Tag Archives: یا

مجرد‌ها یا متاهل‌ها؛ کدام خوشبخت‌ترند؟


برترین‌ها: تشکیل خانواده و زندگی مشترک، زمانی بدیهی‌ترین چشم‌انداز انسان‌ها بود. در دنیای مدرن اما دو نیاز بنیادین روان بشری یعنی پیوند عاطفی و فردیت در تضاد با هم قرار می‌گیرند. معنا و مفهوم تجرد و تاهل نیز تغییرات زیادی کرده‌اند.

زناشویی تلاشی مشترک است برای به دست آوردن نیمی از خوشبختی زمان مجردی! “اسکار وایلد”

دویچه وله نوشت: آنها که رابطه‌ای دائمی دارند، راضی‌ترند و عمرشان بیشتر از مجردهاست. این نظریه‌ای قدیمی است اما آیا منطبق با واقعیت است؟ پژوهشگران به درستی این دیدگاه تردید دارند و مبنای تردیدشان نیز تحقیقات جدیدی است که جنبه مثبت زندگی مجردی بر احساس رضایت را تایید می‌کنند. در سال ۱۹۷۰ از مجموع خانوارهای آلمان، حدود ۲۵ درصد تک نفره بودند، این میزان در سال ۲۰۰۹ به ۴۰ درصد یعنی به ۱۶ میلیون نفر رسید. این روند رو به تزاید که ‌پیش‌تر در کشورهای غربی مشاهده می‌شد، در کشورهای رو به توسعه یا سنتی‌تر نیز جای خود را گشوده است. مبنای این جابجایی نیز، چیزی جز تحول در مناسبات اجتماعی و انسانی نیست. از منظر بیولوژیک، هم‌زیستی یا همکاری امری بسیار انرژی‌بر است.

مجردها یا متاهل‌ها؛ کدام خوشبخت‌ترند؟

مغز ما در جمع یا در برابر دیگری، مدام در حال محاسبه و تنظیم رفتار، گفتار، حرکات بدن و زبان اشاره است تا مانع هر واکنش یا داوری ناخواسته شود. روشن است که بعضی‌ها راحت‌تر با زندگی بدون همسر کنار می‌آیند. زندگی تک‌نفره به نظر بسیاری از مجردها، آزادی کامل است. تصمیم‌گیری با رای شخصی انجام می‌گیرد و فرد می‌تواند بدون ملاحظه و رعایت دیگری، در پی امیال و علاقمندی‌های خود باشد. لزومی به توافق‌های اعصاب خردکن به عنوان سدی در برابر انجام کارهای ناگهانی نیست. آرتور شوپنهاور، فیلسوف آلمانی که به بدبینی شهرت دارد می‌گوید: «ازدواج یعنی آن که همه کار ممکن را برای بیزاری از یکدیگر انجام دهی. حقوق فردی‌ات را نصف کنی و وظایفت را دوبرابر…»

تجرد و سلامتی

جامعه‌شناسان دانشگاه تگزاس آستین معتقدند که مجردها از سلامت جسمی بهتری برخوردارند و احساس رضایت‌مندی بیشتری دارند. این مدعا بر نتایجی استوار شده که از طرح “پرسشنامه سلامتی ملی” این دانشگاه با شرکت یک میلیون و دویست هزار نفر به دست آمد. این طرح در فاصله سال‌های ۱۹۷۲ تا ۲۰۰۳ انجام شد و نتایج آن در سال ۲۰۰۸ انتشار یافت. این پرسشنامه روشن کرد که تفاوت میزان سلامتی مجردها و متاهل‌ها از دهه هشتاد میلادی به بعد به شدت کاهش یافته و به ویژه نزد مردان به صفر رسیده است. آمارهای پیشین حاکی از آن بودند که میزان بیماری نزد مجردها به مراتب بیشتر از متاهل‌هاست. بر همین مبنا، ازدواج و تشکیل خانواده، یک نسخه بهداشتی برای مجردها نیز محسوب می‌شد.

پروفسور اشتفان هاردل (استاد جامعه‌شناسی دانشگاه ماینس) معتقد است که زندگی مجردی مزایای بسیاری دارد: مجردها حلقه‌ گسترده‌ای از دوستان دارند، در فعالیت‌های اجتماعی فعال‌ترند و از امکانات مالی و شغلی بهتری برخوردارند؛ اما در شرایط سخت مانند بیماری و یا مشکلات مالی، وضعیت مجردها از متاهل‌ها نامناسب‌تر است. پژوهش‌های دیگر نشان می‌دهند که اکثر مجردها در سنین بالا به دنبال یافتن شریک مناسبی برای دوران سالخوردگی هستند؛ دورانی که هر فرد نیاز بیشتری به تیمار و پرستاری و پرکردن تنهایی دارد. جالب آن که در میانسالی، مردان مجرد به مراتب بیشتر از زنان مجرد در جستجوی همدم هستند.

تاهل و استرس

محققان دانشگاه روتردام هلند هم که در زمینه “خوشبختی” تحقیق می‌کنند، به نتایجی مشابه جامعه‌شناسان دانشگاه آستین رسیده و می‌گویند مجردها نه تنها در مقایسه با متاهل‌ها سالم‌ترند، بلکه خوشبخت‌تر هم هستند. زمانی مجرد ماندن افراد، به معنای آن بود که متقاضی یا خواستگار ندارند و این خود به خود عیب تلقی می‌شد. یافته‌های جدید جامعه‌شناسان نشان می‌دهد که زندگی مجردی معنای دیگری یافته و مجردها با وضعیت خود بهتر کنار می‌آیند. ازدواج نکردن، دیگر ننگ و عار یا ناکامی شخصی محسوب نمی‌شود.

مشکل مجردها در رابطه با داشتن یک همدم یا سنگ صبور در دوران جدید، به دوستان و روانشناسان محول شده است! دوست‌یابی و آشنایی و برقراری حاشیه امن اجتماعی، در عصر شبکه‌های اینترنتی، به مراتب آسان‌تر ار پیش شده و تنهایی، موجب تشکیل خانواده نیست. پژوهشگران هلندی تاکید می‌کنند که فشار اجتماعی بر متاهل‌ها بیشتر است؛ مجردها به دلیل دور ماندن از این فشارها، استرس کمتری دارند و این تاثیر مثبتی بر تندرستی جسمانی آنها دارد.

تنها چیزی که می‌توان روی آن انگشت گذاشت، ارتباط جنسی پایدار و منظم است که در میان مجردها و متاهل‌ها متغیر است. رابطه جنسی نقش مهمی در سلامتی جسمی و روانی دارد. زوج هایی که ارتباط جنسی ندارند، بیشتر مشاجره می کنند و به روش‌های دیگری برای رفع تنش نیاز دارند. کسی که زندگی جنسی فعالی دارد، بهتر و بیشتر عمر می‌کند. با وجود این، تنهایی می‌تواند تبدیل به معضل شود. روانشناسان معتقدند که “تنها بودن” موقعیتی واقعی و “انزوا” موقعیتی حسی است. یعنی مجردها می‌توانند علی‌رغم ارتباط اجتماعی دچار “انزاوی درونی” شوند که وضعیت نادری نیست. و باید گفت که انزوا برای جسم هم زیان‌بار است؛ چیزی که در تحقیقات متعدد ثابت شده است.

مجردها یا متاهل‌ها؛ کدام خوشبخت‌ترند؟

از عوارض انزوا می‌توان به بی‌خوابی، اختلال در دستگاه گردش خون، تضعیف سیستم دفاعی بدن یا افسردگی اشاره کرد. تحقیقات علمی روشن می‌کنند که افراد دارای ارتباط‌های اجتماعی فعال، به طور میانگین بیشتر از افراد منزوی عمر می‌کنند. نتیجه این‌که زندگی مشترک مهم است و تاثیر مثبت بر سلامتی دارد اما مجردها هم تا وقتی که به انزوا دچار نشده باشند، چیزی از رضایت و سلامت کم ندارند. یکی از دست اندر کاران این تحقیق هشدار می‌دهد که “فیس‌بوک” و شبکه های اجتماعی مشابه آن جایگزینی برای شبکه‌های واقعی اجتماعی نیستند: «رابطه‌های انسانی برای آدم‌ها امری بدیهی است. ما مانند ماهی‌ها هستیم که وجود آب را حس نمی‌کنند اما به آن نیاز دارند.»

زندگی مشترک، آری یا نه

تشکیل خانواده و زندگی مشترک، زمانی بدیهی‌ترین چشم‌انداز انسان‌ها بود. اما در دنیای مدرن، دو نیاز بنیادین روان بشری، یعنی پیوند عاطفی، عشق ورزیدن و فردیت و استقلال، در تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرند. بنیان نظریه تکامل، بر خلاف تصور عمومی بهبود نیست؛ بلکه سازگاری با شرایط جدید است. پژوهشگران مناسبات انسانی می‌گویند، زیست مشترک در سازگاری با زندگی اجتماعی نوین دستخوش تغییرات جدی و البته گام به گام خواهد شد. فردیت در جوامع پیشرفته صنعتی با مفهوم از خودگذشتگی در رابطه طولانی و پایدار تضاد دارد.

به اعتقاد محققان علوم رفتاری، چیزی به نام نیاز به خانواده در بین نیازهای بنیادین بشر وجود ندارد و این مفهوم که قبلا توسط مذهب، دولت، مناسبات اقتصادی و اجتماعی، تعیین‌کنندگی داشت، به مرور به حاشیه خواهد رفت و قطعیت و اهمیت خود را از دست خواهد داد. اما چرا زندگی مشترک هنوز واجد امتیازات است و اکثریت جامعه هم‌چنان تشکیل خانواده می‌دهند؟ شاید بتوان یکی از دلایل را ساختار ذهنی انسان‌ها دانست که در کودکی شکل می‌گیرد. اکثریت قریب‌ به اتفاق جوامع بشری نزد مادر و پدر و خواهر و برادر و بستگان بزرگ شده‌اند و خوشبختی یعنی خانواده و به سر بردن نزد افراد نزدیک. “کانون گرم خانواده” یعنی محبت لایزال و احساس امنیتی سرشار از آرامش.

اینک در آلمان یک‌چهارم بچه‌ها در خانواده‌های تک‌والد و بدون ارتباط تنگاتنگ خویشاوندی متولد می‌شوند. تصور این نسل در بیست‌سال دیگر می‌تواند از سعادت و آرامش و امنیت چیز دیگری باشد. در نتیجه پیش‌شرط بحث در این زمینه و نتیجه‌گیری در مورد آن باید منوط به این باشد که در باره چه کسانی و رشد یافته در چه جوامعی صحبت می‌کنیم. و پرسش آخر این‌که آیا زندگی مشترک ایده‌‌آل امری میسر است؟ در پاسخ باید گفت که ایده‌آل هر فرد، محصول تربیت خانوادگی، اجتماعی و تجربیات شخصی اوست و تاکید کرد که چنین چیزی به شکل مرسوم آن، یعنی کلیشه داستان‌ها و فیلم‌های رمانتیک دیگر عملی نیست.

کسانی که در سنین میانه زندگی مشترک را شروع می‌کنند، معمولا درک منطقی‌تری از “ایده‌آل” دارند و به خاطر متعادل شدن فعالیت هورمون‌ها، تجربه و امنیت مادی، سازگاری بیشتری نیز با همدم خود نشان می‌دهند. پیوند عمیق عاطفی و یگانگی روحی، تنها در رابطه‌ای طولانی و پایدار به وجود می‌آید. ارضای نسبی دو نیاز بنیادین روان بشری، یعنی عشق‌ورزیدن و استقلال، تنها در صورت بازتعریف هم‌زیستی و عدم چشم‌پوشی از نیازهای فردی امکان‌پذیر است. در غیر این صورت حتی زندگی مشترک پایدار، نوعی “شرکت سهامی” است که سرمایه‌های آن می‌توانند فرزندان یا اهداف و منافع مشترک باشند.


خونریزی یا لکه های دوران بارداری از کجا می آیند؟


برترین ها: در دوران بارداری وقتی متوجه لکه خون یا خونریزی شدم چه باید بکنم؟ حتی اگر خونریزی قطع شده بود هم سریع با پزشک خود تماس بگیرید. همان طور که ممکن است خیلی مهم نباشد، ممکن است نشانه مشکل بزرگ و خطرناکی هم باشد. پزشک با توجه به وضعیت عمومی بدن شما درمان لازم را انجام می دهد.

شاید نیاز باشد مورد آزمایش هایی همچون فراصوتی یا خون قرار بگیرید تا مطمئن شوید مشکلی برای جنین پیش نیامده است و همه شک و شبهه ها را از بین ببرید. اگر خونریزی و درد شدید داشتید بلافاصله به اورژانس زنگ بزنید. 

فرق لکه بینی با خونریزی چیست؟

لکه بینی از نامش پیداست، خون ریزی کم که سریع هم قطع می شود را لکه بینی می گویند. درست همچون اتفاقی که در روز اول یا آخر دوران پریود اتفاق می افتد. رنگ لکه ها نیز بین صورتی، قرمز یا قهوه ای متغیر است.

