبلیغات منفی شد. اما فضای مجازی خوب عمل کرد. پس کار ما باید این باشد که بسترها را سالم کرده و آسیب ها را از بین ببریم و فضای مجازی را شناسنامه دار کنیم. الان فضای مجازی ما نه قانون دارد و نه مصوبه، آن هم فضایی که چند میلیون نفر در آن حضور دارند و کار هم می کنند.

یکی از انتقاداتی که به مجموعه دولت می شود این است که همپای آقای روحانی حرکت نمی کنند، به این معنا که رئیس جمهوری موضوعی را مطرح می کند اما وزیران مربوطه چندان این مواضع را پوشش نمی دهند. مثلا در ۲۲ بهمن آقای رئیس جمهوری موضوع رفراندوم را مطرح کردند اما مجموعه دولت توضیحات تکمیلی ندادند. این انتقاد را قبول دارید؟

– برداشت من این نیست. ضعف دولت ما، ضعف نظام اطلاع رسانی است. بنده گاهی ده ها بار درباره یک موضوع موضع گیری می کنم اما روزنامه ها کار نمی کنند. شما ۴ سال گذشته روزنامه ایران را بررسی کنید، شما هم خبرهای مهم ما را نمی زنید، چرا؟ چون طوری صحبت نمی کنم که حاشیه بسازم، درگیر شوم و غیر از این برای رسانه ها جذابیت ندارد. در قضیه رفراندوم هم موافق و مخالف، صحبت های آقای روحانی را اشتباه برداشت کردند. رئیس جمهوری تنها به یک ظرفیت قانونی اشاره کرد و گفت

در شرایط خاص اگر ما در موضوعی به بن بست برسیم، مجلس، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام داریم، رهبر معظم انقلاب هم هستند، اما اگر با تمام اینها در بن بستی گیر کردیم، قانون اساسی راه گذاشته است. اینها مسائلی نیست که ما به خاطر آن درگیری و اختلاف ایجاد کنیم، چرا که این صحبت از یک ظرفیت قانونی است. آقای رئیس جمهوری یک فرد حقوقدان هستند و به خوبی به مختصات و قواعد قانونی اشراف دارند و مکانیزم اجرای رفراندم را می دانند و ایشان به رفراندم به عنوان ظرفیت بالای قانون اساسی اشاره داشتند.


خبرگزاری آريا – به ۱۰۰هزار پرستار جديد در کشور نياز داريم




معاون پرستاري وزير بهداشت در بازديد از بيمارستان شهيد رجايي شيراز اعلام کرد:

به 100هزار پرستار جديد در کشور نياز داريم

خبرگزاري آريا- معاون پرستاري وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشکي با اعلام اينکه در شرايط فعلي، مهمترين مطالبات پرستاران کشور کمبود نيروي پرستاري بوده و دريافت مطالبات جزو اولويت هاي بعدي آنان است، گفت: هم اکنون مراکز درماني و بيمارستاني کشور با کمبود دست کم ۱۰۰هزار پرستار مواجه هستند که تلاش داريم از سال آينده تعداي از فارغ التحصلان اين رشته را جذب کنيم.
به گزارش خبرگزاري آريا، دکتر مريم حضرتي، معاون پرستاري وزير بهداشت در ادامه سفر به شيراز، از بيمارستان شهيد رجايي بازديد کرد و ضمن گفت و گو با پرستاران، از نزديک در جريان مسايل آنان قرار گرفت.
وي در حاشيه بازديد خود از بيمارستان فوق تخصصي تروما شهيد رجايي شيراز گفت: با وجود اينکه در پايان ترم تحصيلي امسال بيش از۱۰ هزار دانشجو از دانشکده هاي پرستاري کشور فارغ التحصيل شدند، اما به دليل کمبود منابع مالي نتوانسته ايم تمامي آنان را جذب کنيم که اميدواريم در سال آينده بخشي از اين تعداد، در مراکز درماني جذب شوند.
دکتر حضرتي، پرستاري را حرفه اي سخت و پرمسئوليت دانست و افزود: امروزه کمبود پرستار در مراکز درماني دولتي بسيار جدي است و در عين حال مزاياي پرستاري متناسب با حرفه آنان نيست؛ از همين رو براي هر تخت بيمارستاني به يک و هفت دهم پرستار نياز داريم و براي رسيدن به اين استاندارد مورد قبول و ايده ال کشور، به ۱۰۰هزار پرستار جديد نياز است.
معاون پرستاري وزير بهداشت، ادامه داد: در وضعيت فعلي نسبت تخت بيمارستاني به پرستار، هفت دهم است و براي رسيدن به استانداردها، بايد تلاش بيشتري داشته باشيم.
وي تاکيد کرد: چنانچه بتوانيم کمبود پرستار را با انگيزه هاي تشويقي و اخلاقي جذب کنيم، ضريب سلامتي و اميد به زندگي شهروندان افزايش مي يابد.
دکتر حضرتي به همراه “محبوبه ظريفکارفرد” مدير پرستاري دانشگاه علوم پزشکي شيراز و “حميد خديوي” مدير بيمارستان شهيد رجايي، از بيماران اين بيمارستان عيادت کرد.


1 2