خونریزی یا لکه های دوران بارداری از کجا می آیند؟

چه مساله ای باعث خونریزی یا لکه می شود؟

نمی توان به طور قطع دلیل مشخصی برای این موضوع تعیین کرد. اما برخی از دلایل خونریزی شامل موارد زیر است:

• جماع

جریان خون زیاد در دیواره رحم می تواند دلیلی برای خونریزی یا لکه بینی پس از جماع در دوران بارداری باشد. پلیپ های موجود در گردن رحم نیز می توانند دلیلی برای خونریزی پس از جماع در دوران بارداری باشند.

• تست داخلی یا پاپ اسمیر

پس از انجام تست داخلی یا پاپ اسمیر نیز ممکن است در نتیجه جریان خون زیاد یا پلیپ در گردن رحم، خانم باردار شاهد لکه های خون یا خون ریزی باشد.

• سقط جنین یا آبستنی خارج از رحم

خونریزی یا لکه بینی در سه ماهه نخست بارداری اگر با دردهای شکمی یا رفتگی عضلات و قولنج همراه باشد، می تواند نشانه های اولیه سقط جنین یا حاملگی خارج از رحم (جنین به جای داخل رحم در لوله رحم شکل می گیرد) باشد. آبستنی خارج از رحم بسیار خطرناک است و باید بلافاصله با مشاهده خونریزی و احساس درد، موضوع را با پزشک خود در میان بگذارید.

تقربیا یک‌‌چهارم خانم های باردار در ابتدای بارداری دچار خون ریزی های خفیف یا زیاد هستند و نیمی از آنها دچار سقط جنین می شوند. اما اگر دستگاه های فراصوت نشان دادند که ضربان قلب جنین در هفته های ۷ تا ۱۱ نرمال است، احتمال ادامه بارداری و سقط نشدن جنین ۹۰ درصد است.

• عفونت

خونریزی می تواند در اثر مسایل نامرتبط به بارداری باشد. عفونت های واژینال، کلامیدیا، سوزاک و هرپیز باعث تورم و التهاب رحم می شوند. گردن رحم متورم شده نیز پس از جماع یا تست پاپ اسمیر دچار خونریزی می شود.

• مشکلات جفت یا زایمان زودرس

در سه ماهه دوم و سوم بارداری، خونریزی یا لکه بینی می تواند نشانه شرایط خطرناکی همچون جدا شدن ناگهانی جفت از رحم، سقط جنین یا زایمان زودرس باشد. (زایمان در نیمه بارداری و حدود هفته های ۳۷).

خونریزی در سه ماهه نخست بارداری می تواند نشانه مشکلات پنهان جفت جنین باشد. خون ریزی شدید در سه ماهه نخست می تواند در آینده به جدا شدن جفت از رحم منجر شود.

• نزدیک شدن زایمان

اگر رحم بزرگ و بدن شما آماده زایمان شد ترشحات بدن آغاز می شوند و ممکن است به صورت خون دیده می شوند. اگر در هفته ۳۷ این اتفاق روی دهد، این ترشحات خیلی مهم نیستند. اما اگر بیشتر از چند قطره خون بود، حتما با پزشک خود در میان بگذارید.


یک آزمون فوق‌العاده برای آنکه بفهمید افسرده هستید یا نه


مجله زندگی ایده آل: افسردگی از آن مشكلاتی است كه باید جدی گرفته شود چون بیشتر وقت‌ها، تشخیص و درمان افسردگی مسئله مرگ و زندگی است. طبق بررسی‌هایی كه صورت گرفته، تقریبا تمامی كسانی كه در یك شهر كوچك در فرانسه دست به‌خودكشی زده‌اند، در خلال چند هفته قبل از آن به پزشك خانوادگی یا پزشكان دیگر مراجعه كرده‌ بودند اما به‌رغم این، در هیچ‌یك از موارد، درمان ضدافسردگی برای آنها تجویز نشده است.

یک آزمون فوق‌العاده برای آنکه بفهمید افسرده هستید یا نه
 از آنجا كه افسردگی دارای جلوه‌های گوناگونی است، متخصصان به راحتی از تشخیص آن غافل می‌شوند. از طرف دیگر، نشانه‌های گسترده افسردگی (سردرد، یبوست، كم‌شدن اشتها، كمردرد، خستگی مزمن) باعث می‌شود كه كار تشخیص آن با دشواری مواجه شود. از این‌رو سنجش میزان افسردگی بسیار مهم است و می‌تواند در تعیین سرنوشت شما نقش زیادی بازی كند.

آزمونی قدیمی ولی كاملا استاندارد و معتبر

پرسشنامه افسردگی «بك» برای نخستین بار در سال ۱۹۶۱ توسط بك و همكاران او تدوین شد و یكی از آزمون‌های معتبر برای سنجش میزان افسردگی است چون كاملا استاندارد است. شما باید به هر سؤال فقط یك جواب مطابق با روحیات خود بدهید. با خودتان روراست باشید، جواب تست را فقط خودتان می‌بینید و دروغگویی به‌خودتان فقط ممكن است وضعیت‌تان را بدتر كند. البته حواستان باشد این تست فقط یكی از راه‌های تشخیص افسردگی خواهد بود.

یک آزمون فوق‌العاده برای آنکه بفهمید افسرده هستید یا نه
بعد از آزمون امتیازات خود را با هم جمع كنید تا وضعیت خود را روشن‌تر درك كنید

اگر امتیاز صفر تا ۱۰ داشتید یعنی شما افسرده نیستید.

اگر امتیاز ۱۱ تا ۱۶  داشتید یعنی افسردگی شما خفیف است.

اگر امتیاز ۱۷ تا ۳۰ داشتید بهتر است هر چه زودتر با روانپزشك مشورت كنید.

اگر امتیاز ۳۰ تا ۴۰ داشتید یعنی افسردگی شما شدید است، مشورت با روانپزشك را فراموش نكنید.

اگر امتیاز بیشتر از ۴۰ داشتید یعنی افسردگی شما بسیار خطرناك و شدید است، سریعا مشورت با روانپزشك را در برنامه خود قرار دهید. این یک اورژانس است.


تست خودشناسی؛ نیمكره راست مغز شما فعال تر است یا چپ؟


 مجله زندگی ایده آل: شخصیت ما در واقع تحت تاثیر میزان اثر متقابل نیمكره‌های مغز بر هم است. در افراد مختلف این تاثیر متفاوت است، چون بعضی نیمكره چپ مغزشان بهتر كار می‌كند و بعضی دیگر نیمكره راستشان و با توجه به همین برتری توانایی‌های مختلفی شكل می‌گیرد.

مغز از وسط به ۲ نیمكره تقسیم شده است كه هر كدام مجموعه‌ای نسبتا مجزایی از عملیات را انجام می‌دهند. البته ۲ نیمكره مغز اطلاعاتی مانند مشاهدات حسی را از طریق رابطی ضخیم به نام جسم پینه‌ای كه آنها را به هم متصل می‌كند با هم مبادله می‌كند. نیمكره راست مغز عضلات سمت چپ بدن را كنترل می‌كند، در حالی كه نیمكره چپ، عضلات سمت راست بدن را كنترل می‌كند. به دلیل این نحوه ارتباط عصبی است كه آسیب به یك طرف مغز بر نیمه مخالف بدن اثر می‌گذارد.

 

پروفسور استفن ویلسون از یونیورسیتی كالج لندن می‌گوید: عدم تقارن مغز برای كاركرد درست مغز ضروری است. این عدم تقارن به ۲ طرف مغز امكان می‌دهد كه تخصصی شوند، ظرفیت پردازش‌شان را افزایش دهند و از موقعیت‌هایی كه باعث تعارض ۲ طرف مغز هنگام تلاش برای بر عهده گرفتن كنترل كاری می‌شود، پرهیز كنند. اما از طرف دیگر برحسب اینكه كدام نیمكره مغزتان فعال‌تر باشد نوع توانمندی‌ها، علایق و رفتارهایتان متفاوت است و می‌توانید كارهای خاصی را بهتر انجام دهید. از سویی دیگر، اگر به نیمكره‌های مغزتان در طول زمان فرصت پیشرفت ندهید امكان دارد از قابلیت‌های فوق‌العاده آنها كاسته شود. موضوع بررسی وظایف نیمكره‌های مغز و چگونگی تقویت و پرورش قابلیت‌های آنها یكی از آن مسائلی است كه سال‌هاست از سوی پژوهشگران مورد مطالعه قرار گرفته است.

 

تست خودشناسی؛ نیمكره راست مغز شما  فعال تر است یا چپ؟

این تست به شما نشان می‌دهد کدام نیمکره از مغزتان فعالیت بیشتری دارد و در نتیجه آن شخصیت شما متمایل به كدام سمت است تا با توجه به آن بتوانید انتخاب‌های بهتری در زندگی داشته‌باشید. چون مثلا اگر شخصیت تحلیلگر داشته‌باشید احتمالا هنرمند موفقی نخواهید شد، پس بهتر است خیلی تلاش نکنید.  یا اگر شخصیتی کل‌گرا داشته‌باشید بهتر است خیلی سراغ کارهای مدیریتی نروید چون چندان ثمری نخواهد داشت.

۱٫ آیا خودتان‌ را متخصص‌ تلقی‌ می‌كنید؟

الف- بله
ب- خیر
ج- در برخی‌ از زمینه‌ها

۲٫ یادآوری‌ اسم‌ اشخاص‌ برایتان‌ راحت‌تر است‌ یاچهره‌ آنها؟

الف-  چهره‌ اشخاص‌
ب-  اسم‌ اشخاص‌
ج – هر دو به‌ یك‌ اندازه‌

۳٫ در مواجهه‌ با شكست‌، كدام‌ یك‌ از گزینه‌های ‌زیر، طرز برخوردتان‌ را بهتر نشان‌ می‌دهد؟

الف- ناامید شدن‌، دست‌ كشیدن‌ از آن‌ كار و امتحان‌كردن‌ چیزی‌ جدید
ب- سعی‌، تلاش‌ و كوشش‌ دوباره‌ و دوباره‌
ج- شكست؛‌ نابود كننده‌ روح‌ و روان‌ است‌

۴٫ كدام‌ یك‌ از صفات‌ زیر، بیشتر از بقیه‌ وصف‌حالتان‌ است؟

الف-  شهودی‌ و درونی هستم
ب-  اهل‌ مطالعه‌ و سنجیده‌ هستم
ج-  دقیق‌ هستم

۵٫ كدام‌ یك‌ از گزینه‌های‌ زیر، بیشتر با شماهمخوانی‌ دارد؟

الف-  دوست دارم‌ قوانین‌ و مقررات‌ خاص‌ خودم‌ را رعایت‌كنم‌.
ب-  از عمل كردن‌ به‌ قوانین‌ و مقررات‌ راضی‌ و شاد هستم‌.
ج- گاهی‌ اوقات‌، قوانین‌ و مقررات‌ دست‌ و پاگیرمی‌شود و عصبانی​ام‌ می‌كند.

۶٫ زمانی‌ كه‌ در یك‌ جلسه‌ گفت‌وگو یا سخنرانی‌حضور دارید، كدام‌ یك‌ از گزینه‌های‌ زیر بیشتر برای شما صدق‌ می‌كند؟

الف-  بیشتر اوقات‌ حواسم‌ پرت‌ می‌شود و به‌موضوعات‌ دیگری‌ فكر می‌كنم‌.
ب-  به‌ راحتی‌ حواسم‌ را روی‌ مسئله سخنرانی‌ متمركز کنم‌.
ج-  فقط اگر موضوع‌ را جالب‌ تلقی‌ كنم‌، می‌توانم‌حواسم‌ را روی‌ آن‌ متمركز كنم‌.

۷٫ آ یا خودتان‌ را شخص‌ منظمی‌تلقی‌ می‌كنید؟

الف –  به‌ هیچ‌ وجه‌
ب –  بله‌، كاملا
ج – بله، نسبتا

۸٫ هرچند وقت‌ یك‌‌بار‌ به‌ دنبال‌ حدس‌ وگمان‌های‌ شخصی‌ خود می‌روید؟

الف-  هر وقت‌ كه‌ بتوانم‌
ب-  به‌ ندرت‌
ج-  گاهی‌ اوقات‌

۹٫ اگر یك‌ دفعه‌، هوس‌ امتحان‌ كردن‌ یك‌ كار و سرگرمی‌ خلاقانه‌ جدید، مثل‌ نقاشی‌ یاسفالگری‌ به‌سرتان‌ بزند، چه‌ می‌كنید؟

الف-  آن‌ را امتحان‌ می‌كنم‌ و بعد آن‌ رابه‌ عنوان‌ یكی‌ از سرگرمی‌های‌ بی‌شمار دیگرم‌ توسعه می‌دهم‌.
ب-  به‌ احتمال‌ زیاد، فقط به‌ آن‌ فكر می‌كنم‌ و فراتر نمی‌روم‌.
ج-  چند‌ مرتبه‌ آن‌ را امتحان‌ می‌كنم‌ و بعد ‌سراغ‌ سرگرمی‌ دیگری‌ می‌روم‌.

 

تست خودشناسی؛ نیمكره راست مغز شما  فعال تر است یا چپ؟

۱۰٫ در مدرسه‌ و دوران‌ تحصیل‌، سركلاس‌ كدام‌ یك‌ از درس‌های‌ زیر، بیشتراحساس ‌راحتی ‌می‌كردید؟

الف-  هنر
ب-  ریاضیات‌
ج-  جغرافی‌

۱۱٫ هر چند وقت‌ یك‌ بار، دوست دارید مبلمان‌ وتزیینات‌ منزلتان‌ را عوض‌ كنید؟

الف-  بیش‌ از ۳‌ مرتبه ‌ ظرف‌ ۵ سال‌
ب-  هر ۵ سال‌، یك‌ مرتبه‌
ج-  ظرف‌ هر ۵سال‌، ۲ تا ۳‌ مرتبه‌

۱۲٫ وقتی‌ مشغول‌ شنیدن‌ اخبار از تلویزیون‌هستید، كدام‌ یك‌ از موضوعات‌ زیر، بیشتر از همه ‌توجه‌ شما را به‌ خود جلب‌ می‌كند؟

الف-  مسیر‌ و موضوعات‌ مربوط به‌ طبیعت و محیط زیست
ب-  سیاسی‌
ج-  ورزشی‌

۱۳٫ كدام‌ یك‌ از گروه‌های‌ زیر بیشتر با روحیات‌شما سازگار هستند؟

الف-  شخصی‌ كه‌ از قوه‌ تخیل‌ زنده‌ و پرشوری‌برخوردار است‌.
ب-  شخصی‌ كه‌ بلند پرواز و جاه‌‌طلب‌ است‌.
ج-  شخصی‌ كه‌ از عقل‌ سلیم‌ و شعور خوبی‌برخوردار است‌.

۱۴٫ نظرتان‌ در مورد هنر مدرن‌ چیست‌؟

الف –  آن‌ را جالب‌ و مهیج‌ تلقی‌ می‌كنم‌.
ب –  اهمیت‌ زیادی‌ به آن نمی‌دهم.
ج –  گاهی‌ می‌توانم‌ آن‌ را جدی‌ تلقی‌ كنم‌ و گاهی‌بی‌اعتنا از كنارش‌ می‌گذرم‌.

۱۵٫ هر چند وقت‌ یك‌بار، به‌ افكار و اندیشه‌های‌خصوصی‌ خودتان‌ پناه‌ می‌برید؟

الف-  به‌ وفور
ب-  خیلی‌ به‌ ندرت‌
ج-  گاه‌ و بیگاه‌

۱۶٫ زمانی‌ كه‌ وارد یك‌ سالن‌ یا تالار می‌شوید،در حالی‌ كه‌ بلیت رزرو شده‌ ندارید، ترجیح می‌دهید روی‌ صندلی‌ كدام‌ سمت‌ بنشینید؟

الف-  سمت‌ چپ‌
ب-  سمت‌ راست‌
ج-  فرقی‌ نمی‌كند

۱۷٫ به‌ نظر شما، مزیت‌ بازنشسته‌ شدن‌ چیست‌؟

الف-  برخورداری‌ از وقت‌ بیشتر برای‌ آغاز فعالیت‌های‌ جدید بی‌شمار دیگر.
ب-  برخورداری‌ از وقت‌ بیشتر برای‌ همنشینی‌ بااقوام‌ و دوستان‌.
ج-  راهی برای خروج‌ از برنامه‌ یكنواخت‌، منظم‌ و كسل‌كننده‌ كاری‌

۱۸٫ كدام‌ یك‌ از صفات‌ زیر، بیشتر از بقیه‌ با شماسازگار است‌؟

الف-  پیچیده‌
ب-  واقع‌ بین‌
ج-  عادی‌ و گاهی‌ منحصربه‌ فرد

۱۹٫ در حال‌ حاضر، كدام‌ یك‌ از حالات‌ زیر بیشتربا روحیه‌ شما سازگار است؟

الف –  متفكر، جدی‌ و دقیق‌
ب –  تحت‌ فشار روحی
ج –  پركار، پر مشغله‌ و پرجنب‌ و جوش‌

۲۰٫ آیا قادرید به‌ طور تقریبی‌ بگویید كه‌ چندروز را بدون‌ نگاه‌ كردن‌ به‌ ساعت‌ پشت‌ سرگذاشته‌‌اید؟

الف-  راستش‌ درست‌ نمی‌دانم‌، چون‌ گاهی‌ زمان‌ رابه‌ كلی‌ فراموش‌ می‌كنم‌.
ب-  بله‌، به‌ راحتی‌
ج –  گاهی‌ اوقات‌

۲۱٫ در صورت‌ مواجهه‌ با كدام‌ یك‌ از موارد زیر، به‌ شدت‌ سر خورده‌، ناامید و عصبانی‌ می‌شوید؟

الف- زمانی‌ كه‌ وقت‌ كافی‌ برای‌ انجام‌ كارهایی‌ كه‌دوست‌ دارم‌، نداشته‌ باشم‌.
ب- زمانی‌ كه‌ در رأس‌ امور مربوط به‌ حرفه‌ام‌ قرارنداشته‌ باشم‌.
ج-  زمانی‌ كه‌ پیشرفت‌ها، موفقیت‌ها، دستاوردها و كوشش‌هایم نادیده‌ گرفته‌ شود.

۲۲٫ در مورد این‌ جمله‌: «بزرگ‌ترین‌ معلم‌ و راهنما، تجربه‌ است»، نظرتان‌ چیست‌؟

الف-  كاملا با آن‌ موافق‌ هستم‌
ب-  اصلا موافق‌ نیستم‌
ج-  موافقم‌

۲۳٫ در شریط مطلوب‌، كدام‌ یك‌ از گزینه‌های‌زیر را ترجیح‌ می‌دهید؟

الف- حرفه‌ای‌ كه‌ كاملا غیرقابل‌ پیش‌‌بینی‌ و توأم‌ باتجربیات‌ بی‌ شمار و جدید باشد.
ب-  داشتن‌ یك‌ حرفه‌ مشخص‌ و یكنواخت‌
ج- حرفه‌ای‌ كه‌ فرصت‌ یادگیری‌ چیزی‌ جدید را دراختیارتان‌ قرار دهد.

۲۴٫ آیا تصور می‌كنید توضیح‌‌دهنده‌ خوبی‌ هستید؟

الف-  بله
ب-  خیر
ج-  در حد متوسط

 
۲۵٫ هنگام‌ انجام‌ كدام‌ یك‌ از موارد زیر،بیشتر احساس‌ راحتی‌ به‌ شما دست‌ می‌دهد؟

الف- حین‌ انجام‌ یك‌ كار تخصصی‌تر مثل‌ كاركردن‌ با موتور ماشین‌تان‌ به‌ منظور تعمیر آن‌
ب- حین‌ نوشتن‌ یك‌ نامه‌ یا گزارش‌
ج- حین‌ انجام‌ یك‌ كار دستی‌ مثل‌ نقاشی‌

 

تست خودشناسی؛ نیمكره راست مغز شما  فعال تر است یا چپ؟


حالا می‌توانید بفهمید چه‌ تیپ‌ انسانی هستید

حالا جواب‌هایتان را با هم جمع کنید تا امتیازتان به​دست بیاید. برای هر سؤال، به گزینه الف ۲ امتیاز ، به گزینه ب صفر امتیاز و به گزینه ج یك امتیاز دهید.

امتیاز ۳۵ تا ۵۰

شما كل‌ نگر هستید

این‌ امتیاز نشان می‌دهد شما یك‌ شخص‌راست‌ مغز هستید، یعنی دوست دارید مسیر‌ را به‌ طور كلی‌ مجسم‌ و ادراك‌ كنید. به‌ عبارت دیگر، به‌ جای‌ مشاهده‌ جزییات‌ سازنده‌ و تشكیل‌ دهنده‌، می‌خواهید تصویر اصلی‌ و بزرگ‌ را ببینید.

امتیاز ۱۶ تا ۳۴

همیشه تعارض دارید

امتیاز شما نشان​دهنده این‌ است‌ كه‌ از تعادلی‌متناسب‌ بین‌ ۲ نیمكره‌ چپ‌ و راست‌ مغزتان ‌برخوردارید؛ یعنی  هیچ‌ نیمكره‌ای‌ بردیگری‌ غلبه‌ و سلطه‌ ندارد.این نشان‌دهنده این است که شما بیشتراز یك‌ شخص‌ راست‌ مغز یا چپ‌ مغز، از كشمكش‌ها وتضادهای‌ درونی‌ رنج‌ می‌برید. همچنین درمواجهه‌ با مشكلات‌، تعبیر و تفسیر اطلاعات‌ باموانعی‌ روبه‌رو می‌شوید. یعنی گاهی‌، جزئیاتی‌ كه‌ برای ‌نیمكره‌ راست‌ مغز، مهم‌ هستند، به‌ واسطه‌ نیمكره‌چپ‌ نادیده‌ گرفته‌ می‌شوند و برعكس‌. از جنبه‌ مثبت‌، نقطه‌ قوت‌ این‌ اشخاص‌ در این ‌است‌ كه‌ آنها هنگام‌ حل‌ یك‌ مشكل می‌توانند همزمان‌ تصویر اصلی‌ و جزئیات ‌ضروری‌ را ادراك‌ كنند.

امتیاز کمتر از ۱۶

شما جزئی نگر هستید

این امتیاز نشان می‌دهد شما عمدتا یك ‌شخص‌ چپ‌ مغز هستید. نیمكره‌ چپ‌ مغز، تحلیل‌گراست‌ و میل دارد به‌ شیوه‌ای‌ خطی‌ و جزء جزء اطلاعات را بررسی کند. به‌ عبارت‌ دیگر، از بخش‌های‌ كوچك‌ شروع‌ كرده‌ و به‌ بالا می‌رود، درحالی‌ كه‌ شخص‌ راست‌‌مغز برعكس‌ عمل‌ کرده و ابتدا تصویر اصلی‌ و بزرگ‌ را مجسم‌ می‌کند. شما می‌توانید حسابدار و برنامه‌دهنده خوبی باشید.

 


نیمكره راست غالب

هنرمندهای بی​برنامه كلی‌گرا

– معمولا موسیقی راك را خیلی دوست دارند و به راحتی می‌توانند هنگام مطالعه موسیقی گوش كنند یا تلویزیون ببینند.

– به‌ كند و كاو در آداب‌، مناسك‌، تشریفات‌، آیین‌‌ علاقه‌ خاصی ‌دارند.

– این افراد دوست دارند از این‌ شاخه‌ به آن شاخه بپرند و تغییر شغل دهند و این‌ یك‌ نقطه‌ ضعف ‌محسوب‌ می‌شود، زیرا‌ گاهی اوقات‌ فرد خودش ‌را باكارهای‌ متعدد ناتمامی‌ مواجه‌ می‌بینید.

– نیمه راست مغز كمك می‌كند تا تصاویر دیداری درك شود و فرد آنچه را می‌‌بیند تشخیص دهد. در واقع شاید درك تصاویر در آنها قوی‌تر باشد.

– در اولویت‌بندی مشكل دارند. معمولا  یكباره و بدون اندیشه اقدام به كاری می‌كنند.این افراد شخصیتی هنرمند دارند و یكی از دلمشغولی‌هایشان می‌تواند موسیقی، نقاشی یا… باشد.

– می‌توانند ورزشكارهای خوبی باشند، علاوه بر اینكه نویسنده‌های خوبی هم برای داستان‌های علمی و تخیلی می‌شوند.

– معمولا حوصله خواندن دستورالعمل را ندارند و ترجیح می‌دهند، كارهای خودشان را بدون هیچ مسیر مشخصی انجام دهند.

– دوست دارند به جای توجه به جزییات سازنده، تصویر اصلی و بزرگ را ببینند، درواقع نیمكره راست از تمام جزییاتی كه به دست می‌آورد یك الگوی كلی می‌سازد تا بتواند مسیر را به‌طور كامل مجسم كند.

– فعالیت‌هایی مانند تخیل، توهم، درك فضایی اجسام و موسیقی در نیمكره راست قرار دارد.

– به‌دنبال نقطه نگرش‌های جدید هستندو به‌طور كلی خلاقیت بالایی دارند.

– وقایع عجیب و راز آمیز برایشان خیلی جالب است.

– هنگام صحبت كردن چگونگی بیان برایشان خیلی مهم است تا جایی كه می‌توان گفت حتی از مضمون برایشان مهم‌تر است.

– حافظه تصویری خوبی دارند و به راحتی با یادداشت یا ترسیم موضوعات،  دیگر آن را فراموش نمی‌كنند.

 

تست خودشناسی؛ نیمكره راست مغز شما  فعال تر است یا چپ؟ 

 

 


نیمکره چپ غالب

همه چیز طبق برنامه

– این افراد خیلی اهل برنامه‌ریزی و انجام دادن كارها طبق برنامه هستند.

– اینها عقیده دارند برای تصمیم گرفتن نباید احساسات را دخالت داد.

– ریاضیات و علوم همیشه برای این افراد جالب است و و دوست دارند ایده‌ها را به ترتیب و منظم پشت سر هم بچینند.

– تحقیق و پژوهش برایشان جالب است و عقیده دارند هركاری را باید طبق دستورالعمل خاص آن كار انجام داد.

– بیشتر ترجیح می‌دهند مطالب و داستان‌های واقعی بخوانند و هیچگاه نمی‌توانند یك نویسنده خوب علمی تخیلی شوند.

– موسیقی كلاسیك را نسبت به دیگر انواع موسیقی ترجیح می‌دهند.

– وسواسی و منظم هستند و جزییات كار برایشان مهم‌تر از نتیجه و چشم‌انداز است.

– دنبال علل مادی و واقعی قضایا هستند، نه تحلیل‌های متافیزیكی و خیالی.

– این‌ نیمكره‌ مسئول‌ و كنترل‌‌كننده زبان‌، بررسی‌های‌ علمی‌، عقلانیت و خردمندی‌ است.‌

– برای به یاد آوردن از واژه‌ها سود می‌برند و اسامی را به‌جای چهره‌ها به یاد می‌سپارند.

– تلفظ‌های سخت و فرمول‌های ریاضی را به سهولت به یاد می‌سپارند.

– نیمكره چپ مسئول منطق و محاسبات دقیق ریاضی است. هنگامی كه شما یك واقعیت را به یاد می‌آورید، مغز چپ است كه آن را از حافظه بیرون می‌كشد.

– بدون اینكه كاسه صبرشان لبریز شود، می‌توانند به سخنرانی‌های طولانی گوش دهند.

– مدام به امروز و گذشته فكر می‌كنند.

– هنگام سخن گفتن به ندرت از اشارات و حركات دست استفاده می‌كنند.

– كارها و برنامه‌ریزی‌هایشان حساب شده،  عملگرا،  واقع​بینانه و دقیق است.

– بیشتر دوست دارند تنها كارهایشان را پیش ببرند. همراه بودن با افراد غیرجدی هنگام كار آنها را آزرده می‌كند.

– این نیمکره همیشه به دنبال فهم چگونگی انجام کارهاست و به همین دلیل بیشتر اوقات افراد دارای نیمکره چپ قوی​تر سوال‌هایشان را با “چگونه” شروع می‌کنند و نه با “چرا”.

 

تست خودشناسی؛ نیمكره راست مغز شما  فعال تر است یا چپ؟ 


راه​هایی برای تقویت نیمکره​ها

گاهی کودک شوید

برای پرورش نیمكره راست مغز باید به یاد داشته باشید كه اگر همیشه بخواهید جدی و عاقلانه رفتار كنید، اگر بخواهید حق اشتباه كردن را از خود بگیرید، اگر بخواهید همه كارهایتان مورد پسند دیگران باشد و اگر بخواهید هر كاری را از روش معمولش انجام دهید، دست این نیمكره را برای ترقی می‌بندید. برای تقویت نیمكره راست لازم است نگاهی كلی​گرایانه را جایگزین نگاه جزیی‌گرایانه كنید. چه اشكالی دارد به خودتان اجازه دهید گاهی كودك شوید و دنیا را كودكانه ببینید. از اشتباه كردن نترسید. به نمایشگاه‌های نقاشی و كنسرت‌های موسیقی سر بزنید. در انجام هر كار و حل هر پرسشی به چند راه و چند پاسخ متفاوت بیندیشید. به رؤیاهایتان احترام بگذارید و فرصتی را به آنها اختصاص دهید و حتی اهداف‌تان را در رؤیاهایتان متصور شوید. داستان بخوانید و بعد سعی كنید آن را مثل فیلم با تصویر در رؤیاهایتان ببینید. در طبیعت بگردید و از آن لذت ببرید و هنرهایی مانند نقاشی و طراحی یا موسیقی را بیاموزید.

 
خودتان را سركوب نكنید

اگر نیمكره چپ قدرتمندی داشته باشید اما بخواهید از ریاضی، فلسفه و مهم‌تر از همه نظم و ترتیب در زندگی‌تان غافل شوید و اگر به جای جزیی‌نگری، كل‌نگر شوید، نیمكره چپ خود را سركوب كرده‌اید. برای آنكه نیمكره چپتان را قوی كنید، باید به ریاضی و فلسفه برگردید، در طبیعت گردش كنید و از حس شنوایی‌تان برای بیشتر و بهتر لذت بردن كمك بگیرید. هر كار و مسئله‌ای را به بخش‌های كوچك‌تر برای حل مشكلات تقسیم كنید، چون توانایی شما در جزیی‌نگری بیشتر از كلی‌نگری است. جدول و پازل حل كنید و برای هر روزتان برنامه‌ای مدون بنویسید. برای حفظ كردن از فیش‌برداری استفاده كرده و فن بیان و سخنرانی را تمرین كنید.

اعمال نیمكره‌های راست و چپ‌مغز

 

تست خودشناسی؛ نیمكره راست مغز شما  فعال تر است یا چپ؟ 

 


اصلاح صورت با تیغ بهتر است یا ریش تراش؟


وب سایت نبض ما: تکنیک های اصلاح با مرطوب کننده ها، محصولات با کیفیت و مراقبت از پوست بعد از اصلاح می تواند به شما کمک کند که از بهترین روش ها برای اصلاح صورت برخوردار شده و در برطرف کردن معایب و جلوگیری از آسیب رسانی به پوست صورت موفق باشید.

اصلاح صورت با تیغ بهتر است یا ریش تراش؟

اصلاح همراه با شستشوی صورت با محصولات پس از اصلاح برای حفظ سلامت پوست بسیار مهم است. صرف نظر از انتخاب بهترین روش برای اصلاح صورت، به خاطر داشته باشید که در هر صورت باید مراحل و اصول اصلاح صورت را رعایت کنید.

بهترین روش اصلاح صورت مردان

در ابتدا، صورت و ریش خود را کمی مرطوب کنید. یکی از دلایل سوزش پوست صورت در هنگام اصلاح، پوست خشک و مرطوب نکردن صورت است. این یکی از نکات مهم است که نباید آن را فراموش نکنید. موهای صورت تا ۳۰٪ از حجم رطوبت را جذب می کند.

مو با جذب آب بسیار ضعیف شده و بنابراین اصلاح آن راحت تر می شود. دوش گرفتن قبل از اصلاح هم روش ایده آلی برای اطمینان از مرطوب بودن صورت و ریش شما است. در صورتی که دوش گرفتن امکان پذیر نباشد، صورت خود را شسته و سپس یک دستمال مرطوب گرم را چند دقیقه، روی صورت خود قرار دهید. این تکنیکی است که اکثر آرایشگران از آن استفاده می کنند.

پس از مرطوب کردن صورت، استفاده از کرم اصلاح با کیفیت، دارای غلظت بالا و حاوی روان کننده ها (به عنوان مثال سیلیکون ها) و مرطوب کننده ها مهم و ضروری است. بهترین کرم های اصلاح صورت حالت کرمی هستند و مانند مارک های ارزان تر داروخانه ها به صورت فوم نیستند.

اصلاح صورت با تیغ

هر چه فوم کمتر باشد، تراشیدن صورت بهتر انجام می شود. استفاده از این کرم باعث سهولت کار، سوزش کمتر و خستگی کمتر در هنگام اصلاح صورت می شود. کرم خوب و مناسب باعث می شود که حساسیت کمتری در پوست صورت ایجاد شده و پوست نرم تری داشته باشید.

علاوه بر این می تواند برای انواع پوست ها مناسب باشد. کرم اصلاح را حداقل یک دقیقه قبل از تراشیدن موی صورت به صورت زده و بگذارید تا حد ممکن صورت را نرم و مرطوب کند.

ویژگی بهترین برس اصلاح

یکی از ابزارهای مهم در هنگام اصلاح صورت، برس اصلاح است. برس ریش تراش کمک می کند تا موهای خود را بهتر ببینید. دوم اینکه کمک می کند تا کرم اصلاح کاملا در تمام سطح پوست پخش شود و در نهایت، در حذف سلول های مرده پوست (لایه برداری) کمک کرده و باعث داشتن پوست صاف تر و سالم تر شود. همیشه سعی کنید از برس اصلاحی استفاده کنید که نه ضخیم باشد نه خیلی نرم.

کرم اصلاح را با برس اصلاح به صورت دایره ای روی صورت پخش کنید تا به همه نقاط پوست برسد.

بهترین برسدر این مرحله شما باید از تیغی با کیفیت و با قابلیت تغییر تیغ استفاده کنید. همیشه استفاده از تیغ با کیفیت تاثیر بسیار زیادی در اصلاح صورت دارد. تیز بودن تیغه ها هم بسیار مهم است زیرا در غیر این صورت، نه تنها موها را نمی تراشد، بلکه سبب آسیب رساندن به پوست و ایجاد بریدگی هایی بر روی پوست می شود.

تیغ نازک به پوست آسیب رسانده و باعث ایجاد سوزش پس از اصلاح می شود. پس از اتمام کار اصلاح، صورت را با آب ملایم بشویید و حوله را روی پوست صورت نکشید. به طور کلی می توان گفت که پوست صورت افراد مختلف با یکدیگر متفاوت بوده و هر فردی با در نظر گرفتن نوع پوست خود باید از وسایل با کیفیت و مخصوص پوست خود در اصلاح صورت استفاده کند.

تیغ بهتراست یا ریش تراش

استفاده از تیغ یا ریش تراش بسته به نوع پوست هر فردی در نظر گرفته می شود. برخی افراد با تیغ و بعضی هم با ریش تراش بهتر اصلاح می کنند. به طور کلی استفاده از ریش تراش برای انواع پوست ها چه حساس و غیر حساس مناسب تر بوده و در عین حال کار با آن آسان تر است. به علاوه هنگام کار با ریش تراش آسیب و برش بر سطح پوست ایجاد نشده اما با استفاده از تیغ، ممکن است پوست صورت دچار برش شود.

مضرات ماشین ریش تراش

استفاده از ماشین ریش تراش برای اکثر افراد آسان بوده و معمولا از آن راضی هستند. اما باید توجه کنید که استفاده زیاد از ریش تراش هم می تواند برای پوست صورت مضر باشد. بهتراست بین اصلاح صورت خود چند روز فاصله باشد زیرا با این کار پوست سالم تر و شاداب تر می ماند و اگر به طور مرتب و هر روز با ریش تراش، صورت خود را اصلاح کنید، ممکن است به پوست صورت آسیب برسانید.

فرق ژیلت با تیغ

بین ژیلت و تیغ تفاوت چندانی نیست و برخی افراد با تیغ راحت تر بوده و تیغ به پوست صورت آن ها سازگارتر است و برخی دیگر از ژیلت استفاده می کنند. استفاده از تیغ به معنای این است که همان یک بار از تیغ استفاده شده و پس از اصلاح دور انداخته می شود اما در ژیلت می توان از یک تیغ چندین مرتبه استفاده کرد. در استفاده از ژیلت یا تیغ، نوع و سازگاری پوست، مهم است.

مضرات استفاده از ژیلت

استفاده از ژیلت برای برخی از افراد کار آسانی است اما بهتر است از خطرات و معایب آن هم اطلاع داشته باشید. یکی از مهم ترین خطرات استفاده از ژیلت این است که پس از مصرف و اصلاح، معمولا موهای زائد در تیغه ها و لبه های ژیلت جا مانده و کاملا تمیز نمی شود. به عبارت دیگر استفاده مجدد از آن ها می تواند سبب بروز انواع بیماری های پوستی و یا عفونت های قارچی و باکتریایی شود. بهتر است پس از هر بار مصرف از ژیلت، آن را دور انداخت.

آیا ژیلت پوست را تیره می کند؟

به طور قطع، استفاده مکرر از تیغ و ژیلت سبب حساس شدن پوست می شود. در صورتی که به طور روزانه و مرتب از ژیلت استفاده شود، فولیکول های مو حساس و تحریک شده و رشد مجدد و بیشتر صورت می گیرد. با اصلاح مجدد و زودهنگام، این موها فرصت رشد پیدا نکرده و مجددا تراشیده می شوند. در نتیجه پوست این ناحیه تیره تر خواهد شد.

مضرات و فواید زدن ریش با موزر

ریش تراش برقی یا موزر می تواند وسیله راحت و مناسبی برای اصلاح صورت باشد. از جمله فواید ریش تراش برقی یا موزر، سرعت کار اصلاح و یکدست شدن اصلاح است. با موزر می توان به راحتی خط های دلخواه در کناره های صورت ایجاد کرده و نگران آسیب و برش پوست صورت نباشید. اما فراموش نکنید که استفاده از موزر چند روز در میان و با فاصله باشد تا پوست صورت کمی استراحت کرده و شاداب بماند.

شاید در گذشته اصلاح صورت زنان با تیغ عجیب بوده و کمتر کسی این کار را انجام می داد. زنان برای اصلاح صورت بیشتر از روش بند انداختن استفاده می کنند . اما امروزه اصلاح صورت زنان با تیغ هم انجام می شود و می توان گفت که اصلاح صورت زنان با تیغ ضرری ندارد و شاید حتی بهتر از بند انداختن باشد.

یکی از فواید اصلاح صورت زنان با تیغ این است که باعث کشیدگی پوست و شل شدن آن مانند روش بند انداختن نمی شود. نکته حائز اهمیت این است که در اصلاح با تیغ باید دقت کنید تا بریدگی روی پوست ایجاد نشود.


میدان «هفت تیر»، یا میدان «چه کنم؟»


روزنامه شهروند: میدان هفت‌ تیر در واقع میدان نیست‌؛ آشفته‌گاهی که کارگران ٦سال است در آن مشغول کار هستند و هنوز به جایی نرسیده‌اند. یکی می‌گوید قرار است زیرزمینی شود و دیگری می‌گوید قرار بود پایانه‌های تاکسیرانی و حمل‌ونقل عمومی در این مکان تعبیه شود.

آن چه میدان هفت‌ تیر را از دیگر میدان‌های تهران متمایز می‌کند سردرگمی که سال‌هاست گریبانش را گرفته؛ این‌جا یادآور میدان «چه کنم» است. دور میدان حصاری کشیده‌اند تا شلوغی و سیمای نابسامان کارگاه‌ها و غبار بولدوزرها را پنهان کند اما چشم‌انداز مشوش آنها از پل عابر پیداست. تا چشم کار می‌کند سیمان است و ماشین آلات سنگین اما از میدان خبری نیست. میدان هفت‌ تیر در عکس‌های ٥٠‌سال پیش زنده است. میدانی است چند تکه با فضای سبز پراکنده و دایره‌ای بزرگ در ضلع جنوبی که به رسم آن سال‌ها مثل بسیاری دیگر از میدان‌ها حوض و فواره‌ای کوچک داشته و نیمکت‌هایی برای لختی آسودن.

میدان «چه کنم؟»

میدان هفت تیر دهه ۵۰

میدان خلوت است و یک فولکس واگن به سمت چهارراه مخبرالدوله می‌رود. هفت‌تیر امروز شباهت چندانی به آن میدان آرام ندارد. زمین‌های خالی کنار میدان همه ساختمان‌هایی شده‌اند بلند. فضای سبز میدان هر چند‌ سال یک بار به نفع خودروها چند متر عقب‌نشینی کرده و بخش زیادی هم سهم مترو شده. با این‌ که مترو و هیاهوی آن سال‌هاست با زندگی روزمره میدان هفت‌تیر آمیخته اما هنوز چراغ کارگاه‌های تونل‌سازی روشن است. این همه رفت‌وآمد و کارگاه در واقع برای ادامه بخشی از پروژه قطعه میانی و جنوبی خط ٦ متروی تهران است که از همین محدوده می‌گذرد.

مترو شرایط اجتماعی بافت شهری را تغییر می‌دهد همان‌ طور که عیار ملک و املاک محدوده پیرامونی‌اش را. در میدان هفت‌تیر از زمانی که مترو فعال شده، حال و احوال زندگی روزمره تغییر کرده. کاسبان سال‌های دور می‌گویند، میدان شلوغ‌تر شده اما این روزها کاسبی تعریف چندانی ندارد: «‌خیلی‌ها تماشاچی هستند، می‌آیند و دوری می‌زنند و می‌روند. دسترسی به اینجا با وجود مترو بهتر شده. اوایل خیلی خوب بود، مترو یک دوره‌ای به کار ما رونق داد. الان اوضاع کار برای همه خراب است، نه فقط برای ما. کلا بازار خوابیده. مخصوصا حالا که عید هم گذشته و جیب مشتری خالی است.»

چند‌ سال پیش همزمان با تبدیل ایستگاه متروی میدان هفت‌ تیر به یک ایستگاه تقاطعی بحث زیرزمینی‌ شدن میدان هفت‌ تیر بالا گرفت. این ایده در واقع بخشی از سیاست‌ها و برنامه معاونت فنی و عمرانی شهرداری وقت تهران برای توسعه زیرزمینی تهران بود. موافقان این ایده با نگاهی به برخی تجربه‌ها در شهرهایی مانند سنگاپور، نیویورک و لندن معتقد بودند که می‌توان با انتقال بخشی از فعالیت‌ها به زیرزمین نسبت به آزادسازی فضاهای روسطحی اقدام کرد. تعدادی از کارشناسان شهری هم به سفارش شهرداری تهران مامور مطالعه و در واقع امکان‌سنجی اجرای این ایده در تهران شدند.

آن چه در سال‌های بعد در چهارراه ولی‌عصر و انقلاب در قالب پروژه زیرگذر چهارراه ولی‌عصر اجرا شد و همچنین زیرزمینی شدن میدان ولی‌عصر پس از احداث ایستگاه‌های مترو در واقع بخشی از همان ایده بود. الگوی زیرزمینی شدن بخشی از فضاهای عمومی تهران نه‌تنها در قالب این دو پروژه که در بخشی از سرفصل‌های برنامه پنج ساله دوم شهرداری تهران هم گنجانده شد. اول اردیبهشت ‌سال ٩٣ بود که اقبال شاکری، رئیس کمیته عمران شورای شهر تهران از آغاز مطالعاتی برای توسعه فضاهای زیرزمینی در تهران خبر داد و اعلام کرد که میدان هفت‌تیر نخستین اولویت برای اجرای پروژه توسعه فضاهای زیرسطحی تهران است.

هنوز هم خیلی‌ها فکر می‌کنند از پس این کارگاه عمرانی بزرگ، یک میدان چند طبقه شبیه میدان ولی‌عصر بیرون می‌آید اما «مهدی چمران»، عضو شورای چهارم شهر تهران که بخشی از بحث و نظرها درباره زیرزمینی شدن این میدان به همان شورا باز می‌گردد، حالا به «شهروند» می‌گوید: «زیرزمینی شدن میدان هفت‌تیر از طرح‌هایی بود که در دوره چهارم شورا مطرح شد و مورد تأیید قرار نگرفت. این طرح از جمله طرح‌هایی بود که بیشتر مربوط به مترو بود که سیستم اداری در آن‌جا راه‌اندازی شود؛ طبقه بالا اداری و تجاری و زیرزمین به‌ عنوان مترو مورد استفاده قرار گیرد که تلفیقی از مترو و سیستم اداری بود اما با مشکلاتی مواجه شد که قابل اجرا نبود و مورد تأیید کمیسیون ماده ٥ واقع نشد به همین جهت این طرح متوقف ماند.

میدان «چه کنم؟»

همچنین باید در نظر داشت که زیرزمینی شدن میدان و مترو صرفه اقتصادی داشت، زیرا ایستگاه مترویی که راه‌اندازی می‌شد در طبقات فوقانی تجاری و اداری بودند و از نظر توزیع جمعیت و ترافیک نیز قابل‌ تأمل بودند و کسانی که در ساختمان اداری دفتر داشتند از طریق مترو تردد کنند بدون نیاز به خودرو. ایستگاه مترو یکی از بهترین مکان‌ها برای خدمات اداری است. چنین طرحی ارایه شد اما مورد تأیید قرار نگرفت که مترو بر آن اصرار داشت و احتمالا مشکلات دیگری داشت که نیازمند مطالعات بیشتری است.»

پیگیری‌ها از شهرداری‌های مناطق ٦ و ٧ یعنی دو منطقه‌ای که درست در میدان هفت‌تیر هم نشان می‌دهد ایده زیرزمینی شدن این میدان از دستور کار مدیریت شهری خارج شده، به‌ نظر می‌رسد در این میان نقد و نظرهای کارشناسان درباره طرح‌هایی چون زیرگذر میدان ولی‌عصر که به کرات در جلسات کارشناسی مورد انتقاد قرار گرفت هم بی تأثیر نبوده باشد. انتقاد به این‌ که زیرزمینی‌کردن میدان‌ها موجب حذف شهروندان از سطح شهر و جایگزین شدن ماشین‌ها به جای عناصر انسانی می‌شود. به گفته سولماز حسینیون، کارشناس شهری «زیرزمینی شدن میدان‌ها با هدف هدایت عابران پیاده به زیرزمین است که هزینه زیادی دارد.

با این اقدام شهروندان را از سطح شهر حذف می‌کنیم. این اقدام دو هدف را دنبال می‌کرد. از یک سو موجب محدودیت استفاده از خودرو‌های شخصی و از دیگر سو تسهیل حرکت خودرو در سطح شهر می‌شود یعنی اولویت دادن به خودرو به جای انسان.»

ولی نجاتی مسگری، معاون شهرداری منطقه ٦ در مورد زیرزمینی شدن میدان هفت‌تیر نظری بینابین دارد نه موافق است و نه مخالف: «سوالاتی در مورد زیرزمینی شدن این میدان مطرح است. باید گفت در حال حاضر زیرزمینی شدن میدان از دستور کار خارج شده. زیرا این میدان به بزرگراه مدرس اتصال پیدا می‌کند و زیرزمینی کردن آن ریسک بزرگی را به دنبال دارد که ممکن است در این منطقه پاسخگو نباشد. به همین جهت یکی از لازمه‌های زیرزمینی شدن میدان هفت‌تیر فراهم‌ آوردن زیرساخت‌های آن و تحقیقات مربوطه است تا بتوان از این طریق وارد مرحله دیگری یا همان زیرزمینی کردن میدان شد. در نتیجه، این ساماندهی و اصلاحات می‌تواند اثربخش باشد.»

میدان «چه کنم؟»

عابران سرگردان

زندگی روزمره در میدان هفت‌تیر در خدمت خودروهاست. نه‌ تنها در سال‌های اخیر که کارگاه پروژه عمرانی مترو برقرار است که پیش از این هم عابران برای عبور از این به اصطلاح میدان با مشکلات بسیاری مواجه بودند. با وجود این‌ که بعضا اصلاحات هندسی و تغییر مسیرهایی برای عبور عابران از میدان و دسترسی به معابر پیرامونی آن پیش‌بینی شده، اما همچنان در بر همان پاشنه می‌چرخد. محمدرضا هر روز گذرش به میدان هفت‌تیر می‌افتد: «به نظرم کمترین حقوقی برای عابران در این محدوده پیش‌بینی نشده، وقتی از ایستگاه مترو خارج می‌شوید، به‌ ویژه از خروجی که در ضلع شرقی میدان قرار دارد، باید مسافت زیادی را دور بزنید تا به پل‌ عابر برسید یا از وسط خیابان رد شوید که آن هم به این دلیل که بخش‌های زیادی را نرده کشیده‌اند، عملا امکان رفت‌و‌آمد برای عابر را خیلی محدود کرده‌اند.

در انتظار پایانه

از روزمرگی‌های میدان هفت‌تیر یکی هم سرگردانی همیشگی رانندگان تاکسی است که در نقاط مختلف میدان پراکنده‌اند. گروهی در ورودی میدان به سمت ولی‌عصر و گروه دیگری در خروجی جنوبی میدان ایستاده در انتظار مسافران. با وجود این‌ که در دهه‌های گذشته در بسیاری از میدان‌ها محل استقرار و فعالیت تاکسی‌ها تثبیت و ساماندهی شده، اما در میدان هفت‌تیر آنها همچنان جایگاه مشخصی ندارند. از خودشان که بپرسید می‌گویند «سرگردان و همیشه درگیر با مردم و پلیس». یکی از خطی‌های هفت‌تیر – سهروردی در جمع سه چهار نفره‌ای ایستاده. مردی است میانسال با موهای سپید:

«١٧‌سال است که در این خط کار می‌کنم، ٦‌سال پیش به بهانه کاهش ترافیک و زیباسازی شهر، میدان را خراب کردند، اما نه‌ تنها ترافیک کمتر نشد، بلکه بیشتر هم شد. با خراب‌کردن میدان قرار بود جایی برای تاکسی‌های خطی و وسایل حمل‌ونقل عمومی تعبیه شود، اما نه‌ تنها این اقدام انجام نشد، بلکه با عقب‌نشینی خیابان جایی برای تاکسی‌ها نیست که مسافر سوار کنند، برای همین پلیس به‌ راحتی ما را جریمه می‌کند، اما به فکر این نیست که جایی برای ما پیش‌بینی نشده است.»

میدان «چه کنم؟»

میدان هفت تیر دهه ۵۰

دغدغه‌های کاسبان

مغازه مهدی دقیقا روبه‌روی میدان قرار دارد، برای همین گلایه او نسبت به دیگر کسبه بیشتر است: «از وقتی میدان تغییر شکل پیدا کرد، جایی برای تاکسی‌ها نیست، برای همین به ردیف، جلوی مغازه می‌ایستند؛ سروصدای‌شان از یک طرف و شکایت‌های مشتری از طرف دیگر. به‌خاطر همین مشکلات، بسیاری از مشتری‌های‌مان را از دست داده‌ایم.»

بر خلاف کسبه هفت‌تیر دست‌فروشان هیچ شکایتی از وضع موجود ندارند. نزدیک غروب یکی‌یکی پیدای‌شان می‌شود. دست‌فروشانی که هرچه قدیمی‌ترند بیشتر حق آب‌وگل دارند. بیشتر لباس‌های رنگارنگ زنانه را بساط می‌کنند و از این‌که نان شب‌شان را درمی‌آورند، خدا را شکر می‌کنند. محمد، فرزاد و علی با تغییر شکل میدان مشکلی نداشتند و بر کار آنها تأثیری نگذاشته است.

٦‌ سال وعده

وعده‌ها برای میدان هفت‌تیر تمامی ندارد. زیرزمینی‌شدن میدان که به تصویب نرسید، ساماندهی آن هم در دستور کار است، می‌گویند پروژه خط ٦مترو که به پایان برسد، دست‌به‌کار ساماندهی میدان می‌شوند. به گفته نجاتی مسگری پروژه هفت تیرتا اتمام نیمه اول سال ٩٧ به اتمام می‌رسد. معاون حمل‌ونقل ترافیک منطقه ٦ تهران می‌گوید: «کارگاه مترو در ابتدای خیابان قائم‌مقام قرار دارد. این کارگاه تا راه‌اندازی خط ٦مترو تا پایان نیمه ‌اول‌ سال ٩٧ پا برجاست و پس از آن در طرح ساماندهی میدان قرار می‌گیرد. در طرح ساماندهی و اصلاحات میدان هفت‌تیر مکانی برای تاکسی‌های خطی تعبیه شده است که این امر می‌تواند از بار ترافیکی و هرج‌ومرج در این منطقه بکاهد.

اگر چه این میدان در چند ‌سال گذشته به صورت نیمه رها شد که دلیل آن را باید در عدم ظرفیت میدان جست‌وجو کرد، به همین جهت ساخت‌وساز میدان را به‌طور کامل از دستور کار خارج کردیم و طرح جدیدی را در نظر گرفتیم.» در جای‌جای دنیا مسئولان در شهر‌های بزرگ برای کاهش بار ترافیکی، مسیر‌های مخصوص دوچرخه‌سواری و پیاده‌روی را برای شهروندان در نظر می‌گیرند، اما در میدان هفت‌تیر تنها به ایجاد دور برگردان و تغییر مسیرها بسنده شده است. نجاتی در ادامه با اشاره به این‌ که میدان هفت‌تیر تنها نامی نمادین است اگر نه نقش میدان را ایفا نمی‌کند، در ادامه می‌گوید: «در این طرح مسیری برای دوچرخه‌سواری در نظر گرفته شده است.

با طراحی مناسب برای پیاده‌رو‌ها عده کثیری از شهروندان ترغیب به پیاده‌روی می‌شوند. اصلی‌ترین هدف از ارایه طرح ساماندهی هفت‌تیر کاسته‌شدن از بار ترافیکی و افزودن به خط عابرپیاده است. هم‌اکنون تصمیم جامعی برای میدان هفت‌تیر گرفته نشده، زیرا در مرحله مطالعه قرار دارد که تا اتمام نیمه ‌اول سال ٩٧ به پایان می‌رسد، پس از آن می‌توان برای اجرای ساماندهی و اصلاحات میدان هفت‌تیر اقدام کرد.» به ‌گفته معاون حمل‌ونقل ترافیک منطقه ٦ تهران قرار است با اتمام پروژه خط ٦ متروی تهران، ساماندهی متروی هفت‌تیر نیز انجام ‌پذیرد. فعلا که نمای میدان هفت‌تیر همان میدانی است که نه‌تنها پیرها بلکه جوان‌تر‌ها هم باید بگویند: «چه کنم؟»


گارسینیا کامبوجیا؛ قرص لاغری معجزه آسا یا کلاهبرداری؟


روزنامه سازندگی – علی ملائکه: دکتر محمت چنگیز آز، پزشک آمریکایی ترک تبار، میزبان شوی تلویزیونی پرطرفداری به نام خودش، «دکتر آز» است که در آن فرآورده های سلامت را هم تبلیغ می کند. او در سال ۲۰۱۲ در یکی از برنامه هایش گفت: «به یمن پژوهش های جدید علمی می توانم یک ماده چربی سوز شگفت آور را به شما معرفی کنم.» او در حالی که کلمات «بدون ورزش، بدون رژیم و بدون زحمت» روی صفحه تلویزیون نقش بسته بود، یک نام جادویی را به زبان آورد: گارسینیا کامبوجیا

گارسینیا کامبوجیا چیست؟

گارسینیا کامبوجیا (Garcinia Cambogia) نام علمی سابق میوه ای است که اکنون Garcinia gummi-gutta نامیده می شود.

این میوه کوچک با مزه ای میان کدو حلوایی و گوجه فرنگی که تمبر مالابار نیز نامیده می شود بومی هند و آسیای جنوب شرقی است و از آنجا به همه جهان صادر می شود. گارسینیا کامبوجیا حاوی مجموعه ای از فلاوونوئیدها و اسیدهای آلی است. یکی از این انواع اسیدهای آلی به نام هیدروکسی سیتریک اسید (HCA) پس از استخراج از این میوه به صورت پودر یا به شکل قرص به عنوان مکمل برای کمک به کاهش وزن به فروش می رسد. ادعا بر این است که این مکمل می تواند توانایی بدن را برای ساختن چربی مهار کند و اشتها را کاهش دهد. همچنین ادعا می شود این مکمل ها می توانند میزان قند و کلسترول خون را در حد طبیعی نگه دارند.

قرص لاغری معجزه آسا یا یک شیادی دیگر؟

ادعاها و حقایق

استفاده از گارسینیا کامبوجیا و عصاره آن سال ها است که موضوع بسیاری از مدعیات در زمینه سلامت بخشی است و به عنوان راهی برای کاهش وزن به طور طبیعی بدون ورزش یا گرفتن رژیم تبلیغ می شود. بررسی های کوچکی عمدتا در حیوانات آزمایشگاهی شواهدی درباره اثربخش بودن گارسینیا کامبوجیا در کاهش وزن به دست داده اند. در مقابل یک بررسی نسبتا قوی (به شکل کارآزمایی بالینی دو سو بی خبر) در سال ۱۹۹۸ که نتایج آن در ژورنال انجمن پزشکی آمریکا (AMA) منتشر شد، نتوانست تاثیربخشی این مکمل را در انسان ها ثابت کند.

این بررسی روی ۱۳۵ نفر عمدتا زن که به دو گروه دریافت کننده گارسینیا (۵۰۰ میلی گرم پیش از هر وعده غذایی) و گروه دریافت کننده ماده بی اثر (دارونما) تقسیم شده بودند، انجام شد. در نهایت تفاوت عمده ای از لحاظ آماری میان وزن افراد در گروه گارسینیا و گروه دارونما مشاهده نشد. بازبینی مجموعه ای از بررسی های پیشین (فراتحلیل) درباره مکمل های گارسینیا کامبوجیا که در ژورنال پزشکی جایگزین و مکمل مبنی بر شواهد (eCAM) در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، بیانگر نتایج متناقضی بود. برخی از بررسی ها نشان می داد که گارسینیا به طور عمده ای باعث کاهش وزن می شود، برخی دیگر از این بررسی ها نشان می داد که این مکمل تاثیری در کاهش وزن ندارد.

این پژوهشگران یادآور شدند که اکثریت این بررسی ها درباره گارسینیا یا HCA در مدل های حیوانی انجام شده است. در شمار اندکی از پژوهش ها که در انسان ها انجام شده دامنه نتایج به دست آمده (از مثبت تا منفی) بیش از حد گسترده بود که نمی شد بر اساس آنها حکم کرد که این مکمل برای کاهش وزن سودمند است یا نه. یک بازبینی دیگر که در سال ۲۰۱۱ در ژورنال چاقی (Journal of Obesity) منتشر شد، نتایج ۹ بررسی متفاوت را که در آنها از گارسینیا برای کاهش وزن در انسان ها استفاده شده بود، یکجا کرد. بار دیگر یافته ها بیانگر نتایج متناقضی بود. برخی از بررسی ها نشان دهنده تاثیر قابل توجه این مکمل از لحاظ کاهش وزن بودند و در برخی دیگ راین مکمل هیچ تاثیری در کاهش وزن نداشت.

در بررسی های نشان دهنده اثر مثبت این مکمل در کاهش وزن، میانگین کاهش وزن اندک بود (حدود یک کیلوگرم)، چرا که این بررسی ها برای مدت کوتاهی از زمان انجام شده بود. در مجموع پژوهشگران نمی توانستند بگویند این کاهش وزن ناشی از مصرف مکم لاست یا نه. یک بازبینی دیگر در سال ۲۰۱۳ در ژورنال «بازبینی های انتقادی در علوم غذایی و تغذیه» به این موضوع اشاره می کند که مدت اغلب بررسی ها روی گارسینیا کامبوجیا بیش از حد کوتاه بوده اند.

در مجموع می توان گفت که بررسی ها درباره اثربخشی مکمل های به دست آمده از این میوه روی شمار اندکی از انسان ها برای مدت کوتاهی انجام شده اند، در حالی که اندازه نمونه ها و مدت آزمایش در چنین پژوهش هایی اهمیت زیادی دارند. آزمایش های بالینی طولانی تر روی شمار بزرگ تری از انسان ها لازم است تا بتوان به طور کامل ایمنی و اثربخشی گارسینیا یا HCA را ارزیابی کرد.

تاثیر نوع رژیم غذایی

همان طور که گفتم ادعا می شود گارسینیا و مکمل های به دست آمده از آن بدون توجه رژیم غذایی فرد، می توانند وزنش را کاهش دهند. پژوهشگران به بررسی این موضوع هم پرداختند که آیا نوع رژیم غذایی فرد هم بر اثربخشی این مکمل تاثیر دارد یا نه و به این نتیجه رسیدند که این مکمل در افرادی که رژیم غذایی شان چربی کم و کربوهیدرات یا مواد نشاسته ای بالا دارد، چندان تاثیربخش نیست.

از طرف دیگر یک بررسی منتشر شده در ژورنال «پژوهش بالینی تشخیصی» در موش های آزمایشگاهی که به آنها رژیم غذایی پر چربی داده می شود، نشان داد عصاره گارسینیا کامبوجیا از میزان اضافه وزن در این حیوانات می کاهد. همچنین معلوم شده است که رژیم غذایی پر از فیبرهای خوراکی (که رژیم غذایی سالمی است) تاثیر HCA را در بدن کاهش می دهد. به این ترتیب دیده می شود که برخلاف ادعاهای تولیدکنندگان مکمل های گارسینیا و HCA بر اساس یافته های پژوهشی این مکمل ها برای تاثیربخش بودن باید با رژیم غذایی مناسبی همراه شوند.

تاثیر بر اشتها و ورزش

یک ادعای دیگر سازندگان مکمل های گارسینیا یا HCA این است که این مکمل باعث احساس پری و از بین رفتن اشتها در طول روز می شود. در این مورد بازبینی ها نشان می دهد که نتایج مثبت در این مورد در بررسی های حیوانی به دست آمده و هیچ بررسی انسانی نتایج مشابهی به دست داده است. گارسینیا همچنین به عنوان مکملی بازاریابی می شود که توانایی ورزشی افراد را تقویت می کند. پژوهشگران در بررسی روی مدل های حیوانی و انسانی شواهدی در تایید این مدعا به دست آورده اند. این بررسی ها نشان می دهد که ممکن است این مکمل باعث تقویت بنیه افراد در حین ورزش شود و از خسته شدن سریع جلوگیری کند اما در این مورد لازم است بررسی هایی دراز مدت انجام شود تا این ادعاها ثابت شود و در حال حاضر نمی توان نظر قطعی داد.

تاثیر بر قند و چربی خون

بررسی هایی وجود دارند که از ادعای تاثیر گارسینیا در بهبود پروفایل کلسترول خون (کاهش میزان کلسترول بد یا LDL و افزایش میزان کلسترول خوب یا HDL ) حمایت می کنند. اما در این مورد هم ادعاها ثابت نشده اند و نتایج این بررسی ها متناقض بوده اند. بنابراین مصرف گارسینیا برای پایین آوردن کلسترول توصیه نمی شود. برخی از بررسی ها هم تاثیر گارسینیا در کاهش قند خون را نشان داده اند. در یک بررسی در موش های آزمایشگاهی، حیواناتی که این مکمل را دریافت کرده بودند، نسبت به سایر حیوانات میزان پایین تری از هورمون انسولین (هورمون تنظیم کننده قند خون) داشتند که نشان دهنده سطح پایین تر قند خون آنها بود.

بنابراین اگر روزی این تاثیر در انسان ثابت شود، همراه با کاهش وزن بالقوه ناشی از این مکمل، دیابتی ها ممکن است از آن سود ببرند. در این مورد هم بر اساس یافته های فعلی، نمی توان این تاثیر گارسینیا را ثابت شده شمرد، از طرف دیگ رباید در نظر داشت که گارسینیا ممکن است با داروهایی که افراد دیابتی مصرف می کنند، تداخل کند و باعث کاهش بیش از حد قند خون شود.

قرص لاغری معجزه آسا یا یک شیادی دیگر؟

خطرات مصرف گارسینیا

گرچه خوردن گارسینیا بی خطر شمرده می شود، باید پیش از مصرف این میوه یا عصاره آن به عنوان مکمل غذایی احتیاط کرد. توجه داشته باشید که مکمل ها به اندازه داروها از لحاظ ایمنی یا اثربخشی تحت نظارت نیستند. بنابراین تولیدکنندگان مکمل های گیاهی کافی است نشان دهند که مصرف فرآورده های شان برای انسان بی خطر است تا مجوز وارد کردن آنها به بازار را به دست آورند. نکته دیگ راین است که میزان HCA در برندهای مختلف مکمل ها متفاوت است و بنابراین نمی توان درباره اثربخشی آن داوری دقیقی کرد. برخی از سازندگان ممکن است اجزای دیگری با اثر هم افزایی یا مواد بی اثر را هم به محصولات شان اضافه کنند. بنابراین تعیین دوز مناسب باز هم مشکل می شود.

اگر گارسینیا مصرف می کنید، باید از اثرات جانبی بالقوه آن هم آگاه باشید. این اثرات جانبی ممکن است با مصرف این مکمل بروز کند؛ سردرد، تهوع، دانه های پوستی، علائم شبیه سرماخوردگی، آشفتگی گوارشی، و افت قند خون. یک هشدار دیگر این است که برخی از فرآورده های حاوی گارسینیا کامبوجیا و HCA با مسمومیت کبدی مرتبط شده اند. هر چند رابطه سببی در این باره ثابت نشده است. در هر صورت این قاعده را در هر حال رعایت کنید؛ پیش از مصرف هر مکملی با پزشک تان مشورت کنید. گارسینیا یا HCA ممکن است با برخی از داروها هم تداخل داشته باشند. همانطور که گفتیم برخی از پژوهش ها نشان می دهند که این مکمل قند خون را پایین می آورد،

بنابراین ممکن است با داروهای پایین آورنده قند خون در افراد دیابتی تداخل کند. همچنین افرادی که از قبل آسیب کبدی یا کلیوی دارند، بهتر است از مصرف این مکمل خودداری کنند. بالاخره این که بررسی های کافی درباره بی خطر بودن مصرف این مکمل در زنان باردار یا شیرده وجود ندارد، در نتیجه این زنان هم باید از مصرف آن پرهیز کنند. در حال حاضر دوز استانداردی برای این مکمل وجود ندارد. بازبینی منتشر شده در «ژورنال پزشکی مکمل و جایگزین مبنی بر شواهد» که در بالا به آن اشاره کردیم، پژوهش ها درباره سمیت مکمل های گارسینیا کامبوجیا را در میزان های گوناگون راهم گردآوری کرده بود.

این پژوهشگران نتیجه گرفتند که در میزان های مصرف تا ۲۸۰۰ میلی گرم در روز این مکمل اثرات جانبی مستقیمی بروز نمی کند. بهترین دوز بر حسب شخص به شخص متفاوت است و در این باره باید با دکترتان مشورت کنید. گارسینیا کامبوجیا قرن ها است که مصرف می شود. خوردن این میوه خطرناک نیست و مکمل های آن در برخی افراد ممکن است باعث کاهش وزن شود اما بررسی های بالینی درباره آن به نتایج متناقضی رسیده است و فعلا تاثیر ثابت شده ای از لحاظ علمی در انسان نمی توان به آن نسبت داد. با توجه به قیمت نسبتا بالای مکمل های گارسینیا بهتر است پول خود را صرف گزینه های بهتری مثل غذاهای پر پروتئین یا میوه ها و سبزی های تازه کنید.

اگر یک موش آزمایشگاهی چاق بودید که قرار بود یک ماه به مناطق گرمسیری آسیا سفر کنید که گارسینیا در آنجا ارزان است، توصیه به مصرف آن معقول جلوه می کرد، اما در غیر این صورت باید بدانید که قرص معجزه آسیایی برای کاهش وزن وجود ندارد و حفظ یک رژیم غذایی سالم و ورزش منظم هنوز هم بهترین روش ها برای رسیدن به وزن طبیعی هستند. دکتر آز که آن تبلیغ پر سروصدا را درباره گارسینیا (و دو فرآورده کاهش وزن دیگر) انجام داده بود، دو سال بعد با اعتراض جوامع علمی برای شهادت به کمیته فرعی «حفاظت از مصرف کنندگان ایمنی فرآورده ها و بیمه» مجلس سنای آمریکا فرا خوانده و به شدت بازخواست شد.

سناتور کلر مک کسکیل، رئیس این کمیته خطاب به آز گفت: «جامعه علمی در مخالفت با شما از لحاظ اثربخشی سه فرآورده ای که معجزه آسا نامیدید، تقریبا متفق القول هستند.» سناتور دموکرات ایالت میسوری گفت از امیدهای دروغینی که سخنان او به بینندگان می دهد، دلسرد شده است و از او پرسید که آیا نقشش در انتشار چنین شیادی هایی عامیانه بوده است یا نه؟ مک کسیل ادامه داد: «نمی دانم چه عاملی باعث شد چنین ادعاهایی بکنید، در حالی که می دانستید حقیقت ندارند. وقتی چنین برنامه پرطرفداری دارید چرا ارزش آن را پایین می آورید؟ قدرت بیشتر مسئولیت بیشتر را هم به همراه می آورد.»


تاثیر روح بر جسم یا برعکس


ماهنامه همشهری تندرستی – دکتر امیر صدری: انسان با سرعتی باور نکردنی مرزها را در می نوردد و روز به روز مدرن تر می شود و چیزهای بیشتری کشف می کند و می سازد. حالا بیشتر می دانیم و بیشتر تجربه می کنیم و بیشتر پیش می رویم و بیشتر چیزهای جدید ابداع می کنیم و می سازیم اما جالب است که هر چه پیش می رویم دریچه های بیشتری هم به روی مان باز می شود و سوالات بیشتر می شوند و ناشناخته های بیشتری پیش روی مان قرار می گیرد. این شاید عجیب ترین و جالب ترین وجهه زندگی و شاید خاص ترین رمز و راز عظمت هستی و پایان ناپذیری مرزهای ابدی – ازلی آن است.

پزشکی از علوم کهن است که حالا با سرعتی باور نکردنی پیش می رود و اتفاقاتی در آن رخ می دهد که تا همین چند سال قبل باورش بسیار سخت و حتی باور نکردنی بود. همین چند روز پیش بود که یکی از مطرح ترین دانشمندان حال حاضر جهان ادعا کرد دانش بشر به حدی رسیده است که متولدین ۳۰ یا ۴۰ سال بعد شاید حتی بتوانند تا هزار سال عمر کنند. چنین دستاوردها و انقلاب هایی که در زمینه اصلاح ژنتیکی و ساخت ارگان ها و اعضای بدن و نیز سلول های بنیادی رخ داده است، بیشتر از علم به معجزه می ماند اما جالب اینجاست که به رغم همه این پیشرفت ها و اتفاقات مربوط به علم و دانش ما هنوز چیزهای بسیاری هست که دانش مان در آنها کم یا حتی شاید در حد صفر است.

تاثیر روح بر جسم یا برعکس

موضوعات مربوط به تاثیرات روحیه و طرز تفکر انسان ها بر میزان سلامت آنها چگونگی تاثیرگذاری پدیده تلقین بر سلامت افراد و ارتباط سلامتی افراد با میزان مذهبی بودن و اعتقاد داشتن آنان و در کل ربط تمامی عناصر غیر فیزیکی و روحی و روانی و ماورایی بر فیزیک و سلامت و تندرستی انسان ها از مواردی است که بسیار مورد مطالعه قرار گرفته است اما هنوز هیچ پاسخ مشخص قاطعی برای سوالات پرشمار این حوزه کشف نشده است. در این حوزه هر چه داریم بر اساس مشاهدات و مقایسه های آماری است اما تقریبا برای هیچ کدام از این نتایج و دستاوردها، پاسخ دقیق و روشنی وجود ندارد. اما بیایید به طور اجمالی ببینیم در این زمینه چه می دانیم؟

آنچه امروزه پزشکان به آن معتقدند این است که باور و فکر انسان بر سلامت جسمی او تاثیر می گذارد. این در واقع همان چیزی است که از آن به عنوان تلقین یاد می کنیم. تلقین و نوع تفکر ما می تواند بر ابتلای ما به بیماری ها اثرگذار باشد. محققان ثابت کرده اند که نوع فکر انسان و نوع رفتار او در برابر جهان، به ویژه نگاه مثبت یا منفی که به زندگی دارد، بیش از آنچه فکر می شود می تواند بر سلامت تاثیرگذار باشد.

دکتر بکالوی، استاد دانشگاه ییل آمریکا، در تحقیقی نشان داد که داشتن دید مثبت بر سلامت انسان تاثیر شگرفی دارد. از طریق پرسشنامه ای که در آن درباره پیری سوال شده بود، او در سال ۱۹۷۵ جامعه آماری ۶۶۰ نفره ای را مورد بررسی قرار داد و سپس با بررسی سن فوت هر یک از آنها به این نتیجه جالب رسید که «افرادی که در جوانی و میانسالی دید مثبتی به موضوع پیری داشتند، به طور میانگین ۷٫۵ سال بیشتر از کسانی که نگاه منفی به آن داشتند، عمر کرده بودند.»

جالب است که تحقیق دیگری به نوعی دیگر این موضوع را نشان داد؛ یک تحقیق که در سال ۲۰۰۳ میلادی در دانشگاه ویسکانسین آمریکا انجام شده، مدعی است که واکسن آنفلوانزا بر افراد خوش بین و کسانی که نگاه مثبتی به زندگی دارند تاثیر بیشتری دارد. در این پژوهش ۵۲ نفر زیر نظر قرار گرفتند و به آنها واکسن آنفلوانزا تزریق شد اما پیش از آن، پزشکان از این داوطلبان خواستند به یک خاطره خوب و یک خاطره بد زندگی خود عمیقا فکر کنند و سپس فعالیت مغزی آنها ثبت شد.

در نهایت دیده شد که در افرادی که وقت خود را به یادآوری خاطره خوب اختصاص داده بودند، سمت چپ کورتکس مغز (که مسئول احساسات مثبت است) فعال تر بوده و شش ماه بعد، میزان آنتی بادی (پادتن) مقابله با ویروس های آنفلوانزا در بدن آنها در مقایسه با افرادی که به خاطرات بد فکر کرده بودند، بیشتر است. از طرف دیگر طبق تحقیقی که سال ۲۰۰۵ میلادی در دانشکده ویک فارست انجام شد به اثبات رسید که خوش بینی یا بدبینی ما حتی بر میزان دردی که حس می کنیم هم تاثیر می گذارد. در این تحقیق، افرادی که به آنان گفته شد قدرت تحمل درد بالاتری دارند و بدن شان قوی تر است، در پاسخ به دردهای مشابه واکنش کمتری نشان دادند. به عبارت دیگر، تلقین یا باور داشتن می تواند مانند یک مسکن در بدن عمل کند.

از سوی دیگر پژوهشگران و گروهی از پزشکان معتقدند اضطراب بالا و بیماری افسردگی بر میزان ابتلا به سرطان موثر هستند. البته به دلیل تاثیر گذاشتن موارد متعدد بر احتمال بروز سرطان نمی توان فعلا در این مورد قضاوت علمی داشت اما آنچه قطعی است این است که نوع شخصیت افراد می تواند بر سلامت قلب آنها تاثیر بگذارد.

کاملا ثابت شده که استرس بالا برای قلب و عروق مضر است و می تواند باعث افزایش احتمال فشار خون، سکته قلبی و … شود. برخی دیدگاه ها هم حاکی از این است که نوع شخصیت افراد به طور غیرمستقیم بر سلامت آنها تاثیر می گذارد. یعنی مثلا اگر شما بدبین هستید و همیشه استرس دارید، طبیعتا به تغذیه خود توجه چندانی نمی کنید، ورزش نمی کنید و خوب نمی خوابید و شاید به مصرف مواد مضری مانند سیگار نیز گرایش پیدا کنید. این شیوه زندگی با عوامل خطرسازی همراه است که احتمال ابتلا به انواع سرطان و بیماری های قلبی را افزایش می دهد.

تاثیر روح بر جسم یا برعکس

وقتی قرص الکی، راستکی می شود

شاید جالب ترین پدیده در باب تاثیرات تلقین و نوع نگرش و کلا موضوعات فراجسمی که بر سلامت تاثیرگذار است، موضوع دارونما یا Placebo است. بر اساس تعریف این موارد در واقع داروهایی هستند که اصلا خاصیت دارویی ندارند و فقط به شکل قرص و دارو ساخته شده اند اما وقتی فرد بیمار بدون این که بداند آنها هیچ فایده ای ندارند آنها را مصرف می کند، با مصرف آنها، اثر همان دارو را تا حدودی دریافت می کند. در واقع مطالعات نشان داده اند که حتی اگر شکر یا گج یا هر ماده دیگری را به اسم دارو به گروهی از بیماران بدهید، در گروهی از آنان شاهد میزانی از بهبود خواهیم بود.

حتی مطالعات نشان داده که وقتی بیماری درد دارد، اگر پزشک یا پرستار به او قرصی پر از یک ماده خنثی بدهد و بگوید این قرص حدود هشت ساعت درد را کاهش می دهد، فرد در این مدت تقریبا درد کمتری را حس خواهد کرد. بر همین اساس برخی پزشکان معتقدند باور این که یک درد می تواند درمان شود و نه این که درمان ناپذیر است، بسیار موثر بوده و باعث می شود فرد حال عمومی بهتری داشته باشد و حتی از نظر فیزیکی نیز درد کمتری را احساس کند.

مکمل یا تلقین؟

در مجموع گروهی از دانشمندان معتقدند شیوه های طب مکمل و برخی شاخه های پزشکی مثل طب سوزنی و هومیوپاتی تا حدود زیادی بر اساس همین تلقین پذیری و ایجاد تاثیرات روحی – روانی بر فرد اثر می گذارند. متخصصان هومیوپاتی معتقدند در این شیوه علاوه بر این که اصل «مشابه، مشابه اش را درمان می کند»، یعنی ماده ای که علائم مشابه یک بیماری خاص در بدن سالم را تولید می کند، می تواند فرد مبتلا به بیماری را درمان کند.

خصوصیت دیگری که این روش درمانی را نه تنها از پزشکی رایج، بلکه از بقیه انواع روش های درمانی پزشکی مکمل جدا می کند، این است که داروهای مورد استفاده در هومیوپاتی به شدت رقیق هستند تا حدی که در بیشتر موارد، در یک دوز دارویی که به بیمار داده می شود امکان دارد فقط حتی یک مولکول از ماده ای که منشأ اصلی دارو بوده وجود داشته باشد.

مسئله مهم در هومیوپاتی تشخیص داروی صحیح برای بیمار است که اغلب هم دشوار است. مسئله دیگر این است که در هومیوپاتی این بیمار است که درمان می شود و نه بیماری. بنابراین ممکن است دو بیمار که هر دو مبتلا به دیابت نوع دوم هستند، دو نوع داروی مختلف دریافت کنند، یا این که یک داروی تجویز شده برای یک بیمار مبتلابه میگرن، گاستریت او را نیز همزمان درمان کند. اما بسیاری از پزشکان بر این باورند که درمان به روش هومیوپاتی مشابه تجویز دارونماها بیشتر جنبه تلقینی دارد و در عمل نمی تواند روی فیزیولوژی بدن اثر بگذارد. این گروه معتقدند که حتی در مورد طب سوزنی هم بسیاری از تاثیرات دیده شده بر اساس آماده سازی بدن برای تلقین و تاثیرات روانی است نه تاثیرات جسمی مستقیم.


شکم شما هندوانه‌ای است یا آلبالویی؟


مجله سیب سبز: شاید از همان ماه‌های اول بارداری، خانم‌های اطراف‌تان با نگاهی به شکم پهن شما بگویند که دختر دارید و حتی وقتی از خیابان می‌گذرید، برخی زنان با دیدن شکمی که حسابی جلو آمده به خاطر داشتن فرزندی پسر به شما تبریک بگویند اما ماجرا به این سادگی نیست. اظهارنظر در مورد وضعیت جنین، آن هم با دیدن شکل شکم، یکی از شایع‌ترین باورهای خرافی است. واقعیت این است که شکل شکم بیشتر از آنکه به جنسیت نوزاد ارتباط داشته باشد به موقعیت قرار گرفتن او مرتبط است.

جالب اینجاست که تغییر موقعیت جنین در بارداری می‌تواند شکل شکم مادر را در هفته‌های مختلف تغییر دهد. اگر شما هم به‌خاطر شکل متفاوت شکم‌تان مدام باید به دیگران جواب پس بدهید، این مطلب را بخوانید و به اطرافیان‌تان هم خواندنش را توصیه کنید. در این صفحات همه چیز را در مورد شکم سالم یک مادر باردار با شما در میان می‌گذاریم و چند حرکت ورزشی آرامش‌بخش و شکم آب‌کن را برای ماه‌های بعد از زایمان به شما آموزش می‌دهیم.

شکم شما هندوانه‌ای است یا آلبالویی؟

آلبالو خورده‌اید؟

باور رایجی وجود دارد که می‌گوید شکم بزرگ نشانه وجود فرزندی قوی و سنگین وزن است و مادرانی که شکمی کوچک دارند، فرزندی ضعیف و لاغر به دنیا می‌آورند اما در اغلب موارد این باور نادرست است. اگر شما قد بلندید و عضلات قوی دارید، احتمال اینکه جنین‌تان در موقعیت بالاتری قرار بگیرد و شکم بارداری‌تان بالا بایستد و چندان بزرگ به نظر نرسد، زیاد است اما اگر ریزه هستید و فرزند درشتی را هم حمل می‌کنید، عجیب نیست که شکم‌تان هم حسابی بزرگ به نظر برسد. اغلب شکم‌های بارداری تا ماه سوم و گاهی حتی ابتدای ماه چهارم خود را نشان نمی‌دهند اما زنانی هستند که از همان ماه اول شکم‌شان به وضوح برجسته می‌شود. نفخ مادران باردار اصلی‌ترین دلیل برجستگی زودرس شکم شان است. البته تجربه بارداری قبلی هم می‌تواند شکم زنانی که برای چندمین بار مادر شدن را تجربه می‌کنند، بزرگ‌تر جلوه دهد.

هندوانه خورده‌اید؟

فرقی ندارد که جنین‌تان پسر باشد یا دختر. شکم‌های هندوانه‌ای معمولا نشان‌دهنده قرار گرفتن جنین در وضعیت قدامی هستند. در این حالت پشت سر جنین به سمت جلوی شکم مادر و چشم‌های نوزاد به سمت کمر مادر است. مادرهایی که جنین‌شان در این وضعیت قرار دارد، به‌خاطر انحنایی که کمر جنین ایجاد می‌کند، شکمی بزرگ و گرد دارند. حالا گاهی بزرگی این شکم مثل کوه نوک‌تیز و گاهی مثل هندوانه گرد و برآمده است.

خربزه خورده‌اید؟

مادرهایی که چشم‌های جنین‌شان به سمت شکم قرار گرفته و کمر جنین به سمت کمر مادر است، کمتر باردار به نظر می‌رسند. آنها شکم پهنی دارند که چندان برآمده نیست و اغلب باید به اطرافیان‌شان در مورد خورد و خوراک خود و دلیل کوچک ماندن شکم‌شان توضیح دهند چراکه هنوز هم از نظر بسیاری از افراد شکم بزرگ نشانه سلامت مادر و جنین است البته این مادرها هم گاهی شکمی هندوانه‌ای پیدا می‌کنند چراکه شکل شکم ممکن است حتی در طول یک روز هم چندین بار دستخوش تغییر شود. با چرخش‌های جنین یا نفخ مادر احتمال دارد در بعضی ساعات شکم مادر بزرگ‌تر به نظر برسد و در بعضی ساعات کوچک و خوابیده به چشم بیاید.

گلابی خورده‌اید؟

بالا یا پایین بودن شکم هیچ ربطی به جنسیت جنین ندارد. وقتی شکم مادری بالا قرار دارد، معنایش این است که عضلات شکمش قوی است و در وضعیت مناسبی به سر می‌برد درحالی که سن بارداری، تجربیات بارداری قبلی یا متناسب نبودن و ضعیف بودن اندام مادر قبل از بارداری می‌تواند شکم او را پایین بیندازد. یک شکم بزرگ اگر با عضلات ضعیف همراه شود می‌تواند گلابی‌شکل به پایین بیفتد.


پلاستیک بخوریم یا ماهی؟!


روزنامه شهروند – فرهاد مرتاض: توده‌های زباله‌ای شناور همچون وصله‌های بزرگی در اقیانوس آرام جابه‌جا می‌شوند. آنها از ساحل‌های شهری تا جزیره‌های دورافتاده با امواج اقیانوس‌ها بالا و پایین شده و مسافت بسیار زیادی را پیموده‌اند تا ناخواسته دوباره به آن سواحل بازگردند.

تحقیقات نشان می‌دهد این پلاستیک‌های سرگردان در معده بیش از نیمی از لاک‌پشت‌های دریایی و تقریبا در معده همه مرغ‌های دریایی وجود دارند. اگر این پلاستیک‌ها را در سراسر سواحل دنیا جمع‌آوری کنیم با کل آنها می‌توان در تمام سواحل دنیا یک دیوار خیالی پلاستیکی حایل میان خودمان و دریا بسازیم.

پلاستیک بخوریم یا ماهی

از طرفی این میزان پلاستیک با مقداری که سازمان جهانی اقتصاد معتقد است تا میانه قرن جاری در اقیانوس‌ها شناور است، قابل مقایسه است. بنابر گزارش سازمان‌های مردم‌نهاد اگر ما به همین منوال کنونی پلاستیک تولید کنیم و راهکار مناسبی برای بازیافت نداشته باشیم تا‌ سال ٢٠٥٠ وزن پلاستیک‌های اقیانوس‌ها از وزن ماهی‌های دنیا پیشی خواهد گرفت. براساس این گزارش در ٥٠‌سال گذشته میزان استفاده از پلاستیک‌ها ٢٠ برابر شده است. پیش‌بینی می‌شود این میزان تا ٢٠‌سال آینده هم دو برابر شود. همچنین تا‌ سال ٢٠٥٠ میزان پلاستیک‌های تولیدی نسبت به ‌سال ٢٠١٤ سه برابر خواهد شد.

بر این اساس، انسان‌ها برای اطمینان از بازیافت یا خلاصی از زباله‌های محصولات پلاستیکی راه را به کلی اشتباه رفته‌اند. در حدود یک‌سوم از زباله‌های محصولات پلاستیکی در فرآیند جمع‌آوری نادیده گرفته می‌شوند که سرانجام‌شان جایی جز امواج دریاها یا معده مرغ‌های دریایی نیست. این میزان حدود ٨‌میلیون‌تن در هر ‌سال است یا آن‌گونه که جنا جمبک از دانشگاه جورجیا به‌تازگی در واشینگتن‌پست نوشته به اندازه ١٥ گونی پر از پلاستیک در هر متر از سواحل دنیا.

این گزارش درست یک روز قبل از برگزاری پر زرق‌وبرق اجلاس جهانی اقتصاد منتشر شد. همایش امسال اقتصاد در دائوس سوییس با تاکید خاص به آنچه WTF (انقلاب صنعتی چهارم) می‌خواند، گشایش یافت. آنها اهداف انقلاب صنعت چهارم را پیشرفت در عرصه فناوری‌های پیچیده مثل ربات‌ها و تأثیر آن در افزایش شکاف میان ثروتمندان و فقرای جهان تعریف می‌کنند.

اما موقعیت پلاستیک‌ها (صنعتی نه‌چندان پیچیده که نزدیک به یک قرن قدمت دارد) یک یادآوری هشداردهنده است بر این‌که ما هنوز نتوانسته‌ایم بسیاری از اثرات و عواقب انقلاب‌های قبلی صنعتی را مدیریت کنیم. براساس این گزارش، مقصد بیشتر از ٧٠درصد تولیدات پلاستیکی جایی جز زمین‌ها یا راه‌های آبی دنیا یا مکان‌های عمومی نیست.

برای تولید محصولات پلاستیکی ٦درصد از نفت جهان مصرف می‌شود (میزانی که تا ‌سال ٢٠٥٠ به ٢٠درصد خواهد رسید) و همچنین یک‌درصد از بودجه کربن جهان صرف تولید این محصولات می‌شود (بودجه کربن حداکثر آلودگی‌ای که جهان می‌تواند تولید کند تا دمای کره‌زمین بیش از ٢ درجه سلسیوس بالا نرود).

این گزارش می‌گوید ١٥درصد از بودجه کربن را تا ‌سال٢٠٥٠ صرف ساخت بطری‌های پلاستیکی نوشابه‌ها، کیسه‌های خرید پلاستیکی و مشابه آن خواهیم کرد.
صنایعی چون گردشگری، حمل‌ونقل و ماهیگیری زیان‌دیدگان اصلی ورود پلاستیک‌ها به آبراه‌های دنیا هستند که سالانه ١٣‌میلیارد دلار متضرر می‌شوند. همچنین این آلودگی پلاستیکی توازن زیست‌بوم دریایی را برهم می‌زند تا جایی که خطری جدی برای امنیت غذایی مردمانی است که به غذاهای دریایی وابسته هستند.

از طرفی دیگر، همه پلاستیک‌های داخل آب‌ها برای جانداران دریایی نیز خطرات جدی ایجاد می‌کنند.

اطلاعات این گزارش نتیجه بیش از ٢٠٠ مصاحبه و مقاله از ١٨٠متخصص و پژوهشگر در همایش «اقتصاد پلاستیک» است. همزمان با انتشار این گزارش همچنین مجلهNature Communication یادآوری کرده که سازمان فائو (سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد) به صورت بنیادی نقشه صیادی بی‌‌رویه را نادیده گرفته است. سرپرست‌های این پژوهش «دانیال پائولی» و «دریک زلر» از دانشگاه بریتیش کلمبیا هستند که به این مطالعه «پروژه دریای اطراف ما» نام نهاده‌اند و براساس آن صید ماهی در جهان میان سال‌های ١٩٥٠ تا ٢٠١٠ احتمالا ٥٠درصد بیشتر از آنچه قبلا فرض می‌شده، انجام شده است. به این معنی که ضربه به ذخایر ماهی‌های دنیا بیش از آن است که قبلا تصور می‌کردیم. اما در هر دو مطالعه نشانه‌هایی از خوشبینی هم یافت می‌شود. پائولی و زلر به روزنامه واشینگتن‌پست گفته‌اند دست‌کم‌گرفتن میزان صید ماهی از طرف سازمان ملل نشان‌دهنده این واقعیت است که در تخمین تعداد ماهی‌ها هم دچار اشتباه بوده‌اند.

آنها معتقدند: «اگر ما منابع ماهی دریاهای دنیا را بازسازی کنیم، بیشتر از آنچه قبلا فکر می‌کردیم می‌توانیم در این بازسازی موثر باشیم، به عبارت دیگر اقیانوس‌ها بیش از آنچه قبلا فکر می‌کردیم، می‌توانند غذای مارا فراهم کنند.»

از طرف دیگر، گزارش جلسه جهانی اقتصاد چندان مثبت نیست، اما راه‌هایی را برای جمع‌آوری همه محصولات پلاستیکی که تولید و مصرف می‌کنیم، پیشنهاد می‌کند.

کشورها می‌توانند قوانینی را اجرا کنند تا زباله‌هایی که جمع‌آوری می‌شوند، با بهره‌وری بیشتر بازیافت شده و همزمان با تولید دوباره، در بسته‌بندی‌های جدید به کار گرفته شوند، نتیجه آن تقویت زیرساخت‌هایی است که طی آن زباله‌های کمتری تولید و در نتیجه به دریاها وارد می‌شوند.


1 2